یکشنبه , 13 آذر 1401 - 12:26 بعد از ظهر

حقایق ناگفته از داردویل

حتی برای کسانی که از هویت مخفی او اطلاعی ندارند، متیو مایکل «مت» مورداک چیزی بیشتر از چیزی که به نظر می رسد است. او روزها به عنوان وکیل کار می کند و اطمینان می دهد که همه در دریافت عدالت و دادرسی مناسب به حق خود برسند. اما در شب به خوبی خارج از مرزهای قانون به عنوان یک مراقب لباس پوشیده کار می کند و هدفش اصلاح خطاهای کسانی است که دستان قانون برای رسیدن به آنها مشکل دارد. شاید از همه مهمتر این باشد که او با وجود نابینایی قادر به انجام این کارها است.

اگرچه یک عمل فداکارانه قهرمانانه در جوانی، بینایی مت را برای همیشه ربود، اما حواس دیگر او بسیار فراتر از محدودیت های یک انسان معمولی بوده اند. به عنوان به اصطلاح “شیطان آشپزخانه جهنمی” (لقب داردویل)، مت به عنوان “شیطان نگهبان” محله خود خدمت می کند، محافظ قرمز رنگی از خیابان ها که در آن بالا نیست، و از مشت ها و چوب های خود برای ایجاد ترس در دل های شرور ترین افراد شهر استفاده می کند.

به‌عنوان یکی از بازیگران اولیه رونق ابرقهرمانی عصر نقره‌ای مارول، مت و آلتر ایگوی قرمزپوشش سابقه طولانی و جذابی داشته‌اند. از نقش او در پیدایش یکی از موفق ترین کتاب های کمیک مستقل جهان گرفته تا راه طولانی و دشوار او به سمت ستاره شدن در تلویزیون.

در اینجا حقایق ناگفته داردویل ، مرد بدون ترس وجود دارد.

داردویل : اولین ابرقهرمان نابینا؟

داردویل بخشی از موج جدید ابرقهرمانان کتاب های کمیک مارول با مشکلات دنیای واقعی بود: مرد عنکبوتی یک نوجوان همیشه شکست خورده با یک عمه بیمار و مشکلات عاشقانه اش بود، مردان ایکس رانده شدگانی بودند که از جهانی متنفر و ترسناک محافظت می کردند. مرد آهنی یک میلیاردر سازنده اسلحه بود که تنها با یک صفحه سینه مخصوص زنده نگه داشته می شد. با این حال، این واقعیت که داردویل نمی تواند ببیند او را واقعاً در بین پانتئون فوق العاده قهرمانان مارول منحصر به فرد می کند.

گفتنی است، برخلاف تصور برخی، داردویل توسط استن لی و Bill Everett برای اهداف نمایندگی (از طریق ABC News) ساخته نشده است. انگیزه استن لی برای حمایت از نابینایان نبود. در واقع، او حتی نگران بود که ممکن است نابینایان با هم‌آفرینی او مشکل داشته باشند. او گفت: “تنها چیزی که من را در مورد داردویل نگران میکرد این بود که آیا نابینایان آزرده خاطر می شوند، زیرا ما بسیار اغراق می کنیم که یک نابینا چه کاری می تواند انجام دهد، و آنها ممکن است احساس کنند که ما آن را مسخره می کنیم.” (از طریق بنیاد آمریکایی نابینایان).

داردویل ممکن است اولین ابرقهرمان نابینایی باشد که به محبوبیت رایج دست یافته است، اما مطمئناً او اولین قهرمان کتاب های کمیک نبود که با نوعی نابینایی مواجه شده است. شخصیتی مثل DC Comics، Dr. Mid-Nite با ناتوانی در دیدن در حضور نور دست و پنجه نرم می کند، در حالی که اصلاً مشکلی برای دیدن در تاریکی مطلق ندارد. دکتر Mid-Nite از این موضوع به نفع خود استفاده می کند و تحت پوشش تاریکی برای مبارزه با جنایتکاران عمل می کند.

او اولین «داردویل» در کمیک ها نیست

این روزها، مت مورداک اولین (و برای بسیاری، تنها) شخصیتی است که وقتی کسی نام رمز ابرقهرمانی داردویل را ذکر می کند، به ذهنش خطور می کند. اما با این حال، در سال 1940، یک جنایتکار لباس پوش دیگر هم از همان نام مستعار در ماجراجویی های کتاب های کمیک خود استفاده میکرد ، و مانند ابرقهرمان امروزی، داردویل اصلی هم ورزشکار و هم معلول بود.

