جمعه , 28 مرداد 1401 - 7:12 بعد از ظهر

توضیح حلقه های ماندارین

ممکن است بسیاری از مردم ماندارین را بزرگترین دشمن مرد آهنی بدانند ، اما در حال حاضر این شخصیت به عنوان شرور در فیلم “Shang-Chi: Legend Of The Ten Rings” و به عنوان پدر شخصیت اصلی ظاهر شده است. در اولین فیلم MCU ، “مرد آهنی 2008 “، یک سازمان تروریستی به نام ده حلقه برای ترور تونی استارک استخدام شد. اما در عوض ، آنها او را ربودند. وقتی مشخص شد که “ماندارین” در “مرد آهنی 3″ بازیگری است که با آلدریچ کیلیان (گای پیرس) کار می کند ، طرفداران مارول متوجه شدند که ماندارین واقعی هنوز آن بیرون است.

البته ، به یادماندنی ترین ویژگی ماندارین این است که او ده حلقه را (گاهی روی انگشتانش ،اما در فیلم روی مچ دست او است) می پوشد ، هر کدام این حلقه ها دارای قدرتی کشنده و منحصر به فرد خود هستند. در کمیک ها، مشخص شده که حلقه های ماندارین از سفینه فضایی بیگانه می آیند و یک دزد معمولی را به یک مغز متفکر تبدیل می کنند.

با وجود قدرت تقریباً نامحدودش ، ماندارین موفق شده است که راه هایی را برای شکست در برابر دشمنانی مانند مرد آهنی ، هالک ، انتقام جویان و مردان ایکس پیدا کند و سرانجام مشخص شده که خود حلقه ها تأثیر بسیار بیشتری بر ذهن و خاطرات او نسبت به آنچه او درک می کرده ، داشته اند. ماندارین همچنین بدن و تجسم های مختلفی را در طول این مسیر طی کرده است ، تا اینکه بالاخره حلقه ها از او جدا شدند. اما این فقط آنها را بسیار خطرناک تر کرد ، زیرا آنها به دنبال میزبان جدید و کشنده تری بودند.

با شروع فیلم “شانگ چی” که مدتها در انتظارش بودیم ، زمان مناسبی است تا نه تنها به ماندارین ، بلکه به جواهرات متمایزی که او را آراسته می کنند ، بپردازیم. در اینجا تاریخچه حلقه ها ، کارهایی که هرکدام می توانند انجام دهند ، نحوه تغییر قدرت آنها در طول سالها و سرنوشت فعلی آنها آمده است.

با سایت کمیک فارسی در این مقاله پر کاربرد و زیبا همراه باشید.

سفر به زمین

حلقه های ماندارین از سیاره Kakaranthara (کاکارانتارا) که به Maklu-4 نیز معروف است به زمین آمده اند. بومیان خزنده و باهوش آن سیاره “ماکلوئان” نامیده می شدند و در یک جامعه به طور کلی روشنفکر و صلح جو زندگی می کردند. با این حال ، در جهان مارول ، جوامع مسالمت آمیز مانند این جامعه، تمایل به ایجاد افراد خسته کننده ای دارند که به دنبال هیجان هستند.

در واقع ، سفینه ای که استوانه های حلقه مانند را در خود جای داده بود ، توسط ده ها ماکلوئان خونخوار که برای نبرد آماده شده بودند ، سرشار از سرنشین شده بود. این حلقه ها روح رزمندگان قدیمی و مرده را در خود حمل می کردند که به دنبال زنده شدن در شکل جدیدی بودند. علاوه بر این ، این حلقه ها این قابلیت را داشتند که در جستجوی بازیکنان جدید و نشان دادن رویدادها در هر دنیایی که قرار داشتند ، ارتقا یابند تا برای نیازهای خود مناسب تر شوند.

ماکلوئان ها پس از شنیدن شهرت زمین ، به عنوان محلی برای خشونت، بر روی زمین فرود آمدند و این باعث برهم خوردن برنامه های آنها شد. خدمه ، که پوست سبز ، پوسته مانند و اندازه بزرگ آنها را شبیه اژدهایان کرده بود ، پراکنده شدند ، تنها سرنشین خدمه آنها Axonn-Karr (اکسون کار) بر روی سفینه ماند و خلبان آنها Fin Fang Foom (فین فنگ فوم) در غاری در خواب است. آن غار در دره ارواح است و به سرعت شهرتی به دست آورد که مردم را برای نسل ها بترساند.

