سه شنبه , 12 مهر 1401 - 6:48 قبل از ظهر

تاریخچه مخفی میستیک مارول و جایگاه او در دنیای مردان ایکس

وقتی صحبت از تاریخچه شخصیت‌های کتاب‌های کمیک می‌شود، تعداد کمی می‌توانند با تاریخچه میستیک در مارول مقایسه شوند. او در زمان خود چنین کارهائی انجام داده است :

  • او خزنده شب را به دنیا آورد
  • روگ را تحت تاثیر قرار داد
  • با سابرتوث به رختخواب رفت
  • به ایجاد Graydon Creed که از جهش‌یافته ها متنفر بود ، کمک کرد
  • مسیر تاریخ بشر و جهش یافته ها را تغییر داد
  • باعث تغییر شدید شخصیت خانم مارول شد

و بیشتر.

میستیک از طریق تطبیق پذیری خود به عنوان یک شخصیت، به نویسندگان، این امکان را داده است که عملاً هر کاری را که برای روایت یک داستان خوب نیاز دارند ، در اختیار داشته باشند. با توجه به اینکه قدرت جهش یافتگی اولیه او تغییر شکل است، این مطلب منطقی است. میستیک می تواند آغاز، میانه و پایان هر قوس داستانی باشد. زیرا، خوب، او می تواند هر شخصیتی باشد.

از آنجایی که میستیک چندین بار ظاهر خود را تغییر داده است، وفاداری خود را نیز تغییر داده است. وقتی او برای اولین بار معرفی شد، دشمن خانم مارول بود. با این حال، در طول سال ها، او به دشمن مردان ایکس تبدیل شده است، یک ضدقهرمان که خود را با مردان ایکس، یک فعال حقوق جهش یافته و یک مبارز آزادی همسو کرد.

من استدلال می کنم که میستیک تا زمانی که ربکا رومین او را در فیلم اصلی X-Men زنده کرد، در بسیاری از رادارها ظاهر نشد. اگر با تصویر او آشنا نیستید، فقط باید چند چیز را بدانید. ابتدا، این نسخه از شخصیت ظاهر معروف “مقیاس” را معرفی کرد. یعنی این نسخه لباس سفید سنتی او را به نفع رنگ تمام بدن و فلس کنار زد. دوم، نسخه سینمایی، در بیشتر موارد، ساکت بود… یک ویژگی غیر معمول در شخصیت. سوم، او مورد علاقه مگنیتو ایان مک کلن بود. و چهارم، در نتیجه محبوبیت او، او 10 سال بعد، البته با بازیگری متفاوت، در فیلم های پیش درآمد ظاهر شد.

میستیک یک ناهنجاری در کتاب های کمیک است. منظورم این است که او برای چندین دهه همه ابزارها را برای تبدیل شدن به یکی از بهترین تبهکاران X-Men در تاریخ داشته است، اما کاملاً نمی توانست این کار را انجام دهد. نمی گوئیم دلیل این امر صرفاً در تاریخ پیچیده او نهفته است، اما مطمئناً ربطی به آن داشته است.

اما قبل از اینکه وارد این موضوع شویم…

میستیک اولین بار در سال 1978 در خانم مارول شماره 16 ظاهر شد. او توسط کریس کلرمونت و دیو کاکرام خلق شد و قرار بود بازیگر بزرگی در دنیای خانم مارول باشد .

در واقع اطلاعات کمی در مورد گذشته او وجود دارد. این بدان معنی است که سن او، جایی که او از کجا آمده است، و اینکه دقیقاً چه شکلی است، وقتی آبی نیست کاملاً درک نشده است. این بیشتر به دلیل توانایی جهش یافتگی او است. اعتقاد بر این است که قدرت او، در واقع پیری او را کند می کند. چیزی که ما می دانیم این است که او یاد گرفت که از قدرت خود در سن بسیار پایین استفاده کند. میستیک زمانی که یک تغییر شکل دهنده توانا بود، تمام تلاش خود را برای خدمت بهتر به خود و جمعیت جهش یافته ها انجام داد.

به طور گسترده ای مشخص شده است که میستیک با شخصیت های زیادی در کمیک های مارول درگیر بوده است. در یک نمونه، او با ویکتور کرید مرتبط بود. اگر نام برای شما آشنا به نظر می رسد، باید اضافه کرد که ویکتور کرید، دشمن قسم خورده ولوورین، سابرتوث است.

این دو پس از اینکه مأمور کشتن یک دانشمند در برلین شدند، به هم رسیدند. در این مدت میستیک به عنوان Leni Zauber ظاهر می شد و به همین دلیل ویکتور نمی دانست که با میستیک کار می کند. در نتیجه همکاری نزدیک آنها، این دو عاشق هم شدند.

