جمعه , 28 مرداد 1401 - 7:20 بعد از ظهر

توضیح رابطه کیت بیشاپ و کلینت بارتون

اگرچه آنها از دو طیف بسیار متفاوت می آیند، اما یک کلمه کیت بیشاپ و کلینت بارتون را متحد می کند: هاکای. در حالی که طرفداران دنیای سینمایی مارول به دیدن تیرهای کمان کلینت روی صفحه سینما عادت کرده اند، سریال دیزنی پلاس ،با معرفی کیت به پانتئون رو به رشد ابرقهرمانان MCU، تعداد هاکای ها را افزایش می دهد. در حالی که کیت یک ساخته بسیار جدیدتر از کلینت است، که در سال 2005 در «انتقام‌جویان جوان» معرفی شد، او به سرعت در میان خوانندگان کمیک‌های مارول مورد طرفداری قرار گرفت و تأثیر عمده‌ای بر زندگی کلینت گذاشت – همانطور که او روی زندگی کیت تاثیر گذاشته است.

در حالی که مجموعه Disney+ دوستی بین دو هاکای را به روش به یاد ماندنی خود بررسی می‌کند، چیزهای خوبی در کتاب کمیک برای طرفدارانی وجود دارد که مشتاق دانستن بیشتر هستند. کلینت و کیت در مدتی که یکدیگر را می‌شناختند، سرهایشان به هم چسبیده بود و فهمیدند که مشترکات آنها بیشتر از یک نام ابرقهرمانی است. آیا علاقه مند به شنیدن کل داستان این رابطه حیرت انگیز، خونگرم و اغلب عجیب هستید؟ پس به خواندن ادامه دهید تا بفهمید وقتی پیکان ها با هم برخورد می کنند چه اتفاقی می افتد و Hawkeye با Hawkeye ملاقات می کند.

یک هاکای سقوط می کند و دیگری متولد می شود

در حالی که کیت بیشاپ و کلینت بارتون نام مشترک “Hawkeye” را دارند، ولی همیشه اینطور نبوده است. در اصل، کیت به‌عنوان جانشین کلینت تعیین شد: مدت کوتاهی پس از کشته شدن کلینت توسط اسکارلت ویچ در جریان وقایع داستان «انتقام‌جویان جدا شده» در سال 2004، کیت مانتو چشم شاهینی را بر تن می‌کند. کیت و کیسی با الهام از پیوستن به انتقام‌جویان جوان پس از کمک به آن‌ها برای تحت کنترل درآوردن چندین مهاجم در مراسم عروسی خواهرش و ملاقات با کیسی لنگ (دختر اسکات لنگ – مرد مورچه ای)، به محل ملاقات مخفی تیم در خارج از عمارت انتقام‌جویان (یا آنچه از آن باقی مانده است) می‌روند. کاپیتان آمریکا، مرد آهنی، جسیکا جونز و در نهایت کانگ فاتح به آنها ملحق می شوند. در حالی که سه ابرقهرمان بالغ با کانگ مبارزه می‌کنند، کیت چندین سلاح از جمله یک کمان و چند تیر را برای خود و انتقام‌جویان جوان از داخل عمارت بر می دارد. تیزهوشی او در نبرد بسیار مفید است و با کمک کیسی، انتقام‌جویان جوان را متقاعد می‌کند که برخلاف میل مرد آهنی و کاپیتان آمریکا، ابرقهرمان باشند.

جالب اینجاست که او در ابتدا نام هاکای را رد می‌کند، آنهم وقتی یکی از دوستان جوان انتقام‌جوی میهن‌پرست این مطلب را به او توصیه می‌کند. با این حال، زمانی که کاپیتان آمریکا رسماً این نام را به او داد و از جسیکا جونز می‌خواهد که تجهیزات تیراندازی با کمان کلینت را به او بدهد، کیت در نهایت نام هاکای را می‌پذیرد. همان‌طور که جسیکا توضیح می‌دهد، کیت به خاطر اینکه انتقام‌جویان جوان را زودتر نپذیرفته، شوکه می‌شود، دقیقاً همان کاری که هاکای اصلی انجام می‌داد.

