یکشنبه , 13 آذر 1401 - 1:02 بعد از ظهر

توضیح تاریخچه نیمور و پلنگ سیاه

پس از موفقیتی که انتظارات را به چالش کشید و باکس آفیس را شکست داد، یعنی فیلم «پلنگ سیاه» در سال 2018، تیم استودیو مارول هم برکت و هم یک وظیفه برای خلق یک دنباله ارزشمند را بر دوش داشتند. سپس مرگ چادویک بوزمن در سال 2020 این کار را دشوارتر و معنادارتر کرد، چالشی که رایان کوگلر کارگردان و سپس برخی دیگر را به چالش کشید. «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» همان منظره بزرگ و زیبای فیلم اول است و حتی لنز خود را گسترش می‌دهد تا از فرهنگ بومی مکزیک تأثیر بگذارد. این به لطف معرفی نیمور، فرمانروای کشور زیردریایی تالوکان است، تمدنی که از نظر رمز و راز، فناوری و قدرت با واکاندا مشابهت داشته و برابری میکند. این منجر به رویارویی حماسی بین دو ملت و حاکمان مربوطه می شود، جنگی که دهه ها در کمیک های مارول وجود داشته است.

پلنگ سیاه و نیمور بارها و بارها در طول تاریخ کتاب های کمیک با یکدیگر ملاقات کرده اند و رابطه طولانی آنها تقریباً هر تغییری را که می توان تصور کرد را به خود اختصاص داده است. درگیری پیچیده بین این دو در “پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه” تنها یک حرکت کوچک در مقایسه با مسابقه شطرنج پیچیده همتایان کمیک آنهاست، بنابراین بیایید با نگاهی به تاریخچه بین نیمور و پلنگ سیاه، کل بازی را فاش کنیم.

تمدن های باستانی و پیشرفته

هم در دنیای سینمایی مارول و هم در کمیک‌هایی که الهام‌بخش آن هستند، کشورهای زادگاه Namor the Sub-Mariner و T’Challa the Black Panther قدیمی هستند و فراتر از سایر تمدن‌های بشری پیشرفت کرده‌اند. اگرچه هر دو نسخه سینمایی و کمیک بوک T’Challa از واکاندا هستند، نیمور داستان متفاوتی دارد. نیمور MCU بر تالوکان حکومت می کند، بر اساس شهر عدنی از اسطوره آزتک ها در دنیای واقعی، در حالی که در کتاب های کمیک ،نیمور بر آتلانتیس، بر اساس مکان در اسطوره یونانی دنیای واقعی (از طریق اسمیتسونیان) حکومت می کند. اگرچه الهامات فرهنگی متفاوت است، بسیاری از مهم ترین جنبه های هر شهر یکسان باقی مانده اند.

آتلانتیس ده ها هزار سال قبل از دوران مدرن، کشوری جزیره ای در اقیانوس اطلس که توسط انسان های باستانی اداره می شد، تأسیس شد (از طریق Marvel.com). به دلیل جنگ بین سلستیال ها و انحرافات، شهر در اعماق اقیانوس فرو رفت، اما جادوی پیشرفته آنها به بسیاری از آتلانتیس ها کمک کرد تا با زندگی زیر آب سازگار شوند. آتلانتیسی ها که از بقیه جامعه بشری جدا شده بودند، رونق گرفته و به یکی از قدرتمندترین جوامع زمین تبدیل شدند. اگرچه واکاندا هزاران سال بعد به وجود آمد و در نتیجه جنگ بین خدایان – یعنی باست و آنوبیس – به جای آسمان ها به وجود آمد، اما تاریخچه غنی حاصل از آن به موازات تاریخچه آتلانتیس است. واکاندا که از سایر نقاط جهان و درگیری‌های آن جدا شده بود، به یک نیروگاه فناوری تبدیل شد.

متحدان قدیمی

از همان اولین ملاقات آنها، هم برای نیمور و هم برای تی چالا مشخص بود – چه آن زوج مغرور آن را اعتراف کنند یا نه – که این دو وجه اشتراک بی نظیری با هم دارند. آنها هر دو فرمانروایان فوق‌العاده پادشاهی‌های جدایی‌طلب پیچیده هستند، هر دو برای مردم خود هر کاری انجام می‌دهند، و هر دو با قطب‌نماهای اخلاقی قوی انگیزه دارند. به دلیل شباهت‌هایشان، همیشه این احتمال وجود داشت که این دو دیر یا زود خود را با یکدیگر متحد کنند. در واقع، همانطور که در صفحات “ظهور پلنگ سیاه” شماره 2 دیده می شود، این دو در عرض چند دقیقه پس از اولین معرفی خود، با هم ماموریتی را آغاز می کنند.