کشف توسط ماندارین

با این حال ، همه اهالی محلی از این شایعات نترسیدند . ادعا شده است که آکسون کار تعدادی از افراد محلی را کشته است، اما ماکلوئان در تلاش برای آموختن زبان ماندارین ,انواع داستان ها را ساخته بودند. مردی که ماندارین می شود پسر یک روسپی بود و در یک انبار تریاک بزرگ شد. او در زندگی جنایت های جزیی داشت که با روی کار آمدن کمونیست ها بدتر هم شد. او دره ارواح را کشف کرد آنهم زمانی که در حال فرار بود.

البته خود ماندارین داستان را تغییر داده است. او در ابتدا ادعا کرد که آکسون کار در آغوش خود او مرده است ، اما بعدا مشخص شد که او مجروح شده و تصمیم گرفته او را با شمشیر بکشد. ماندارین برای آشنایی بیشتر با فناوری ماکلوئان و حلقه ها با رایانه ارتباط برقرار کرد. به آرامی ، او به تک تک آنها تسلط پیدا کرد و قابلیت های مرگبار هر حلقه را آموخت. هنگامی که او هر ده حلقه را به طور همزمان به کار گرفت، قدرت عظیمی به او عطا شد ، اما همچنین به طور مخفیانه قفل هوش های کمین شده در هر حلقه هم باز میشد. آنها در طول چند سال ، ماندارین را مطابق میل خود تغییر دادند و او را مجبور کردند راهی برای زنده کردن آنها پیدا کند.

در سالهای اولیه ، ماندارین تمام روستاهای اطراف را فتح کرد و یک فرمانده جنگی به نام وونگ چو را به عنوان یکی از سرداران خود و در کنار خود داشت. آنها دانشمندی به نام هو یینسن را اسیر کرده بودند و تونی استارک را در این راه مجبور کردند تا به او در مطالعه و تسلط بیشتر بر حلقه ها کمک کند.

تغییر قدرت

اما حلقه ها دقیقاً چه می کنند؟ پاسخ به این سوال در طول سالها متفاوت بوده است. ماندارین در اولین حضور خود در چند شماره اول، اساساً قدرت جدیدی را از میان هوا به بیرون کشید. پس از مدتی ، تلاش هایی برای کدگذاری حلقه ها و انگشتان مورد استفاده آنها انجام شد. در حالی که حلقه های دست چپ در طول زمان ثابت مانده اند ، دو حلقه در دست راست وجود دارند که تغییر کرده اند.

بزرگترین تفاوت آنها این است که در تلاش قبلی برای فهرست بندی حلقه ها ، دو حلقه به نام های “حلقه گاز سمی” و “حلقه انفجار صوتی” ذکر شده بودند. اما در شکل بندی بعدی آنها دارای نام های “انفجار صوتی” و “پرتوی فشار” بودند. این یک گاف بزرگ بود ، زیرا ماندارین نه تنها از گاز سمی به عنوان یک سلاح معمولی استفاده می کرد ، بلکه قدرت تثبیت گاز در اطراف یک هدف را نیز داشت. این انگشتر روی انگشت اشاره چپ ماندارین پوشیده شده بود.

این مسئله بعداً با یک یا دو تغییر ماهرانه حل شد. “حلقه پرتوی فشار” در حال حاضر حملات صوتی را علاوه بر تیرهای نیروی خالص خود، شامل می شود. حلقه گاز سمی در حال حاضر یک تنظیم کننده مجدد است که می تواند هوا را به گاز سمی تبدیل کند ، این حلقه میتواند هوا را در اطراف اهداف خود جامد کرده و حتی ظاهر آن را تغییر دهد. توضیح اثرات متفاوت آن حلقه مشابه این بود که قادر به تغییر ماده در سطح اتمی باشد. این انگشتر روی انگشت شست چپ ماندارین پوشیده شده است.

