یکشنبه , 10 مهر 1401 - 8:24 بعد از ظهر

تاریخچه تمیسکیرا – سرزمین زن شگفت انگیز

Wonder Woman در میان همتایان اولیه خود در DC بی نظیر است. فراتر از تفاوتهای آشکار بین او و بتمن یا سوپرمن ، این شخصیت در تمامی جهان شناخته شده است.

اگر بتمن در خیابان های شهر گاتهام سرکشی نمی کرد و به طور دائم در پروژه های عمرانی آن سرمایه گذاری نمیکرد، شوالیه تاریکی نبود. سوپرمن ممکن است یک بیگانه باشد ، اما احساس خود را در مزرعه ای در کانزاس پیدا کرد. او یک رانندگی طولانی انجام داد تا به شهر بزرگ خود برسد و بیشتر در متروپولیس شکل گرفت. در حالی که زن شگفت انگیز با دنیای بزرگتر غریبه نیست ، اما از جایی می آید که با برنامه از آن دور شده است. بهشت آمازونی تمیسکیرا به هیچ جای دیگری در جهان DC شباهت ندارد ، بهشتی افسانه ای که از دنیای انسانها پنهان مانده و کاملاً توسط نژادی از زنان ابرقدرتمند الهی ساخته شده است.

همانگونه که برای شناخت سوپرمن باید به کنت ها برسید ، برای شناخت زن شگفت انگیز بدون درک صحیح از جزیره جدا شده ای که در آن بزرگ شده ، به جائی نخواهید رسید. بدون درسهایی که در جامعه زن سالار خود آموخته است و تصمیم نهایی برای ترک آن برای کمک و محافظت از جهان ، هیچ زن شگفت انگیزی وجود نداشت.

قبل از غرق شدن در تاریخ زن شگفت انگیز در Themyscira ، لازم است بدانید که او چرا در ابتدا بوجود آمد. ممکن است سالها خدمات پرطرفدار در صنعت پول ساز کمیک شما را به این باور برساند که زن شگفت انگیز یک پول نقد برای سرمایه گذاری برای افرادی است که کمیک های عصر طلایی (یعنی دختران جوان) را نمی خریدند ،اما منشأ واقعی این شخصیت به طرز قابل توجهی ایده آل تر است .

ویلیام مولتون مارستون این شخصیت را برای طرح ایده مدینه فاضله فمینیستی خلق کرد ، زیرا معتقد بود جهانی که توسط زنان با منافع زنان رهبری می شود ، جهان بهتری خواهد بود. این مخترع و روانشناس در مورد صفات زنان آزاده ای كه در اطراف خود می دید اغراق كرد (خصوصاً دو زنی كه با آنها رابطه چندنفره داشت ، زیرا او با همسر و معشوقه اش در یک منزل زندگی میکرد و رابطه عاطفی آشکاری با آنها داشت) و نوع جدیدی از قهرمان را خلق كرد.

“حتی خود دختران هم دوست ندارند دختر باشند، بعلت اینکه الگوهای کهن زنانه ما فاقد نیرو و قدرت است. آنها که نمی خواهند دختر شوند ، نمی خواهند مانند زنان خوب ،نرم ، تسلیم و صلح دوست باشند. ویژگی های زنان به دلیل ضعف خود آنها مورد تحقیر واقع شده است”، او در مشهورترین نوشته خود در یک مجله آمریکایی نوشت. “راه حل واضح ایجاد یک شخصیت زنانه قدرتمند،شخصیت سوپرمن به علاوه جذابیت یک زن خوب و زیبا است.”

برای فرود اخلاقی زن شگفت انگیز ، او نمی تواند در دنیائی که به دنیا آمده ، یک ناهنجاری باشد. او باید از یک ملت کامل، از زنان قدرتمند می آمد ، که دنیای آنها جهانی بهتر باشد که کاملاً توسط زنان ساخته شده و اثباتی باشد بر خوب بودن این جهان . خلاصه اینکه ، تمیسکیرا باید بهشت ​​باشد.

