سه شنبه , 12 مهر 1401 - 8:56 بعد از ظهر

تمام شرورهای MCU از ریز تا درشت – قسمت سوم

مارول در دنیای سینمایی خود شرورهای زیادی دارد ، اما وقتی صحبت از تهدید بزرگترین قهرمانان زمین می شود ، کدام یک بالاتر از بقیه ایستاده اند؟

برای پاسخ به این سوال پیچیده ، ما تمام فیلم های MCU را تماشا کرده ایم و همه افراد بد آنها را رتبه بندی کرده ایم. و منظور ما از همه مثلا اینهاست : لوکی ، باتروک ، جاستین هامر ، مونگرآهنین ، هلا ، ثانوس و همه افراد دیگری که اینجا هستند. این لیست فقط به شرورهای امتحان شده و واقعی متمرکز است ، بنابراین قهرمانان اصلاح شده ای همانند اسکارلت ویچ (که در آن زمان به یک انتقام جوی با ایمان تبدیل شده است) ، برادر مرحومش کوئیک سیلور (که به عنوان یک قهرمان درگذشت) ، یوندو یا سرباز زمستانی را در این لیست پیدا نخواهید کرد. ما در اینجا در حال صحبت از آدمهای بد شرور 100 درصدی هستیم ، که کاملا شرور هستند (یا بیشتر شیطان هستند). بدون هیچ زحمت بیشتری ، در اینجا همه اشرار دنیای سینمایی مارول ، از بدترین تا بهترین رتبه بندی شده اند. در قسمت پایانی لیست تمام شرورهای MCU از ریز تا درشت با ما همراه باشید …

همچنین اگر هنوز قسمت اول و دوم را مطالعه نکردید ، از اینجا به صفحه قسمت اول بروید و از اینجا هم قسمت دوم این مقاله زیبا را مطالعه بفرمائید.

دورمامو (دکتر استرنج)

او یکی از بزرگترین شروران در داستانهای دکتر استرنج است – و MCU در واقع حاکم بسیار قدرتمند بُعد تاریک را نسبتاً نزدیک به همتای کمیک خود نگه داشته است ، زیرا سفر دکتر استرنج به تاریکی عملاً یک صفحه از کارهای استیو دیتکو بود که زنده شد. دورمامو یکی از قدرتمندترین خائنانی در دنیای سینمایی مارول است که با قدرت تخریب کننده جهان روبرو شده و مأموریت دارد دنیای ما را با ابعاد تاریک ترکیب کند. او آنقدر قدرتمند است که دکتر استرنج مجبور شد برای نجات جهان از او سبقت بگیرد و دورمامو را در یک حلقه زمانی با خودش به دام بیندازد (جایی که دورمامو بارها و بارها او را کشت) تا اینکه مجبور شد برای آزادی خود چانه بزند. این یکی از هوشمندانه ترین فینال های MCU را ایجاد کرد و دورمامو را در لیست علاقه مندی های ما قرار داد.

یون روگ (کاپیتان مارول)

فاش شدن اینکه یون راگ در واقع شخصیت بد موجود در کاپیتان مارول بود نوعی پیچ و تاب است که به سختی حتی به هشدار اسپویلر هم احتیاج دارد. این تقریباً یک نتیجه قبلی است. از همان لحظه ای که متوجه می شویم “Vers” در واقع خلبان آزمایشی کارول دانورس در فلش بک هایی است که شروع به ایجاد سوراخ در نسخه وی از اصل کارول می کند. هر چند مسئله اینجاست: این پیش بینی نمی تواند آن را بد کند.

چیزی که واقعاً باعث کارایی آن می شود همان چیزی است که در بسیاری از شخصیت های منفی MCU مشاهده می کنیم و تا اوبادیا استن به گذشته برمی گردد : قوام شخصیت. یون راگ هرگز تغییر نمی کند. هیچ چرخش چشمگیر کوچک یا بزرگی نشان نمی دهد. او واقعاً دوست دارد که کارول دانورس بهترین نسخه از خودش باشد. شما حتی در پایان فیلم این حس را پیدا می کنید که با وجود همه نبردهای منفجرکننده فوتون ، او هنوز هم او را به عنوان یک شخصیت دوست دارد … یا حداقل شخصیتی که او را قالب بندی کرده تا با توجه به نیازهای همیشگی در حال گسترش امپراتوری کری شکل بگیرد. تنها چیزی که واقعاً آنها را از هم جدا می کند این است که او ایده بسیار متفاوتی از اینکه “بهترین نسخه” چیست، دارد.