حلقه های دست چپ

در انگشت شست راست ، ماندارین “حلقه پرتو نور سفید” را روی انگشت شست خود می پوشد. این امر به او قدرت بیش از حد الکترومغناطیسی میدهد و او از آن برای ایجاد نور کور کننده ، ایجاد میدان های گرانشی ، ایجاد توهم در مورد خودش و استفاده از مغناطیس استفاده میکند. این یک حلقه قدرتمند قابل مقابله با سه تا چهار ابرشرور مختلف را به او می دهد ، با این حال او بیشتر از آن برای نابینا کردن دشمنان استفاده می کند. او اغلب از میدان های جاذبه برای فلج کردن مخالفان خودش استفاده می کند ، که بازتاب گرایش او به استفاده از حلقه ها به عنوان اجسام  و نیروهای قوی است تا استفاده ابزاری دقیق از آنها.

در انگشت اشاره راست وی یکی از حلقه های مستقیم تر او وجود دارد: “حلقه انفجار شعله” ، که آن را تبدیل به کوچکترین پرتاب کننده شعله در جهان می کند. در کنار آن حلقه ، در انگشت وسط چپ او ، حلقه “Lightning” (آذرخش) قرار دارد. این حلقه خود قدرت دارد، اما مرگبار نیست. در انگشت حلقه سمت چپ حلقه Mento-Intensifier (تشدیدکننده ارشاد) وجود دارد که به حلقه هیپنوتیزم نیز معروف است. او می تواند مردم را دچار توهم کند (برخلاف هولوگرام هایی که با حلقه دیگری ایجاد میکند) و همچنین ذهن آنها را کنترل کند. او اغلب از آن برای سرکوب ذهنی مخالفان خود استفاده می کند ، که این یک تاکتیک دیگر از او است. اگر این حلقه به درستی استفاده شود ، می تواند همزمان بر ده ها نفر تسلط پیدا کرد.

در نهایت ، او “حلقه Ice Blast” (حلقه انفجار یخ) را در دست چپ خود می پوشد. او معمولاً از این حلقه برای محاصره دشمنان خود با تکه های یخ استفاده می کند. او یکبار سعی کرد زره مرد آهنی را آنقدر سرد کند که ترک بخورد.

حلقه های دیگر دست راست

سه انگشتر قدیمی در دست راست با “پرتوی گردباد” بر روی انگشت وسط شروع می شود. یکی از قدرتهای تصادفی حلقه که به ماندارین اجازه میدهد تا مانند گردباد هوا را مرتعش کند. او از این حلقه برای کوبیدن مخالفان خود ، بلند کردن اجسام سنگین یا پرواز در هوا استفاده می کند.

در انگشت حلقه، ” حلقه پرتوی فروپاشی ” قرار دارد که دقیقاً همان چیزی است که به نظر می رسد. این مرگبارترین سلاح ماندارین و سلاح دیگری است که در سطح اتمی کار می کند. به طور کلی ، وقتی از آن در یک داستان استفاده می شد ، مرد آهنی همیشه به سختی می توانست از مسیر خود خارج شود. این حلقه زمانی استفاده می شود که شما یک دشمن فوق العاده شکست ناپذیر دارید. اما این باعث نمی شود که او همیشه برنده شود ،او باید به فکر راه هایی باشد تا بتواند به نحوی آن را کم اثر کند. نصب خودسرانه یک دوره 20 دقیقه ای شارژ ، یکی از راه های این کار بود. او از این حلقه معمولا برای فرار و جا به جائی در مبارزات کاراته استفاده می کند.

بله ، ماندارین در اولین برخورد خود از کاراته علیه حریف زرهی خود استفاده می کند. مرد آهنی پیشتر از ماشین خود و با قاعده اسلاید داخلی زره ​​خود برای تعیین بهترین زاویه برای انحراف ضربه او استفاده می کرد و باعث حداکثر ایجاد درد در مقابل ماندارین می شد. صرف نظر از این که سر اسحاق نیوتن از محاسبات برای این اهداف استفاده کرده است یا نه ، او احتمالاً بسیار خوشحال خواهد شد که از کارهای خود در چنین کاربردهای کاربردی استفاده کند.

