یکشنبه , 13 آذر 1401 - 11:06 قبل از ظهر

حقایق ناگفته از السا بلاداستون

تصور کنید در حال بزرگ شدن به عنوان دختر یک شکارچی هیولاهای جاودانه و در کنار پدری هستید که از نظر احساسی یا حضور فیزیکی اهمیت چندانی برای او ندارید. و در موارد نادری که ممکن است از بودن در کنارش اذیت شود، دائماً شما را مجبور می‌کند تا آزمایش‌هایی را تحمل کنید تا شما را سرسخت‌تر کند تا راه او را دنبال کنید. چنین دوران کودکی برای السا بلاداستون، دختر اولیس بلاداستون اتفاق افتاده است.

السا برای اولین بار در سال 2001 در “Bloodstone” ظاهر شد و در صفحات مارول کمیکس به یک شخصیت مجبوب تبدیل شد. او اکنون این محبوبیت را به صفحه نمایش کوچک می برد و اولین حضور خود را در MCU در «گرگ نما در شب» انجام خواهد داد.

محبوبیت او کمی تعجب آور است، با توجه به اینکه او از کجا شروع کرد. سریال 2001 یک چیزکیک و سریال محدود زبان با شرکت دن آبنت، اندی لنینگ و مایکل لوپز است که مخاطبان عمدتاً آن را نادیده گرفتند. با این حال، پنج سال بعد، او تبدیل به ستاره اصلی یکی از خنده دارترین سری های کمیک قرن بیست و یکم، «Nextwave» شد.

السا از زمان اولین حضورش، در مسیر تبدیل شدن به یک چهره غیرمنتظره لذت بخش در دنیای مارول، کلاه های زیادی بر سر گذاشته است و همچنین چند بار رنگ مویش را عوض کرده است. با این حال، تاریخچه او به اندازه کافی عجیب و پیچیده است که حتی بزرگترین طرفداران او احتمالاً از زمانی که او در صحنه چهار رنگ در راه تبدیل شدن به شکارچی هیولاهای برجسته مارول، یک یا دو یا چندین نکته از جزئیات را از دست داده باشند. بنابراین، برای اطمینان از اینکه شما هر ذره نکته ای را که می‌خواهید، در اختیار داشته باشید، ما اینجا در سایت کمیک فارسی حقایق ناگفته السا بلاداستون را با شما درمیان می‌گذاریم.

من را بافی صدا نکنید

السا بلاداستون زندگی کمیک خود را به عنوان یک نوجوان بلوند جذاب آغاز کرد. او وارث ناخواسته وظیفه مقدسی بود که شامل کشتن هیولاها بود. که این سرنوشت در کنار مجموعه ای از ابرقدرت ها از جمله افزایش قدرت، سرعت و انعطاف پذیری به دست آمد. به نظرتان اینها آشنا نیست؟

اگر به بافی سامرز فکر می‌کنید، شخصیت اصلی سریال پرفروش «بافی، قاتل خون آشام»، اولین کسی نیستید که این ارتباط را برقرار می‌کنید. بالاخره «بافی» چهار سال قبل از اینکه السا به یکی از شخصیت‌های مارول تبدیل شود، بر روی تلویزیون آمد. این شخصیت ها در آن زمان نگاه و نگرش مشابهی داشتند. به خصوص در دوران اوج نمایش، بافی سامرز یک ابرقهرمان تلویزیونی بسیار محبوب و پیشرو برای قهرمانان زن در رسانه های ژانر علمی تخیلی بود. تا آنجایی که منابع الهام بخش بودند، دن آبنت و مایکل لوپز مطمئناً می توانستند بدتر از بافی کار کنند.

هرچند آنها می گویند کاملاً اینطور نبوده است و این الگوبرداری را رد میکنند. هنگامی که در مورد شباهت ها از آنها پرسیده شد، تیم نویسندگی Abnett و Andy Lanning در مخالفت با این تشابه بحث نکردند. با این حال، آنها اصرار داشتند، «[ما] صادقانه می‌توانیم بگوییم که هیچ‌کدام از ما تا به حال اپیزودی از “بافی” را ندیده‌ایم! حداقل زمانی که «Bloodstone» را می‌نوشتیم.»