در سال 1940، “Silver Streak Comics” شماره 6 اولین بازی Daredevil of the Golden Age را دید که لباسی نیمی زرد و نیمی آبی (از طریق Pop Matters) را پوشیده بود. هویت مخفی این داردویل بارت هیل است که در جوانی شاهد قتل پدرش بوده و همچنین با اتوی داغ مجروح شده است. این شخصیت یتیم توانایی صحبت کردن را از دست داد و با انگیزه انتقام بزرگ شد. او یاد گرفت که چگونه از بومرنگ ها به طور موثر به عنوان سلاح استفاده کند و پس از رسیدن به بزرگسالی، مأموریت مبارزه با جرم و جنایت در شهر را آغاز کرد.

جالب اینجاست که حضور او در شماره بعدی تقریباً از تمام جنبه های اولیه شخصیت او خلاص شد. او لباس‌هایش را تغییر داد – قسمت‌های زرد کت و شلوارش قرمز شد – و حتی توانایی صحبت کردن را دوباره به دست آورد. ثابت شد که این تغییرات برای این شخصیت مفید بوده است، و به اندازه کافی موفقیت داشت تا انتشارات Lev Gleason Publications، او را حدود یک سال بعد در کتاب همنام خودش به جهان معرفی کند. این شخصیت در نهایت بخشی از مالکیت عمومی شد و حتی به گروه بازیگران سری Image Comics ” (هفت اژدها) Savage Dragon” پیوست.

لباس بدنام زرد

زمانی که مت مورداک برای اولین بار در سال 1964 در “Daredevil” شماره 1 ظاهر شد، ترکیب رنگی به مراتب چشم نوازتر از جامه قرمز رنگی که بیشتر با آن همراه است پوشیده بود. در حالی که نمی توان دقیقاً گفت که دقیقاً چه کسی اولین لباس داردویل را طراحی کرده است، این اعتبار معمولاً به بیل اورت و تا حدی جک کربی داده می شود. (به گفته مارک ایوانیر نویسنده و مورخ کتاب های کمیک، ظاهراً اورت گفته است که سلاح های بالی کلاب امضای داردویل زاییده فکر خود کربی بوده است.)

مینی سری «داردویل : زرد» در سال 2001 توضیحی تکان دهنده در مورد اینکه چرا مت در ابتدا تصمیم گرفت در چنین مجموعه ای درخشان و جلب توجه با جرم و جنایت مبارزه کند، ارائه کرد. مت در واقع از وسایل بوکس پدرش – از جمله روپوش، دستکش و چکمه هایش – در ساخت لباسی که در اولین نمایش عمومی خود می پوشید، و به عنوان ادای احترام به عزیزی که از او گرفته شد، استفاده کرد. همانطور که مجموعه کتاب های کمیک فاش شد، تقریباً دو روز طول کشید تا مت دوخت لباس خود را با دستان خودش تمام کند، و این به عنوان یادآوری قدرتمندی بود که او به تازگی چه چیزی را از دست داده بود و چرا هم به عنوان یک وکیل و هم یک ابرقهرمان برای مبارزه با جرم و جنایت تلاش می کرد.

با این حال، مت فقط برای شش شماره این جامه زرد رنگ را پوشید تا اینکه یکی دیگر از خالقان افسانه ای کتاب های کمیک، والی وود، لباس قرمز نمادین این قهرمان را در سال 1965 در “Daredevil” شماره 7 معرفی کرد.

داردویل و لاک‌پشت‌های نینجای جهش یافته

در «لاک‌پشت‌های نینجای جهش‌یافته نوجوان» شماره 1 در سال 1984، جهان با لئوناردو، دوناتلو، رافائل و میکل آنژ (که برای مدت‌ها به اشتباه املایی به عنوان «مایکل آنژ» خوانده می‌شد) آشنا شد. شهرت ناگهانی و غیرمنتظره آنها تقریباً یک شبه آنها را به یک پدیده جهانی و چند میلیارد دلاری فرهنگ عامه تبدیل کرد. با این حال، این چهار رزمی کار خزنده، موفقیت خود – و وجود خود – را مدیون ابرقهرمانی هستند که به داستان اصلی او اشاره کردند: داردویل ، که اتفاقاً شخصیت مورد علاقه کوین ایستمن، یکی از خالقان TMNT بود.