این همه در رویارویی نهایی آنها ، که در آن یون-روگ افتخار خود را نسبت به قدرت توقف ناپذیر تازه کارول (و اعتبار آن اعلام می کند) بروز می دهد، ادامه دارد. این همان لحظه ای است که او از شخصیت موذی به شخصیت غیرقابل تحمل می رود و آنچه را می توان کاملا لذت بخش ترین شکست یک شرور در تاریخ MCU باشد تنظیم می کند. و واقعاً ، این همان چیزی نیست که شروران برای آن وجود دارند؟

نبولا (نگهبانان کهکشان ، انتقام جویان: پایان بازی)

پس از یک درگیری نهایی و انفجاری با گامورا ، نبولا در Guardians of the Galaxy Vol 2 به طرف فرشتگان می پیوندد ، و به هر دوی نگهبان و انتقام جویان در Avengers: Infinity War و Avengers: Endgame کمک می کند.

اما این در مورد هر نسخه از نبولا که ملاقات می کنیم صادق نیست. در حقیقت ، به طور غیرمستقیم به دلیل نبولا است که ثانوس می تواند نبرد نهایی خود را در برابر بچه های خوب Endgame انجام دهد. وقتی نبولا برای کمک به گرفتن گوی به سال 2014 بازمی گردد ، نبولای آن زمان از وجود او آگاه می شود. نبولای سال 2014 اصلاح نشده است – او هنوز هم وفادارانه، همه چیز و هر آنچه پدرش به او می گوید را میکشد ، و همچنین حسادت کشنده ای نسبت به گامورا در دل دارد.

مسلما نبولای 2014 کاملاً تراژیک است. حتی وقتی او با خود آینده خود روبرو می شود ، که نه تنها در کنار قهرمانان کار می کند ، بلکه با خواهرش نیز رابطه برقرار کرده است ، نبولای 2014 راهی برای نجات نمی بیند. او به وضوح می خواهد متفاوت باشد ، اما همانطور که به نبولا و گامورا 2023 می گوید ، “او به من اجازه نمی دهد.” به دلیل امتناع از این تغییر است ، که نبولای 2023 مجبور به تیراندازی برای نجات گامورا می شود و می میرد ، حتی اگر اثبات اینکه او می تواند تغییر کند ، به معنای واقعی کلمه در مقابل او ایستاده باشد . اما او باز هم می میرد.

الكساندر پیرس (كاپیتان آمریكا: سرباز زمستان)

وقتی مارول با رابرت ردفورد برای یک فیلم ابرقهرمانی، قرارداد امضا کرد ، همه ما می دانستیم که این یک نقش جذاب خواهد بود – و مطمئناً این نقش ، نوبت نقش آفرینی او به عنوان الکساندر پیرس بود. وی به عنوان دبیر خیرخواه شورای امنیت جهانی و دوست قدیمی نیک فیوری ، قهرمانی که به معنای واقعی کلمه جایزه صلح نوبل را رد کرد معرفی شد … هرچند که سرانجام مشخص شد پیرس در زمینه نفوذ هایدرا در شیلد تلاش های زیادی را انجام داده است.

این پیرس بود که پروژه بینش ، برنامه ایجاد شده برای ایجاد سیستم بالگردهای شبکه ای را که همه در “سرباز زمستان” با آن می جنگند (و هایدرا قصد داشت از آن برای تصرف کشور استفاده کند) رهبری کرد. وی همچنین بمب هایی را برای قتل سایر اعضای شورای امنیت نصب کرد ، که آنها را برای قتل وحشیانه آنها هنگام به چالش کشیدن قدرت خود استفاده کرد. او پس از اینکه نیک فیوری دو گلوله به سینه او زد ، در آخرین نفسش ،با گفتن “زنده باد هایدرا” لحظات آخر عمر خود را سپری کرد .

ماندارین (مرد آهنی 3)

شخصیت بن کینگزلی در فیلم Iron Man 3 در واقع ماندارین واقعی نبود – و فیلم کوتاه “All Hail the King” با یک شات نشان داد که شخصیت ماندارین هنوز هم می تواند بیرون باشد و منتظر حرکت خود باشد – اما ” ماندارین تقلبی ” هنوز باعث لرزش بدن ما شده بود، حداقل تا زمانی که مشخص شد که او فقط یک بازیگر استخدام شده به نام تروور اسلاتری است که به سختی می توان با یک بسته شش گانه آبجو به او اعتماد کرد ، چه برسد به اسلحه.