البته تیم از وجود قاتل خون‌آشام آگاه بودند، اما با احتیاط از دانستن بیش از حد، از او دوری کردند تا از دریافت این ایده که السا به‌عنوان بافی مارول شروع به کار کرده ، جلوگیری کنند. اما با تمام خوبی هایی که در این زمینه انجام دادند، آبنت و لنینگ ممکن است با ماجراهای هفتگی بافی، اسپایک و بقیه گروه Sunnydale همراه با بقیه ما همگام شده باشند.

بلاد استون (سنگ خون) فقط یک نام نیست

السا با نام خانوادگی خود از طریق پدرش، اولیسس بلاداستون، اولین شکارچی هیولاهای مارول که نام بلاداستون را انتخاب کرد، متولد شد. با این حال، اهمیت بیشتری نسبت به فرآیند استاندارد به ارث بردن نام والدین توسط فرزند برای او وجود دارد.

خوانندگان متوجه خواهند شد که السا همیشه لباسی می‌پوشد که یک سنگ قرمز در مرکز آن قرار دارد. مهم نیست که او در طول سال‌ها چقدر متفاوت به نظر می‌رسید، یکی از موارد ثابت ظاهر او همین جواهر است. سنگ مورد بحث “Bloodgem” (جواهر خون) یا “Bloodstone” (سنگ خون) است. با گذشت زمان، این گوهر منبع نام خانوادگی، این خانواده شده است.

علاوه بر نام خانوادگی اش، این شیء همچنین به السا قدرت می دهد تا کاری را که انجام می دهد ،انجام دهد. در حالی که او مزایای طبیعی دارد، واضح است که وقتی برای اولین بار این لباس را پوشید و سنگ او را گاز گرفت، قدرت، سرعت، استقامت و انعطاف‌پذیری او به اوج سطح انسانی رسید. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا عشق او به اسلحه و هدیه تیراندازی را می توان مدیون Bloodgem نیز دانست یا نه.

آیا با هیولای فرانکشتاین من ملاقات کرده اید؟ یا با جن من؟

هنگامی که اولیس پس از بیش از 10000 سال راه رفتن روی زمین سرانجام می میرد، السا تمام دارایی او را به ارث می برد. این شامل Bloodgem هم هست که قدرت های او را تقویت می کند، همچنین دارایی عظیم او در ماساچوست، و تعهد مادام العمر او به ضربه زدن به هیولا نیز جزو همین میراث است.

این میراث همچنین شامل حمایت و راهنمایی آدام، یک فرد بلند قد و با شانه‌های پهن است که شباهت زیادی به تفسیر کلاسیک هیولای فرانکنشتاین دارد مثلا او دارای بخیه‌های سر است. آدام که نوعی ترکیب دوست و نوکر برای پدرش السا است، به السا کمک می‌کند تا بفهمد برای چه کاری فراخوانده شده است و به عنوان شریک او در چند مأموریت اولش خدمت می‌کند.

السا همچنین موجود فراطبیعی دیگری را کشف می‌کند که به او در ماموریت جدیدش کمک می‌کند، البته به طور قابل توجهی کمتر داوطلبانه است. یک جن کلاسیک در یک شیشه که هزاران سال قبل توسط اولیس به بردگی گرفته شده بود، این موجود به عنوان وسیله انتقال السا عمل می کند و او را به هر کجا که بخواهد می فرستد و وقتی همه چیز شروع به آشوب می کند او را باز می گرداند. برخلاف آدام، جن هرگز به خود زحمت نمی دهد که از چراغ بیرون بیاید یا السا را بشناسد. فرض می‌شود که هزار سال برآورده شدن آرزوها، بی‌علاقگی قابل توجهی را برای شناخت استاد جدید، برای او ایجاد کرده است.