سرزمینی با نامهای فراوان

بنابراین خانه زن شگفت انگیز به عنوان یک بهشت ​​ایده آل طراحی شده است ، تقریباً از لحاظ طنز. نام اصلی Themyscira – با زبان صریح و واضح کمیک های عصر طلایی – جزیره بهشت ​​بود. مسائل اولیه کاملاً روشن بود که می خواهند خوانندگان از جزیره چه چیزی را بدانند. این مکان عالی بود و به دلیل طرد شدن مردان ، عالی تر نیز بود. نام های دیگر این مکان در سال های اولیه زن شگفت انگیز متغیر بودند و به همان اندازه توصیفی بودند. این جزیره به دلیل موقعیتش به عنوان خانه آمازونی ها ،به جزیره آمازون معروف بود. به دلایلی که حدس زدن آنها به همین راحتی است ، گاهی اوقات به آن جزیره بهشت ​​هم می گفتند. اما تا چند دهه پس از اینکه زن شگفت انگیز برای اولین بار در صفحات کمیک ترسیم شد نام آن تمیسکیرا نبود. جزیره تمیسکیرا در اثر وقایع عظیم کراس اوور DC ،یعنی “بحران در زمینهای بی نهایت” در دهه 80 به وجود آمد. این واقعه مهم راهی برای سلب قانون و تداوم دهها سال انتشار بود ، و جهان DC را تحت مجموعه ای از عناوین جدید با پشتوانه های روشن، ساده سازی می کرد. بنابراین اینچنین بود که جزیره بهشت ​​به تمیسکیرا تبدیل شد.

بهشت جزیره ای دور از دنیای انسان ها

در راه اندازی مجدد دی سی، تمیسکیرا زندگی خود را به عنوان یک جزیره آغاز نکرد. در عوض یک شهر آمازونی در نزدیکی ترکیه امروزی بود. سرزمینی که توسط خدایان ایجاد شده بود، آمازونیها را از خاک رس قالب می گیرند و آنها را با آموزش خصوصیاتی مانند شفقت به جهان گسترده تری مأمور می کنند.

آمازونی ها در ابتدای حضور خود بر روی زمین چنین به تصویر کشیده شده اند که در حال جدال با آرس، خدای جنگ هستند. همانطور که آمازونیها ایده هایی مانند حسن نیت و صلح جهانی را گسترش می دهند ، آرس بشریت را فاسد می کند و آنها را به سمت انتقام و خشم سوق می دهد. آنها هرجائی که رقابت میکنند سعی در بهبود جهان از سمت نابودی به شهر فاضله ای که خود دارند، که بهشت ​​شناخته می شود ،دارند.

ایالت تمیسکیرا توسط هیپولیتا و آنتیوپ ، ملکه و خواهر او اداره می شود. آرس سرانجام با فریب دادن هراکلس برای حمله به آمازونی ها ، پایتخت بت پرست آمازونی ها را به دردسر میاندازد. حمله اولیه او ناموفق است ، زیرا آمازونهیای بسیار قدرتمند به سرعت او را شکست می دهند. هیپولیتا و آنتیوپ در جامعه ای زندگی می کنند که تا حد زیادی عاری از خشم و نیرنگ نیست ، اما جامعه ای است که مبتنی بر بخشش است. به همین دلیل ، آنها هراکلس تحقیر شده را به جشن در پایتخت خود دعوت می کنند تا دوره جدیدی از دوستی را آغاز کنند.

اوضاع آنطور که به نظر می رسد، ایده آل نیست

هرچند هراکلس چیزهای دیگری هم در ذهن دارد. او به عنوان یک نیرنگ در جشن شرکت می کند تا نیروهای خود را بدون مقاومت به داخل شهر وارد کند. در این جشن ، او آمازونی ها را بیهوش می کند و آنها را به اسارت می گیرد.

