سه شنبه , 12 مهر 1401 - 7:11 بعد از ظهر

تاریخچه سلستیال ها در مارول

سلستیال ها نژادی از خدایان فضایی زره پوش عظیم ، معماگونه و تقریباً قادران مطلقی هستند که سابقه طولانی مداخله در زمین را دارند. خلق شده توسط جک کربی و اولین بار در شماره 2 ابدی ها (1976) ظاهر شدند ، آنها احتمالاً از کتاب محبوب ارابه و دانیکن در اوایل دهه 70 ارابه های خدایان الهام گرفته شده اند ، کتابی که تمدن های باستانی مانند مایاها را پیشنهاد می کرد و به بیگانگان میپرداخت. کربی با این ایده به جلو رفت و یک سناریوی کیهانی چنان جذاب ایجاد کرد که بسیار فراتر از اجرای مختصر اولیه سری Eternals (ابدی ها) بود.

همانطور که در ابتدا مشخص شد ، سلستیال ها دانشمندان کیهانی بودند و برای غایت مرموز خود ، گونه های غالب را در سیارات جوان آزمایش می کردند. در هر سیاره ، آنها تعداد کمی از جاودانگی و سهمی از قدرت های کیهانی خود را غوطه ور می ساختند. آنها تبدیل به جاودانان آن سیاره می شدند. سپس زیرمجموعه دیگری را انتخاب کرده و مواد ژنتیکی خود را بسیار ناپایدار کرده و منجر به جهش سریع می شدند. موجودات آن ها منحرف می شدند. سرانجام ، آنها DNA سایر افراد مورد آزمایش خود را که تکامل میافتند ، به طرز ماهرانه ای تغییر میدادند.

سلستیال ها هر از گاهی برای رصد این سیارات بازمی گشتند ، تا آنها را قضاوت کنند. در نگهبانان کهکشان ، یک آسمانی به نام اِسون جستجوگر، دیده می شود که با کمک قدرتش، جمعیت یک سیاره را از بین می برد. او ادعا میکرد که یک سلستیال است. با معرفی سلستیال  ها در فیلم ابدی ها، از دیدن آنها با بسیاری از اتفاقات در MCU تعجب نکنید.

اولین بنیان

چه کسی سلستیال های آسمانی را ساخته است؟ هدف او چه بوده؟ آنها توسط اولین موجود کیهانی ایجاد شده اند ، جهانی عاقل که خود را اولین بنیان می نامید. او تنها بود و تمام عالم او بود ، اما تنها شد و موجوداتی را ایجاد کرد که با او همراه شوند. تا حدی در موازات داستان لوسیفر ، گروه موجودات سلستیالی که به او وفادار بودند به عنوان Aspirants (آرزومندان) شناخته می شدند. آنها زره هایی به رنگ تیره به تن داشتند و آرزوی دیگری جز ستایش خلاقیت های سازنده خود نداشتند.

گروه دیگر موجودات بیشتر با سلستیال ها آشنا می شوند و آنها به تغییر ، رشد و احتمال مرگ علاقه مند میشوند. آنها می خواستند آفریده های جهان را آزمایش کنند تا ببینند در این آزمایش چه اتفاقی برای آنها می افتد. آنها از برنامه ها و خلاقیت های بنیان راضی نبودند. این توسط اولین بنیان ، که می خواست آفریده هایش او را تحسین کنند ، کفرآمیز تلقی شد. در نتیجه جنگ آغاز شد.

جنگ آسمانی

جنگ بین آرزوها ، وفادار به آسمان اول و سلطنتی های شورشی آغاز شد. هر دو طرف متحمل خسارات سنگینی شدند ، اما سرانجام آرزومندان با زره پوش خداکش، که بیشتر نیروهای سلستیال ها را از بین برد ، پیروز شدند. با این حال ، پس از اینکه دشمنانشان پراکنده شدند ، آرزومندان زره پوش خداکش را برای ساخت قطعات ناوگان فضایی جدید سلب کردند. اندکی پس از آن ، جنگ داخلی درگرفت.