و در نهایت “حلقه نور سیاه” که احتمالاً از ایجاد نیروی تاریک برای پوشاندن مخالفان در تاریکی محض استفاده می شود.

در حالی که در حالت مرگ دراز کشیده بود

ماندارین یک بار این اشتباه را انجام داد که سعی کرد ناانسان ها را فریب دهد تا مصنوعی از آنها بدست آورد که به او قدرت و کنترل بیشتری بر حلقه هایش می داد. اما او دریافت که دیوانه کردن بلک بولت ایده بدی است و پادشاه ناانسان ها نه تنها به ماندارین یک ضرب و شتم کامل داد ، بلکه حلقه های ماندارین را از بین برد و آنها را مخفی کرد.

ماندارین به دره ارواح بازگشت و بار دیگر با استفاده از فناوری ماکلوئان نجات یافت ، زیرا سربند مخصوصی را پیدا کرد که با انرژی حلقه ها هماهنگ بود. او حلقه ها را پیدا کرد و قلعه خود را بازسازی کرد. تک شاخ ، مزدور سابق وی ، در حال مرگ بود. آنها تصمیم گرفتند با هم مرد آهنی را بکشند ، که برای آنها خوب نبود. در حقیقت ، هدبند با تکنولوژی بالا ماندارین به نوعی هوشیاری خود را با هم پیمان خود تغییر داد.

ماندارین بدنش را پس از فشار دادن Sunfire (آتش خورشیدی) به او بازگرداند ، اما متوجه شد که “پنجه زرد” فرماندهی قلعه اش را بر عهده داشته است. البته ، پنجه زرد دارای ربات های بیشتری از دکتر دووم بود و به سادگی فردی را که با ماندارین می جنگید منفجر کرد و ضربه مهلکی به او وارد کرد. در حال مرگ ، ماندارین هوشیاری خود را به حلقه هایش منتقل کرد.

خادم پنجه لوک دو با بیرون آوردن سطل زباله انگشترها را پیدا کرد و قصد داشت بر آنها مسلط شود. در عوض ، ماندارین تصرف خصمانه ای بر مغز لوک دو انجام داد و هوشیاری او را بیرون رانده و جسمی جدید و جوان به خود بخشید.

بازگشت اژدها

سالها بعد ، ماندارین کشف کرد که صاحبان واقعی حلقه ها چه کسانی هستند. ماجرا از آنجا شروع شد که متوجه شد یکی از حلقه هایش به سرقت رفته و یک نسخه تقلبی جایگزین آن شده است. با دنبال کردن و ردیابی این حلقه تا مغازه ای در سان فرانسیسکو ، او با مرد عجیبی به نام چن هسو آشنا شد. او حلقه خود را به ماندارین داد ، که به سرعت باعث از بین رفتن او از شدت درد شد.

هسو ناخدای سفینه ماکلوئان ها بود که بر روی زمین سقوط کرده بود و او فاش کرد که بیشتر خدمه این سفینه زنده مانده اند و شکل انسانی به خود گرفته اند. همه به جز یک نفر از آنها ، یعنی کسی که در دره ارواح به عنوان نگهبان باقی مانده بود. او هیولایی معروف به فین فانگ فوم بود که به دوران کمیک هیولاهای مارول برمی گردد و در طول این سالها بطور دوره ای بیدار شده است.

ماکلوئان ها از ماندارین به عنوان پیاده نظام خود استفاده کردند تا زمانی که آماده بازپس گیری حلقه ها شدند. وعده های چن هسو برای کمک به قدرتمندتر کردن ماندارین همه دروغ بود. چن هسو همه ماکلوئان ها را فرا خواند و سعی کرد حلقه ها را به زور از بین ببرد ، اما ماندارین اکنون با آنها بسیار هماهنگ شده بود و با آنها مبارزه کرد. او همچنین یک کمک غیرمنتظره از بزرگترین دشمن خود ، مرد آهنی دریافت کرد ، که به وضوح می دید که ماکلوئان ها یک تهدید جدی هستند. مرد آهنی تمام قدرت خود را از طریق حلقه ها هدایت کرد و ماکلوئان ها را شکست داد. این باعث به کما رفتن ماندارین شد و همچنین دستان او را از بین برد.

