دوشنبه , 2 خرداد 1401 - 3:40 بعد از ظهر

توضیح تاریخچه ونوم و مردعنکبوتی

مرد عنکبوتی یکی از متمایزترین و متنوع‌ترین گالری‌های اشرار را در تاریخ کمیک‌بوک ها دارد، یک نامزدی شرورانه که شامل همه افراد از گرین گابلین گرفته تا دکتر اختاپوس و کریون شکارچی می‌شود. با این حال، یکی از آنها جالب تر از بقیه است. همزیست بیگانه ای به نام ونوم از دهه 1980 خاری در چشم پیتر پارکر بوده است و هنوز هم تا به امروز در زمره دشمنان اصلی او قرار دارد، به خصوص در مواقعی که او با میزبان انسانی ادی بروک پیوند برقرار می کند. در حالی که ونوم در فیلم بسیار بداخلاقی در «مرد عنکبوتی 3» حضور داشت، اخیراً به ستاره مجموعه فیلم‌های خودش تبدیل شده است – فیلمی که تا اینجای کار، اسپایدرمن را درگیر نکرده است. با این حال، این دو هنوز به طور نامحدودی با هم مرتبط هستند و مهم نیست که او چقدر ماجراجویی دارد، ونوم همیشه مرگبارترین دشمن مرد عنکبوتی در نظر گرفته خواهد شد.

بنابراین ممکن است برای شما شوکه کننده باشد (مخصوصاً اگر در طول این سال ها مارول کامیکس را دنبال نکرده باشید) که چیزها بسیار ظریف تر از این هستند. در واقع، مرد عنکبوتی و ونوم رابطه‌ای دارند که به بهترین وجه می‌توان آن را «عشق/نفرت» توصیف کرد . رابطه آنها داستان دلبستگی و از دست دادن، ارتباط و طرد شدن است. از برخی جهات، می‌توان آن را به‌عنوان یک تمثیل عاشقانه درهم‌ پیچید، و بصورت هشداری در مورد آنچه ممکن است اتفاق بیفتد وقتی عشق به نفرت تبدیل می‌شود، در نظر گرفت، اما در کمال تعجب، پایان خوشی نیز در این ماجرا هست (حداقل در حال حاضر).

تاریخچه واقعی مرد عنکبوتی و ونوم چیست؟ وقت آن است که بفهمیم.

اولین ملاقات در جهان نبرد

سیمبیوت ونوم برای اولین بار در سال 1984 به عنوان بخشی از کراس اوور مارول کامیکس (یا اگر ترجیح می‌دهید تبلیغات تجلیل‌شده) معروف به «جنگ‌های مخفی» معرفی شد. داستان، قهرمانان و تبهکاران متعددی از دنیای مارول را می‌بیند که توسط موجودی بیگانه خداگونه به نام Beyonder (ماورائی) به فضا ربوده می‌شوند، او آنها را در سیاره‌ای که آن را «دنیای نبرد» می‌نامد قرار می‌دهد و از آنها می‌خواهد که با یکدیگر بجنگند. در شماره هشتم، مرد عنکبوتی که به یک لباس جدید نیاز دارد، به سمت یک ماشین بیگانه هدایت می شود که می تواند برای او یک لباس بسازد. البته، او ماشین اشتباهی را انتخاب می‌کند و با یک توپ سیاه کوچک با مواد و منشأ ناشناخته آشنا می‌شود ، که به سرعت بدن او را می‌پوشاند و به شکل یک لباس در می‌آید و برای اولین بار به شخصیت مرد عنکبوتی ظاهری جدید می‌دهد. (و احتمالاً دلیل دیگری برای ساخت اسباب‌بازی‌های مرد عنکبوتی به Mattel داده است).