کمی وقت مرا می گیرد

در حالی که مینی سری “Bloodstone” السا و تیم پشتیبانی او را در حال انجام یک حمله به یک کراکن مزاحم خاص نشان می دهد، خوانندگان هرگز نمی بینند که این ماموریت غرق شده چگونه انجام می شود. در واقع، خوانندگان چهار سال بدون دیدن السا پیش رفتند.

به نظر می رسد در حالی که او در نهایت مقداری طرفدار وفادار پیدا کرده است، السا نتوانست توجه زیادی را در اولین سری محدود خود جلب کند. در نتیجه، وارث میراث هیولا کش بلاداستون از صفحات کمیک مارول ناپدید شد. همه نشانه ها حاکی از این بود که او خودش را مشغول نگه داشته است، اما این ماجراها حداقل در حال حاضر در زمان گم شده اند. با توجه به ماهیت کمیک ها، چه کسی می داند؟ شاید برخی از سازندگان راه خود را به آن چهار سال «از دست رفته» بازگردانند و انواع خراش‌هایی را که السا وارد آن شد، را در زمانی که خوانندگان دنبال ماجراجویی‌های در حال انجام شخصیت‌های جدید و بلافاصله محبوب آن دوره مانند جسیکا جونز و X-23 بودند، شرح دهند. و شاید همه ما بالاخره بفهمیم که چه اتفاقی برای آن هیولای لعنتی دریایی افتاده است.

السا بلاداستون – پیشگام وب 2.0

وقتی السا سرانجام به صفحات چاپ بازگشت، خوانندگان حداقل بینشی در مورد نحوه مشغول نگه داشتن او پیدا کرده بودند. به نظر می رسید که السا علاوه بر تعقیب چوپاکابراها و سیلی زدن به ساسکواتچ ها، تصمیم گرفته بود به انقلاب دیجیتال بپیوندد.

السا برای پیگیری همه موجودات وحشی، جانوران، کریپتیدها و هیولاهایی که با آنها روبرو میشد، یک سایت ویکی پدیا راه اندازی کرد که در آن حقایق همه موجوداتی که با آنها درگیر شده بود و همچنین تجربیات شخصی خود را با آنها ،به اشتراک میگذاشت. این سایت، علاوه بر اینکه یک منبع ضروری برای خودش بود ، به تجارب او نیز کمک می کرد. بنابراین، هنگامی که ما و پا اسمیت شروع به یافتن ردپاهای عظیم در مراتع خود می کنند و گاوها را در انبارهایشان شناور می کنند، می توانند به اینترنت سر بزنند و ببینند که آیا با موبا یا اولوار سروکار دارند و چگونه مشکلاتی را که ایجاد شده است، حل کنند.

مجموعه‌ای از منتخب‌ منبع آنلاین او به شکل «هیولاهای مارول: از پرونده‌های اولیس بلاداستون و شکارچیان هیولا» در اواسط دهه 1900 ارائه شد. در نتیجه، بازگشت او به مارول کامیکس دارای تعداد زیادی صفحات از او است، اما تنها یک تصویر از هد شات از او وجود دارد.

اجماع کمیک بالاخره به نتیجه رسید

پس از «هیولاهای مارول»، یک سال دیگر گذشت تا السا بلاداستون به صورت حضوری به صفحات کمیک بازگردد. اما چه بازگشتی بود.

سری “Nextwave” توسط وارن الیس و استوارت ایمونن، بسیاری از خوانندگان را در سال 2006 شگفت زده کرد. این تیم، مجموعه ای از اتفاقات و شکست ها، به سختی شبیه کتابی به نظر می رسید که به جالب ترین کمیک از Big Two تبدیل شود. با این حال، به سرعت تبدیل به آن شد.

السا به مونیکا رامبو می پیوندد – دومین کاپیتان مارول، که سپس پولسار نام داشت – مرد ماشینی، بوم-بوم، و کاپیتان [که از نظر زمان و محتوا سانسور شده اند] که از انسانیت منزجر شده بود، و همه تحت استخدام دیرک انجر.