سلستیال های باقی مانده به دشمنان پراکنده و منحرف خود حمله کرده و آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. آنها که ناامید از یک پیروزی قاطع بودند ، یک باره مخرب ترین اسلحه های خود را بیرون کشیدند و بنیان اول را به قطعاتی تقسیم کردند. این تولد مولتیورس بود (جهان های چندگانه) ، زیرا تغییر شکل دهی بنیان صدها واقعیت جدید و متفاوت را ایجاد کرد.

بدون هیچ مخالفتی ، سلستیال ها آزاد بودند که در کار گونه های جدیدی که در میلیون ها جهان در حال تکامل بودند، دخالت کنند. آنها نژادی از خادمان به نام امگاها را ایجاد کردند که به مأموریت سلستیال ها کمک میکردند. از جمله ، آنها موجودات فوق العاده قدرتمندی را در سراسر کره خاکی در سراسر مالتی ورس ایجاد کردند ، بنابراین آنها توانستند سیاره ای داشته باشند که با آرزومندان مخالفت کند. آرزومندان که بعداً به عنوان سلستیال مرگ شناخته شدند چیزی کمتر از نابودی هر مولتی ورس در کیهان نمی خواستند. ساکنان زمین ، به ویژه انسان ها ، توانایی مقاومت در برابر هورد و سلستیال مرگ را داشتند.

آسمانی ها به زودی مولتی ورس که هم اکنون در حال رشد بود را به حرکت در آوردند ، در حالی که جهان در یک چرخه پایان ناپذیر می مرد و دوباره متولد میشد. آنچه از بنیان اول باقی مانده بود ، از طریق چندین راه انداز مجدد کیهانی منتظر ماند تا آماده حمله شود.

زاگرب و پیشرو

اولین باری که یک سلستیال روی زمین افتاد چهار میلیارد سال پیش بود که یک سلستیال به نام پیشرو سقوط کرد. او به یک نژاد حشره ای قدرتمند معروف به هورد (تبار) آلوده شد که دشمن سلستیال ها هستند. در حالی که سلستیال ها خالق و پرورش دهنده هستند ، گروه هورد برای نابودی بوجود آمده اند. هر دو آنها در خدمت موجودی به نام Fulcrum (اهرم) هستند. وقتی یک سیاره به سمت نفوذ انحرافی سلستیال ها هدایت می شود ، گروه هورد انرژی آن سیاره را دریافت می کنند. اگر ماهیتی درباره تأثیر انرژی جاودان بودن باشد ، سلستیال ها این انرژی را دریافت می کنند. وجود سلستیال ها برای هورد نیز وجود عادلانه ای است ،آنها پیشرو را آلوده کردند و به همین دلیل پیشرو سقوط کرد.

هنگامی که او درگذشت ، جوهر آلوده او همراه با هزاران تخم هورد به درون زمین اولیه تراوش کرد. لوکی ادعا کرده است که این ذات پروجنیتور (ذات پیشرو) است که مسئول ظهور ابرقدرتها در میان بشریت است. لوکی دروغگوی بزرگی است ، پس از کجا معلوم؟

اتفاقی که به طور قطع رخ داده این است که سلستیال دیگری به نام زاگرب یک میلیون سال پیش پیشرو را ردیابی کرد .او توسط هورد آلوده شد و آنها آن را به اولین دارک آسمانی تبدیل کردند. زاگرب تلاش کرد تا زمین را نابود کند ، اما با مخالفت انتقامجویان عصر حجر به رهبری اودین روبرو شد. این گروه شامل نسخه های قدیمی ققنوس ، روح سوار ، ستاره مارک ، پلنگ سیاه ، مشت آهنین و جادوگر عالی آگاموتو بودند. آنها نتوانستند سلستیال را بکشند ، اما او را دفن و مهر و موم کردند. این کار ادامه داشت تا اینکه لوکی بعدا زاگرب را آزاد کرد. میتوانید این داستان را با ترجمه همین سایت از اینجا بخوانید. (قسمت هفتم)