بنا بر گزارش ها، ایده تغییر لباس از داستان یکی از طرفداران گرفته شده بود که جیم شوتر، سردبیر مارول در آن زمان، در سال 1983 دریافت کرده بود. او آن داستان را دوست نداشت، اما ایده تغییر اسپایدر را دوست داشت. لباس مردانه زمانی که قرارداد با Mattel به پایان رسید و مارول تصمیم گرفت «جنگ های مخفی» را انجام دهد، که در آن چندین شخصیت اصلی ناپدید می شوند و با تغییراتی در ظاهر خود باز می گردند برای ظاهر مردعنکبوتی انتخاب شد. (که منجر به تقاضا برای اسباب بازی های جدید مطابق با نسخه های جدید شخصیت ها شد. ). شوتر از فرصتی برای ایجاد تغییر استفاده کرد. البته او نمی دانست که (به معنای واقعی کلمه) یک هیولا ساخته است.

مردی با لباس های تیز

از نظر فنی، لباس سیاه مرد عنکبوتی مربوط به بیش از شش ماه قبل از «جنگ های مخفی» است. مرد عنکبوتی به طور مرموزی در پایان «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» شماره ۲۵۱ در آوریل ۱۹۸۴ از زمین ناپدید می‌شود، اما در ابتدای شماره بعدی با لباس سیاه بازمی‌گردد، در حالی که کل «جنگ‌های مخفی» بین دو سال گذشته رخ داده است. در بقیه سال، وقایع «جنگ‌های مخفی» به‌طور عطفی در صفحات کتاب متقاطع رخ می‌دهد، در حالی که مرد عنکبوتی، جامه ای مشکی پوشیده، به انجام کارهای معمولش در کمیک خودش ادامه می‌داد . کارهایی مانند مبارزه با ابرشرورها، قرار ملاقات با گربه سیاه و ترک دانشگاه. او گهگاه به این فکر می کرد که چقدر عجیب است که جامه جدیدش به هر فکر او پاسخ می دهد، اما زمانی برای نگرانی در مورد آن نداشت. البته، اگر آنچه را که خوانندگان می‌دانستند، می‌دانست: جامه شروع به پوشاندن پیتر در هنگام خواب کرده بود و او را در نیویورک می‌کشاند تا بدون اطلاع او به عنوان مرد عنکبوتی با جنایت مبارزه کند.

سرانجام – پس از اینکه متوجه شد لباس دارای قدرت هایی است که او حتی از آنها خبر ندارد، و بعد از اینکه اکراه فزاینده ای برای ترک بدنش نشان داد ، مرد عنکبوتی آن را برای بررسی به رید ریچاردز از چهار شگفت انگیز داد، که به ساختار طبیعی لباس پی برد.

مکاشفه و طرد

همیشه اینگونه نیست که یک ابر دانشمند به شما بگوید که لباسی برای محافظت از هویت خود در هنگام مبارزه با جنایتکاران پوشیده اید،که این جامه نه تنها یک بیگانه است، بلکه یک بیگانه هوشیار هم هست که سعی دارد برای همیشه با شما پیوند برقرار کند. واکنش مرد عنکبوتی چنین بود «از درون من بیرون برو، از من دور شو» که البته کاملاً از منظر انسانی قابل درک است. اما برای سیمبیوت، یک طرد شدن بود و این طردشدن به تلخی و نفرت منجر شد.

مرد عنکبوتی با کمک چهار شگفت انگیز که از نقاط ضعف سیمبیوت در برابر صدا و آتش استفاده کردند تا آن را در یک واحد مهار برای مطالعات آینده به دام بیاندازند، توانست خود را از شر این همزیست خلاص کند. در نهایت او، فرار کرد، و موفق شد مرد عنکبوتی را فریب دهد تا با تغییر لباس سنتی‌تر آبی و قرمز، او را دوباره به تن کند. سپس سعی کرد به زور با او پیوند برقرار کند، تلاشی که پیتر تنها با ایستادن مستقیم در کنار مجموعه ای از ناقوس های عظیم کلیسا توانست آن را خنثی کند، و هم سمبیوت و هم خود را در معرض طنین گوش خراش ناقوس ها قرار داد. این صدا سیمبیوت را وادار کرد تا از میزبان ناخواسته خود که بیهوش شده بود و به طور بالقوه در چنین نزدیکی به زنگ ها ،تقریبا کشته شده بود، دست بردارد. با این حال، علیرغم طرد شدن از سمت پیتر، همزیست با کشیدن بدنش به دور از سر و صدای قاتلش، زندگی او را نجات داد و آینده آشفته رابطه آنها را پیش بینی کرد . حتی در این مرحله اولیه هم، عشق آمیخته با نفرت وجود داشت.