همانطور که ایستمن در مصاحبه ای با سوپانووا به اشتراک گذاشت، “من همیشه فکر می کردم خنده دار است که در منشاء داردویل ، یک کامیون حامل زباله های هسته ای رادیواکتیو وجود داشت… [آن بشکه سمی] به چشمان مت مورداک جوان برخورد کرد که بینایی او را از بین برد. در Daredevil آنها هرگز نگفتند که چه اتفاقی برای آن بشکه افتاده است، بنابراین [در] داستان ما، به نوعی تصمیم گرفتیم که مسیر آن را در خیابان ادامه دهیم، و این به نوعی منشا چیزهای ما برای لاک پشت ها شد.”

جدای از منشا داردویل ، بسیاری از عناصر دنیای او بر لاک پشت ها تأثیر گذاشتند. به عنوان مثال، داردویل با سازمان جنایی به نام Hand مبارزه میکرد. در همین حال، لاک پشت ها دست خود را با گروه شیطانی به نام “پا” پر کرده بودند. TMNT توسط یک انسان موش جهش یافته به نام Splinter آموزش داده شد، در حالی که داردویل توانایی های منحصر به فرد خود را برای مبارزه با جرم و جنایت با کمک استاد خود Stick تقویت کرد. همانطور که ایستمن می گوید: “ما آنقدر آبروی [داردویل] را از بین بردیم که احتمالا مارول باید از ما شکایت می کرد، اما این کار را نکرد.”

عشق های فراوان مت مورداک

مت مورداک ممکن است نابینا باشد، اما این موضوع هرگز اجازه نداده است که مانع از یافتن و قدردانی از زیبایی ها شود، به خصوص در علایق عشقی متعددی که در طول سال ها داشته است. از رابطه خطرناک با جنایتکار قاتل تایفوس مری گرفته تا حل و فصل کردن و تلاش برای یافتن ظاهری عادی با میلا دونووان، گفتن اینکه مت سابقه رابطه رنگارنگی داشته است، دست کم گرفته شده است.

در یک نقطه، داردویل خود را به شکلی عاشقانه با اکو، دخترخوانده ی دشمن اصلی خویش، ویلسون فیسک با نام مستعار کینگ پین، درگیر کرد. فیسک اکو را گول زده بود تا فکر کند که داردویل مسئول مرگ پدرش است، اما او در نهایت حقیقت را کشف کرد و به او روی آورد. قهرمان دیگری که داردویل عاشق او شد، بلک ویدو (بیوه سیاه) بود. برای مدتی آنها حتی تیتر یک سری کتاب های کمیک بودند.

با این حال، از بین تمام روابط داردویل ، دو رابطه با معنی، آنهایی بودند که دارای بیشترین درجه تراژدی بودند. کارن پیج اولین علاقه عاشقانه اصلی مت در کمیک ها بود که با بهترین دوست و شریک شرکت حقوقی خود، فرانکلین “فاگی” نلسون، مثلث عشقی را تشکیل دادند. از سوی دیگر، الکترا، شاید بزرگترین عشق داردویل باشد. او حتی زمانی که مت زندانی شد نقش داردویل را بر عهده گرفت. متأسفانه، کارن و الکترا هر دو به دست یکی از خطرناک ترین دشمنان داردویل ، قاتل بسیار دقیق معروف به Bullseye با مرگ خشونت آمیزی مواجه شدند (اگرچه الکترا در نهایت موفق شد به زندگی بازگردد).

برادر دوقلوی مت مورداک، مایک مورداک

این یک داستان کمیک معمولی است: در تلاشی ناامیدکننده برای محافظت از هویت مخفی خود، این ابرقهرمان نقشه مضحکی را طراحی می کند که شخص دیگری را به عنوان بزغاله درگیر می کند تا عطش افراد مشکوک را از بین ببرد. در مورد مت مورداک، وکیل باهوش فکر می‌کرد که بهترین راه برای حفظ چهره‌اش این است که تظاهر به بودن در نقش برادر دوقلوی پر سر و صدا و برون‌گرای خود کند . دروغی که به‌طور شگفت‌آوری کارساز بود، اما سال‌ها بعد دوباره او را گاز گرفت.

