چهارشنبه , 4 خرداد 1401 - 8:59 بعد از ظهر

تمام سیمبیوت های مارول

هنگامی که تام دفالکو ، رون فرنز و راجر استرن تصمیم گرفتند در سال 1984 در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” شماره 252 یک لباس کاملاً جدید به مرد عنکبوتی بدهند ، آنها نمی دانستند که این لباس جدید به خیلی بیشتر از یک لباس تبدیل می شود . 40 سال بعد ، آن لباس جدید تبدیل به حق ثبتی برای خودش شده است و دو تا از بزرگترین شرورهای مرد عنکبوتی ، مجموعه های متعدد کتاب های کمیک ، شخصیت های بی شماری اسپین آف و یک سری فیلم های پرفروش سینما را به دنیا آورده اند.

گرچه آنها هنوز هم به ظاهر شخصیت های مرد عنکبوتی نزدیک هستند ، اما سیمبیوت هائی همانند ونوم و کارنیج به خودی خود تبدیل به نماد های موفقی شده اند ، چیزی که “Venom” 2018 و گیشه 820 میلیون دلاری آن قطعا اثبات کرده اند. به تعبیر عمو بن: با موفقیت بزرگ ، پتانسیل زیادی برای اسپین آف وجود دارد.

درست همانطور که مرد عنکبوتی ونوم را به دنیا آورد ، ونوم هم گروه بزرگی از شخصیت های عجیب و غریب مرتبط با همزیستی خود را به دنیا آورده است. از آنجا که حجم گسترده ای از سیمبیوت ها در جهان مارول، به راحتی می تواند طرفداران جدید را تحت فشار قرار دهد ، در این مقاله برای آشنائی بهتر شما خلاصه ای از مهمترین سیمبیوت هایی که طرفداران ابرقهرمان باید بشناسید ، در اختیار شما قرار میدهیم.

ونـــوم

مرد عنکبوتی که در دنیای دیگری گیر افتاده بود ، از یک ماشین بیگانه در کمیک Marvel Super Heroes Secret Wars # 8 برای بدست آوردن لباس جدید ، خود استفاده کرد. با این حال ، پس از بازگشت او به زمین ، در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” شماره 258 کشف کرد که این “لباس” جدید در واقع یک ارگانیسم زنده ، بیگانه و همزیست است که در برابر آتش و صدای شدید آسیب پذیر است.

پیتر که پریشان شده بود ، از زنگ ناقوس بلند کلیسای جامع استفاده کرد تا خودش را از این همزیست در “وب مرد عنکبوتی” شماره 1 خلاص کند ، اما با این کار ، سیمبیوت را به دست مرد دیگری تحویل داد که به یکی از بزرگترین دشمنانش تبدیل شد : ادی بروک.

ادی که برای اولین بار در “وب مرد عنکبوتی” شماره 18 معرفی شد ، خبرنگار روزنامه ای بود که وقتی مرد عنکبوتی ادعاهای او را در مورد یک قاتل سریالی محلی رد کرد ، در لیست سیاه قرار گرفت. هنگامی که پیتر سیمبیوت را در برج کلیسا ​​رد کرد ، ادی در پایین آن کلیسا عبادت میکرد ، و سیمبیوت بر روی او افتاد و همانطور که در فیلم “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” هم دیدیم با بروک پیوند خورد. نفرت متقابل آنها از پیتر آنها را متحد کرد و آنها تبدیل به ونوم شدند.

ونوم با وجود تبدیل شدن به ضد قهرمان در سال های اخیر ، یکی از خطرناک ترین دشمنان مرد عنکبوتی نیز بوده است. این همزیست در طول زندگی مشترک از قدرت مرد عنکبوتی کپی برداری کرده و به ادی کلیه توانایی های وب-اسلینگر (تاراندازی) و موارد دیگر را عطا کرده است. او سریعتر و قوی تر است، او می تواند شاخه هایی ایجاد کند تا به عنوان سلاح مورد استفاده قرار گیرد ، در محیط اطراف خود استتار کند و از “حس عنکبوتی” معروف مرد عنکبوتی مصون بماند. اگرچه اشخاص دیگری هم برای تبدیل شدن به ونوم با سیمبیوت پیوند خورده اند ، ادی بروک هنوز مشهورترین نسخه این شرورها است و به همین دلیل برای فیلم 2018 انتخاب شد.

