چهارشنبه , 4 خرداد 1401 - 9:28 بعد از ظهر

توضیح تاریخچه راون کرافت

“ونوم: بگذار کشتار شود” دانسته های ما را از ونوم از جهات عمیقی گسترش داد. خصوصا در سکانس های آخر فیلم ​​، “ونوم 2” که بسیاری از شخصیت ها و موضوعات را از کتاب های کمیک به روی پرده سینما آورد. ما کارآگاه پاتریک مولیگان (استفان گراهام) را می بینیم، که نقش او پس از معرفی اولیه اش (از طریق کرکس) در کمیک ها بسیار برجسته تر می شود. ما خانه سنت استس برای کودکان ناخواسته را می بینیم که نامی اندکی متفاوت از کمیک ها دارد ( خانه سنت استس برای پسران ناخواسته ) و البته نقش مشابهی در داستان اصلی کارنیج دارد. ما همچنین چندین بار از موسسه مجرمان جنایی Ravencroft دیدن کردیم ، مکانی با سابقه غنی در صفحات مارول.

در “بگذار کشتار شود ” شِریک (جیغ زننده) (نائومی هریس) که یک تبهکار است از کلتوس کسیدی جدا می شود و در راون کرافت زندانی می شود و از بین بردن او یکی از اهداف اصلی این شرور می شود. این فیلم در احترام گذاشتن به منبع اصلی خود کار شایسته ای انجام داده است ، اما بسیاری از تماشاگران فیلم ممکن است از سابقه وحشتناک راون کرافت یا سایر بیماران مشهوری که در آنجا اقامت داشته اند آگاهی نداشته باشند. در ادامه اندکی در مورد این موسسه توضیح می دهیم . با ما همراه باشید….

Ravencroft آغاز وحشتناکی دارد

طبق تاریخچه رسمی مارول ، کمیک ها موسسه Ravencroft For The Criminalally Insane (راونکرافت برای مجرمان دیوانه) را در سال 1993 معرفی کردند. با این حال ، تاریخ این موسسه به قرن 15 برمی گردد ، طبق “ویرانه های Ravencroft: Carnage” #1. سرزمینی که Ravencroft در آنجا ساخته شد محل فرقه ای بود که Knull (نال – خدای سیمبیوت ها) را می پرستیدند ( خدای تاریکی مسئول ذهن جمعی در بین سیمبیوت ها ) . چند صد سال پیش از این که این تأسیسات به طور رسمی در انتهای قرن نوزدهم ساخته شود ،این موسسه  اتفاقات عجیب و وحشتناکی را رقم زده  است.

بسیاری از اعضای گروه شرور مرد عنکبوتی ، Sinister Six (شش خبیث) ، از جمله Doc Ock ، مایسترو ، الکترو و کرکس برای دوره های مختلف در این مرکز نگهداری می شدند. کارنیج همچنین یکی از اعضای این گروه است که همانطور که در موزیک ویدئوی بدشانسی “مرد عنکبوتی: خاموش کردن تاریکی” نشان داده شد در این موسسه نگهداری میشد.

Ravencroft همچنین محل تولد کلتوس کسیدی نیز هست. در “Web of Venom: Carnage Born” می فهمیم که تولد کسیدی در بیمارستان روانی عوارض و مشکلاتی داشته است. او در حال خفه شدن از بند ناف خود به دنیا آمد و قبل از اینکه دوباره زنده شود ، مدت کوتاهی درگذشت. او در محل تولد خود پس از کشتارهای سریالی نهادینه شد ، که لحظه ای واقعی برای این شخصیت است.

اکنون بد نیست اندکی در مورد تاریخچه این موسسه در قرن های گذشته بدانیم :

راون کرافت در قرن شانزدهم

جیووانی دا ورازانو در سال 1524 در حال کاوش در این منطقه بود که برخی از مردان وی ناپدید شدند. او رهبری یک گروه جستجوی افراد مفقود شده را بر عهده گرفت و سرانجام بقایای این افراد را در خشکی یافت. مردان او پوست کنده شده و تکه تکه شده بودند و آن قطعات به صورت مارپیچ چیده شده بودند. ورازانو با دیدن آنچه اتفاق افتاده بود بسیار وحشت زده شد و به اکتشافات خود در این قاره پایان داد.

راون کرافت در قرن هفدهم

اولین تسهیلات زندان بودن در این زمان ساخته شد که شامل یک سلول چوبی بود که در سال 1664 ساخته شد تا کورتلند کسیدی ، شهرک نشینی که توسط فرقه دیوانه شده بود و یک آدمخوار قاتل شده بود ، در خود جای دهد. کورتلند فرار کرد و همسرش مولی را کشت.