اگر فکر می کنید، عاشق شدن با یکی از وحشی ترین شخصیت های کمیک چیز خطرناکی است. باید بگوئیم که میستیک به این موضوع واقف بود. پس برای جلوگیری از عواقب ترک کردن سابرتوث، او مرگ خود را جعل کرد. اما مدت کوتاهی پس از جدائی ، او متوجه شد که فرزندش را باردار است. نه ماه بعد او گریدون کرید متنفر جهش یافته را به دنیا آورد.

اندکی پس از این اتفاق، میستیک که اکنون در نقش ریون دارکلم رژه می‌رفت، با بارون کریستین واگنر ازدواج کرد. همه چیز برای آن دو خوب بود تا اینکه میستیک متوجه شد که ریون قادر به بچه دار شدن نیست. او که از داشتن فرزند ناامید شده بود، از قدرت خود استفاده کرد تا تقریباً همه مردان روستا را مجبور کند که با او بخوابند. در نهایت او با عزازل جهش یافته روبرو شد و آن دو صاحب فرزند شدند.

واگنر به دلیل ناتوانی در بچه دار شدن به فعالیت های او مشکوک شد. اما این فقط او نبود که مشکوک شده بود. پدرش، مرد قدرتمند دیگری، به او دستور داد تا آزمایش خون بدهند تا مطمئن شود که آیا نوزاد متعلق به اوست یا خیر. البته اینطور نبود و پس از نه ماه، میستیک، کورت واگنر (خزنده شب) را به دنیا آورد.

در طول زایمان، میستیک کنترل قدرت خود را از دست داد و به دنیا نشان داد که یک تغییر شکل دهنده است. بدتر از آن، زمانی که کورت به دنیا آمد، ناهنجاری های او به راحتی پنهان نشد. در حالی که ظاهر بسیاری از جهش‌یافته‌ها تحت تأثیر جهش قرار نمی‌گیرد، ظاهر کورت تحت تأثیر جهش قرار نمی‌گیرد. او با چشمانی درخشان، خز آبی و دمی بی‌پرده به دنیا آمد.

زمانی که انسان‌هایی که در روستا زندگی می‌کردند با این موضوع مواجه شدند، آنها را از خانه‌شان بیرون کردند. او از ترس اینکه اگر پسرش گرفتار شود چه اتفاقی می‌افتد، او را در سبدی گذاشت و او را در رودخانه شناور کرد. (از اینجا داستان پیدایش خزنده شب را بخوانید)

میستیک تعدادی از مشهورترین کودکان تاریخ مردان ایکس را به دنیا آورده است. با این حال، بین همه بچه‌هایی که او به دنیا آورده است، جالب‌ترین فرزند، شخصی است که او به دنیا نیاورده است : روگ.

میستیک مادر خوانده روگ است. ممکن است با من موافق باشید یا نباشید، اما روگ یکی از مهم ترین اعضای X-Men در 30 سال گذشته بوده است.

در طول سال‌های نوجوانی روگ، میستیک از دستینی می‌آموزد (به آنهم می‌رسیم) که روگ در نهایت توسط خانم مارول آسیب خواهد دید . همانطور که تقریباً هر مادری انجام می دهد، میستیک شروع به اقداماتی برای جلوگیری از این اتفاق می کند. اما چیزی که او متوجه نمی شود این بود که روگ مکالمه او با Destiny را شنیده است. قبل از اینکه بتواند کاری انجام دهد، روگ برای مقابله با خانم مارول رفت.

زمانی که روگ در سانفرانسیسکو است، در واقع با خانم مارول روبرو می شود.

برای هر کسی که نمی داند، روگ یک جهش یافته است که توانایی او به او اجازه می دهد تا قدرت ها و خاطرات هر چیزی را که لمس می کند ، جذب کند. با این حال، یک هشدار وجود دارد. اگر لمس را برای مدت طولانی نگه دارد، خطر آسیب دائمی به دشمن خود را دارد. در مورد خانم مارول دقیقا این اتفاق افتاد. به خاطر لمس روگ، خانم مارول خاطرات و قدرت هایش را از بین برد. بدتر از آن، قدرت ها و خاطرات او، برای همیشه به روگ منتقل شد.

مهم است که شما این را بدانید. حتی با وجود اینکه بچه‌ها محرک بزرگ داستان هستند، دلیل قانع‌کننده بودن تاریخ میستیک مارول نیستند. نه با یک شوت از راه دور. تاریخچه مارول میستیک بسیار قانع کننده است ، زیرا او همان چیزهایی را می خواهد که من و شما می خواهیم … حق زندگی بدون تعصب.

میستیک نه تنها یک جهش یافته است، بلکه یک جهش یافته است که در دنیای X-Men زندگی می کند. این بدان معناست که او در تمام زندگی خود مورد تبعیض، تعصب، نفرت و خشونت بوده است. بدتر از آن، درمان او با گذشت زمان بهتر نشده است.