توپهر گریس اولین کسی بود که ادی بروک / ونوم را در “مرد عنکبوتی 3″ در سال 2007 به تصویر کشید ، گرچه به راحتی می توان تصور کرد که بیشتر طرفداران فیلم ، تام هاردی را در فیلمهای “Venom” و “Venom: Let There Be Carnage” آینده ترجیح می دهند. ”

کارنیج

هنگامی که ادی بروک و همزیست ونومش شکست خوردند و به طور موقت از هم جدا شدند ، ادی در کنار یک قاتل معروف سریالی به نام کلتوس کسیدی زندانی شد. این دو باهم سازگار نبودند ، و هنگامی که سیمبیوت ونوم سرانجام به سمت ادی بازگشت ، آن را به صورت غیرجنسی تولید کرد و یک سیمبیوت جدید ایجاد کرد که در سطح سلولی با کسیدی پیوند خورد و یک شرور جدید به نام کارنیج در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” شماره 345 ایجاد کرد .

هر بار که یک همزیست تولید مثل می کند ، فرزندان آن نسبت به نمونه قبلی قدرتمندتر هستند و بنابراین ، کارنیج بسیار مرگبارتر از پدر سمی خود است.

کارنیج از تمام قدرتهای ونوم برخوردار است ، اما قویتر ، سریعتر و با دوام تر است. برخلاف ونوم، کارنیج می تواند همزیست خود را به سلاح هایی مانند تیغه ها ، تبرها و داس مجهز کند. علاوه بر این ، از آنجا که کسیدی و کارنیج در یک سطح سلولی به هم پیوند خورده اند ، نمی توان آنها را مانند ونوم و بسیاری از میزبانان جدا کرد ، زیرا کسیدی می تواند کارنیج را به دلخواه تغییر دهد (همانطور که در “Spider-Man Unlimited” شماره 1 1993 نشان داده شد).

کارنیج با قدرتهای تازه پیدا شده خود به راحتی از زندان فرار کرد و قتل عام جدیدی را به راه انداخت که فقط وقتی ونوم و مرد عنکبوتی با هم متحد شدند تا سرانجام او را در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” شماره 362 و 363 شکست دهند متوقف شد. از آن زمان به بعد ، کارنیج بارها و بارها بازگشته تا برای به وحشت انداختن این سیاره اقدام کند و اغلب به تیم های مختلف قهرمانان نیاز است تا او را متوقف کنند.

وودی هارلسون در نقش Cletus Kasady در “Venom: Let There Be Carnage” نقش آفرینی خواهد کرد، به نظر می رسد که این سیمبیوت سرانجام برای نمای نزدیک سینمایی خود آماده است.

ریوت (آشوب)

قبل از سال 2018 ، Riot (آشوب) یکی از مبهم ترین سیمبیوت ها در دنیای مارول بود. در واقع ، او حتی از “کارنیج، ایالات متحده آمریکا” هم مبهم تر بود. او در شماره 2 در سال 2012 ، تقریباً یک دهه پس از معرفی خودش در سال 1993 در کمیک “Venom: Lethal Protector” شماره 4 ظاهر شد، اما همه اینها وقتی که سونی پیکچرز تصمیم گرفت از ریوت به عنوان آنتاگونیست اصلی فیلم “Venom 2018” استفاده کند ، تغییر کرد.

با این عمل، کار ریوت به سرعت بالا گرفت و نمودارهای همزیستی را بالا برد ، اگرچه فیلم با پس زمینه شخصیت او ، آزادی هایی را به دست آورد. در این فیلم، ریوت رهبر یک حزب پیشرو است که توسط گونه Kyntar (کینتار) به منظور آماده سازی برای حمله همزیستها به زمین فرستاده شده است. وی با کارلتون دریک ، رئیس بنیاد شوم زندگی ، ریز احمد پیوند خورد و آن مرد را متقاعد کرد تا در آوردن بقیه همزیست ها به زمین کمک کند تا اینکه ونوم موفق شد هر دوی آنها را متوقف کند.

با این حال ، در کمیک ها ، ریوت چیزی کاملاً متفاوت بوده است. او اگرچه هنوز به بنیاد زندگی گره خورده است ، اما این سیمبیوت یک فرد جداگانه نیست بلکه در عوض یکی دیگر از فرزندان ونوم است. ریوت و چهار نفر دیگر – فاژ ، آگونی ، لشر و جیغ – همه با آزمایش روی نماد ونوم و مجبور کردن او به تولید مثل غیر جنسی پنج بار دیگر ایجاد شده اند. برخلاف برخی از خواهر و برادرهایش ، ریوت به ندرت تنها عمل می کند و تقریباً همیشه در کنار خواهر و برادرهایش دیده می شود.