در هنگامه نیمور در جستجوی شورشیان خیانتکار آتلانتیس و T’Challa در حال شکار واکاندائی های گم شده هستند، آنها به طور تصادفی به یکدیگر برخورد می کنند. مشکوک شدن به دو جستجوی آنها ممکن است به یک ریشه مشترک منتهی شود، آنها با هم به راه می افتند، و طولی نمی کشد که منابع ترکیبی آنها سوء ظن آنها را درست نشان می دهد. مرانو تروریست بنیادگرای آتلانتیس و ژنرال نیگاندا زورون با هم متحد شده اند و شهروندان واکاندا را می‌دزدیدند تا اسرار فناوری پیشرفته کشور را استخراج کنند ، برای مرانو، فرصتی برای برتری بر نیمور و برای زورون، فرصتی برای از بین بردن سلطه نظامی واکاندا ایجاد شده بود . همانطور که هر کسی که «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» را دیده است، بدون شک می‌داند، نیروی ترکیبی زیردریایی و پلنگ سیاه برای مقابله با چند تن از افراط‌گرایان ارتشی بسیار کافی است.

دشمنان قدیمی

از اولین لحظاتی که نیمور در «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» ظاهر می‌شود، غرور، سرسختی و خشم او آشکار می‌شود و این ویژگی‌ها در طول تاریخ طولانی داستان کمیک این شخصیت نیز صادق است. آنها در اولین ملاقات با نیمور به همان اندازه برای T’Challa آشکار بودند و به اولین ملاقات و اتحاد خود سوء ظن و حتی پرخاشگری آشکار را اضافه کردند.

این دو حاکم مصمم، قبل از اینکه به اندازه کافی آرام شوند تا با هم صحبت کنند، و یا تبادل اطلاعات کنند و با هم متحد شوند، با هم درگیر می شوند. حتی زمانی که اتحاد به پایان موفقیت آمیز می رسد و هر دو به اهداف مربوط به امنیت ملی خود دست می یابند، تی چالا عاقلانه ،شرط های خود را پوشش می دهد. با خودش فکر می‌کند، “ارتش‌های او می‌توانند بدون هشدار از دریاها بلند شوند. او اکنون می‌داند واکاندا کجاست. نیمور امروز متحد بود، اما چه کسی می‌داند فردا چه خواهد بود؟” پلنگ سیاه یک فایل از نیمور ایجاد می‌کند، شامل مشخصات روان‌شناختی و حتی – تقریباً بدون اطلاع نیمور – نمونه‌ای از DNA منحصربه‌فرد نیمور ، جهش یافته آتلانتیسی.

بدگمانی‌های تی چالا دقیق و حتی پیش‌بینی‌کننده به نظر می‌رسند، زیرا وقایع بعدی این زوج و تعاملات آنها بیش از سهم عادلانه آن از خصومت و حتی جنگ آشکار را شامل می‌شود.

اعضای ایلومیناتی

در صفحات «انتقام‌جویان جدید» شماره 7، معمار افسانه‌ای مارول، برایان مایکل بندیس، تیم جدیدی از ابر موجودات معروف به ایلومیناتی را معرفی کرد. این گروه در ابتدا از شش عضو – مرد آهنی، دکتر استرنج، آقای شگفت انگیز، چارلز اگزاویر، بلک بولت و نیمور ساب مارینر تشکیل شده بود – مشخص شد که این گروه ،گروهی از اشخاص پشت پرده است که به طور مخفیانه جامعه ابرقهرمانان زمین را برای جلوگیری از فاجعه راهنمایی می کنند. با این حال، با وجود نیات خیرخواهانه آنها، روش های آنها در بهترین حالت مشکوک است، و پلنگ سیاه را بارها با آنها در تضاد قرار داده است. در واقع، بعداً در «انتقام‌جویان جدید: ایلومیناتی (2006) شماره 1» مشخص شد که این پلنگ سیاه بوده است که در ابتدا گروه را تأسیس کرده و عقاید اخلاقی او باعث شده که در نهایت استعفا دهد.