ادی بروک، میزبان جدید

سه سال طول کشید تا سیمبیوت دوباره دیده شود، اما وقتی برگشت، به معنای واقعی کلمه با یک انتقام برگشت. صفحه پایانی «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» شماره 299، که در آوریل 1988 منتشر شد، شخصیتی را معرفی کرد که اکنون به عنوان ونوم شناخته می‌شد، اگرچه او هنوز چاقویی بعنوان دندان یا زبان دراز و برده‌وار نداشت. پس از جدا شدن از مرد عنکبوتی در کلیسا، سیمبیوت میزبان جدیدی پیدا کرد :”ادی بروک”، روزنامه‌نگاری سابق که زندگی و حرفه‌اش توسط مرد عنکبوتی ویران شده بود. بروک کاتولیک در حال آماده شدن برای خودکشی به کلیسا رفت تا برای بخشش دعا کند. اما در عوض، او همزیستی را پیدا کرد که به او پیوند خورد – نه فقط از نظر فیزیکی، بلکه از نظر احساسی، از طریق نفرت متقابل آنها از مرد عنکبوتی. بروک و سمبیوت که نام خود را ونوم گذاشتند، بلافاصله تبدیل به مرگبارترین دشمن این تار انداز شدند. آنها نه تنها متوجه هشدار اولیه پیتر نشدند، بلکه هویت واقعی او را می دانستند و می توانستند عزیزانش را تهدید کنند.

در حالی که مرد عنکبوتی هرگز نتوانست ونوم را در نبرد مستقیم شکست دهد، از اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 عمدتاً به دلیل حیله گری جان سالم به در برد. در اولین ملاقاتشان در «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» شماره 300، پیتر از دانش خود در مورد نحوه عملکرد سیمبیوت برای شکست دادن ونوم استفاده می‌کند، در حالی که در «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» شماره 317، وانمود می‌کند که سیمبیوت را پس می‌گیرد و نشان می‌دهد که بیگانه هنوز مخفیانه می خواهد با پیتر باشد، و نه با بروک . و تلاش همزیست برای شکستن پیوند خود با بروک، هر دوی آنها را بیهوش می کند.

دشمن دشمن من

دو حضور بزرگ بعدی ونوم تغییر بزرگی را در رابطه او با مرد عنکبوتی ایجاد کرد که باعث می‌شد آنها با اکراه در مواجهه با خطر بزرگ‌تری متحد شوند. «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» شماره 333 مرگ ظاهری سمبیوت ونوم را در دستان سرطان شرور استیکس نشان می‌دهد. ادی بروک که ناتوان شده است به خاطر جنایاتش زندانی می شود و در سلولی با یک قاتل زنجیره ای به نام کلتوس کسیدی قرار می گیرد. با این حال، سیمبیوت نمرده است و به زودی ادی را پیدا می کند و او را آزاد می‌کند. آنها همچنان به تهدید مرد عنکبوتی ادامه می دهند و این بار در جزیره ای متروک با او می جنگند. پیتر ونوم را برای سومین بار با جعل مرگ خود فریب می دهد و از جزیره می گریزد در حالی که بروک و همزیست در ساحل استراحت می کنند و راضی هستند که تلاش آنها برای انتقام کامل شده است.

ونوم ممکن بود بقیه روزهایش را در آن جزیره در آرامش سپری کند (با وقفه های گاه و بیگاه دارخوک) اگر تخم ریزی نبود که همزیست در سلول ادی پشت سر گذاشته بود. این همزیست دوم با کسیدی پیوند برقرار می کند و او را به شرور قاتل معروف به کارنیج تبدیل می کند. با وجود تمام نفرت ونوم از مرد عنکبوتی، او همیشه یک رمز افتخار داشته است که او را از کشتن افراد بی گناه یا اجازه دادن به مرگ بیگناهان باز می دارد. با این حال، قتل‌های کارنیج بی‌رویه بودند، و زمانی که مرد عنکبوتی از ونوم برای جلوگیری از کشتار کمک خواست، ونوم موافقت کرد. این اولین باری بود که آنها با هم متحد شدند تا «پسر» زرشکی ونوم را از بین ببرند، اما مطمئناً آخرین بار نبود.