فـــاژ (باکتری)

فاژ (باکتری) در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” شماره 298 معرفی شد تا اطمینان حاصل شود که ثروتمندترین و قدرتمندترین افراد روی زمین با پناه دادن به مدینه فاضله شخصی خود می توانند از فاجعه هسته ای پیش بینی شده جنگ سرد جان سالم به در ببرند. برای این منظور ، آنها بدنبال موجوداتی رفتند که بتوانند در چنین جهانی زنده بمانند و سرانجام تصمیم گرفتند از کلینتار استفاده کنند.

آنها به طور جمعی “Symbiotes Foundation Life” نامیده می شوند ، ریوت ، فاژ ، آگونی ، لشر و جیغ همه بعد از اینکه موفق به دستگیری مختصر شرور در “Venom: Lethal Protector” شماره 3 و 4 شدند ، به طور مصنوعی از سیمبیوت اصلی ونوم ایجاد شده اند. فاژ و خواهر و برادرهایش هر کدام از توانایی های منحصر به فردی برخوردار هستند که آنها را از هم متمایز می کند. جایی که به نظر می رسید ریوت قوی ترین است و می تواند چکش و داس را برای ایجاد نبردهای خود ایجاد کند ، فاژ اسلحه های تیز و تیغه ای تشکیل می دهد تا دشمنان خود را از بین ببرد.

فاژ در ابتدا با کارل ماخ ، افسر نیروی امنیتی خصوصی بنیاد زندگی پیوند برقرار کرد و هنگامی که ونوم سرانجام از زندان خود فرار کرد ، فاژ و خواهر و برادرهایش برای بازپس گیری وی فرستاده شدند. ونوم با مرد عنکبوتی برای مبارزه با سیمبیوت بنیاد زندگی همکاری کرد ، و حتی با اینکه تعداد آنها به اصلا زیاد نبود ، ونوم موفق شد از دستگاهی استفاده کند که ظاهراً از هر پنج سیمبیوت مسن شده استفاده کند تا در “Venom: Lethal Protector”  ،به پیروزی برسد.

آگونی ( عذاب )

آگونی (عذاب) که در ابتدا با افسر امنیتی لسلی گسنریا پیوند خورده بود، به دلیل توانایی در ساختارشکنی و ایجاد ترکیبات شیمیایی ، در بین خواهر و برادرانش زندگی بی نظیری داشت . این شرایط به او اجازه می داد تار عنکبوت ها را حل کند و به مخالفان خود اسید بپاشد و علیرغم تمام تلاشهای ونوم ،سیمبیوت های بنیاد زندگی و میزبانان آنها به لطف فناوری پیشرفته بنیاد زندگی از تلاش های بروک برای متلاشی کردن جان سالم به در ببرد.

هنگامی که همزیست ها شروع به کنترل بیشتری بر بدن میزبان خود کردند ، پنج میزبان خود را به ادی بروک در “ونوم: اضطراب جدایی” شماره 1 و 2 نشان دادند به این امید که او به آنها یاد دهد چگونه کنترل خود را حفظ کنند و در مقابل اراده های همزیست ها تسلیم نشوند. با این حال ادی از اینکار امتناع کرد و معتقد بود که همه فرزندان ونوم سرانجام مانند کارنیج به قاتلان روانی تبدیل می شوند.

خواهر آگونی ، جیغ ، سرانجام بدترین ترسهای ادی را تحقق بخشید و شروع به کشتن سیستماتیک خواهر و برادرهایش یکی پس از دیگری با شروع کمیک “ونوم: اضطراب جدایی” شماره 3 کرد. آگونی اولین کسی بود که سقوط کرد ،او معشوق فاژ را به سمت جدائی از گروهی که توسط جیغ کشته شده بودند، فرستاد. بعد از اینکه جیغ باور کرد همه خواهر و برادرهایش مرده اند ، با ادی بروک روبرو شد اما پس از یک مبارزه کوتاه در “ونوم: اضطراب جدایی” شماره 4 و 5 شکست خورد.