کینگزلی تجسم بسیاری از ظاهر و احساس آنچه طرفداران کمیک انتظار داشتند از ماندارین ببینند ، و تحویل بی نظیر او از خطوطی مانند “شما هرگز نمی خواهید آمدن من را ببینید” بود که یک شاهکار اساسی از ترس است. اما او در پایان درخشندگی خود را از دست می دهد ، اما ماندارین ارائه شده در نیمه آن یکی از ترسناک ترین بدهای جهان سینمایی مارول است. ممکن است همه اینها یک فریب باشد ، اما در هر حال موثر بود.

استاد بزرگ (ثور: راگناروک)

هنگامی که ثور ناگهان بصورت ناخواسته در سیاره ساکار افتاد ، با شخصیتی بزرگتر از زندگی، که به عنوان استاد بزرگ شناخته میشد روبرو شد. جدا از منشأ کتاب های مصور او ، که در آن این شخصیت 14 میلیون سال عمر می کند (او همچنین برادر کلکسیونر است) ، مقدمه استاد بزرگ در ثور: راگناروک برخی از سبک های مورد نیاز را به اوضاع وخیم ثور و لوکی اضافه می کند.

اضافه شدن جف گلدبلوم به MCU در میان هرج و مرج برخی از کارهای شیطانی سزار فلیکمن ،چیزی را به وجود می آورد که باعث می شود ثور به یک رویداد معروف به مسابقه قهرمانان پرتاب شود. گرچه روشن است که استاد بزرگ به عنوان یک ستمگر تشنه قدرت بر شهروندان ساکار حکومت می کند ، اما چیزی وجود دارد که همه آنها را به جنگ گلادیاتورها می کشاند. و در حالی که سرانجام ثور با هالک همکاری می کند – که مدت مدیدی است در این سیاره گیر کرده است – استاد بزرگ هر کاری از دستش بر می آید تا آنها این نبرد را ادامه دهند . بدیهی است که او سرانجام به هدف خود می رسد. اما  خودش می گوید این آخرین چیزی نخواهد بود که از او می بینیم.

اوبادیا استن / تاجرآهنی (مرد آهنی)

چه بهتر است که شما از همان جایی که همه چیز شروع شد به قضیه احترام بگذارید و “جبد بریجز” ، “اوبادیا استن” ، معروف به “تاجرآهنین” ، در اولین فیلم “مرد آهنین” لحن شرورهای MCU را تعیین کرد. پل استن باریک و لجنزار است ، به تونی استارک خیانت می کند و در واقع تمام سفر قهرمان خود را عملیاتی می کند – بنابراین واقعاً ، ما می توانیم از استن برای کل جهان سینمایی مارول تشکر کنیم. هنگامی که سوقصد به استارک در صحرا ناکام ماند ، استن سرانجام لباس عظیم تاجرآهنین را به تن کرد تا خودش کار را به پایان برساند. از زمانی که تاجرآهنین آسمانها را لرزاند چیزهای زیادی تغییر کرده است ، اما جدال آخر او با مرد آهنی احساس وحشیانه و نامرتبی داشت که واقعاً به شما اجازه می دهد نفرت استن از استارک را احساس کنید – و این هنوز هم طنین انداز است ، حتی در جهانی که ضربه های سنگینی مانند تانوس دارد .

اولتران (انتقام جویان: عصر اولتران)

ببینید ، Age of Ultron عالی بود ، اما بدون شک فشار فیلم بین کارگردان جاس ودون و مارول و همچنین این واقعیت که در اصل یک داستان متوقف کننده در راه جنگ بی نهایت بود ، با مشکل روبرو شد. علی رغم همه اینها ، جیمز اسپادر با تأمین تقریباً بی پایان اجسام ربات ها و طرحی که طرفداران کمیک را به دنبال داشت ، وحشت مطلقی را برای تهدید فلزی که اولتران بود ، به ارمغان آورد.