اولین میزبان

چندی نگذشته بود که زاگرب توسط انتقام جویان عصر سنگ دفن شد ، اولین میزبان سلستیال از زمین بازدید کرد. این سیاره پس از از دست دادن دو سلستیال توجه آنها را به خود جلب کرد و آنها روند عادی خود را برای یافتن گونه های غالب و آزمایش روی آنها آغاز کردند. انتقام جویان سعی کردند با آنها مخالفت کنند اما به راحتی کنار رفتند و میزبان به دنبال آنها رفت. گامنون گاترر پس از یافتن اسون جستجوگر ، افراد آزمایشی را اسیر کرد. Oneg the Prober و Ziran the Tester تعیین کردند که کدام یک از افراد آنها تبدیل به ابدی ها یا منحرفین شوند و کدام یک تقویت مرموز در DNA آنها به وجود آورند تا منجر به جهش های ظریف تری شود.

حداقل این روش آنها در رابطه با نژادهایی مانند کری و اسکرال ها بود. مشخص شد که اشباح شوم ، دشمنان سابق Rom the Spaceknight (شوالیه های فضائی) ، سویه انحرافی نژاد اسکرال ها هستند. لوکی ادعا کرد پس از اینکه سلستیال ها انتقام جویان را شکست دادند ، نیازی به تغییر DNA بشریت احساس نخواهند کرد ، زیرا قبلا توسط بدن مرده و بیمار پیشرو تحت تأثیر قرار گرفته بودند. آنها ترجیح دادند که عفونت هورد را محفوظ نگه دارند ، زیرا معتقد بودند که بشریت توانایی شکست هورد ندارد و در مواد ژنتیکی آنها جذب خواهد شد.

میزبان دوم

حدود 20،000 سال پیش ، دومین میزبان سلستیال وارد زمین شد تا پیشرفت سه زیرگونه غالب زمین را رصد کند. منحرفین در حالی که ابدی ها در محافظت از بشریت در برابر آنها مشکل داشتند ، دست بالا را بیرون کشیدند و بسیاری از افسانه ها را در مورد هیولاها پخش کردند. پادشاهی انحرافی لموریا هنگام ورود آسمانی ها با پادشاهی کوچکتر انسان، آتلانتیس در جنگ بود. متجاوزان بعلت اعتماد به نفس بیش از حد ، خطای اساسی حمله به سلستیال در مدار را مرتکب شدند.

سلستیال به انفجار لموریا به شدت پاسخ داد .آنها همراه با آتلانتیس در انتهای اقیانوس غرق شدند و در نتیجه روند زمین را تغییر دادند. اسون جستجوگر کسی بود که بیشترین تخریب سنگین را انجام داد. بیشتر جمعیت منحرفین در آنچه که آنها فاجعه بزرگ و آنچه سیل بزرگ توسط انسان خوانده شد نابود شد و به بشر اجازه داد تا به گونه غالب زمین تبدیل شود.

با این حال ، طبق پروتکل خود سلستیال ها، منحرفین به گونه غالب زمین تبدیل شده اند و باید در آن زمان زمین را نابود می کردند و انرژی خود را به هورد می دادند. رهبر میزبان دوم ، آریشم قاضی ، به جای این مطلب تصمیم گرفت که منحرفین را هنگام حمله نابود کند. این اختلاف نظر شدیدی را از سوی همکار سلستیال او، آریشم ایجاد کرد، تیاموت ، ارتباط دهنده ، به آریشم حمله کرد. تیاموت توسط میزبان ترک خورده ، روحش را از تن در آورد و در نزدیکی کالیفرنیای کنونی دفن شد. تیاموت اکنون به عنوان سلستیال رویا خوانده می شد. او اکنون سومین سلستیال بود که در جایی از زمین مدفون شده بود.