آمازونی ها سرانجام به زنان کوه المپ و آتنا پاسخ می دهند و گریه های آنها را میشنوند و با توافق برای انتقام گرفتن از مردانی که آنها را به بردگی گرفته اند ، آنها را از بند آزاد می کنند. از آنجا که هدف آتنا پرورش آفرینش است ،نابودی تمام زندگی را شیطانی می داند. آمازونی ها هم با این مطلب موافقند ، اگرچه در واقع تمام آنها این احساس بخشش را ندارند: آتنا با استفاده از قدرت خود زنجیرهای آمازونیها را در اسارت خرد می کند – و بسیاری از آنها ، مردان غاصب را به قتل می رسانند.

این آتنا را عصبانی می کند ، و او ناراحت به آمازون می آید و از آنها می خواهد برای کارهایی که انجام داده اند توبه کنند و آنها را به یک جزیره – به نام پایتخت سابق خود – که در بالای درب جهان زیرین قرار دارد ، میفرستد . نقش آنها به عنوان نگهبان با دفع نیروهای مخرب از دنیای انسان به آتنا کمک می کند. علاوه بر این ، آمازونی ها مجبور هستند از دستبندهایی برای یادآوری زمان فریب خوردن خود در زمان بردگی شان استفاده کنند. هر چند همه آنها کاملاً مایل نیستند که با این برنامه همراه شوند.

شکافی بین خانواده حاکم

اگرچه هیپولیتا و آنتیوپ از زمان بسیار قدیم به عنوان رهبران مشترک آمازون حکومت کرده اند ، تصمیم به عقب نشینی از دنیای انسان ها و ایجاد یک جامعه صلح دوست در تمیسکیرا با یکی از آنها مطابقت ندارد. آنتیوپ از آمازونیهای دیگر بیزار است و با خود نیرویی از جنگجویان انتقام جو را که کاملاً حاضر به بخشش مردانی نیستند که آنها را به بردگی گرفته اند، همراه میکند.

آنتیوپ برای نابودی هراکلس و سردار تیسوس به راه افتاد. اگرچه انتقام خود را نگرفت، اما در نهایت عاشق تیسوس می شود و تشکیل خانواده می دهد. آمازونی های تبعیدی سعی می کنند با نیروهای یونانی تیسوس صلح کنند ، اما بیشتر آنها نمی توانند در کنار همان مردانی که به آنها حمله کرده و آنها را به بردگی گرفته اند ، جنگ کنند. آنتیوپ سرانجام توسط همسر انتقام جوی سابق تیسوس کشته میشود، و اتحاد نابسامان میان ارتش تیسوس و گروه آمازونها را از بین میبرد. آمازونی های باقیمانده دختر خوانده آنتیوپ را به عنوان رهبر خود ارتقا می دهند ، و به گوشه ای دور از زمین می روند. آنها در صحرای عمیق خاورمیانه جامعه خود را راه اندازی کردند و در حالی که تمیسکیرا خارج از جهان انسان ها راه خود را ادامه می دهد ، یک مستعمره در Bana-Mighdall ایجاد می کنند.

تهاجمات جهان خارج

اگرچه تمیسکیرا قلعه ای جزیره ای ،جدا از دنیای انسانها است ، اما داستان خسته کننده ای دارد. در طول سال ها ، متجاوزان زیادی به عمد و به طور تصادفی در سواحل این جزیره فرود آمده اند.

همه، از خلبانان جنگنده های تصادفی گرفته تا دارکساید و هرکول طی سال های گذشته، راه خود را به سمت تمیسکیرا باز کرده اند. شرور کیهانی معروف به Darkseid به این جزیره حمله کرد و نیمی از جمعیت آن را از بین برد. هرکول بار دیگر سعی کرد آمازونیها را تحت سلطه خود درآورد. بیگانگان از عمق فرو رفتگی ذهن جک کربی حمله کرده اند. یکبار هم آتنا آمازونی های خود را تبدیل کرد ، او همه به جز ملکه را به مار تبدیل کرد . آنها اغلب از نظر زیبایی مطابق با مجسمه های کلاسیک جزیره یونان به سنگ تبدیل شدند. اما به دلیل ماهیت لغزنده تداوم کتاب های کمیک ، جایی که مرگ به ندرت ادامه می یابد ، و اشتیاق پایدار به وجود آمازونی ها ،تمیسکیرا همیشه به نوعی باز می گردد.