این اساساً یک داستان بزرگ آینه ای سیاه است که به زندگی نشان داده شده است ، و نشان می دهد که چگونه فناوری می تواند بزرگترین آفت ما باشد ، هرچند اولتران این کار را با ذکاوتی انجام می دهد که فقط Spader می تواند فراهم کند ، اما گفتگوی او با تونی استارک بهتر از اکثر بدخواهان غیر رباتی است. مثل هر شرور بزرگ دیگر، اولتران هم از نظر نقشه و انگیزه هایش دیدگاهی واقعی دارد. بدون شک انسان ها مشکلات زیادی ایجاد می کنند و با نگاهی به واقعیت ها ، تصمیم نهایی اولتران مبنی بر اینکه انسان ها و ابرقهرمان ها چیزی هستند که جهان را به چنین مکان خطرناکی تبدیل می کند ، نوع پیچ و تاب خورده خود را دارد.

هلموت زیمو (کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی)

هلموت زیمو در نسخه صفحه سینمائی کمیک های کاپیتان آمریکا ،مثلا در جنگ داخلی ، کاملاً متفاوت از آنچه خوانندگان انتظار داشتند ،بود – از جمله نبود لباس متمایز بنفش او – اما آنها یک شخصیت بیش از اندازه کافی برای جبران آن اضافه کردند. شگفت انگیزترین نکته در مورد زیمو در جنگ داخلی این است که او فقط یک پسر متوسط ​​است – مطمئناً یک پسر باهوش ، اما هنوز هم یک شخص منظم است.

هیچ ابرقدرتی و هیچ طرح عظیمی برای تصاحب جهان وجود ندارد. فقط مردی که می خواهد انتقام مرگ خانواده اش را بگیرد ، و آنقدر عاقل که درک کند بهترین راه برای بیرون کشیدن انتقام جویان این است که آنها را در مقابل یکدیگر قرار دهد. مطمئناً ، برنامه او نیاز به چند جهش منطقی دارد ، اما دیدن یک شرور مانند هلموت زیمو که در MCU زنده می شود ، تازه کننده بود. او یک یادآوری عالی است که طولی نمی کشد که ابرقدرت های جهان از قهرمانان قدرتمند کره زمین پول بدست آورند.

آلدریش کیلیان (مرد آهنی 3)

مرد آهنی 3 یکی از قطبی ترین فیلم های جهان سینمایی مارول است که دارای حماسه ای است که نشان می دهد آلدریچ کیلیان ، گای پیرس ، در واقع یک واقعه بزرگ در پشت بمب گذاری ها و حملات تروریستی مرموز جهان را برنامه ربزی کرده است. سلاح مخفی او چیست؟ افراط گرائی ، یک فناوری همه کاره که برای اولین بار در کمیک های مردآهنی به نمایش درآمد و در اینجا دوباره به عنوان راهی برای گرم کردن بیش از حد بدن و رشد مجدد واقعی اندام تجسم می یابد.

کیلیان از آن استفاده می کند تا خود را به سلاحی زنده تبدیل کند ، او قادر به از بین بردن پیشرفته ترین لباس های مرد آهنی با دستان خالی میباشد انگار که آنها از کره ساخته شده اند. مهارت خاص او یکی از جاه طلبانه ترین صحنه های جنگ در MCU را تشکیل می دهد ، ده ها لباس زره پوش پرواز می کنند و توسط کیلیان تکه تکه می شوند. گاهی اوقات دشوار است باور کنیم که هر شروری واقعاً می تواند با تونی استارک روبرو شود ، اما کیلیان یک تلاش سخت را انجام داد.

Ego (نگهبانان کهکشان 2)

جستجوی پیتر کوئیل برای پدرش یک قسمت اصلی داستان در 2 Guardians of the Galaxy Vol بود. سفری که او را با داستان کورت راسل روبرو کرد. مدتی طول می کشد تا Ego افشا کند که او در واقع شرور فیلم است ، اما وقتی فاش می شود ،او (به معنای واقعی کلمه) موجودی کیهانی است.

او توانایی های بسیار خوبی دارد ، Ego یکی از قدرتمندترین خائنان در دنیای سینمایی مارول است ، درست درجایگاهی در کنار تایتان دیوانه ، ثانوس. Ego اساساً یک خداست ، یک سیاره کامل را در بر گرفته و قادر است هر طور که بخواهد خودش را نشان دهد. طرح اصلی وی با هدف گسترش دامنه دسترسی به بیشتر جهان شناخته میشود ، تقریباً تمام زندگی های دیگر در این روند از بین می روند.اما بهترین قسمتش کجاست ؟ راسل آنقدر خوب آن را بیان میکند که شما واقعاً می فهمید اگو از کجا آمده ، حتی اگر او یک روان پریش باشد که صدها فرزند خود را در تلاش برای رسیدن به قدرت کشته است. اگو مفهوم مسائل مربوط به پدر را دوباره تعریف میکند – نظمی بلند در جهانی که قبلاً فقط شامل تونی استارک بود.