میزبان سوم

آسمانی ها برای سومین بار هزار سال پیش ظاهر شدند. اودین ، ​​که به عنوان رهبر انتقام جویان عصر حجر با آنها مقابله کرده بود و هزاره ها را از دست داده بود ، این بار به سراغ پدران خدایان مختلف زمین رفت تا جبهه ای متحد در برابر خدایان فضایی فراهم کند. هیئت اعزامی علیه میزبان متشکل از اودین ، ​​زئوس و ویشنو بودند. بله ، خدایی از یک دین واقعی و فعال بخشی از این داستان شد.

آریشم به سادگی آنها را شکست داد. این به اصطلاح “خدایان” نشان دادند که رئیسشان با دیدن آنها به آنها می گوید که چگونه می توانند با استفاده از قدرت سلستیال ها از زمین جدا شوند. قدرتهای مختلف آنها به عبادت متکی بودند و قطع شدن اتصال آنها با زمین به سرعت همه آنها را از بین برد ، بنابراین آریشم به همه آنها دستور داد که تا هزار سال آینده در قضاوت آتی سلطانها دخالت نکنند.

ثور وقتی می خواست بفهمد چرا اودین مانع از دخالت او در کار سلستیال می شود، این تجربه را به سختی آموخت و آریشم این دید را به او نشان داد.

آپوکالیپس

در قرن یازدهم ، جهشگر جاویدان ان صباح نور در مورد یک حاکم مغولستان که از نوعی فناوری مرموز نیرو می گرفت ، شنید. او در طول عمر طولانی خود با چنین مصنوعاتی غریبه نبود ، موجودی به نام Garbha-Hsien را در مصنوعی به نام سفینه ردیابی کرد و او را شکست داد. نور سالها را در سفینه گذراند و قبل از شروع شنیدن صدایی در سرش ، یک ابوالهول ساخت. این صدای سلستیال اسون جستجوگر بود ، که به او پیشنهاد داد از فناوری سفینه استفاده کند تا روزی بر جهان حکومت کند. نور پذیرفت ، هرچند به او گفته شد كه سلستیال ها روزی برمی گردند تا به نفع خود همه چیز را جمع كنند. اینکه چرا اسون این کار را انجام داده مشخص نیست ، این موضوع هم دقیقاً مانند بسیاری از انگیزه های سلستیال ها در بهترین حالت تار است.

نور وقتی خود و نیروهایش گرفتار یک بربر با بازوی سایبرنتیک به نام مسافر شدند ، خود را آپوکالیپس خواند. این مسافر زمان”کیبل” سامرز بود که به گذشته سفر می کرد تا با دشمن قدیمی خود درگیر شود. از طریق مجموعه ای از تصادفات مربوط به خون ویروسی تکنو ویروس خودش ، آپوکالیپس یاد گرفت که چگونه سفینه را که یک صنعت حمل و نقل حساس آسمانی است ، درک کند. این امر به او امکان کنترل مولکولی بدن خود مانند بدن ابدی ها را می دهد و باعث می شود که او نه تنها پیر نشود بلکه کشتن او تقریباً غیرممکن است. آخرالزمان (آپوکالیپس) 800 سال آینده را در خواب زمستانی گذراند و قدرت خود را ارتقا داد.

میزبان چهارم

ورود چهارمین میزبان سلستیال چیزی است که باعث وقایع اولین سری ازل شد. خدایان فضایی بازگشتند و مأموریتی 50 ساله برای قضاوت در مورد بشریت داشتند. آنها همچنین در این مورد ظریف نبودند ، و در وسط فلات در پرو ناخوشایند فرود آمدند و یک گنبد غیر قابل نفوذ روی زمین انداختند.

ثور بلافاصله با آنها مخالفت کرد و در دفاع از زمین به ابدی ها پیوست. اودین در مورد برنامه های خود رازدار بود و به ثور گفت که کنار برود. در همین حال ، رهبر میزبان ، یکی از همه چیز ، ابدی معروف به فراموش شده را از شر منحرفین نجات داد و او را به عنوان یک پیام رسان پیش ثور فرستاد تا به او هشدار دهد در کار سلستیال ها دخالت نکند.