تایتانومِـــک

ماندارین باهوش تر و بدتر شد و مغز تونی استارک را در دست گرفت و او را خدمتگزار خود کرد. این زمانی بود که او به استارک اطلاع داد که حلقه ها تا حدی حساس هستند و به میزبان جدیدی نیاز دارند ، و این سرنوشت ماندارین بود که این امر را تحقق بخشد. رقیب سابق استارک ، ازکیل استان نیز برده ماندارین شده بود ، هرچند این امر به شکل آسیب مغزی صورت گرفته بود. استین روی مجموعه ای از روبات های قاتل غول پیکر به نام Titanomechs (تایتانومک ها) کار می کرد ، که در هریک از آنها هوشیاری یکی از حلقه ها وجود داشت: آنهم بصورت “سفینه هائی برای ارواح”. در ابتدا طراحی استارک انجام شد ، اما این ربات ها شکست خوردند ، بنابراین ماندارین، استارک را مجبور کرد در محوطه شهر ماندارین برای او کار کند.

برخی از حلقه ها نامــــهای جدیدی دریافت کردند.”دوباره ساز”، ” The Matter-Rearranger ” (شکل دهنده مجدد عناصر) شد. ” تاثیر ” به “نفوذ” تبدیل شد. “گرداب” تبدیل به “چرخش” شد. “تجزیه کننده” ، “طیفی” شد. “نور سیاه” به “ارمغان آورنده شب” و “نور سفید” به “دایمونیک” تبدیل شد. “شعله” تبدیل به “رشته” شد. “انفجار الکتریکی” به سادگی تبدیل به “صاعقه” شد ، “انفجار یخ”، “صفر” و از همه مهمتر ، حلقه “منتو-تقویت کننده” به نام بسیار جذاب تر “دروغگو” مزین شد.

تونی سه تایتانومک برای ماندارین ساخت و چرخش ، دوباره ساز و صاعقه میزبان جدیدی به شکل این ربات ها گرفتند. استارک از یک ماندارین ضعیف شده برای مقابله استفاده کرد. او مزدوران فوق شرور ماندارینی را به خدمت گرفت و برای خود یک لباس جدید ساخت. در حالی که تونی و متحدانش با تایتانومک های فعال می جنگیدند ، یک ماندارین آشفته تهدید کرد که سیاره را به نصف تبدیل خواهد کرد تا او و حلقه ها بتوانند به فضا بروند. تونی در پاسخ به دسته نانوبات خود دستور داد تا تایتانومک ها را نابود کنند و استین بر خلاف میل استارک ، ماندارین را کشت.

میزبان های جدید

تونی استارک تهدید “ضبط کننده بیگانه 451” را شکست داد ، اما تصمیم گرفت بدن روباتیک آن را برای مطالعه به زمین بازگرداند. بدون اطلاع او ، این فناوری آنقدر پیشرفت کرده بود که باعث فعال شدن و ارتقاء هوش در استفاده هر یک از حلقه های ماندارین شد. آنها در S.H.I.E.L.D نگهداری شده بودند. والت هم آنجا نگهداری میشد، اما به سرعت فرار کرد ، هر یک از حلقه ها به دنبال میزبان جدیدی بودند. فقط دروغگو عقب ماند و این توهم را ایجاد کرد که همه حلقه ها هنوز آنجا هستند.

این حلقه ها به دنبال میزبان هایی بودند که با قدرت آنها سازگار باشد، اما آنها نیز به دنبال انتقام از تونی استارک (پس از مدت طولانی اتصال به ماندارین) بودند و انتقام خود را با نجات جهان اشتباه گرفتند. “افروختگی” به دنبال یک خبرنگار سیاسی معروف به نام “ابیگیل برنز” رفت. “دوباره ساز” و “چرخش” خود را به تروریست ها متصل کردند ، “صفر” به یک شرور مبهم به نام Endotherm (خونگرم) ، صاعقه به یک رهبر موسیقی ، و نفوذ به سراغ A.I.M رفت. مرد خال دار “دایمونیک” را بدست آورد و با نور روشن خاموش شد و نور را به پادشاهی زیرزمینی خود آورد. “ارمغان آور شب” به سراغ یک ناانسان رفت. با این حال ، Spectral ، حلقه فروپاشی ، به سراغ شرور قدرتمند ملکیث ملعون ، پادشاه جن های تاریک رفت.