میستریو (مرد عنکبوتی: دور از خانه)

میستریو بهترین شرور در دنیای سینمایی مارول نیست ، اما ممکن است باهوش ترین آنها باشد. پس از ده سال فیلم با الهام از کمیک ، MCU با Endgame ثابت کرد که نسخه مجزا خودش از جهان ابرقهرمانان است. این بدان معناست که او می تواند کارهایی را انجام دهد که کمیک ها هرگز قبلا انجام نداده اند ، مانند پرش به پنج سال جلوتر ،دادن فرزند به تونی استارک یا تهیه چند پوند اضافی از افسردگی و مشکل نوشیدن برای ثور. سپس ، در اولین فیلم مارول پس از پایان بازی ، همانطور که همه ما هنوز در حال رنج و احساس هستیم و سعی می کنیم بفهمیم این فیلم ها اکنون به کجا می روند ، میستریو می آید ، با وعده یک چندجهانی که می تواند همه چیز را به مرحله بعدی برساند. . و سپس متوجه می شویم که همه چیز فقط یک فریب بزرگ است.

نکته درخشان این است که او یک مخاطب و شخصیت است. مانند مرد عنکبوتی ، ما دیده ایم که MCU چقدر عجیب و کیهانی است ، و پس از تماشای نخل باستان که در روح هالک جوانه می زند و توضیح می دهد که چگونه جدول زمانی متناوب کار می کند ، ما آماده ایم که هر چیزی را باور کنیم. حتی آنهایی که همه چیز راجع به میستریو را در کمیک ها می دانند – افرادی که می دانند توهمات و هنرهای توهمی مانند، تنها کاری است که شخصیت میستریو انجام می دهد – باز هم باید در شک و تردید باشند که شاید این فیلم واقعاً یک ابرقهرمان را معرفی می کند، آنهم بعنوان نسخه ای از این شخصیت از جهانی جایگزین. آیا این عجیب تر از نمایش راکت راکون و Proxima Midnight است؟

اما به جای اینکه راهگشا باشد ، میستریو همه چیز را به اولین فیلم مردآهنی پیوند می زند ، و همین یکی از موارد بسیاری است که Far From Home را به عنوان یک پایان نامه کامل برای حماسه بینهایت ساخته است … و این قبل از رسیدن به اواسط ماجراست – صحنه پس از تیتراژ ممکن است بدترین اتفاقی باشد که برای پیتر پارکر در MCU رخ داده است.

کرکس (مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه)

مایکل کیتون ، آدریان توومس ، کرکس ، یکی از جدیدترین موارد اضافه شده به دنیای سینمایی مارول ، اما بدون شک یکی از بهترین ها میباشد. در راه اندازی مجدد بازی مردعنکبوتی برای سومین بار در یک دهه گذشته ، مارول تصمیم گرفت کمی بیشتر در مجموعه عنکبوتی فرو رود و یک شرور را پیدا کند که قبلاً در صفحه نمایش مرتکب جنایت نشده باشد ( آخر مگر ما واقعاً به چند اجنه -گابلین-احتیاج داریم؟ ) ، و اینگونه کرکس برای “مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه” به سینما آمد و به لطف شخصیت آزار دهنده یقه آبی کیتون ، او به سرعت مورد علاقه طرفداران قرار گرفت.

در یک جهان از هیولاهای ویرانگر ، کرکس از نظر رویکرد کاملاً در سطح خیابان است ، اما این دقیقاً همان چیزی است که او را به کار وادار می کند. نویسندگان برای ساختن تومس پدر خردسال نوجوانان برای پیتر پارکر ، روی ترفندهای پس زمینه او کار کردند و او تروپ “پدر عصبانی دوست دختر پیتر” را به سطح کاملاً جدیدی برد. تیم جلوه ها همچنین بر روی زره و ظاهر او کار شگفت انگیزی انجام دادند ، کرکس هنگامی که زیر آن نقاب است ، وحشتناک و غیرانسانی به نظر می رسد و طعمه های خود را دنبال می کند.