لــــَــشِــــر

در ابتدا با افسر امنیتی رامون هرناندز ادغام شد ، سیمبیوت سبز معروف به Lasher (لشر) می تواند از سیمبیوتش برای ایجاد شاخک ها و شاخ هایی استفاده کند که مانند اندام و شلاق های اضافی عمل میکنند. لشر در کنار خواهران و برادرانش با بنیاد زندگی جنگید تا این که همه ظاهراً به دست خواهرشان جیغ کشته شدند. اما دولت ایالات متحده كشف كرد كه گزارش های مربوط به مرگ آنها فقط “نیمی از واقعیت” در “قتل عام آمریكا” بوده است.

اگرچه میزبانان همزیست های بنیاد زندگی همه از بین رفته بودند ، اما همزیست های آنها زنده مانده بودند و دولت ایالات متحده هر یک را با یک عضو دیگر از تیم نظامی ویژه نخبگان معروف به “تیم عطارد” جفت کرد. از آنجا که هر سیمبیوت از آخرین برخورد خود با ادی بروک آسیب دیده بودند ، هر یک از سیمبیوت ها برای تقویت یک قسمت خاص از بدن میزبان خود پیوند خورده بودند. ریوت با پاهای یک عضو ، فاژ با دستها و چشمهای شخصی دیگر ، و آگونی با شانه آخرین عضو پیوند خورد.

از طرف دیگر ، از لشر کمی متفاوت استفاده شده بود. او تا حدی با رهبر تیم ، مارکوس سیمز ، و سیمون ،سگ ژرمن شفرد گروه پیوند خورده بود، و این حیوان را کاملاً به یک سگ شکاری جنگی تبدیل کرده بود و یک افسار بند مانند برای او ایجاد کرده بود. سرانجام میزبانان جدید همزیست ها توسط کارنیج در طی یکی از جدال های وی در “Deadpool vs. Carnage” شماره 1 و 2 به قتل رسیدند.

هایبرید (ترکیبی)

وقتی همزیست های ریوت ، فاژ ، آگونی و لشر به زندان افتادند ، دولت تصمیم گرفت که در یک آزمایشگاه مخفی در زیر آزمایشگاه مخفی “Venom: Along Came a Spider” شماره 1 ، آنها را با خشونت شکنجه و روی آنها آزمایش کند.

در اثر آزمایشات ضعیف کننده، چهار سیمبیوت با هم ادغام شدند تا وقتی با پایان حمله همزیست ها به زمین آزاد شدند ، زنده بمانند. سیمبیوت جدید “ترکیبی” (هایبرید) فوق العاده قدرتمند بود و از توانایی های منحصر به فرد همه سیمبیوت ها برخوردار بود.

این سیمبیوت که از واحد مهار خود آزاد بود ، با یک نگهبان زندان به نام اسکات واشنگتن پیوند خورد و در “Venom: Along Came a Spider” شماره 2 فرار کرد. اسکات اگرچه در ابتدا به اندازه دیگر نگهبانان بی رحم و بی تفاوت بود ، اما متوجه شد که همزیست ها در پیوند با او چه دردی داشته اند. این تجلی ناگهانی همدلی ، این جفت را به سمت موجودی بهتر راهنمائی و تغییر داد و یکی از معدود قهرمانان واقعی را در این لیست ایجاد کرد.

هایبرید و اسکات ، با همدبگر مبارزه با جرم را به عنوان یک موجود هوشیار در محله اسکات آغاز کردند ، و بر خلاف برخی از همزیستی های قبلی ، تأثیر هایبرید، اسکات را خراب نکرد بلکه در عوض او را صریح و باریک بین نگه داشت. در یک برهه از کمیک “Venom: Along Came a Spider” # 3 ، همزیست ها حتی اسکات را از قتل گانگستری که برادر کوچکترش را کشت ، بازداشتند و اسکات را متقاعد کردند که به جای آن به دنبال عدالت باشد.

سرانجام ، هایبرید توسط ادی بروک در کمیک “Venom” شماره 15 سال 2012 هنگامی که سعی در نابودی همزیست دیگری روی زمین داشت ، کشته شد. اگرچه هایبرید با جدایی از چهار سیمبیوت موفق شد دوام بیاورد ، اما اسکات چندان خوش شانس نبود.