این خبر بدی برای همه بود. در حالی که یک انسان معمولی می تواند کم و بیش یک حلقه را اداره کند ، ملکیث به سرعت متوجه شد که اگر بقیه حلقه ها را جستجو کند ، خیلی قدرتمندتر می شود ، که باعث ناراحتی طیف شد. در حالی که او تا به حال مستقیماً با مرد آهنی نجنگیده بود ، پرسیدن از جن از این که آیا از آهن متنفر است یا خیر ، موضوع ساده ای نبود.

حلـقـــه اربــــاب

حلقه ها در منطقه ای مجازی به نام “حلقه حلقه ها” با هم ملاقات کردند و نگران بودند که انتخاب نادرست Spectral منجر به قطع چهار “انگشت” به لطف ملکیث شده باشد که سه حلقه دیگر را در اختیار گرفته بود. آنها توافق کردند که خطرات را به میزبانان خود (بر خلاف رای دروغگو) اطلاع دهند. تبهکاری دروغگو کشف شده بود و او نیز از محبوس شدن فرار کرد و مارک کومار را به عنوان میزبان خود انتخاب کرد. او نامزد پپر پاتز بود و او از استارک به خاطر آنچه در مورد همسر آینده اش انجام داده بود کینه در دل داشت.

مرد آهنی ملکیث را تا سوارتلهایم ردیابی کرد و از لباس مخصوصی با روکش آهنی استفاده کرد که پوست هر جنی را که با آن تماس پیدا می کرد می سوزاند. او سه حلقه را بدست آورد و متوجه شد که دیگر حلقه ها را ملکیث پیدا کرده است. استارک جان ملکیث را در ازای حلقه اش نجات داد. این باعث شد که حلقه ها به “حلقه حلقه ها” بازگردند ، جایی که دروغگو آنها را در مورد اشتباهاتشان مسخره کرد.

تونی و آرنو حلقه ها را مهندسی معکوس کردند تا یک حلقه ارباب جدید ایجاد کنند و از آن برای ردیابی دیگرانی که حلقه ها را در اختیار داشتند ،استفاده کردند. ابیگیل برنز با درک تهدید آنها علیه حاملان حلقه های دیگر حرکت کرد. تیم استارک لانه ماندارین ها را خراب کردند و بعد از اینکه کومار ظاهرا جان پپر را تهدید کرد ، مرد آهنی متوجه شد که او یک توهم است و او را شکست داد. حلقه ها دوباره به انبار خود بازگشتند. با این حال ، آرنو به برنز اجازه داد تا “حلقه نور سفید” را پیش خود نگاه دارد.

ماندارین بعداً دوباره با حلقه ها ظاهر شد و توسط پونیشر کشته شد.

 

و این مقاله زیبای توضیح حلقه های ماندارین بود . امیدواریم با مطالعه این مقاله، اطلاعات جامع و کاملی در مورد این حلقه ها بدست آورده باشید.

با نظرات خود ما را در این راه ، امیدوارتر کنید .

کمیک شانگ چی – برادران و خواهران
حقایق ناگفته از ماندارین
حقایق ناگفته از شانگ چی
حقایق ناگفته از فروشنده مرگ
سبک هنرهای رزمی که نمی دانستید شانگ چی ایجاد کرده است
اولین تریلر شانگ چی و افسانه ده حلقه
حقایق ناگفته از بارون موردو
جالب ترین پناهگاه ها در جهان مارول
حقایق ناگفته در مورد “آزگاردِ” مارول
توضیح تاریخچه واکاندا
کمیک انتقام جویان – زمین لم یزرع
کمیک انتقامجویان – آخرین میزبان
کمیک انتقامجویان و مدافعین – تاروت

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رده بندی 10 صداپیشه برتر جوکر

برخی از بازیگران بزرگ از برنت اسپینر گرفته تا مارک همیل، صدایی به جوکر نمادین …