یک سفیر

همه این تاریخچه ها و دسیسه های قدیمی ما را به سمت تولد نسبتاً عجیب یک ابرقهرمان کلاسیک DC سوق می دهد.

هیپولیتا دخترش دایانا را که با نام زن شگفت انگیز می شناسیم از خاک جزیره تمیسکیرا شکل داد. دایانا که قصد داشت تغییراتی را در سرزمین مادری خود ایجاد کند ، به انزوای تمیسکیرا اعتراض می کند – و سرانجام میرود تا به عنوان سفیر بین جهانش که از زنان قدرتمند آمازونی به وجود آمدند و دنیای انسان ها خدمت کند. نوسان دایانا در هر دو جهان به دوره ای از مرزهای باز منتهی می شود و بازدیدکنندگان از دنیای خارج با استقبال خانواده سلطنتی برای اولین بار در گذشته متوقف می شوند. همانطور که دایانا از طریق این کار خود به یکی از محافظان دنیای خارج تبدیل می شود – همچنین به عنوان یک ابرقهرمان تنها و همچنین عضو لیگ عدالت منصوب میشود،اینگونه بسیاری از بزرگان و نمایندگان می خواهند درباره خانه مخفی او اطلاعات بیشتری کسب کنند. در واقع او سفیر صلح تمیسکیرا در جهان خارج و بین انسانها است .  اینگونه جهان تمیسکیرا در دنیای دی سی یک سفیر به دنیا ارزانی میکند.

دوران صلح و بازگشت به جنگ

آمازونی ها چنان متعهد به دوره جدید گشودگی خود هستند (و آنقدر از پایه های دنیای پنهان خود دور مانده اند) که تمام زره پوش های خود را از بین می برند تا نشان دهند در نهایت چقدر به اهداف صلح و اجتماع پایبند هستند. متأسفانه ، این موضوع کمی زود انجام میشود. جادوگر اسطوره ای (و به طور مرتب ابرشرور DC ظاهر می شود) Circe (سیرس) توطئه ای را برای آغاز جنگ بین همه خدایان المپیا و سایر پانتئون ها آغاز می کند ، و او با چرخاندن جهان در برابر آمازونی ها ، مرتکب یک سری قتل های بیرحمانه و برنامه ریزی شده در سرتاسر جزیره میشود.

به اصطلاح جنگ خدایان چنان شدید می شود که جنگ الیمپوس به سطح زمین کشیده می شود و تقریباً در طی آن زمین را نابود می کند. Circe در ابتدا با ضربه زدن به خدایان و فرستادن نماینده خود به زمین ، کاپیتان مارول ، قهرمانان و ابرقهرمان تمیسکیرا را منحرف می کند. سرانجام ، سیرس به جزیره تمیسکیرا حمله می کند و با زمین زدن زن شگفت انگیز در خاک رس ، زن شگفت انگیز را می کشد.

سرانجام به خدایان نشان داده می شود که توسط سیرس دستکاری شده اند. همانطور که آنها به خود میایند ، زن شگفت انگیز دوباره زنده می شود. او جادوگر باستانی را از بین می برد و با مادرش در تمیسکیرا دیدار می کند. شهروندان زمین از آمازونیها عذرخواهی می کنند و این جزیره دوباره به روی نمایندگان جهان خارج باز می شود.

جنگ داخلی و پایان تمیسکیرا

هیچ صلحی در مورد تمیسکیرا پایدار نیست و جنگ همانطور که کمیک نویسان مطالبه می کنند شروع و متوقف می شود. پیامدهای برخی از آنها طولانی تر از دیگران است. جنگ داخلی آمازونیها یکی از این جنگهاست.