جیـــغ

جیغ در خارج از همایش های بنیاد زندگی ، در اصل با افسر امنیتی دونا دیگو ، زنی با سابقه اسکیزوفرنی پیوند خورده بود. بعد از اینکه این زن به جیغ تبدیل شد ، تصمیم گرفت با حمله به یک مرکز خرید در سالیناس ، کالیفرنیا ، توانایی های خود را آزمایش کند. مرد عنکبوتی حمله او را متوقف کرد و جیغ را مجبور به عقب نشینی به مقر بنیاد زندگی کرد ، و به وب اسلینگر اجازه داد تا او را دنبال کند ، ونوم را آزاد کند و پنج سیمبیوت را شکست دهد.

گرچه آنها زنده مانده بودند ، اما این تجربه جیغ را به راهی تاریک کشاند. وی که از اسکیزوفرنی رنج می برد ، تلاش کرد خواهر و برادرهای همزیست خود را بکشد، زیرا معتقد بود که در نهایت همه آنها فاسد می شوند. ونوم وقتی که به دنبال او آمد جیغ را شکست داد ، اگرچه این شرور ترجیح داد او را نکشد.

سرانجام ، دونا یاد گرفت که با بیماری روحی خود کنار بیاید و با سیمبیوت خود به تفاهم رسید و به او اجازه داد برای مدت کوتاهی سعی کند به عنوان یک قهرمان عمل کند (همانطور که در داستان هایی مانند “ونوم: شکار شده” # 1-3 دیده می شود). او به ونوم کمک کرد تا تعدادی از دشمنانش را شکست دهد ، اما سرانجام ادی در کمیک “ونوم” شماره 15 2012 به او خیانت کرد و او را کشت ، به همان دلایلی که قبلاً سعی کرده بود خواهر و برادرهایش را بکشد.

مانیا (شیدایی)

سیمبیوتی که به عنوان مانیا شناخته می شود ،شبیه سازی شده توسط شرکت آرارات از یک تکه بریده شده از زبان ونوم ساخته شد، در سال 2003 در “Venom # 1” معرفی شد و از پیوند دائمی با هر شخصی خودداری کرد ، در عوض تصمیم به کشتن و مصرف هر شخصی که شرکت ارائه میداد ، نمود . مانیا سرانجام از زندان فرار کرد و در سراسر کشور قتل عام به راه انداخت. تا اینکه سرانجام ونوم توانست در “ونوم” شماره 11-18 با این سیمبیوت مقابله کرده و دوباره او را به زیست توده ای خود جذب کند.

با وجود این ، مانیا در نهاد ونوم زندگی کرد و منتظر ظهور دوباره خود ماند . وقتی فلش تامپسون برای مدتی “عامل ونوم” شد ، او از سیمبیوت خود برای محافظت از دانشجویی به نام آندریا بنتون در “ونوم” شماره 38 استفاده كرد. با کمال تعجب ، این قطعه نمادین با دختر جوان پیوند خورد و خود را به عنوان مانیا نمایان کرد. فلش به آندره کمک کرد تا سیمبیوت را کنترل کند و این دو مدتی با هم به عنوان قهرمان همکاری می کردند.

اما این موضوع مدت زیادی دوام نیاورد. یک شب ، یک جنایتکار به نام لی پرایس در کمین آندره در کمیک “Amazing Spider-Man: Venom Inc. Alpha” شماره 1 قرار گرفت و با استفاده از آتش و سلاح صوتی او را از مانیا جدا کرد و سپس سیمبیوت را برای خودش برداشت. پرایس که خود را “دیوانه” می نامید ، امپراتوری جنایی کوتاهی را آغاز کرد که به سرعت توسط مرد عنکبوتی ، گربه سیاه و فلش تامپسون در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز: ونوم شرکت امگا” شماره 1 شکست خورد.

توکسین (سم)

از آنجا که سیمبیوت ها به صورت غیر جنسی تولید مثل می کنند ، هر همزیست می تواند اصل و نسب خود را مستقیماً در امتداد یک خط مستقیم ردیابی کند. ونوم، 998مین نمادین در خط خود بود ، و کارنیج 999مین بود. ونوم و کارنیج هر دو می دانستند که فرزندان کارنیج هزارمین همزیست این نسل خواهند بود و معتقد بودند که این سیمبیوت قدرتمندتر از ترکیب این دو خواهد بود.