او خزنده شب را به دنیا آورد ، تعصب نسبت به جهش یافته ها آنقدر قوی بود که می ترسید برای او و فرزندش چه اتفاقی بیفتد.

ترس یک محرک قوی است و معمولاً برای سوق دادن کسی به موقعیت ناخوشایند، استفاده می شود. این عامل برخی از بزرگترین پیشرفت ها در تاریخ ما بوده است. متأسفانه ما به عنوان مردم از چیزی می ترسیم که نمی فهمیم و هنگامی که این اتفاق می افتد، باعث می شود افراد به شیوه ای غیرقابل پیش بینی و خشونت آمیز عمل کنند. نکته در مورد نحوه برخورد با جهش یافته ها هم همین است.

پسر میستیک ، Graydon Creed یک نمونه کامل از این موضوع است. او فرزند دو جهش یافته است، اما انسان به دنیا آمده است. اگرچه طبق همه ی حساب ها او باید فهمیده ترین انسان در جهان باشد، اما اینطور نیست. در عوض، او ..

1) با نفرت نسبت به جهش یافته ها بزرگ شد و 2) دوستان بشریت را ایجاد و رهبری کرد.

برای مرجع، دوستان بشریت گروهی از افراد مخالف حقوق مدنی جهش یافته هستند. این گروه با کمال میل دست به اعمال خشونت آمیز علیه جهش یافته ها و هواداران آنها می زنند. علاوه بر این، آنها همچنین از اقدامات جهش یافته‌های خشن‌تری مانند سابرتوث استفاده می‌کنند تا دیگران را به هدف خود جلب کنند.

اگر هر یک از اینها آشنا به نظر می رسد، به این دلیل است که بسیاری از اتفاقات در کمیک های X-Men منعکس کننده مشکلات دنیای واقعی است. هر روز میبینید که هم اقلیت ها و هم اکثریت ها به دلیل اینکه چه کسی هستند، به شیوه های خشونت آمیز رفتار می کنند. جامعه (هم کتاب های کمیک و هم دنیای واقعی) به جای وقت گذاشتن برای درک یکدیگر، گفتگو را به نفع نفرت و ترس دنبال میکنند. چنانکه..

  • جنگ ها به خاطر آن شروع می شود.
  • مردم به خاطر آن گرسنگی می کشند.
  • مناظر زیبا به دلیل آن از بین می روند.

و بیشتر.

همان‌قدر که گاهی اوقات پیچیده است، مردان ایکس در قلب خود استعاره‌ای از دنیایی است که در آن زندگی می‌کنیم. این یک تفسیر اجتماعی است بدون اینکه واقعاً شبیه آن باشد. و در هسته آن شخصیت های بزرگی مانند میستیک وجود دارد.

اما تاریخچه میستیک در مارول بیشتر از نحوه برخورد با او در کمیک است. تاریخچه میستیک در مارول نیز به نحوه رفتار او در خارج از کتاب های کمیک مربوط می شود.

بگذارید بیشتر توضیح بدهیم.

برای مثال میستیک ، برای مدت طولانی، یکی از تنها شخصیت های آشکارا دوجنسه در کمیک های جریان اصلی بود. او و معشوق فرضی‌اش، دستینی، با هم رابطه داشتند. هرچند، هر تصوری از حرکت رو به جلو قبل از اینکه این فرصت اتفاق بیفتد، حذف شد. این بدان معنا بود که هر چقدر که نویسندگان می خواستند، این دو نمی توانستند بچه دار شوند. اگر برای شما عجیب است که دو شخصیت زن می توانند بچه دار شوند، احتمالا تنها نیستید. به یاد داشته باشید، این کمیک است و هر چیزی ممکن است در کمیک ها اتفاق بیفتد.

در آن زمان، نویسندگان مارول این ایده را مطرح کردند که میستیک شکل ظاهر یک مرد را به خود بگیرد. به عنوان یک مرد، او و دیستینی قرار بود با هم باشند و بچه دار شوند. فقط برای اینکه بدانید، قرار بود بچه، نایت کروالر به عنوان محصول این رابطه باشد . بله، همان Nightcrawler که احساس می کرد در رودخانه چمدانش را جمع می کند.

متأسفانه، قرار نبود این کار انجام شود زیرا مارول هرگز این ایده را روشن نکرد. و چرا؟

رابطه آنها در زمانی اتفاق افتاد که اداره کدهای کمیک هنوز وجود داشت. اگر نمی‌دانید، اداره کدهای کمیک یک نهاد حاکمیتی و حکومتی بود که آنچه را که می‌توانست و نمی‌تواند در کتاب‌های کمیک اتفاق بیفتد، دیکته می‌کرد. رابطه بین دو زن (یکی به شکل یک مرد) که شاهد تصور یک نوزاد جهش یافته بود قطعاً چیزی بود که آنها با آن مخالفت می کردند.