قبیله گمشده آمازونی ها را که در خاورمیانه زندگی می کنند ، به خاطر می آورید؟ آنها حتی هنوز هم در تمام این نبردها با خدایان المپیا و دنیای خارج، حضور دارند. آنها از اصول راهنمایی تعیین شده توسط رهبر دیرین خود آنتیوپ پیروی می کنند و احترام آنها به یک ملکه ، یک بار دیگر آنها را در معرض آسیب پذیری قرار می دهد. قاتل آنتیوپه جادوگر آمازونی، ماگالا را در اختیار دارد و از طریق او هر دو طرف را متقاعد می کند که قبیله دیگر آمازون ، باید نابود شود.

بد نیست توضیح دهیم که ماگالا یکی از اولین زنانی است که به آمازونی تبدیل می شود. در تقویم آمازون پس از بحران در زمینهای بیکران ، هر زنی که به عنوان آمازونی دوباره متولد شده ، در اصل یک زن فانی بوده که به دست یک مرد کشته شده است. ماگالا یک زن غارنشین بود ، که قبل از ظهور هوموساپینس ها (اولین انسانهای اولیه هوشمند) وجود داشته است. او در نوع خود تنها یک نفر در جزیره بود. به دلیل اختلافش ، خودش را پنهان کرد و یک عارف شد ،شخصیتی مورد اعتماد آمازونی ها.

جنگ بین آمازونهای بانا (همانطور که قبیله گمشده شناخته می شد) و آمازونیهای تمیسکیرا جزیره را ویران کرد و میهن آنها از بین رفت. این دو قبیله سرانجام در برابر یک دشمن مشترک متحد شدند.

ایجاد تمیسکیرای جدید

ایمپریکس، شخصیت DC که به عنوان یک تجسم زنده از آنتروپی عمل می کند ، در واقعه ای که جهان ما را درگیر جنگ میکند ، به زمین حمله می کند ، و ناخواسته دو قبیله را متحد می کند. صلح آنها در جنگ ، البته معنای اندکی خواهد داشت. آنچه از تمیسکیرا باقی مانده است به فضا منتقل می شود و تعداد زیادی از آمازونی های هر دو قبیله در این راه می میرند. سرانجام دایانا مجبور می شود دعایی را برای رزمندگان باقی مانده بخواند که انرژی جمعی آنها را برای شکست دادن ایمپریکس هدایت می کند.

آمازونی ها به یک خانه جدید و شخصیت هایی از سراسر تراشه کیهان DC احتیاج دارند. تمیسکیرای جدید با کمک مارشن منهانتر ، جولی کاپاتلیس ، باستان شناس و خلبان جنگنده استیو ترور ساخته شده است. این جزیره جدید از فناوری بیگانه برای شناور شدن در هوا استفاده می کند ، و به جای اینکه در یک قسمت پنهان از اقیانوس حبس شود ، به دور زمین سفر می کند تا نماد تعهد آنها به جهان انسان ها باشد.

این موضوع به گشودگی دروازه برای زنان قبیله رقیب سابق آنها منتهی می شود: آمازونهای بنا و تمیسکیرا در این جزیره متحد می شوند و تمدن خود را تحت دو مجموعه خدایان ادامه می دهند ، کسانی که از قبیله صحرا و یونانی هستند و اساس اصلی تمیسکیرا را تشکیل می دهند.

کمیک زن شگفت انگیز – زمین مرده را از اینجا بخوانید
10 دشمن ترسناک زن شگفت انگیز در همه زمان ها
10 ابرقهرمان قدرتمند DC
دانلود مجموعه عکس از واندروومن

 

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

بله، اعضای اصلی لیگ عدالت بین المللی عالی بوده اند

لیگ عدالت بین المللی توسط تیم قدرتمند کیت گیفن، کوین مگوایر و JM DeMatteis ایجاد …

2 دیدگاه

  1. سلام
    بهتون پیشنهاد می کنم حالا که تاریخچه ی آزگارد،واکاندا و تمیسکیرا رو در چند مقاله توضیح دادین،تاریخچه ی آتلانتیس رو هم معرفی کنید

دیدگاهتان را بنویسید