اولین جلسه ایلومیناتی به درخواست دوگانه تی چالا و مردآهنی در واکاندا برگزار شد، پس از اینکه این دو نابغه جنگ اخیر کری-اسکرال ها را بررسی کردند و متوجه شدند که تبادل اطلاعات آزاد بین ابرقهرمانان زمین می‌توانست از همه چیز جلوگیری کند. یک بحث گروهی ایده اشتراک گذاری اطلاعات T’Challa را به طرحی برای ایجاد یک گروه مخفی از نخبگان مخفی تبدیل می کند، پادشاه واکاندا تعظیم می کند. انشعاب بین تی چالا و ایلومیناتی بعداً در طی سلسله حملات چندجانبه که منجر به «جنگ‌های مخفی» شد، به اوج خود رسید. (قسمتی از این ماجرا در اینجا در جلد سوم ترجمه شده است)

درگیری بر سر نیروی ققنوس

با وجود تمام وجوه مشترک بین نیمور و تی چالا، یک تفاوت عظیم آنها را از هم جدا می کند: تی چالا انسان است و نیمور یک جهش یافته است. اگرچه جهش یافته ها تازه در MCU ظاهر شده اند – به ویژه اگزاویر در “Doctor Strange in the Multiverse of Madness” و کامالا خان در “Ms. Marvel” – آنها از دهه 1960 در کمیک های مارول وجود داشته اند و ترس بی حد و حصری نسبت به آنها وجود داشته است و نفرتی که در سرتاسر زندگی خود تجربه کرده اند در مرکز داستان های بی شماری قرار داشته است. یکی از بدترین موج خشونت ناشی از این تعصب در «انتقام‌جویان علیه مردان ایکس» رخ می‌دهد، زمانی که نیروی تقریباً قادر مطلق ققنوس به زمین بازمی‌گردد و نجات بالقوه‌ای را برای جهش‌یافته‌ها و مصیبتی برای انتقام‌جویان فراهم می‌کند.

هنگامی که نیروی ققنوس به زمین بازمی گردد، ظاهرا میزبان بعدی خود را انتخاب می کند: هوپ سامرز، که گمان می رود مسیح جهش یافته ها باشد. بسیاری از جهش‌یافته‌ها، از جمله نیمور، بر این باورند که این هجوم نیروی کیهانی یک تولد دوباره بزرگ برای نوع جهش‌یافته است، در حالی که بیشتر قهرمانان زمین، از جمله T’Challa، معتقدند که ققنوس چیزی جز یک تهدید واقعی نیست. جنگ حاصل از این حضور ،کل سیاره را در بر می گیرد و جامعه ابرقهرمانان را به دو قسمت تقسیم می کند، در این بین نیمور و تی چالا در دو طرف مخالف و مکرراً درگیر نبرد می شوند. همچنین اخیرا در کمیک “ققنوس وارد میشود” این ماجرا دوباره بین این دو شخصیت اتفاق افتاده و تکرار شده است (این کمیک هم در اینجا ترجمه شده است).

نابودی واکاندا

هرچقدر شنیدن آن برای طرفداران ساب مارینر سخت باشد، به خصوص طرفدارانی که معتقدند بهترین ها هم در مقابل او شکست خواهند خورد، پادشاه آتلانتیس دو بار به واکاندا تهاجم نظامی انجام داده است که هر دو منجر به تخریب و از دست دادن گسترده زندگی شده است.

اولین مورد در اوج رویداد «انتقام‌جویان علیه مردان ایکس» اتفاق می‌افتد، زمانی که نیمور دارای قدرت ققنوس می‌فهمد که انتقام‌جویان – که از زمان بازگشت ققنوس با حملات چریکی با تلاش‌های جهش‌یافته مواجه شده‌اند – در واکاندا پنهان شده‌اند. در ادامه حفاظت پلنگ با موج جدید نیروی کیهانی که افکارش را تار می کند، نیمور تصمیم می گیرد تا یک موج جزر و مدی به اندازه شهر را در پایتخت واکاندا به راه بیندازد و هزاران بی گناه واکاندائی را بکشد.

این حمله به عنوان یک شوک برای رهبر جهش‌یافته ها سایکلوپس است که با جمع‌آوری بقیه جهش‌یافته‌های دارای قدرت ققنوس – اما فراست، مجیک و کلاسوس – و کمک به انتقام‌جویان برای سلب قدرت نیمور به این خبر واکنش نشان می‌دهد. این حمله توسط جامعه جهش‌یافته تایید نشده است و تقریباً در سراسر جهان مورد تقبیح قرار می گیرد، که منجر به حذف نیمور از تمام اکشن‌های ابرقهرمانی اصلی (در واقع، در تمام سطح ها) برای مدتی طولانی شد.