کارنیج از این موضوع ترس داشت و سعی در کشتن “پسر” خود در “Venom vs. Carnage” شماره 1 داشت ، اما ونوم می خواست نوزاد تازه متولد شده را به عنوان متحد شرور خود پرورش دهد و در شماره 2 نام او را “توکسین ” (سم) گذاشت. در نهایت ، وقتی توکسین با یک افسر پلیس شهر نیویورک به نام پاتریک مولیگان پیوند خورد ، هر دو شرور شکست خوردند. ونوم و کارنیج از ترس این پیوند باعث شدند توکسین به یک قهرمان تبدیل شود ،آنها در تلاش برای کشتن توکسین با هم همکاری کردند ، اما در نهایت توسط هزارمین عضو خط خود در “Venom Vs. Carnage” شماره 4 مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

با وجود این پیروزی ، پاتریک به طور مداوم از این که سیمبیوت کنترل را به دست بگیرد و به یک هیولای مهار ناپذیر تبدیل شود ، وحشت داشت. به همین دلیل ، او در “سم شماره 1” از کنار خانواده خود فرار کرد و برای “بزرگ کردن” سیمبیوت جوان به عنوان یک قهرمان تلاش کرد. اما هنگامی که شیطان Blackheart (سیاه دل) مولیگان را به قتل رساند و توکسین را برای اهداف خود در “Venom” 2012 # 12-13 در دست گرفت ،تلاش های او ناکام ماند .

سیاه دل، توکسین را مجبور کرد با ادی بروک در “Venom” شماره 17 پیوند برقرار کند ، و شرور تازه مضروب شده را برای قتل فلش تامپسون در هویت مامور ونوم تنظیم کند. توکسین شکست خورد ، و پس از چندین شکست فلج کننده دیگر ، به شدت ضعیف شد و فقط سایه ای از خود سابقش باقی ماند.

ضد ونوم

برخلاف بقیه “فرزندان” ونوم در این لیست ، دو همزیست “ضد ونوم” کاملاً مصنوعی و فاقد حساسیت بودند و به میزبان خود کنترل کامل قدرت و توانایی های خود را می دادند. زمانی که ونوم از ادی بروک جدا شد و با مک گارگان (که معمولاً شرور مرد عنکبوتی معروف به عقرب است) پیوند خورد، در سال 2003 در “مرد عنکبوتی دیدنی” شماره 4 به سرطان مبتلا شد.

ادی در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” شماره 569 شفا یافت ، اما این روند به طور کامل رد پای همزیست ونوم را که در سلولهای او باقی مانده بود ، تغییر داد. به همین دلیل ، هنگامی که ونوم قصد ترک گارگان و پیوستن دوباره با ادی در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” شماره 570 را داشت ، سلول های بروک این همزیست را رد کردند و قسمت هایی از ونوم که او را لمس کرده بود ، به عنوان نمادی جدید و جداگانه بعنوان ضد ونوم شناخته شد.

ضد ونوم از جهت دیگر فقط در رنگ بندی او معکوس این شرور بود. این همزیست دارای قدرت شگفت انگیز شفابخشی است که می تواند برای بهبود میزبان خود یا هر کسی در اطراف خودش از آن استفاده کند. این توانایی شفابخشی در نهایت وقتی که نیروی زندگی خود را صرف بهبودی منهتن از ویروس عنکبوت در “مرد عنکبوتی شگفت انگیز” # 671 کرد، منجر به مرگ این نسخه شد.

بعداً دانشمندی از بقایای ضد ونوم استفاده کرد تا دارویی برای سم ونوم ایجاد کند ، اما هنگامی که این ماده به فلش تامپسون در کمیک “Amazing Spider-Man: Venom Inc. Alpha” شماره 1 اعطا شد ، در حالی که وی می خواست ونوم را از ادی بروک پس بگیرد ، هیچ چیزی را درمان نکرد. در عوض ، بخشی از ونوم متصل به فلش را به یک همزیست جدید ضد ونوم  تبدیل کرد و به فلش امکان “Agent Anti-Venom” بودن را داد.

پِی بَک (بازپرداخت)

هنگامی که پدر نماینده SHIELD ، ماویس ترنت به طرز مرموزی به قتل رسید ، وی یک تیم مخفی از قهرمانان به نام باورهای واقعی (که فقط در مینی سری های پنج شماره ای به همین نام در سال 2008 ظاهر شده اند) تشکیل داد تا قاتل او را به دادگاه بکشاند. این تیم “ضد فرهنگ” های خود را تعریف کرده بود، این تیم با بهره گیری کامل از عصر جدید دیجیتال ، اسرار تاریکی را کشف و حقایق مخفی و وحشتناک را به روشنایی روز رساند.