دختر پولدار و پسر یتیم

کیت و کلینت کاملاً نمونه‌ای از «شاهزاده و فقیر» نیستند، اما دور از این مفهوم هم نیستند. سال‌های اولیه کلینت سخت و از نظر مالی متوسط ​​بود: والدین او صاحب یک قصابی کوچک بودند، اما هر دو زمانی که کلینت هنوز کاملاً جوان بود از دنیا رفتند. کلینت و برادرش بارنی به زندگی در خانه علاقه ای نداشتند،بنابراین شانس خود را در زندگی سیرک امتحان می کنند. در حالی که همه چیز در نهایت برای کلینت شروع می شود، مسیر موفقیت او مملو از سختی و خیانت است.

در مقابل، پول چیزی است که کیت بیشاپ هرگز نگران آن نبوده است. به لطف معاملات تجاری نه چندان قانونی پدرش، تربیت کیت به دلیل تجملات مالی عظیم، جذاب شده است. اگرچه او سعی می‌کند از طریق کار های خیریه (عملی که باعث می‌شود او راه مادرش را ادامه دهد) تعادل را برقرار کند، اما از زمانی که مادام ماسک او را از ثروت پدرش در «سالانه چشم هاکای» شماره 1 در سال 2013 محروم کرد، کیت تصمیم گرفت برای خودش پول در آورد. پول او وقتی می‌فهمد که روابط جنایتکارانه پدرش چقدر عمیق است، این تصمیم را دو چندان می‌کند.

وقتی کیت با کلینت آشنا شد

به اندازه کافی خنده دار است که، کیت در واقع با همنام ابرقهرمان خود ،بدون اینکه متوجه شود وقتی کلینت برای مدت کوتاهی جای کاپیتان آمریکا را در «پسر سقوط کرده: مرگ کاپیتان آمریکا» شماره 3 می گیرد، ملاقات می کند، همراه میشود. بعداً، در سال 2008 در «انتقام‌جویان جوان ارائه می‌شود» شماره 6، کیت و پاتریوت مورد حمله رونین قرار می‌گیرند که کیت به سرعت متوجه می‌شود که در حال آزمایش مهارت‌های او در نبرد است. رونین که تحت تأثیر قرار گرفته بود، کارتی را به او می‌دهد که روی آن مکانی نوشته شده بود و به او می‌گوید که کمانش را بیاورد. کیت قبول می کند و به سرعت دو چیز تکان دهنده را کشف می کند: محل قرار ملاقات او با رونین، مقر انتقام جویان جدید است و رونین، کلینت بارتون، و زنده و سالم است. کلینت او را به یک هدف تیراندازی با کمان می برد و یک شرط خیره کننده می گذارد. اگر او “شات رابین هود” معروف را بسازد، کیت باید کمانی را که کاپیتان آمریکا به او داده است پس بدهد و به کلینت اجازه دهد او را در تیراندازی با کمان آموزش دهد. اما اگر آن از دست بدهد، کیت می‌تواند کمان و هویت هاکای را حفظ کند، و New Avengers از اعمال انتقام‌جویان جوان دور می‌مانند.

کلینت به راحتی شلیک می کند و کیت را ویران می کند. با این حال، بعداً، هم تیمی اش اسپید، او را متقاعد می کند که به HQ Avengers نفوذ کند تا کمان را پس بگیرد. وقتی رونین و لوک کیج به طور غیرمنتظره ای وارد می شوند، آن دو مخفی می شوند، اگرچه کلینت به زودی متوجه می شود که کیت آنجا بوده است، زیرا او عطر کیت را می شناسد. با این حال، به جای کیت و اسپید اوت، کلینت به طور غیرمستقیم به آنها و دیگر انتقام جویان جوان برکت خود را می دهد. او بعداً در مخفیگاه انتقام‌جویان جوان به کیت می‌رسد، و نه تنها به او می‌گوید که می‌تواند کمان را نگه دارد، بلکه عکسی از خودش در کنار سایر اعضای «کوارتت Cap’s Kooky» به او می‌دهد. انتقام جویان جوان از حمایت انتقام جویان بزرگ برخوردار هستند.