جنگ انقلابی آمریکا در قرن 18

در سال 1783 ، یکی از آخرین نبردهای جنگ انقلابی آمریکا در زمین رخ داد. در طول این نبرد بود که “کاپیتان آمریکا” توسط گلوله توپ سرکش کشته شد.

راون کرافت در قرن نوزدهم

در سال 1804 ، فرقه ای که موجود فرا بعدی شوما-گوراث را می پرستید ، در این سرزمین شکل گرفت.

در سال 1820 ، اسب سوار بدون سر ، وایلدر روح انتقام ، از این منطقه دیدن کرد و به این مکان سفر کرد.

در سال 1862 ، تایرانوس حمله به این مکان را از Subterranea رهبری کرد و با شکست زمین ، نبردی را در طول جنگ داخلی ایجاد کرد.

حمله اسکرال ها در سال 1891

در سال 1891 ، اسکرال ها در این منطقه فرود آمدند تا حمله مخفیانه خود را به زمین آغاز کنند. یکی از آنها به شکل تدی روزولت ظاهر شد.

در پایان قرن ، دکتر یوناس راونکرافت ، از نوادگان مولی راونکرافت ، یک مرکز روانپزشکی با حداکثر امنیت را در محل قتل اجدادش تأسیس کرد. ساخت این تاسیسات با اعتراض اهالی محل مواجه شد و یک آتش سوزی در محل ایجاد شد. یکی از کارگران ادعا کرد که توسط مفیستو به او الهام شده که با چکش به سر اعضا ضربه بزند ، اما در نهایت ساختمان تکمیل شد.

یوناس دفترچه خاطراتی در مورد تاریخ تاریک منطقه و وقایع شومی که به وقوع پیوست بود، تهیه کرد. این دفترچه دارای توضیحاتی در مورد ایجاد موجودات خاص بود . این دفترچه در پایه های ساختمان دفن شد ، جایی که برای قرن ها در همانجا حفظ شد.

قرن بیستم

در سال 1909 ، یوناس به دریافت غیر معمول ترین بیماران کشور ادامه داد ، یکی از آنها مردی بود که ادعا می کرد سر پرسی از اسکاندیا است. او همچنین دو پزشک جدید را در این موسسه پذیرفت: دکتر ناتانیل اسکس از انگلستان و دکتر کلادیا راسل از رومانی (شایعاتی مطرح است که دکتر کلادیا راسل یک گرگینه بوده است و احتمالا جد راسل می باشد) . بیمار دیگر، مردی به نام لوگان بود که متهم به قتل های سریالی “Knickerbocker Knifer” بود. یکی از نظم دهندگان برای مقابله با این مرد آمد و خود را ویکتور کرید معرفی کرد. او توسط دکتر اسکس ، که می خواست این مرد را متوقف کند ، متوقف شد. بعداً دکتر راسل از نحوه درمان وی مطلع شد و سعی کرد او را نجات دهد. او با کرید روبرو شد که سعی کرد او را بکشد ، اما او تبدیل به یک گرگینه شد و به او حمله کرد. او توسط دکتر اسکس آرام شد ، او نامه ای از دکتر راسل برای دکتر راون کرافت فرستاد و ادعا کرد که قبل از تجویز وی در آزمایشات استعفا داده است. دکتر اسکس سرانجام موسسه را ترک کرد ، اما قبل از ترک ، یک آزمایشگاه مخفی با نمونه های غیر معمول ایجاد کرد.

در سال 1918 ، آنها شخصی به نام “استاد جهان” را محبوس کردند ، مردی که ادعا می کرد غارنشین 40 هزار ساله است ، اگرچه پزشکان سن او را به احتمال زیاد حدود 40 سال می دانستند. در سال 1923 ، آل کاپون جوان و سیلاس بور از این موسسه فرار کردند. در سال 1932 ، موجودی عجیب معروف به Skin Walker به این مرکز آورده شد. در سال 1933 ، لوکی از آزگارد مدت کوتاهی در آنجا زندانی بود ، اگرچه او به راحتی فرار کرد و لباس های دانشکده را به عنوان شوخی به کتهای تنگ تبدیل کرد.

در طول جنگ جهانی دوم ،شرکت Weapon Plus فرماندهی این موسسه را بر عهده داشت و آزمایشاتی را با کمک کنت دراکولا روی زندانیان انجام دادند و چندین نفر از آنها را به هیولاهای خون آشام تبدیل کردند . هدف دراکولا از این آزمایشات ، رفع نقص های خون آشام ها بود، اما همین موضوع باعث شد که کاپیتان آمریکا برای جلوگیری از این فتنه به این موسسه حمله کند ، تا از این اعمال غیراخلاقی جلوگیری کند.