سرانجام ، سالها ماشین کاری از طرف اودین به حرکت درآمد. زره شکست ناپذیر Destroyer (نابودگر) که او خلق کرده بود به طور خاص برای مسابقه نهایی با سلستیال ها ساخته شده است. غولِ غول پیکر و مرموز آزگارد سلاح او بود. اودین جوهر زندگی همه را در آزگارد جذب کرد و وارد ویرانگر شد. یونی مایند از ابدی ها به او پیوست.

اودین با اشعه متلاشی کننده ناوشکن به گنبد نفوذ کرد و بازوی نزار را قطع کرد. سلستیال بدون اضافات ، به سادگی آن را بازسازی کرد. طولی نکشید که سلستیال ها ناوشکن را به یک تکه فلز مذاب تبدیل کردند. الهه زمین Gaea (مادر ثور) هدیه 12 خدای جوان از هر پانتئون را به آریشم اهدا کرد. آریشم به نفع زمین حکم کرد ، میزبان رفت و سلستیال ها خاطرات همه را از این واقعه پاک کردند.

سلستیال رویا بیدار می شود

پروردگار منحرف غور به ذات رویای سلستیال ضربه زد و بسیار قدرتمند شد. اما این یک قیمت داشت ، زیرا سلستیال رویا غور را دستکاری کرد و تلاش کرد او را آزاد کند ، اما فقط خنثی شد. منحرفین با بیدار کردن ابدی ها، آن را دستکاری کردند و سلستیال رویا سرگرم نشد. فقط با آرامش ماكاری مانع از نابودی كره زمین شد.

پس از بیدار شدن ،سلستیال خواب آلود تصمیم گرفت زمین را مشاهده کند و سرانجام قضاوت کند ، همانطور که در خارج از سانفرانسیسکو ایستاد.  تکامل نهائی و سینیستر سعی کردند او را با وررفتن در زره های او دستکاری کنند ، اما سلستیال از قبل در یک ذهن عجیب خاص قرار داشت: این موضوع کل هدف او را زیر سوال برد ، از جمله نقش او در مورد استادش، Fulcrum (اهرم). این کار پسر تنا را از مرگ نجات داد و مرد آهنی را از دور تحسین کرد.

یک میزبان سلستیال دیگر برای تحقیق در این باره ظاهر شد ، و سلستیال خواب آور (همراه با سایکلوپس) از آنها خواست که به راحتی او را ترک کنند. ظاهراً هیچ کس قبلاً این کار را امتحان نکرده بود ، اما اینکار جواب داد!

سلستیال رویا به مکانی منتظر که شبیه یک میله بود رفت. این ملاقات خداپسندانه Fulcrum (اهرم)، رئیس آسمانها ، در قالب یک متصدی بار به نام جک (اشاره به شاه کربی) بود. وقتی سلستیال درخشان کلاه خود را برداشت و شکلی از نوع انسان نمایان شد ، به Fulcrum التماس کرد که با زمین کاری نداشته باشد. Fulcrum خوشحال شد ، زیرا این اولین سلستیال بود که بالاتر از هدف خود قرار گرفته بود و آنها این هوانورد وجودی را رها کردند تا همدم هم شوند.

نابودی و رستاخیز

در این مرحله همه چیز برای سلستیال ها واقعاً کیهانی و انتزاعی است. گروهی از موجودات قدرتمند میان ابعادی به نام Beyonders در حال نابودی تکرارهای مختلف چندرسانایی بودند و به یکدیگر حمله می کردند. در حالی که همه این موضوعات در جریان بود ، آنها با اطمینان از اینکه همه آنها را کشته اند ، هر سلستیالی را که می توانستند در هر چندبازیگری پیدا کنند ، شکار و نابود کردند.

چندجهانی دوباره بازیابی شد ، و در حالی که بسیاری از سلستیال ها مرده بودند ، تعدادی برگشتند که در مکانی در زمان-مکان مخفی شده بودند. آنها توسط موجودی به نام Logos ، تلفیقی از موجودات کیهانی Master Order ، Lord Chaos و In-Betweener مورد حمله قرار گرفتند. لوگوس می خواست قاضی کیهانی باشد و سلستیال ها رقیب او بودند.