تکه های خشن زیاد کلینت و کیت

ممکن است فکر کنید که کلینت و کیت به طور طبیعی در نقش های مربی و مرشد قرار داشته اند. در ابتدا، مطمئناً به نظر می رسد که همه چیز در این جهت است. اما در واقع، کیت کار با کلینت را در دوره‌ای پرتلاطم از زندگی‌اش آغاز می‌کند، زمانی که مجموعه‌ای از اشتباهات فزاینده او را با قانون، گروهی از اوباش‌های کت و شلوار پوشیده و عزیزانش دچار مشکل می‌کند. کیت که از تماشای مارپیچ رو به پایین پیوسته کلینت خسته شده و از عدم اقدام وی در برابر اوباش و امتناع از اجازه دادن به دوستانش برای کمک به او ناامید شده است، شراکت خود را با او به هم می زند. او به لس آنجلس می رود و تبدیل به یک ابرقهرمان اجاره ای و بازپرس خصوصی بدون مجوز می شود. اما هنگامی که از نقشه یک ابرشرور بزرگ برای کشتن کلینت مطلع می شود، به نیویورک بازمی گردد.

کلینت و کیت وقتی سه کودک مرموز را نجات می‌دهند، به تکه‌های سخت دیگری برخوردند که HYDRA برای پروژه مرموز “Communion” از آن استفاده کرده است. این تصمیم کیت است که آنها را آزاد کند، اما کلینت ابراز محبت می کند، و بعداً وقتی بچه ها از قدرت خود برای مایع کردن بدن چندین سرباز HYDRA استفاده می کنند، اعتراض خود را آشکار می کند. سپس کلینت S.H.I.E.L.D بچه ها را تحت حضانت خود قرار میدهد، تصمیمی که کیت را به جدایی از تیم هاکای تحریک می کند. پس از اینکه برادرش بارنی به کلینت یادآوری می‌کند که کیت چگونه در زندگی‌اش نقش محوری داشته است، برای نجات بچه‌ها به او نزدیک می‌شود. این باعث می‌شود که همه چیز بین آنها درست شود… و بچه‌ها را از مقتول شدن توسط ماریا هیل در 20 سال آینده نجات دهد.

هر دوی آنها چهره پدری ناقصی دارند

مشکلات مربوط به پدر موضوعی رایج در دنیای مارول است و وقتی صحبت از هاکای ها به میان می‌آید فرقی بین آنها نیست. کلینت بدبختی دارد که از یک شخصیت پدر بد به دیگری تبدیل شده است: پدر بیولوژیکی او هارولد (که به طور عجیبی، زمانی کلینت ادعا می کند که هرگز او را نمی شناسد) اغلب در جوانی کلینت و بارنی را مورد ضرب و شتم قرار می دهد. بعداً، زمانی که پسرها کارگر سیرک شدند، کلینت پرتاب چاقو را از “شمشیرزن” یاد می‌گیرد، او نیز اولین کمان خود را به کلینت می‌دهد و اولین معلم تیراندازی با کمان او می‌شود. بعداً، شمشیرزن از تازه وارد سیرک و کماندار متخصص، تریک شات، می خواهد که به قالب گیری تکنیک تیر و کمان کلینت ادامه دهد. با این حال، در نهایت، کلینت متوجه می شود که شمشیرزن و ترفند شات هر دو درگیر فعالیت های مجرمانه هستند.

در حالی که کیت از پدر خودش، درک، رنج نمی برد، اما در نهایت متوجه می شود که او، مانند شخصیت های پدر بعدی هاکای، در جنایات سازمان یافته دست دارد. اگرچه در ابتدا به نظر می‌رسد که او در طرح‌های ساختگی مستغلات (که گاهی اوقات ابرشرورهایی مانند ماتادور را برای آن استخدام می‌کند) تخصص دارد، اما با گذشت زمان در دنیای جنایتکار دنیای مارول، تثبیت‌تر می‌شود. شاید از همه بدتر این است که، او چند معامله با مادام ماسک، یکی از سرسخت ترین دشمنان کیت انجام می دهد. در عوض، ماسک ذهن خود را به یک نسخه شبیه‌سازی شده و جوان‌تر از بدنش که دارای قدرت اجبار صوتی نهفته در DNA درک است، منتقل می‌کند.