برای دریافت حس دیرک انجر، نیک فیوری را با مهارت های افراد کمتر و بدون توانایی مدیریت خشم در نظر بگیرید. Dirk Anger رهبری نفرت – بالاترین تلاش ضد تروریسم – سازمانی را داشت که به یافتن و از بین بردن سلاح‌های غیرمعمول کشتار جمعی اختصاص دارد.

ظاهراً شخصیت السا در طول پنج سال دور از کانون توجه‌ها پیشرفت کرده بود و خوانندگان به سرعت شیفته رویکرد جدید او با دهان کثیف و بدون ظرفیت برای رویکرد مزخرف به زندگی او شدند. آن نوجوان بلوند نازنین از «Bloodstone» در سال 2001 کاملاً از بین رفته بود و به جای او یک متخصص در مورد هیولاها ایستاده بود که هیچ چیز را دوست ندارد جز سرنگونی مخالفان با دوقلو Uzis و قدردانی خود از اتحادیه اروپا.

چند اشکال مداوم

وسواس‌های تداومی، «Nextwave» (تیم موج بعد) کمی دردسرساز بود. برخی از تفاوت ها، مانند یال جدید السا با موهای قرمز، به راحتی قابل توضیح یا نادیده گرفتن هستند. بالاخره رنگ مو یک چیز ساده است. همانطور که همه طرفداران می دانند، او یک مو قرمز طبیعی بوده که مرحله سفید شدن مو را پشت سر می گذاشت. یا شاید او موهای شاه بلوطی دارد، اما دوست دارد با رنگ های مختلف قاطیش کند. با این حال، تغییرات دیگر کمی چسبنده‌تر بود.

به عنوان مثال، هنگامی که طرفداران برای اولین بار با السا آشنا شدند، سری محدود “Bloodstone” تاکید کرد که او اصلا پدرش را نمی شناسد. با این حال، در «Nextwave»، شاهد موارد بی‌شماری هستیم که اولیس او را برای آینده‌اش از طریق مجموعه‌ای از آزمایش‌ها آموزش می‌دهد که می‌تواند برچسب «عذاب‌آور» را به‌خوبی کسب کند.

با توجه به اینکه ماجراجویی های تیم به وضوح در واقعیت های متناوب اتفاق می افتاد، یک توضیح اولیه این بود که تیم خارج از جریان اصلی تداوم مارول وجود داشت. با این حال، از زمانی که «Nextwave» به پایان رسید، مارول آن نسخه‌هایی از شخصیت‌ها را در جدول زمانی 616 گنجانده است که نشان می‌دهد «Nextwave» السا همان السا از «Bloodstone» است.

با این حال، این سری به وضوح نشان می دهد که السا از مواد مخدر متنفر است و همچنین تلاش می کند تا از نظر ذهنی بر اعضای تیم در طول تمام سری تسلط یابد. بنابراین، خاطرات السا از پدر بی رحمش ممکن است صرفاً خاطرات نادرستی باشد که توسط مواد و کنترل ذهن القا شده است. به همین ترتیب، خاطرات او ممکن است دقیق باشد، اما او یا به دلیل ضربه روحی یا مداخله پدری آنها را فراموش کرده است. تکنیک های نفرت به طور تصادفی آنها را بازیابی کرده و او را مجبور کرده است که گذشته بی رحم خود را دوباره تجربه کند.

او تک فرزند نیست

معلوم است که وقتی پدرت معادل 500 نسل یا بیشتر زندگی کرده باشد، احتمال اینکه شما تک فرزند باشید، بسیار کم است. بنابراین، علیرغم اینکه السا بدون آگاهی از وجود هر خواهر و برادری بزرگ شده است، معلوم می شود که حداقل یک خواهر ناتنی بزرگتر و یک برادر ناتنی کوچکتر دارد. با توجه به طول عمر اولیس، سه فرزند تعداد بسیار کمی به نظر می رسد، بنابراین به احتمال زیاد السا خانواده دیگری هم داشته باشد.