هنگامی که کاپیتان آمریکا و باکی بارنز در جستجوی دوست خود ویلیام به موسسه حمله کردند ، یوناس راونکرافت قبل از خودکشی ،هیولاهای خون آشام را در مقابل پرسنل Weapon Plus رها کرد. محققان اسم این موجودات را “ناخوانده” گذاشته بودند. متاسفانه کاپیتان آمریکا نتوانست دوست خود ، ویلیام را به موقع آزاد کند. بعدها میفهمیم که کینگ پین در پی معامله ای از این موجودات در جهت نابودی جنازه هائی که نمیخواست ، ردی از آنها به جا بماند ، استفاده می کرده است. ناخوانده ها سعی کردند بیمارستان را در دست بگیرند ، اما نه تنها نتوانستند ، بلکه خود به موجودات آزمایشگاهی کینگ پین تبدیل شدند.

در اواخر ربع قرن آینده ، لوئیز کسیدی به این موسسه منتقل شد و در دوران بارداری تحت درمان با الکتروشوک بدون آرامش قرار گرفت. پزشکانِ بی علاقه، هیچ کمکی به او در هنگام زایمان فرزندش کلتوس که در هنگام تولد بند نافش دور گلویش گیر کرده بود، نکردند. به گفته خود کسیدی، او پس از مرگ به جهنم رفت و شاید همین موضوع عطش کسیدی به کشتار را توجیه میکند . هرچند جالب است که یک نوزاد بی گناه به جهنم برود و خصوصا خاطراتی از این انتقال با خود به این دنیا آورده باشد.

راون کرافت در عصر جدید

دولت آمریکا پس از دیدن مهارت روانپزشکی فوق العاده در درمان فوق جنایتکاران ، دکتر ” اشلی کافکا ” را مأمور اداره موسسه Ravencroft کرد. یکی از اولین بیماران وی ورمین بود که قبلاً به یک هیولای موش مانند تبدیل شده بود.

وضعیت حال حاضر بیمارستان

کسیدی این بیمارستان را در دست گرفته و از آن بعنوان پایگاهی در جهت پرستش knull استفاده میکرد. او این پرستندگان را به سیمبیوت تبدیل کرده و از آنها بعنوان لشگرش استفاده میکرد. در اینجا ددپول این موسسه را نابود کرد اما کینگ پین با قدرتی که داشت این موسسه را دوباره احیا کرد و در این بازسازی دفترچه خاطرات دکتر راون کرافت را پیدا کرد و به حقایق گذشته این بیمارستان پی برد و مدیریت این موسسه (بیمارستان) را به نورمن آزبورن سپرد. همچنین در نهایت دفترچه به جان جیمسون رسید و او آن را مخفی کرد.

ناخوانده ها به دنبال دفترچه جیمسون را گرفته و با شکنجه خواستار دفترچه شدند . اما او واقعا محل اختفای این دفترچه را گم کرده بود. بعدا مشخص شد که نورمن آزبورن این دفترچه را در بحبوحه این بلوا دزدیده است و به سازمانی به نام جانوس داده تا به نفع خود از آن استفاده کند.

نورمن آزبورن خودش را با سیمبیوت کارنیج پیوند زد ، اما در پایان شکست خورد و در همین موسسه زندانی شد. در حالی که خودش را کلتوس کسیدی میدانست.

در پی وقایعی برای تست یک دستگاه ، مردعنکبوتی و ونوم برای آزاد کردن آزبورن به این موسسه رفتند ،اما کارنیج به آنجا آمد و همه بیماران را آلوده کرده و خود آزبورن را هم به یک نسخه جدید از کارنیج تبدیل کرد . در اینجا خانم دکتر اشلی کافکا به راون کرافت آمد که معلوم شد توسط شغال از کافکای اصلی کلون شده است و اکنون کافکا رئیس بخش تحقیقاتی این موسسه می باشد.

 

دلیل واقعی جنون ونوم
آماده افتادن اتفاق واسه ونوم نیستید ..آخه چرا ؟
تمام سیمبیوت های مارول
تریلر ونوم 2 منتشر شد – دانلود تریلر
اجازه دهید “ونوم 2” شما را شوکه کند
کمیک خزنده شب – شیطان درون
کمیک کلاسیک شکارچی و سه غول
کمیک اسپاون – حماسه جنگ های ساتان
کمیک موربیوس – خون آشام زنده

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

توضیح قدرت های موربیوس در سونی

  موربیوس، خون‌آشام زنده مدت‌هاست که چهره‌ای پنهان در دنیای مارول بوده است. موربیوس به …

دیدگاهتان را بنویسید