سگ بسیار خوش شانس هاکای ها

وقتی ابرقهرمانی هستید که به تیر و کمان تکیه می‌کنید، این موضوع به شما این نیاز را میدهد تا کمی کمک برای شانس داشته باشید… مخصوصاً آن‌هایی که روی چهار پا راه می‌روند. کلینت بارتون برای اولین بار با لاکی – یا همانطور که در آن زمان او را ارو می نامند – زمانی که سعی می کند ساختمان آپارتمان خود را از ایوان بانیونیس بخرد، ملاقات می کند. وقتی کلینت متوجه می‌شود که بانیونیس به او علاقه‌ای ندارد، همه چیز به سرعت به سمت جنوب پیش می‌رود: انتقام‌جو در نهایت توسط مالک اصلی ارو، که «همکار» بانیونیس است، از پنجره به بیرون پرتاب می‌شود و به بازوی او شلیک می‌شود. در واکنش به شلیک اسلحه، ارو صاحبش را گاز می گیرد و او با لگد زدن به سگ بدبخت در ترافیک به او پاسخ می دهد. با وجود از دست دادن یک چشم و برخورد با یک ماشین، ارو زنده می ماند. کلینت نام سگ را به لاکی تغییر می دهد و او را به خانه می برد، و از اینجا او همدم وفادار او و کیت می شود.

اگرچه کلینت و لاکی زمانی که کیت توله سگ خوش ذوق را با خود به لس آنجلس می برد، برای مدت کوتاهی از هم جدا می شوند، اما او با هاکای ماده برمی گردد تا جان هاکای نر را از دست بانیونیس و گروهش نجات دهد. اگرچه به لاکی توسط دلقک ترسناک شلیک می شود، اما او در نهایت شفا می یابد و یک بار دیگر در آپارتمان کلینت مستقر می شود. بعداً، وقتی کیت به کالیفرنیا برمی‌گردد تا برای مدت طولانی در ساحل ونیز مستقر شود، او دوباره با لاکی متحد می‌شود. این دو برای مدت کوتاهی توسط مادام ماسک دستگیر می‌شوند، اما زمانی که کیت از جذابیت قلاده سگ لاکی و هدف بی‌عیب او برای باز کردن در سلولشان استفاده می‌کند، فرار می‌کنند. در یک ماجراجویی دیگر، لاکی با جاناتان، وولورین خانگی لورا و گابی کینی دوست می شود.

اولین نگاه الهام بخش کیت به کلینت

هنگامی که کیت برای اولین بار تیر و کمان را ابزار تجارت ابرقهرمانی خود می سازد، به نظر می رسد ، نه به واسطه هر نوع ارتباطی با اولین هاکای بلکه این انتخاب بیشتر به دلیل این واقعیت است که او در حال حاضر یک کماندار فوق العاده است. با این حال، در سال 2016،و در “All-New Hawkeye” شماره 6، فاش شد که تأثیر کلینت بر کیت بسیار مستقیم تر از آن چیزی است که طرفداران قبلاً تصور می کردند. در واقع، او و انتقام جویان همکارش او را قبل از نوجوانی از دست ماتادور نجات دادند.

همانطور که یک فلش بک نشان می دهد، اشخاص قدرتمندی مانند کاپیتان آمریکا، ثور و مرد آهنی نیز در میان نجات دهندگان کیت بودند. اما این کلینت بود که در آن روز سرنوشت ساز بیشترین تأثیر را بر کیت گذاشت و تنها با تجهیزات تیراندازی با کمان خود، برای محافظت از او وارد جنگ شد. اگرچه چندین سال گذشت تا او به خودی خود به یک ابرقهرمان تبدیل شود، اما واضح است که ملاقات با کلینت در زمانی که او یک دختر جوان بود، نقش مهمی در مسیر زندگی کیت داشته است.

کیت ممکن است روزی لژیون هاکای ها را رهبری کند

ممکن است کلینت هویت هاکای را ایجاد کرده باشد، اما در یک آینده احتمالی، به دلیل تمایلات خود از آن دست می کشد. برعکس، کیت در طول دو دهه آینده همچنان هاکای است و شهرت زیادی به دست آورد و به یک دارایی بزرگ برای S.H.I.E.L.D تبدیل می شود. هنگامی که او به کلینت بزرگ‌تر در مورد نجات کودکان ناانسان از «همراهی پروژه HYDRA» نزدیک می‌شود، کلینت از اینکه می‌فهمد که کیت نام هاکای را به یک عملیات کامل تبدیل کرده است، همراه با کارکنان پشتیبانی که کیت از اعضای آن به عنوان هاکای نیز یاد می‌کند، شوکه می‌شود.