به نظر می رسد خواهر بزرگتر او لیرا، موهبت پدرشان ،طول عمر را به ارث برده است. او با بیش از هزار سال سن، هنوز تقریباً همسن السا است. به دلایل نامشخصی، اولیس او را به فضا فرستاد، واقعیتی که السا را به طور قابل درک در مراقبت از او قرار می دهد. با این حال، تا به امروز، ایرا همانند یک دوست به نظر می رسد، هرچند کمی عجیب باشد، به گونه ای که همه Bloodstones باید باشند. (قسمت یازدهم کمیک مرگ دکتر استرنج را بخوانید).

کل زندگی کالن خواهر و برادر کوچکتر السا با مرگ پدرشان مانند خواهر بزرگترش تغییر کرد. با این حال، در حالی که السا تمام دارایی های پدرش را به دست آورد، کالن بیش از دو سال در بیابان سرگردان ماند. تا زمانی که سرانجام پیدا شد، هرچند او بدن خود را با یک هیولای خشمگین در میان گذاشت. با این حال، به لطف حلقه Bloodgem، کالن اکنون می تواند جانور درون خود را کنترل کند. متأسفانه، زندگی او همچنان تمرینی برای تروما است. تنها چند ماه پس از بازگشت به تمدن، آرکید شرور مردان ایکس، کالن را می رباید و او و دیگر قهرمانان نوجوان را مجبور می کند تا برای بقا در جزیره ای از دنیای قتل بجنگند.

یک عضویت بعید

در حالی که ممکن است کمی خشن به نظر برسد، السا ثابت کرده است که یک عضو ماهر و مورد تقاضا است. مهارت ها و تمایل او برای کنار گذاشتن تفاوت ها به خاطر ماموریت، آشکارا بر زبان اسیدی و نگرش اغلب ناخوشایند او تاثیر گذاشته است.

غیرمنتظره ترین عضویت او در تیم ، قطعاً زمان حضور او با تیم انتقام جویان به رهبری دکتر دووم بوده است. هنگامی که یک رویداد جهانی چندین قهرمان و شرور را «وارونه» کرد – یعنی بچه‌های خوب را بد و بچه‌های بد را خوب کرد – در این مجموعه داستان Doom تبدیل به یک خیرخواه واقعی شد. السا از وارونگی طفره رفت و در نهایت به تیم جدید انتقام جویان پیوست و از دووم و لاتوریا در برابر اسکارلت ویچ وارونه که برای انتقام خونین رهسپار شده بود، محافظت کرد.

السا همچنین در کنار تیم تمام زنان ابرقهرمانان، Fearless Defenders (مدافعین نترس) جنگیده است. مدافعین به طور خاص او را برای رفع مشکل هیولا در محله چینی ها استخدام کردند. با این حال، پس از انجام این کار، او تصمیم گرفت برای کمک به تیم برای غلبه بر Caroline Le Fay، مدتی طولانی‌تر با آنها همراه باشد. اخیراً، السا به پسران نیمه‌شب در کنار افرادی مانند مون نایت و دکتر وودو در مقابل وقایع فراطبیعی پیوسته است.

عضوی از اقتصاد گیگ

این روزها همه چیز در دنیا خلاصه شده است، خصوصا برای زنانی که به دلیل ترکیبی از ژنتیک، تربیت و یک سنگ جادویی مقدر شده است که جنگجویان هیولاهای فوق العاده قدرتمند باشند. بنابراین، در حالی که ممکن است اشتیاق السا در دور زدن تروگ و امثال آنها باشد، او هنوز باید کارهای دیگری را انجام دهد تا زندگی خود را تامین کند.

در نتیجه، مانند بسیاری از ما، السا دارای یک زندگی کاملاً متنوع است. هنگامی که برادرش کالن شروع به حضور در آکادمی برادوک می کند، السا به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی ، به آنجا می پیوندد. اگرچه طرفداران کمی تدریس او را در این صفحات دیدند، خوانندگان شاهد بودند که او سوار بر یک هیولا در محوطه دانشگاه پیش از آن که با سر به دفتر مدیر مدرسه کاپیتان بریتانیا برخورد کند، رفته است. بنابراین شاید تحصیلات ، زمینه مناسبی برای مهارت های او نباشد.