در سال 1967 در «داردویل» شماره 25، مت وانمود می‌کند که «مایک مورداک» است، برادر دوقلوی جسور، با لباس تنفرآمیز و شیطنت‌آمیز او که اتفاقاً عادت مشکوک این را دارد که با صدای بلند هویت مخفی خود را به عنوان مرد بدون ترس فاش کند. علیرغم حماقت ذاتی این نیرنگ، مت اطرافیانش را متقاعد می کند که “همزاد” بلندگویش در واقع داردویل است (و نه او). با این حال، پس از مدتی، مت تصمیم گرفت که زمان آن رسیده است که هویت مایک مورداک را برای همیشه کنار بگذارد. مت نقشه دیگری برای “کشتن” مایک می سازد و ادعا می کند که شخص دیگری به عنوان داردویل جایگزین او شده است.

به «داردویل» #606 در سال 2018 بروید، زمانی که همکاری با یک انسان غیرانسانی به نام Reader به طور تصادفی منجر به خلق یک مایک مورداک واقعی و گوشتی بر اساس خاطرات مت می شود. مایک که خود را یک انسان واقعی می‌داند، قبل از اینکه این اشتباه اصلاح شود، از دست مت فرار می‌کند. مت با موفقیت او را پیدا می‌کند، اما تصمیم می‌گیرد به او اجازه دهد زندگی خودش را داشته باشد.

داردویل و بتمن

می توان استدلال کرد که داردویل مارول و بتمن از DC همتایان جالبی در جهان متقابل ایجاد می کنند. از این گذشته، آنها چیزهای مشترک زیادی دارند (از جمله این واقعیت که بن افلک ،نقش هر دوی آنها را در صفحه سینما به تصویر کشیده است). بنابراین، واقعاً تعجب آور نیست که در زمانی که دو شرکت کتاب‌های کمیک به طور فعال کتاب‌های متقاطع با شخصیت‌های مربوطه خود را تولید می‌کردند، این دو شوالیه شهری در نهایت در تک‌شات‌های خاص خود همبازی شدند ،آنهم نه یک بار، بلکه دو بار.

«داردویل/بتمن: چشم در برابر چشم» محصول 1997 اولین دیدار بین شوالیه تاریکی شهر گاتهام و شیطان آشپزخانه جهنم است. در این داستان واقعیت جایگزین، شخصیت شرور بتمن، دو چهره، با شرور مارول، آقای هاید، در سرقت یک ریزتراشه کامپیوتری قدرتمند همکاری می‌کنند. داردویل و بتمن مجبور می شوند با هم همکاری کنند تا به نقشه های دو نفره وحشتناک آنها پایان دهند. یک نکته جالب (اما در نهایت غیرقانونی) که در داستان فاش شد این است که: سال ها قبل از تغییر شکل مربوطه خود، مت مورداک و هاروی دنت در واقع یکدیگر را به عنوان دانشجوی حقوق می شناختند.

دنباله‌ای به نام «بتمن/داردویل: پادشاه نیویورک» در سال 2000 منتشر شد و یک بار دیگر گروه Crusader Caped (شوالیه شنل پوش-لقب بتمن) و The Man Without Fear (مرد بدون ترس- لقب داردویل) با هم متحد شدند. این بار، آنها خود را در تقابل با دو نفر از خطرناک ترین شرورهای خود می بینند: اکو تروریست جاودانه Ra’s al Ghul و مگابوس جنایتکار کینگ پین.

زمانی که داردویل پادشاه شد

از میان تمام دشمنان Daredevil، تعداد کمی از آنها توانسته اند به اندازه Kingpin به قلب مت مورداک نزدیک شوند. ویلسون فیسک که در اصل یک شرور مرد عنکبوتی بود، به تدریج در طول سال ها تبدیل به بزرگترین خار در چشم داردویل شد. این دو مرد قدرتمند از آن زمان نسبت به یکدیگر نفرت شدید و جوششی پیدا کردند که تقریباً همیشه در آستانه سرریز شدن است. و “داردویل” شماره 50 در سال 2003 دقیقاً نشان داد که چه اتفاقی می افتد زمانی که داردویل خوددار تصمیم می گیرد تا تمام توانایی های خود را بر روی دشمن فانی خود رها کند.