در حالی که این آینده بالقوه به نظر می رسد،در زمانی که کلینت به کیت نزدیک می شود تا برای بچه های “پروژه اشتراک” در خط داستانی امروزی برگردد، این لزوماً به این معنی نیست که کیت هویت هاکای را به روشی مشابه گسترش نمی دهد. فقط تا زمانی که یکی از آن هاکای های جدید، بولسی، بدنام ترین فردی که جامه پوشیده است نباشد، احتمالاً کار بزرگی انجام خواهد داد.

کیت با خود جوانتر کلینت آشنا شده است

کیت با کلینت به روشی کاملاً جدید آشنا می شود ، او و چندین تیرانداز دیگر به طور مرموزی در زمان برای یک تورنمنت در سال 2017 “نسل ها: هاکای و هاوکی” شماره 1 به عقب کشیده می شوند. او به زودی با کلینت برخورد می کند که لباس کلاسیک هاکای را پوشیده است، به جای لباس شخصی که او با آن آشناست. طبیعتاً او نمی داند کیت کیست. کیت که نمی‌خواهد جدول زمانی را تغییر دهد، با توجه به اینکه اولین ملاقات «رسمی» آن‌ها سال‌ها بعد برگزار می‌شود، به طرز ناخوشایندی خود را به‌عنوان «هاک‌اِس» معرفی می‌کند و با کلینت متحد می‌شود تا بفهمد چه کسی مسئول انتقال آنها به جزیره‌ای است که مسابقات در آن برگزار می‌شود.

معلوم می شود که مقصر شمشیرزن به همراه یکی دیگر از زیر دستانش به نام ادن ویل است. دیدن مستقیم اینکه چگونه شمشیرزن شاگردانش را شکل می دهد، به کیت قدردانی بیشتری از کلینت می دهد که آن نوع مربی برای او نبوده است، به ویژه با توجه به مشکلاتی که او در کنار آمدن با روابط جنایتکارانه پدرش داشته است. دو هاکای با هم با کمک غافلگیرکننده ایدن به رقابت شمشیربازان پایان دادند .کیت وقتی متوجه شد که مسابقه ترفندی است برای سوق دادن هاکای به سمت شرارت، ایمانش را به مربی خود از دست می دهد.

آنها با هم تیم انتقام جویان ساحل غربی را تشکیل می دهند

کلینت بارتون به طرز معروفی نسخه اصلی انتقام جویان ساحل غربی را به وجود می آورد. چند سال بعد، زمانی که کلینت در تشکیل یک تیم جدید انتقام‌جویان ساحل غربی شرکت می‌کند، تاریخ تکرار می‌شود، تیمی که او با کیت (که به عنوان رهبر اصلی عمل می‌کند) آن را تأسیس کرده و رهبری می‌کند. دو هاکای فیوز، گوئنپول، آمریکا چاوز و کید امگا را به خدمت می گیرند، آخرین آنها به شرطی که برای یک نمایش واقعی فیلمبرداری شوند، به آنها پول نقد می دهد.

این تیم با برخی از تهدیدات نسبتاً وحشتناک مبارزه می کند، از جمله نسخه ساحل غربی Masters of Evil (ارباب شیطانی)، که اعضای آن شامل پدر کیت نیز هست. آنها همچنین با یک فرقه خون آشام روبرو می شوند که شامل مادر کیت که قبلاً مرده بود، النور (که او نیز یک خون آشام است) هم هست. آن‌ها با تبهکاران دیگری نیز مبارزه می‌کنند، مانند Gridlock، که از قدرت‌های خود برای ترکیب چند ماشین به یک ربات غول‌پیکر استفاده می‌کند. دو عضو دیگر در طول ماجراجویی‌هایشان به تیم ملحق می‌شوند، از جمله دوست پسر سابق کیت، مارول بوی و دوستش رامون واتس، که دومی با یک حلقه ویبرانیوم ادغام می‌شود و تبدیل به آلیاژ ابرقهرمان زرهی می‌شود.