همانطور که معلوم شد ، لوگوس پیاده نظام بنیان اول بود ، که بسیار صبورانه منتظر انتقام از سلستیال ها بود. همه سلستیال ها به جز یكی نابود شدند: شخصی بالاتر از همه كه توسط موجودی كیهانی به نام ملكه نورس نجات یافت. او عاشق ابدیت ، موجود کیهانی دیگر بود. ابدیت نمایانگر همه چیزهایی بود که وجود دارد ، اما او مظهر امکانات بود: هر آنچه که می توانست باشد.

او از بالاتر از همه برای بازآفرینی ابدی ها استفاده کرد و در نتیجه میزبان پنجم را به دست آورد و آنها یک بار دیگر اهرم و آرزومندان را شکست دادند.

میزبان نهایی

زاگرب توسط لوکی مزاحم بیدار شد و می خواست با سلستیال های تاریک ،زمین را نابود کنند. در همین حین میزبان پنجم از آسمان سقوط کرد ، ظاهراً مرده ، انتقام جویان سعی کردند بیشتر در مورد گروه هورد صحبت کنند. آنها کشف کردند که جاودانه ها دست به خودکشی دسته جمعی زده اند ، زیرا فهمیده بودند که آنها برای کمک به بشریت آنجا نبوده اند. آنها هنگامی که دانستند هدفشان تزکیه بشریت به عنوان یک درمان بالقوه برای هجوم گزند و هر از چند گاهی برای بررسی آمادگی “پادزهر” است ، دیوانه شدند.

ایکاریس از ابدیان به مردآهنی گفت که انسانها قادرند مانند مردم او یک ذهن واحد ایجاد کنند و DNA آنها کلید شکست گروه هورد است. گروه هورد زره پوش سلستیال های مرده روی زمین را دوباره احیا کرده بودند ، اما Uni-Mind (تک ذهن – ذهن واحد) بشری آنها را کاملاً خاموش کرد. سلستیال ها دوباره به زندگی بازگشته و به انتقام جویان کمک کردند تا سلستیال تاریک را شکست دهند. بار دیگر زمین نجات یافت. میتوانید این داستان را با ترجمه همین سایت از اینجا بخوانید.

بعداً ، لوکی به دنبال سنگ های بینهایت رفت. او در مورد پایان زمان جایی به نام معدن خلقت ، جایی که سنگها از آنجا پدید آمده بود شنیده بود و به آنجا سفر کرد و فهمید که انتخاب سنگ ها در آنجا کاملاً غیرفعال است. علاوه بر این ، او هزاران سنگ را مانند سنگ های بینهایت مشاهده کرد که توسط گروهی از آسمانیان باستانی استخراج شده بود. فریبکار متوجه شد که این نیرنگ متوجه او بوده است: سلستیال ها در حال استخراج بودند و سنگ ها را به داخل مالتی ورس می فرستادند و آنها را برای اهداف خود دستکاری می کردند.این کمیک هم توسط ما ترجمه شده و میتوانید از اینجا بخوانید .

مجموعه تصاویر از فیلم The Eternals 2021
حقایق ناگفته از بارون موردو
حقایق ناگفته از استارفاکس، اِروس
حقایق ناگفته از واچر
حقایق ناگفته از موربیوس
حقایق ناگفته از شانگ چی
حقایق ناگفته از انشنت وان
مجموعه کمیک دکتر استرنج
حقایق ناگفته از اسکارلت ویچ
دانلود کمیک رویداد لعنت
کمیک نوری که هرگز نبود
کمیک بهترین مدافعان
کمیک یک لحظه آرامش
دانلود کمیک کاپیتان آمریکا – تولد دوباره
دانلود کمیک X-23 معصومیت گمشده

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

بله، اعضای اصلی لیگ عدالت بین المللی عالی بوده اند

لیگ عدالت بین المللی توسط تیم قدرتمند کیت گیفن، کوین مگوایر و JM DeMatteis ایجاد …

دیدگاهتان را بنویسید