آشتی اجباری

از آنجایی که پلنگ سیاه ایلومیناتی را دورهم گرد آورده و سپس ایلومیناتی را ترک کرده است، جنگ بین انتقام‌جویان و مردان ایکس، و نابودی واکاندا توسط نیمور، شاید آخرین چیزی که انتظار دارید این جفت را دوباره گرد هم بیاورید باشد، حتی اگر به خاطر عضویت در ایلومیناتی جدید باشد. با این حال، این دقیقاً همان چیزی است که چند ماه بعد اتفاق می‌افتد، زمانی که سری در حال اجرای «انتقام‌جویان جدید» با تهدیدی روبرو می شود که پلنگ سیاه خشم خود را کنار می‌گذارد، صلحی موقت بین واکاندا و آتلانتیس رخ می‌دهد و آنها با ایلومیناتی متحد می شوند از جمله با نیمور.

این تهدید توسط آقای شگفت انگیز در «انتقام‌جویان جدید» شماره 2 مشخص شده است. به دلیل یک رویداد فاجعه‌آمیز در جهان دیگری، جهان چندگانه در حال انقباض است و جهان‌های همسایه را مجبور به کنار هم بودن می‌کند و در نتیجه هر دو نابود می‌شوند. علاوه بر این، هر اتحاد – یا “تهاجم” – انقباض را تسریع می کند، یعنی دیر یا زود، همه واقعیت ها محکوم به فنا می شوند. همانطور که خود تی چالا تهدید و اصلاحات خود را در مورد ایلومیناتی توصیف می کند، ” این فراتر از من یا هر یک از ماست. بنابراین اینجا هستیم، اتحاد نامقدسی که شاید تنها امید زمین باشد.”

شاید گویاترین لحظه در تاریخ رابطه نیمور و پلنگ سیاه، جدایی این دو در این دوره باشد. حتی زمانی که به نابودی هر واقعیت شناخته شده خیره می شوند، تی چالا به نیمور می گوید: “وقتی این کار انجام شد – وقتی خواسته های من جایگزین نیازهای من شد … من تو را می کشم.”

انتقام شوری

در طول تلاش چند ماهه ایلومیناتی برای یافتن هر وسیله ممکن برای جلوگیری یا حتی به تأخیر انداختن تهاجمات ویرانگر جهان، تنش بین واکاندا و آتلانتیس به طور قابل درکی بالا باقی می ماند، حتی در آستانه جنگ همه جانبه. با توجه به خصومت ناپایدار و تهدید مداوم نابودی جهانی، نیمور مغرور یک شاخه زیتون کمیاب را به تی چالا می دهد، که با وجود غرور خود، به نظر می رسد مایل به پذیرش آن است. اما صلح پذیرفته نمی شود، به لطف یک عارضه دیگر در رابطه از قبل پیچیده این زوج: تی چالا اکنون پلنگ سیاه نیست.

سال‌ها، قبل از «انتقام‌جویان علیه مردان ایکس»، تی چالا به عنوان پلنگ سیاه تنها در مقام فردی و ابرقهرمانی خدمت می‌کرد. پلنگ سیاه واقعی، حاکم واقعی واکاندا، خواهرش شوری بود. متأسفانه برای نیمور و تمام آتلانتیس، شوری همچنان در طول تهاجم‌ها و پس از آن در «جنگ مخفی» کنترل را در دست دارد، و متأسفانه‌تر، او از نیمور بیش از آنچه تی چالا می‌توانست متنفر بود.

علیرغم توصیه تی چالا در مخالفت با او، شوری یک حمله سریع و مخفیانه به آتلانتیس را رهبری می کند، و بخش های وسیعی از آن منطقه را به آوار تبدیل می کند و سربازان و شهروندان بی شماری را به قتل می رساند. این عدالت ناگهانی و وحشیانه در نظر بسیاری از واکاندائی ها امتیاز را یکسان می کند – یک قتل عام در تلافی قتل عام قبل – اما برای تی چالا و نیمور، فقط به تیره کردن یک رابطه از قبل پر از تنش کمک می کند.