آتش بس

در سال 1993 اتحاد آزمایشی بین مرد عنکبوتی و ونوم با توقف کامل خصومت ها پایان یافت. به هر حال، مرد عنکبوتی بلافاصله پس از شکستن کارنیج برای اولین بار، ونوم را دوباره به زندان انداخته بود، و زمانی که ونوم به ناچار فرار کرد، بار دیگر به خاطر خون پیتر پارکر بیرون رفت. داستانی که دنبال شد هم شامل والدین گمشده پیتر بود که اخیراً بازگشته بودند (آنها ظاهراً کلاهبردار بودند، اما نه برای یک سال دیگر) و همسر سابق ادی بروک ، آن وایینگ. «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» شماره 375 به‌عنوان «برخورد نهایی» نام‌گذاری شد، زیرا مرد عنکبوتی در یک پارک متروکه با ونوم مبارزه کرد و مصمم بود که او را برای همیشه متوقف کند. آن، که به مرد عنکبوتی کمک کرده بود همسر سابقش را پیدا کند، به صحنه آمد تا کمک کند، اما در نهایت توسط چرخ و فلک در حال سقوط له شد. ونوم و مرد عنکبوتی مجبور شدند برای نجات او به نیروها بپیوندند و پس از آن، آن به ونوم کمک کرد تا بفهمد که مرد عنکبوتی مرتباً جان افراد بی گناه را نجات می دهد. ونوم استدلال کرد: “پس اگر او را اکنون بکشیم، همه بیگناهانی که ممکن است در آینده نجات دهد – خواهند مرد!”

این افشاگری در نهایت منجر به آتش بس بین آن دو شد که ونوم به اختصار آن را با گفتن این جمله که «تو دنبال ما نمی آیی، ما هم دنبالت نمی آییم» خلاصه کرد. او سپس به سراغ سری محدود خودش، «Venom: Lethal Protector» رفت. در واقع این مرد عنکبوتی بود که در آن سری زمانی که به شکار ونوم فراری رفت، آتش بس را شکست، اما در پایان، آن دو دوباره با هم کار کردند و ونوم تبدیل شدن خود را به یک قهرمان کامل کرد.

عادت های قدیمی

ونوم یک دهه استوار (از اواسط دهه 90 تا اواسط دهه 2000) را در دنیای مارول به عنوان یک ضدقهرمان محبوب گذراند، در سری های محدود متعدد حضور پیدا کرد و سرانجام در سال 2003 اولین عنوان در حال اجرای خود را به دست آورد. ماجراجویی های بیشتر با آن وینگ، که مدتی را به عنوان She-Venom گذراند، او تلاش کرد تا یک سمبیوت/میزبان جدید به نام Toxin (زهر) را آموزش دهد و نشان داد که سمبیوت ونوم تنها سیمبیوتی است که سرطان درون ادی را از کشتن او باز می دارد. در همین حال، ادی همچنین شروع به این سوال کرد که آیا پیوند با همزیست او را به سمت خشونت سوق می دهد، نظریه ای که ظاهراً با سقوط نهایی او به سمت شرارت و به طور خاص نفرت از مرد عنکبوتی تأیید شد . آتش بس بین آن دو رسماً با خودکشی آن به پایان رسید. و ونوم معتقد بود که علت آن مرد عنکبوتی بوده است.

در سال 2004، سیمبیوت بار دیگر تبدیل به یک شرور تمام عیار شد، اگرچه ادی بروک اینطور نشد. بروک که پس از تماشای فیلم «مصائب مسیح» (بله، واقعاً) یک بیداری مجدد مذهبی را تجربه کرده بود، سرانجام از ونوم بودن دست کشید و سیمبیوت را در یک حراجی ابرشرور فروخت. همزیست ابتدا پسر رئیس اوباش را تسخیر کرد که او را قبل از یافتن میزبان مناسب تری در مک گارگان، با نام مستعار اسکورپیون (عقرب)، خریداری کرد و تا پایان دهه 2000 به عنوان آنتاگونیست در کنار مرد عنکبوتی و دیگر قهرمانان مارول باقی ماند. که از طریق رویدادهایی مانند “تهاجم مخفی”، “سلطنت تاریک” و “محاصره” ادامه یافت.