نکته جالب این است که هرگز فاش نشده است که چه کسی واقعاً جلوی وقوع داستان را گرفته است… مارول یا اداره کدهای کمیک . شاید حتی مارول فکر می کرد این ایده خیلی زیاده از حد است؟

آنچه در این داستان عجیب است، ایده داستان نیست. نکته عجیب این است که این ایده زمانی مطرح شد که ناشران کتاب های کمیک مرزهای قابل قبول در کمیک ها را جابجا می کردند.

در زمانی که دهه 1980 شروع شد، عصر نقره ای کمیک به پایان می رسید. داستان های افسانه ای از بین رفتند و به جای آنها داستان های تیره تر، تلخ تر، جنسی و خشونت آمیزتر به وجود آمد. نویسندگانی مانند فرانک میلر ، آلن مور و کریس کلرمونت شروع به خلق داستان‌هایی مانند شوالیه تاریکی، شوخی قاتل و حماسه ققنوس تاریکی کردند.

دهه 1980 زمان بسیار خوبی برای کتاب های کمیک بود. نه تنها زمانی که ما در آن بزرگ شدیم، بلکه زمانی بود که تمام ایده‌ها برای داستان‌ها توسط ویراستاران تأیید می‌شد. خوانندگان داستان‌های تیره‌تری می‌خواستند و ویراستاران می‌خواستند آن را به آنها بدهند… به همین دلیل است که داستان میستیک و Destiny دیگر معنا نداشت.

اگر ویراستاران می‌خواستند مرزها را کنار بگذارند و اداره کدهای کمیک چند سال با فروپاشی فاصله داشت، چرا یک داستان بی‌ضرر مانند این به چاپ نرسید؟ پاسخ صادقانه این است که ما واقعاً نمی دانیم. هرچند تصور کنید اگر این کار را می کردند چقدر شخصیت او متفاوت بود.

بدون آن، میستیک واقعا چه شخصیتی داشت ؟

پاسخ آسان همان جایی است که او قبلاً بود. در قلب و ذهن همه کسانی که او را دنبال می کنند. و اگر به آن فکر کنید، مکان کاملاً خوبی برای بودن است.

تاریخچه میستیک در مارول یک آشفتگی پیچیده است که هیچ کس هرگز نمی تواند آن را باز کند. تا قبل از فیلم های مردان ایکس، او نامی بود که فقط برای خوانندگان کتاب های کمیک محفوظ بود. پس از فیلم ها، محبوبیت او افزایش یافت … و به حق هم سزاوار بود.

میستیک از این نظر منحصر به فرد است که نه خوب است و نه بد و نه درست یا غلط. در حالی که تشویق کردن در برابر بیشتر افراد شرور معمول است، تشویق کردن علیه او دشوار است. او شخصی است که می‌خواهید پیروز شود. میستیک کامل نیست و نباید هم باشد.

او یادآوری است که می توان بر ناملایمات غلبه کرد.

اگر 20 سال پیش از من می پرسیدید که آیا میستیک نامی است که باید به آن اشاره شود یا خیر، می گفتم نه. با این حال، من نیز اشتباه می کردم. میستیک از طریق فداکاری، داستان سرایی مشکوک و فیلم پرفروش پس از فیلم پرفروش، خود را در فرهنگ عامه تثبیت کرده است… مکانی که احتمالا برای مدت طولانی در آن خواهد ماند.

همانطور که همیشه نگاه های عمیقی به این کاراکتر داشته ایم، شما را با این فکر تنها می گذاریم. کتاب‌های کمیک دروازه‌ای برای درک بهتر جهان هستند.

پس، باشد که آنها برای همیشه در اطراف ما باشند.

 

مجموعه مردان ایکس نوشته پیتر میلیگان
مردان ایکس که انتقام جو نیز بوده اند
تایم لاین و معرفی فیلم های مردان ایکس
10 عضو برتر مردان ایکس در تمام دوران کمیک ها
10 دشمن برتر مردان ایکس در همه زمان ها
مجموعه کمیک اوریجین مردان ایکس
کمیک مردان ایکس – نژاد در معرض خطر
کمیک مردان ایکس- نابودی
کمیک مردان ایکس – عقده مسیحا
کمیک مردان ایکس – آپوکالیپس بر علیه دراکولا
کمیک مردان ایکس بر علیه هالک
کمیک جنگ های آپوکالیپس

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

بله، اعضای اصلی لیگ عدالت بین المللی عالی بوده اند

لیگ عدالت بین المللی توسط تیم قدرتمند کیت گیفن، کوین مگوایر و JM DeMatteis ایجاد …

دیدگاهتان را بنویسید