چیزی که ماویس هنگام شروع کار نمی دانست این بود که پدرش مخفیانه به یک همزیست به نام “Payback” (بازپرداخت) پیوند خورده است ، اما برخلاف ونوم و خانواده بزرگ او ، Payback عضوی از گونه “Klyntar” (کلینتار) نبود. در عوض ، ادعا می شود که او به برخی از “گونه های پسر عموی”خود تعلق داشته است. در حالی که همزیست های Klyntar از یک “goo” (ماده لزج) قابل انعطاف ساخته شده اند ، Payback یک ارگانیسم الکترومغناطیسی است که از انرژی خالص تشکیل شده است.

Payback شخصیت و خاطرات پدر ماویس را در خود داشت و از این امر برای کمک به ترنت و معتقدین واقعیش در یافتن عدالت استفاده کرد. آنها با هم ، با نورمن آزبورن ، مرد آهنی و خود شیلد جنگیدند تا اینکه سرانجام کشف کردند که سرپرست ماویس ، چت فلمینگ ، در تمام مدت قاتل بوده است. معتقدین واقعی چت را دستگیر کردند و به بازگرداندن موقعیت ماویس در داخل SHIELD کمک کردند.

اسکورن (تمسخر)

کلتوس کسیدی پس از یکی از شکست های فراوان خود ، از همزیست خود ، کارنیج جدا شد و هر دوی آنها توسط دانشمندی به نام مایکل هال در “قتل عام” سال 2011 به طور جداگانه زندانی شدند. هال امیدوار بود که قطعاتی از همزیست کارنیج را استخراج کرده و آنها را در پروتزهای قطع شده برای افرادی که اعضای بدنشان قطع شده ، استفاده کند و به آنها اجازه دهد که اندام مصنوعی خود را با فکر و اندیشه کنترل کنند ، انگار که دست و پای واقعی هستند.

سیمبیوت کارنیج سرانجام فرار کرد و جسد یکی از شرکای هال ، دکتر Tanis Nieves را در کمیک “کارنیج ” شماره 2 تحویل گرفت. کارنیج از Nieves برای آزادی و پیوستن به کسیدی استفاده کرد و سپس بلافاصله او را رها کرد. با این حال ، کارنیج برای دکتر تانیس ناشناخته بود ، چون او فرزندان دیگری را در بازوی مصنوعی جدید خود رها کرده بود و همین مطلب او را در “قتل عام” شماره 5 به اسکورن تبدیل کرد.

اسکورن به دلیل ماهیت تولد خود می تواند از همزیست خود برای کنترل فناوری و ادغام انواع سلاح ها در بدن خود ، برای ایجاد دستگاه های جدید و باورنکردنی کشتار با فناوری پیشرفته استفاده کند. نایوز در ابتدا اسكورن را رد كرد ، اما تانیس پس از دیدن آنچه كه این سیمبیوت می تواند در دستان اشتباه انجام دهد ، برای همیشه با سیمبیوت پیوند خورد و به مرد عنكبوتی و مرد آهنی كمك كرد تا کارنیج را شکست دهند. اسکورن چندین سال به عنوان یک قهرمان فعالیت می کرد – تا اینکه توسط سیمبیوت نهایی این لیست کشته شد.

کنــال

هنگامی که سیمبیوت ونوم برای اولین بار در سال 1984 معرفی شد ، ریشه آن یک راز بود. خوانندگان می دانستند که این موجود بیگانه است اما نه میدانستند که از کجا آمده است و نه کسی که آن را ایجاد کرده است که بوده است. 34 سال بعد ، سرانجام طرفداران در جلد چهارم “Venom” و در مینی سری رویداد “King in Black” (پادشاه تاریکی) پاسخ خود را دریافت کردند.

قبل از ایجاد کیهان فعلی ، چیزی جز خلا وجود نداشت و نام آن “Knull” (کنال) بود. وقتی کیهان آغاز شد ، آسمانی های تقریباً همه کاره (ساستیال ها) به کنال حمله کردند و او اولین همزیست را برای مبارزه با آنها خلق کرد. کنال اولین سیمبیوت را به صورت تیغه ای شکل داد (که بعداً به نام “All-Black” (تمام سیاه) و “Godslayer” (خداکش) شناخته شد) و از آن برای سر بریدن یک سلستیال استفاده کرد و با این کار ، بقیه آنها را از خود دور کرد.