مامور ونوم

در حالی که پیوند سیمبیوت با مک گارگان نمایانگر بازگشت به عادات قدیمی او بود، داستان “آن” قرار بود چرخشی بسیار متفاوت (و بسیار عجیب) به خود بگیرد. از سال 2011 تا 2017، دارنده ونوم یک شخصیت مرد عنکبوتی بسیار متفاوت بود : “فلش تامپسون”، تحسین کننده سابق مرد عنکبوتی و قلدر در مقابل پیتر پارکر، که در نهایت به یک قهرمان در ارتش تبدیل شد، اما پاهای خود را نیز از دست داد. زمانی که دولت تصمیم گرفت از سیمبیوت ونوم استفاده کند، سیمبیوت را در اختیار فلش قرار داد و به او اجازه داد تا دوباره راه برود و او را به شخصیت قهرمان ونوم تبدیل کند. سیمبیوت به فلش متصل نبود – او فقط به مدت 48 ساعت در هر زمان اجازه استفاده از آن را داشت – و رابطه آنها آشکاراً خصمانه بود و سیمبیوت از هر فرصتی برای به دست گرفتن کنترل و انجام اعمال خشونت آمیز وحشتناک استفاده می کرد.

بیشتر داستان مامور ونوم مستقیماً شامل مرد عنکبوتی نمی‌شود، اما مسیرهای آن‌ها در صفحات «مرد عنکبوتی برتر» به شیوه‌ای غیرعادی تلاقی می‌کند. با نویسندگی دن اسلات، پیش فرض این عنوان شامل تبادل ذهنی بین پیتر پارکر و دشمن دیرینه او، اتو اکتاویوس،( نام مستعار دکتر اختاپوس)، بود که به مبارزه با جرم و جنایت در نقش مرد عنکبوتی زمانی که در بدن رقیبش بود ادامه می داد. به عنوان مرد عنکبوتی، اکتاویوس به زور سیمبیوت را از فلش استخراج کرد و خودش میزبان آن شد . او خود را ونوم برتر نامید. با این حال، در یک معکوس جذاب، سمبیوت چیزی را در شعله قدیمی خود احساس کرد. در حالی که با در اختیار گرفتن کنترل کامل بدن مرد عنکبوتی، برای مدت کوتاهی طعم آزادی را چشید، توسط باقیمانده ذهن پیتر اخراج شد و با کمال میل به فلش بازگشت.

پاکسازی توسط کلینتار

بعد از برخورد با مرد عنکبوتی برتر، همه چیز برای مامور ونوم عجیب و غریب شد – در واقع، او در نهایت به فضا رفت و به نگهبانان کهکشان پیوست. در حالی که ماجراجویی‌های او با نگهبانان مستقیماً شامل مرد عنکبوتی نمی‌شود، اما داستانی را شامل می‌شود که رابطه بین این دو را کاملاً بازتعریف می‌کند، آنهم برای زمانی که ونوم به سیاره خود بازگشت.