نیمور و فرقه سیاه ثانوس

بیشتر تاریخ بین نیمور و پلنگ سیاه تحت سلطه یک رابطه دوستی و دشمنی متناوب بوده است – این دو با هم به عنوان اعضای مدافعان، انتقام‌جویان و ایلومیناتی خدمت کرده‌اند، اما هر کدام همیشه مراقب دیگری و منابع نظامی استثنایی او بوده‌اند. این صلح ناخوشایند تا دوران مدرن برقرار بوده است، که در آن روابط به یک دشمنی تبدیل می‌شود که به صورت یک سری تجاوزات و تلافی‌جویی به ضرر هر دو کشور منجر می‌شود. با غرور و افتخار همیشه در خط مقدم انگیزه های خود، نه نیمور و نه تی چالا هرگز نمی توانند اجازه دهند گذشته ها به راحتی از بین بروند. بر همین اساس، نیمور به حمله غافلگیرانه واکاندا به آتلانتیس با تحریک حمله برگشت به واکاندا ، واکنش نشان می دهد.

با نابودی ارتش‌هایش، نیمور به یکی از معدود نیروهای خارجی با قدرتی که می‌خواهد روی می‌آورد: فرقه سیاه ثانوس. هنگامی که ستوان ثانوس، پروکسیما میدنایت، به آتلانتیس می رسد و شایعات مربوط به سنگ بی نهایت روی زمین را تعقیب می کند، نیمور او را فریب می دهد و این باور را به او القا می کند که واکاندا سنگ را در دست دارد و تنها یک حمله باعث دستیابی به آن خواهد شد. همانطور که از ثانوس و ارتش‌هایش انتظار دارید، آن‌ها زمان را برای حمله به واکاندا، کشتن و ویران کردن بی‌رویه تلف نمی‌کنند، تنها زمانی که هوس‌های خشونت‌آمیز ثانوس به یافتن پسرش، تان، تغییر می‌کند، وحشت متوقف می‌شود.

آخرین ایستادگی نیـــمور

نمونه‌های بی‌شماری از خودخواهی، انتقام‌جویی و پرخاشگری عمومی نیمور سرانجام کمی قبل از وقایع «جنگ‌های مخفی» به سراغ او می‌آیند، و میخ نهایی را نه تنها به اتحاد او با پلنگ سیاه، بلکه رابطه‌اش با انتقام‌جویان می‌کوبد. یک مشکل با افزایش روزافزون تهاجم‌ها با سرعت فزاینده‌ای، برای ایلومیناتی و تیم‌های مختلف انتقام‌جویان آشکار می‌شود که نشان دهنده زمان رو به پایان است – از این رو نام این رویداد کمیک، “زمان تمام می‌شود” است. در حالی که بیشتر انتقام‌جویان، از جمله پلنگ سیاه، به یک شکل با این مشکل برخورد می‌کنند، نیمور یک درود مری کیهانی را انتخاب می‌کند و به ثانوس و فرقه سیاه او می‌پیوندد.

در صفحات «انتقام‌جویان» شماره 40، پلنگ سیاه و انتقام‌جویان همکارش، سرانجام آنچه را که فکر می‌کنند انتقام نهایی‌شان است، اجرا می‌کنند. انتقام‌جویان در یک ایستگاه فضایی دور، در میان دو جهان در میان تهاجم مخرب متقابل خود، برای نیمور کمین می‌کنند. تی چالا به قلب او خنجر می زند، و اگرچه این برای کشتن آتلانتیسی جهش یافته با نیروی محرکه کافی نیست، انفجار اضافی ناشی از فریاد صوتی ویرانگر بلک بولت و سقوط از ایستگاه فضایی به سطح سیاره در زیر، مطمئناً کافی می باشد . حداقل تا آنجایی که انتقام‌جویان آگاه هستند.

جهش یافته ها: دوست یا دشمن؟

در بخش اعظم دهه‌های 2000 و 2010 شاهد این بودیم که جدول زمانی مارول مملو از تعداد فزاینده‌ای از کمیک‌های رویداد، تقاطع‌ها و پیوندهای پیوستگی پیچیده بود که به مرگ همه تداوم مارول و تولد یک مورد کاملاً جدید در پی «جنگ‌های مخفی» ختم شد. ” به عنوان بخشی از این بازنشانی در سراسر شرکت، اکثریت قریب به اتفاق شخصیت‌های مارول متوجه شدند که موقعیت‌ها و روابطشان به سطوح «عادی» بازگشته است، جهانی که به کمیک‌های کلاسیک نزدیک‌تر است. تی چالا نیز از این قاعده مستثنی نیست، یک بار دیگر پلنگ سیاه واقعی و پادشاه واکاندا، و نیمور بار دیگر فرمانروای بی ادبانه و سرکش آتلانتیس است – و مهمتر از همه، او دیگر همانند چند سال قبل آن شرور ویرانگر جهان، متحد ثانوس نیست.