کنال با الهام از موفقیت خود ، ارتشی از همزیستان ایجاد کرد و آنها را برای تسخیر جهان به بیرون فرستاد. با این حال ، هنگامی که آنها به زمین رسیدند ، یک ثور جوان در “جیغ: نفرین کشتار” شماره 5 با آنها جنگید و همزیست ها را با احساس افتخار آلوده کرد ، همانطور که در “ونوم” شماره 4 2018 نشان داده شد ،او  آنها را به متحد شدن علیه کنال سوق داد و باعث شد که آنها  او را “برای همیشه” زندانی کنند. از زبان آنها ، “Klyntar” به معنای “زندان” بود و با تبدیل شدن به زندان کنال ، آنها به نژاد کلینتار تبدیل شدند که بعدا مرد عنکبوتی با آن روبرو خواهد شد.

سرانجام ، کنال، اسكورن را فاسد كرد و از او برای زنده كردن كرنژ و آزاد كردن خود از زندان استفاده كرد. خدای باطل تلاش کرد یکبار دیگر همه هستی را تسخیر کند – اما سرانجام توسط قدرت تلفیقی قهرمانان زمین و قدرت عظیم کاپیتان جهان (Captain Universe) کشته شد.

 

دلیل واقعی جنون ونوم
ونوم کیست؟
آنچه باید قبل از دیدن ونوم 2 بخاطر بیاورید
آماده افتادن اتفاق واسه ونوم نیستید ..آخه چرا ؟
10 ابرشرور مشهوری که در 100 سال گذشته بوجود آمده اند
نژادهای بیگانه که می خواهیم در MCU ببینیم
معرفی 10 خون‌آشام برتر مارول و دی سی
بهترین داستانهای کهکشانی مارول که تا بحال روایت شده است
10 دشمن برتر مردان ایکس در همه زمان ها
10 ماسک نمادین کاراکترهای کمیک بوکی
حقایق ناگفته از ماندارین
حقایق ناگفته از بارون موردو
حقایق ناگفته از واچر
10 عضو برتر مردان ایکس در تمام دوران کمیک ها
چیزهای اشتباهی که در مورد صنایع استارک میدانید
توضیح کل داستان مرد عنکبوتی در MCU
تایم لاین و معرفی فیلم های مردان ایکس
توضیح کل جدول زمانی MCU
کمیک انتقامجویان – آخرین میزبان
کمیک مردعنکبوتی و شکست ناپذیر
کمیک مردعنکبوتی شورانگیز – مهلک
کمیک مائسترو – سمفونی در یک کلید گاما
کمیک مورتال کمبات
ابرشرورهای MCU که فراموش کرده اید هنوز زنده هستند
10 ابرقهرمان ضعیف تمام دوران
علت پوشیدن ماسک توسط بین در فیلم های بتمن نولان
10 ابرقهرمان که شنل می پوشند
کمیک مردان ایکس بر علیه هالک
کمیک جنگ های آپوکالیپس
کمیک خزنده شب – شیطان درون
کمیک مهمانی برای خزنده شب

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

توضیح قدرت های موربیوس در سونی

  موربیوس، خون‌آشام زنده مدت‌هاست که چهره‌ای پنهان در دنیای مارول بوده است. موربیوس به …

یک دیدگاه

  1. سلام و خسته نباشید.
    من هر چقدر که گشتم از اون چهارتا سیمبیوت بنیاد زندگی اطلاعات جمع کنم، هیچ جا اطلاعات کاملی نبود، دستتون درد نکنه اطلاعاتم تکمیل شد و برای بار دوم هم این مقاله رو خواهم خوند.
    با کمال احترام نسبت به هوادارای ونوم، این شخصیت و کارنیج تا قبل از اینکه دنی کیتس بهشون یه تکونی بده، بزور یک داستان متوسط داشتن و هر وقت که پا به کمیک های مرد عنکبوتی میذاشتن، فقط باعث کاهش کیفیت داستان میشدن، اما بخاطر دندون ها و عضلات خیره کنندش، همواره محبوبیت فراوانی داشت، ولی خداییش پتانسیل زیادی درش نهفته بود که کیتس به استادی تمام این پتانسیل رو بازسازی کرد، خداروشکر که کیتس به داد سیمبیوت های مارول کامیکس رسید، بازم خسته نباشید، مقاله پر باری بود،

دیدگاهتان را بنویسید