همانطور که توسط برایان مایکل بندیس نوشته شده است، این داستان “کلینتار”، کندوی سیمیوت ها را معرفی می کند. کلینتار که در اصل گونه ای از فاتحان بود، از شیوه های شیطانی باستانی خود پشیمان شده بود و در عوض به دنبال تبدیل شدن به نیروی خیر بود. آنها عوامل کیهان را تشکیل دادند، سازمانی متشکل از همزیست‌هایی که به میزبانان شایسته‌ای که وقف برقراری صلح و عدالت در سراسر جهان بودند، متصل می‌شدند. با این حال، برخی از سیمبیوت ها توسط میزبان خود فاسد شده بودند، و سیمبیوت ونوم یکی از این موارد بود. پس از بازگشت به خانه، کلینتار توانست آن را پاکسازی کند، فرآیندی که شامل پاک کردن حافظه تقریباً کامل میزبان های قبلی خود بود. در نتیجه، زمانی که مامور ونوم به زمین بازگشت و یک بار دیگر با مرد عنکبوتی روبرو شد، هیچ خاطره ای از او نداشت و بنابراین دلیلی برای متنفر بودن از او نداشت. سمبیوت حتی از مرد عنکبوتی عذرخواهی کرد و ابراز تمایل کرد که روزی بخشش او را به دست آورد. مطمئن نیستم که کسی آن را در سال 1985 دیده باشد.

آشــتی

اگر پاک کردن حافظه کلینتار زمینه را برای آشتی بین ونوم و مرد عنکبوتی فراهم کرد، رویدادهای سال‌های 2018 و 2019 رابطه آنها را کامل کرد. در آن زمان، سمبیوت ونوم از فلش تامپسون جدا شد و پس از برخورد کوتاهی با یک سرباز سابق به نام لی پرایس، بار دیگر با ادی بروک پیوند خورد و آنها بار دیگر ستاره یک “ونوم” در حال انجام بودند. در حالی که همزیست نفرت متقابل خود از مرد عنکبوتی را به یاد نمی آورد، بروک همه چیز را به خاطر داشت و برای مدتی به نظر می رسید که ممکن است به رقابت قبلی خود بازگردند. خوشبختانه، فلش (با به دست گرفتن ردای Anti-Venom که قبلاً توسط خود بروک در دست بود) آنجا بود تا صلح بین آنها را حفظ کند.

وقتی کارنیج با نورمن آزبورن دشمن افسانه‌ای مرد عنکبوتی پیوند خورد تا تبدیل به رد گابلین شود، مرد عنکبوتی و ونوم، طبق معمول، برای مقابله با او متحد شدند. برای شکست دادن رد گابلین، بروک با کمال میل سیمبیوت را به مرد عنکبوتی واگذار کرد، مرد عنکبوتی دوباره آن را در «مرد عنکبوتی شگفت انگیز» شماره 800 به تن کرد. پس از شکست رد گابلین، سیمبیوت به طور مسالمت آمیزی به بروک منتقل شد. این مجموعه ای از وقایعی بود که واقعاً نشان می داد که این دو شخصیت تا کجا پیش رفته اند. و به عنوان تقویت آن، در طول رویداد 2019 “قتل عام مطلق”، خود سیمبیوت، بروک را متقاعد کرد تا دوباره با مرد عنکبوتی در کنار نیروهای او بپیوندد . داستانی که با ادی بروک به پایان رسید، کسی که در موارد متعدد سوگند خورده بود مرد عنکبوتی را بکشد. ، در واقع اکنون دشمن قدیمی خود را در آغوش می گیرد.

توضیح کل داستان مرد عنکبوتی در MCU
توضیح تاریخچه مردعنکبوتی و دکتر اختاپوس
توضیح رابطه مردعنکبوتی و مارمولک
توضیح تاریخچه مرد عنکبوتی و موربیوس
توضیح رابطه مرد عنکبوتی و جن سبز
کمیک مردعنکبوتی و شکست ناپذیر
کمیک مردعنکبوتی شورانگیز – مهلک
کمیک پیتر پارکر – مردعنکبوتی تماشائی
دلیل واقعی جنون ونوم
آماده افتادن اتفاق واسه ونوم نیستید ..آخه چرا ؟
تمام سیمبیوت های مارول
اجازه دهید “ونوم 2” شما را شوکه کند
توضیح رابطه کیت بیشاپ و کلینت بارتون
توضیح تاریخچه مردعنکبوتی و دکتر اختاپوس
توضیح کامل چهار تیم ابدی ها
مجموعه تصاویر فیلم ونوم 2

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

توضیح تاریخچه خون آشام های مارول

در فهرست قهرمانان و شروران مارول هیچ کمبودی از قهرمانان و افراد بد وجود ندارد …

دیدگاهتان را بنویسید