در “دنیای انتقام جویان” شماره 15، السا مجری یک سریال واقعیت تلویزیونی درباره شکار هیولاها است که اندکی شبیه چرخیدن در خانه او به نظر می رسد. چه کسی بهتر از برجسته‌ترین متخصص مارول، میزبان یک برنامه در مورد چنین چیزهایی است؟ هرچند در حال حاضر کمتر از این نمایش ها دیده شده است. شاید علاقه او به کلمات چهار حرفی باعث شده بود که حتی در این دوران پر جریان و تشنه محتوا، همه چیز ممنوع شود.

موفقیت‌آمیزترین تلاش‌های جانبی او نیز طنزآمیزترین آنهاست. زمانی که یک پیشگوی ناانسان، کید کایجو، نوجوانی را که توانایی خلق هیولاها را با ترسیم آنها دارد، به عنوان قهرمان بزرگی معرفی می‌کند، السا موافقت می‌کند که محافظ او باشد و خلق هیولاهای او را برای خیر همه واقعیت ها تشویق می‌کند.

خب، من مادر هیولا خواهم شد

السا در حال شکار هیولاها، به اصطلاح فرزندان گورام را – فرزندان هیولایی که پدرش چندین سال قبل کشته بود- را ردیابی می کند. متاسفانه در ناامیدی هیولاها برای ادامه نسل خونی خود، یکی از این موجودات موفق می شود السا را گاز بگیرد. آنها با گاز گرفتن یک میزبان تولید مثل می کنند، بنابراین السا خودش را حامل نسل بعدی هیولاهای گورام می بیند. با این حال، Bloodgem نوعی واکسن را علیه نوزاد هیولا ثابت می کند و السا را از تبدیل شدن به مادر یک گورام دیگر یا نابود شدن در این فرآیند نجات می دهد.

در حالی که السا هرگز از مسئولیت خود برای مبارزه با هیولاها شانه خالی نکرده بود، به نظر می رسد چیزی در مورد این تجربه باعث ایجاد انگیزه در درون او می شود. او متعهد می شود که نه تنها به مبارزه با آنها ادامه دهد، بلکه زنده بماند تا زمانی که زمین را از شر همه هیولاها (احتمالاً شیطانی) خلاص کند. در حالی که اینکار، یک کار به ظاهر غیرقابل حل است، ژنتیک او نشان می دهد که او ممکن است توانایی طولانی زندگی کردن برای دیدن تحقق آن هدف را داشته باشد. ممکن است پدرش بیش از ده‌ها هزار سال این کار را انجام نداده باشد، اما شاید به اندازه کافی برای او تلاش کرده تا کار ناتمام او را تمام کند.

خط خونی سنگ خون اینجا به پایان می رسد

این اتفاق ناگوار در مورد مادر شدن، به السا این الهام را داد تا عهد دیگری نیز ببندد. نسل او از Bloodstones آخرین نسل خواهد بود. مهم نیست که برای هیولاها چه اتفاقی می‌افتد یا زندگی‌اش از این به بعد او را به کجا می‌برد، او هرگز صاحب فرزند نخواهد شد.

چند دلیل برای این مطلب وجود دارد. اول خاطرات، چه واقعی و چه غیر واقعی، از نحوه رفتار پدرش با او است. اگر این چیزی است که برای بزرگ کردن یک کودک در کارهای Bloodstone لازم است، السا هیچ بخشی از آن را نمی‌خواهد.

با این حال، حتی اگر این امکان برای او وجود داشت که بچه‌ای را دلسوزانه تربیت کند تا عملیات شکار هیولا را انجام دهد، او نمی‌خواست آن را به شخص دیگری، به‌ویژه فرزند خودش، تحمیل کند. شکارچی هیولاهای Bloodstone بودن یک بار ناعادلانه است که به نظر می رسد همیشه شامل تروما باشد. السا حاضر نیست این چرخه را برای نسلی دیگر تداوم بخشد.