هلا (ثور: راگناروک)

از زمان اولین حضور او در تریلرهای Thor: Ragnarok ، کاملاً واضح بود که هلا با بازی کیت بلانشت همه را تحت تأثیر قرار میدهد. ما هرگز ندیده ایم که ثور با شخص شروری مانند این یکی روبرو شود. ما در واقع هیچ شروری مثل هلا ، الهه مرگ را در هیچ یک از پیشنهادات مارول یا زندگی متنوع بلانشت ندیده ایم. دقیقاً مانند لوکی قبل از او ، این شرور آزگاردی کسی است که مخاطبان بلافاصله از او متنفر خواهند شد.

وقتی لوکی و ثور با مرگ اودین روبرو می شوند ، طلسمی شکسته می شود که هلا را به مکانی که قبلاً اداره می کرد باز می گرداند: آزگارد. خواهر مخفی ، طبیعتاً ثور و لوکی را از مراقبت دور می کند. به محض رفتن اودین ، ​​او نزد برادرانش ظاهر می شود و برنامه خود را برای به دست آوردن جایگاه مناسب خود در تخت آزگارد ارائه می دهد. او برای اثبات حرف خود ، میونیر ، چکش ثور را به راحتی خرد می کند.

سرانجام حقیقت آشکار شد که هلا زمانی به عنوان جلاد اودین عمل می کرده است و ارتش آزگاردی ها را برای پیروزی بر همه نه قلمرو رهبری میکرده است. این تاریخچه مخفی کمک می کند تا هلا به مقام شرور حماسی برسد. او نه تنها بسیار قدرتمند است ، و باعث می شود ثور “انتقام جویان” خود را برای بیرون بردنش جمع کند ، بلکه انگیزه های او برای حکمرانی از یک مکان کاملاً واقعی و قابل توجیه را توجیه میکند. راستش را بخواهید ، بینندگان ممکن است  – حتی برای لحظه ای – ریشه کن کردن او را کمی سخت ببینند.

اریک کیلمونگر (پلنگ سیاه)

به استثنای هیولاهای آشکار نازی مانند جمجمه سرخ ، فیلم های مارول در داستان پردازی شرور با انگیزه های پیچیده و حتی قابل پیشبرد بسیار خوب عمل می کنند. شخصیت هایی مانند لوکی ، کرکس ، حتی هلا ، الهه واقعی مرگ ، دلایل کاملاً موجهی برای آنچه انجام می دهند ،دارند . حتی اگر این دلایل آنها را دقیقاً در مسیر اشتباه قرار داده باشد. با این وجود هیچ یک از آنها به دلسوزی اریک کیلمونگر نزدیک هم نیستند.

او اساساً منشأ یک ابرقهرمان است: پدرش در مقابل او کشته می شود ، میراث سلطنتی او، از او سلب می شود ، و او از این فجایع برای ایجاد فداکاری بی وقفه استفاده می کند و قبل از انتقام گیری ، خود را به اوج توانایی های خود میرساند. این اوریجین بیشتر به بتمن نزدیکتر است تا مثلا امثال کراس بونز یا اولتران . وقتی این واقعیت را اضافه کنید که کیلمونگر می خواهد به طور خاص به ادامه تاریخ نژادپرستی بپردازد ، سخت است که اعتراف نکنید که او به نکات بسیار خوبی اشاره کرده است.

اما کلید واژه آنجا “انتقام” است. با وجود تمام توجیهات کیلمونگر ، انگیزه اصلی وی در ایجاد همان نوع دردی است که او در دنیای اطراف خود تجربه کرده است. حتی اگر این درست باشد ، هدف او سلطه است تا رهبری ، که او را به یک مخالف ایدئولوژیک واقعی برای تی-چالا تبدیل می کند. این یکی از مواردی است که باعث نبرد نهایی آنها می شود ، که در آن هر دوی آنها تقریباً در لباس یکسان پلنگ سیاه خوب هستند: آنها بازتاب هایی از یکدیگر هستند ، هر دو متعهد هستند که برای رسیدن به آرمان های خود بدون مرگ سازش کنند.