کیت تنها هاکای است که یک شاهین واقعی بوده است

بله شما آن را درست خواندید. برای ماموریت افتتاحیه تیم جدیدشان در ساحل غربی انتقام جویان، هاوکیز با M.O.D.O.K که خود را به B.R.O.D.O.K تغییر داده مبارزه می کند. (ارگانیسم زیست رباتیک که فقط برای بوسیدن طراحی شده بود) و او از زنانی که حاضر به قرار ملاقات با او نبودند، هیولاهای غول پیکر می ساخت. وقتی کیت نقشه B.R.O.D.O.K را کشف می کند، او را به “کیت هاوک” تبدیل می کند، که اساساً یک شاهین غول پیکر است. خوشبختانه، کلینت دستگاهی را پیدا می کند که B.R.O.D.O.K را دوباره به M.O.D.O.K ، قبل از اینکه شخصیت شرور بتواند کیت هاوک را از نظر روانی در مقابل هم تیمی هایش قرار دهد تبدیل کند.. رهبر انتقام جویان “هوک شده” او را به ساختمانی می زند و به آسمان پرتاب می کند.

علی‌رغم این واقعیت که او فقط می‌تواند صداهای شاهین در بیاورد، کیت هم تیمی‌هایش را متقاعد می‌کند که دیگر او را انسان نکنند تا زمانی که حواس سایر زنان هیولا را به اندازه کافی پرت کند تا کلینت و امگا آنها را به حالت عادی برگردانند. وقتی کار تمام شد (به جز یک زن که از یک اژدهای غول‌پیکر بودن لذت می‌برد)، کیت هاوک (کیت شاهین) دوباره به کیت تبدیل می‌شود، سریع‌تر از آن چیزی که می‌توان گفت «دختر شاهین»… چیزی که احتمالاً بخش حقوقی دی‌سی کامیکس را تسکین می‌دهد.

کیت ممکن است الهام بخش پیکان بومرنگ کلینت باشد

کیت به اندازه کلینت مشتاق استفاده از پیکان های ترفند نیست – حداقل در ابتدا. در نهایت، او تا حدودی به طرز فکر او می رسد. یکی از تیرهای حقه‌ای که در ابتدا او را گیج می‌کند، پیکان بومرنگ است. او تعجب می کند که چرا یک کماندار به تیری نیاز دارد که از کنار هدف عبور کند و بسمت هدف برگردد؟ با این حال، زمانی که کیت توسط یکی از تبهکاران بدنامی که او و کلینت با آنها دشمنان شده اند، با اسلحه مورد استفاده قرار می گیرد، به فایده این تیر پی می برد. او وانمود می کند که شلیک خود را از دست می دهد، و جنایتکار مسلح او را مسخره می کند، اما البته، تیر به سمت هدف برمی گردد و او را بیهوش می کند.

به لطف شگفتی های سفر در زمان، کیت از کسی که پیکان بومرنگ کلینت را مسخره می کند به فردی که بالقوه مسئول ایجاد آن است تبدیل می شود. پس از دفع چند تیرانداز در طول مسابقات شمشیرزن و ادن ویل، کیت یک تیر بومرنگ را به کلینت قرض می‌دهد تا از آن در برابر سایر رقبا استفاده کند. در یک پیچ و تاب خنده دار، این بار این کلینت است که نسبت به کاربردی بودن این تیر شک می کند و همان انتقاداتی را که کیت برای اولین بار در مورد شی غیرمعمول – اما در نهایت بسیار مفید – می آموزد، تکرار می کند.

 

جالب ترین پناهگاه ها در جهان مارول
حقایق ناگفته در مورد “آزگاردِ” مارول
توضیح تاریخچه واکاندا
تاریخچه تمیسکیرا – سرزمین زن شگفت انگیز
تاریخچه سلستیال ها در مارول
سنگ های بینهایت
5 نکته اي که بايد در مورد اسکرال ها و جايگاه آنها درجهان مارول بدانيد
7 فیلم برتر و 7 فیلم بدتر گودزیلا
قدرتمندترین جادوگران جهان مارول
همه چیز درمورد کمیک های گودزیلا در مارول
رتبه بندی قدرتمندترین سلاح ها در MCU
توضیح تمام داستان ثور در MCU
توضیح داستان ولوورین در MCU

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رده بندی 10 صداپیشه برتر جوکر

برخی از بازیگران بزرگ از برنت اسپینر گرفته تا مارک همیل، صدایی به جوکر نمادین …

دیدگاهتان را بنویسید