او عشق می خواهد، فقط از نوعی دیگر

این دلیل که السا بلاداستون تصمیم گرفته به میراث خانواده اش پایان دهد، به این معنی نیست که او با یافتن عشق مخالف است. متأسفانه، او دقیقاً به دنبال امور پیچیده است.

او توانسته است از دام معمولی شکارچی هیولا طفره برود و عاشق یکی از جانورانی که سوگند خورده است نابود کند شود، این یک نکته غیرقابل انکار به نفع او است، و یک چیز که او قطعاً با بافی سامرز مشترک نیست. انتخاب های عاشقانه او کمی مشکوک به نظر می رسد – به ویژه ددپول.

در ابتدا، این رابطه تماماً کاری بود. ددپول برای پادشاه هیولاها (داستانش طولانی است) به کمک نیاز داشت و السا چنین حمایتی را ارائه می کند. Deadpool نگه داشتن هیولاها در صف زندگی السا را آسان تر می کند. این خبر مخصوصاً به موقع است، زیرا مواجهه با یک هیولای استخوانی، Bloodgem او را آلوده کرده است و به آرامی او را می کشد. ددپول در این امر به او کمک می کند و در نهایت ملکه جانور استخوانی را می کشد و گوهر او را پاک می کند. این عمل کافی است تا السا اعتراف کند که معاشقه آنها نه تنها سرگرم کننده، بلکه نتیجه احساسات واقعی عاشقانه بوده است.

هرچند افسوس، به نظر می رسد که تفاوت های آنها باید بیش از حد ثابت شده باشد، زیرا مدتی است که زمزمه ای از عشق آنها به گوش نمی رسد. به نظر می رسد که السا برای ملاقات برادرش در انگلیس به همه چیز پایان داده است. شاید آنچه آنها می گویند درست باشد : روابطی که درخشان ترین رابطه است کوتاه ترین رابطه خواهد بود.

مجموعه بکگراند از شوالیه ماه
حقایق ناگفته از کابوس
توضیح شخصیت کلیا Clea
حقایق ناگفته از ماندارین
جهیدن : 5 ابرقهرمان که می توانند پورتال باز کنند
چیزهائی که تمام ابرقهرمانان مارول در آن مشترک هستند
حقایق ناگفته از هاکای
حقایق ناگفته از بارون موردو
حقایق ناگفته از واچر
کمیک لیگ عدالت تاریک – جنگ افسونگران (فصل سوم)
حقایق ناگفته از شانگ چی
حقایق تاریک شانگ چی
کمیک اوریجین ولوورین
کمیک دارک هـولـد
کمیک آخرین فصل جادو

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رتبه بندی بهترین لحظات “واکاندا برای همیشه”

این مقاله حاوی اسپویل از فیلم “Black Panther: Wakanda Forever” می باشد. برای یک دنباله …

6 دیدگاه

  1. سلام استاد ممنون اون عکس یکه مونده زه آخری رو سانسور میکردید یا عکس دیگه میذاشتید بهتر نبود؟؟!😂😂

  2. آیا هنوز از اینستاگرام و واتساپ استفاد میکنید آیه هنوز به این دوتا پدرسگ متقدیکه بهترین پلتفرم ها هستند برید تویتر و تلگرا استفاده کنید که هم بهتره هم مثل اون دوتا فیلتر است الان که دیگه همه فیلتر شکن دارن بریم اونجا هم امن تره هم بهتره هم مثل اون بعد از هر بروز رسانی بدتر نمیشه و یک سری چیزها هستند که الان میگم من marvels به استاد دادم اون هم خوشش اومد اما توی سایت نظاشت چون کامل ترجمش نکردم چون میریزن سر استاد که زودتر ادامش ترجمه کنید برای همین باید بیشتر سبر کنید و به اسم من نگاه کنید از اسمم میفهمید چرا انقدر آزادی خواهم چجوری پرفایل گذاشتتید

  3. اون عکس رو چرا هنوز عوض نکردید

  4. استاد انشالله فردا براتون یه مقاله خوب میفرستم

دیدگاهتان را بنویسید