با بازگشت کم و بیش هر دو شخصیت به وضعیت موجود، جنگ آنها به پایان رسیده است و شباهت های آنها بار دیگر آزادانه می درخشد. یکی از آشکارترین شباهت هایی که آنها در عصر اخیر به اشتراک گذاشته اند، دوگانگی چشمگیر آنها نسبت به جامعه جهش یافته است. وقتی جهش‌یافته‌ها با تأسیس کشور جزیره‌ای مستقل کراکوآ و تبدیل مریخ به یک سیاره برای خود ،کاملاً وارد عصر طلایی شده اند، هم تی چالا و هم نیمور به روش‌های محافظت شده مشابهی با این تحولات روبرو شده‌اند. نیمور که خود یک جهش یافته و حتی زمانی عضوی از مردان ایکس بوده است، قدرت و پتانسیل کراکوآ را می شناسد، اما از پیوستن به این کشور خودداری می کند و همچنین خطر آن را ذکر می کند. به همین ترتیب، تی چالا، شوهر سابق طوفان جهش یافته، نسبت به اهداف آنها همدلی می کند، اما به عنوان یک انتقامجو، می ترسد که جهش یافته ها بیش از حد دست به کار شوند.

مارول مدرن

در سال 2018، جیسون آرون، نویسنده، سکان هدایت سری شاخص مارول، «انتقام‌جویان» را در دست گرفت و یکی از کمک‌های فراوان او به داستان این تیم، تمرکز بیشتر بر سیاست جهانی بوده است. انتقام‌جویان او یک تیم غیرملی هستند و پایگاه عملیات خود را به بدن توخالی یک سلستیال مرده در قطب شمال تبدیل کرده اند . با توجه به اینکه قدرتمندترین قهرمانان زمین دیگر تیم آمریکا نیستند، این کشور در عوض “اسکادران اعظم” را به عنوان قهرمانان انتخابی خود (دولت) انتخاب کرده است، و سایر کشورها نیز همین کار را انجام داده اند – روسیه گارد زمستانی خود را دارد، کانادا پرواز آلفا، کراکوا مردان ایکس خود را دارد ، و غیره.

به‌عنوان رئیس انتقام‌جویان و پادشاه واکاندا، پلنگ سیاه هم انتقام‌جویان و هم مأمورانش واکاندا را فرماندهی می‌کند، و اکنون به‌ صورت ویژه تی چالانیمور و آتلانتیس مدافعان اعماق خود را دارند. هر یک از این ابر تیم های ملی رابطه منحصر به فرد خود را با یکدیگر دارند، اما نیمور و پلنگ سیاه شاید شبیه ترین آنها در موضع خود نسبت به بقیه باشند. هر دوی آنها تقریباً منحصراً برای محافظت از نفوذ به قلمروهای پنهان و مقدس خود وجود دارند (و در مورد مأموران واکاندا، برای کمک به پادشاه خود در مراقبت از آن سلستیال بزرگ و مرده). هم آتلانتیس و هم واکاندا به طور غیرعادی از روابط خود با دیگران محافظت می‌کنند و به همان اندازه سریع انتقام می‌گیرند. همین ویژگی‌های مشترک است که باعث می‌شود درگیری‌هایی مانند آنچه در «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» نشان داده شد، اجتناب‌ناپذیر باشد.

 

توضیح قدرت ها و توانائی های پلنگ سیاه
مردان ایکس که انتقام جو نیز بوده اند
قوی ترین عضو ایلومیناتی مارول کیست؟
کمیک انتقامجویان جدید – ایلومیناتی
حقایق ناگفته از ایلومیناتی مارول
جالب ترین پناهگاه ها در جهان مارول
کمیک انتقام جویان – زمین لم یزرع
کمیک انتقامجویان – ققنوس وارد میشود
کمیک انتقامجویان – آخرین میزبان
کمیک انتقامجویان و مدافعین – تاروت
کمیک کاپیتان آمریکا – تولد دوباره
رده بندی بهترین اوریجین های کمیک در تاریخ
10 عضو برتر مردان ایکس در تمام دوران کمیک ها

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رتبه بندی بهترین لحظات “واکاندا برای همیشه”

این مقاله حاوی اسپویل از فیلم “Black Panther: Wakanda Forever” می باشد. برای یک دنباله …

دیدگاهتان را بنویسید