لوکی (انتقام جویان)

مگر چه کس دیگری می تواند باشد؟ دلیلی وجود دارد که استودیوی مارول از لوکی به عنوان شرور اصلی فیلم انتقام جویان استفاده کند . او یکی از جذاب ترین ، حسابگر ترین و جذاب ترین شخصیت های شرور است که تاکنون به صفحه نمایش آورده شده است. همچنین دلایل خوبی برای او وجود دارد که اینچنین مهیب باشد. قبل از اینکه او بد شود ، لوکی در کنار ثور جنگیده است ، بنابراین او دارای تجربه زیادی است ، و به لطف ذکاوت حیله گرانه و تسلط بر هنرهای تاریک ، مهارت های ترفندگرانه دیوانه واری دارد. او همچنین می تواند بی رحم باشد ، و در بدنامی زندگی کند .مثل همان مردی که دیدیم کولسون را سریع و راحت کشت و مامور S.H.I.E.L.D مورد علاقه همه را به قتل رساند. (البته او بعد از آن زمان در ABC’s Agents of S.H.I.E.L.D احیا شده است). تام هیدلستون از نظر بد بودن به قدری خوب است که مارول تصمیم گرفت او را مدتها بعد از اینکه خواستار برتری خود برای به دست قدرتمندترین قهرمانان زمین بود، حفظ کند. او هنوز با هالک مسابقه نداده – اما مگر خیلی لازمه؟

ثانوس

ثانوس شرور دنیای سینمایی مارول است. مطمئناً ، ممکن است لوکی تهدید فوری در انتقام جویان باشد ، اما ثانوس کسی بود که پشت سر او قرار گرفت ، ورود او به صفحه نمایش در قسمت بهتر دهه ، قبل از اینکه سرانجام وارد کانون توجه شود ، پیش بینی شد و نتایج ویرانگری را به همراه داشت.

مسئله این است که او فقط یک تهدید قدرتمند ذهنی نیست. کارهای زیادی برای تولید نسخه های سینمایی ثانوس انجام شده است که به ویژه با توجه به اینکه بیشتر آن در فیلمی به تماشاگران نشان داده می شود که همزمان قوس های داستانی ده ها شخصیت دیگر را نیز به هم می زند ، بسیار چشمگیر است. با این وجود نشان داده شده است که وی از کیفیت یکسانی برخوردار است که همه بزرگترین شرورها در آن مشترکند: او فکر می کند حق با اوست. او قهرمان داستان خودش است ، تنها کسی است که می تواند قدم بردارد و جهان را از وجود خود نجات دهد و مایل است در راه رسیدن به این هدف ، هر آنچه را که لازم دارد فدا کند. و پس از آنکه به قول خود عمل کرد ، در یک زندگی آرام بازنشسته شود و از فهمیدن این موضوع خوشحال باشد که کاری را که هیچ کس دیگری نتوانسته است برای بهتر کردن جهان انجام دهد ، انجام داده است.

فقط یک مشکل وجود دارد. “راه حل قهرمانانه” او نسل کشی در مقیاس کهکشانی است که غیر قابل تصور است. فداکاری هایی که انجام می دهد متعلق به خود او نیست ، آنها به سادگی قتل های بیشتری هستند که وقتی در برابر آنچه او قصد دارد با سنگ های بی نهایت انجام دهد قرار می گیرند ، اهمیتی ندارند. در کمیک ها ، از ثانوس اغلب به عنوان “نهیلیست نهایی” یاد می شود ، اما نسخه MCU دقیقاً برعکس است. او به کاری که انجام می دهد اعتقاد زیادی دارد ، که باعث می شود او حتی بیشتر مجذوب و خطرناک تر شود.

 

و این قسمت پایانی تمام شرورهای ریز و درشت MCU بود .

قسمت اول را از اینجا بخوانید

قسمت دوم را از اینجا بخوانید

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

ترجمه اختصاصی زیرنویس Mortal Kombat Legends Snow Blind (2022)

  همانطور که همراهان سایت میدانند ، سایت کمیک استریپ فارسی سالهاست که به ترجمه …

2 دیدگاه

  1. سلام
    من خیلی از مقاله خوشم اومد و ازش استفاده کردم
    فقط حالا که یه همچین مقاله ای رو درست کردید،لطفاً یه مقاله با نام”تمام شرورهای DC از ریز تا درشت”رو هم روی سایت قرار بدید
    خیلی ممنون

  2. مقاله فوق العاده ای بود خسته نباشید. فقط اگه اسم ها رو فارسی نمیکردین بهتر بود ولی در کل فوق‌العاده بود.

دیدگاهتان را بنویسید