داردویل که از گردابی که پس از افشای عمومی هویت مخفی خود در زندگی خصوصی او پدید آمده است، خسته و بی قرار شده است، کینگ پین ​​را ردیابی می کند و او را در یک انبار متروکه می یابد. یک نزاع وحشیانه، خونین و بی‌معنا پیش می‌آید، که هر دو جنگجو تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا در نهایت به درگیری خود پایان دهند. مت خشمگین پس از شکست دادن فیسک تا یک اینچ از زندگی‌اش پیروزمندانه ظاهر می‌شود و به این تصمیم می‌رسد که تنها راه برای شکست دادن او، تصاحب قدرت او است. او جسم کتک خورده فیسک را به Josie’s Bar می‌آورد، مکانی که جولانگاه جنایات سازمان‌یافته در نیویورک است، و اعلامیه جسورانه‌ای می‌کند: او اکنون پادشاه جدید است و هر کسی که جرات انجام هر جنایتی را در همسایگی‌اش داشته باشد، عواقب وحشتناکی را متحمل خواهد شد. در حالی که همه چیز در نهایت به وضعیت موجود بازگشت، این دوره کوتاه در زندگی مت، جنبه ای از او را نشان داد که به ندرت توسط دیگران دیده می شد.

او چندین بار بینایی خود را به دست آورده است

در حالی که نابینایی داردویل شناخته شده ترین ویژگی او است، موارد متعددی وجود داشته است که در آن او دوباره از چشمان خود استفاده کرده است. با این حال، تقریباً همه آنها ثابت کردند که داردویل بدون بینایی خود، واقعاً بهتر است.

یکی از اولین نمونه های آن در سال 1967 و در”Daredevil” شماره 38 بود. دکتر دووم در یکی از نقشه های شیطانی خود از دستگاهی برای تعویض بدنش با داردویل استفاده می کند. همانطور که مت بدن دووم را اشغال می کند، او به طور موقت توانایی دوباره دیدن را به دست می آورد. در مناسبت دیگری در «داردویل» ج. 1 #106، ماجراجوی کیهانی Moondragon به داردویل توانایی موقت دیدن را می دهد تا این قهرمان بتواند او را نجات دهد. یکی دیگر از آنها، توسط موجود ماورایی، Beyonder ،است. او کاتالیزوری می شود تا مت بتواند دوباره در «داردویل» جلد. 1 #223. در تلاش برای تصاحب زمین، توسط Beyonder که به دنبال نمایندگی قانونی برای خودش توسط مت و فاگی است ،باشد و بینایی مت بخشی از این نگهدارندگی است. در نهایت، مت ماورائی را رها می کند و از نمایندگی او خودداری می کند. در سال 1998 “Daredevil” #376، در یک ماموریت مخفی S.H.I.E.L.D می باشد ولی ماموریت به اشتباه پیش می‌رود و مت مورداک یک فرد فراموش‌شده (اما دیگر نابینا) که در کشوری دیگر گیر کرده و هیچ سرنخی از اینکه واقعاً قرار است چه کسی باشد، می شود.

«مرد آهنی برتر» شماره 2 که در سال 2015 منتشر شد، عزم مت را بار دیگر آزمایش کرد. یک تونی استارک شرور به او توانایی دیدن را می دهد که به قیمت تبعیت مت از دستور کار شومش تمام می شود. وقتی داردویل امتناع می‌کند، تونی نه تنها این هدیه را پس می گیرد، بلکه خاطرات مت را از آنچه اتفاق افتاده پاک می‌کند.

تسخیر شیطانی داردویل

مت مورداک به عنوان یک وکیل و هم یک ابرقهرمان، اعتقاد راسخی به کار در داخل و خارج از سیستم برای رفع مشکلات دارد. این دقیقاً همان کاری است که او زمانی که سازمان هند را در یک تلاش خوب (هرچند در نهایت اشتباه) برای “رفع” آن به دست گرفت، انجام داد که متأسفانه، با تسخیر او توسط یک موجود اهریمنی واقعی به پایان رسید و تا زمانی که کار تمام شد، سازمان های جنایی با بزرگترین دشمن داردویل دست به دست هم داده بود (جناسی که در نظر گرفته نشده بود).

در سری محدود Shadowland در سال 2010، داردویل تصمیم می گیرد با راندن یک سای از طریق شخصیت شرور به درگیری چند ساله خود با بولزآی پایان دهد – یک عمل خشونت آمیز که در شرایط عادی، داردویل هرگز انجام نمی دهد. همانطور که مت به طور فزاینده ای تحت تأثیر هیولای هَند فاسد می شود، قهرمانان سطح خیابان شهر نیویورک با هم متحد می شوند تا او را متوقف کنند و سعی می کنند روح دوست خود را قبل از اینکه خیلی دیر شود نجات دهند. اوج نبرد در سنگر تازه ساخته شده توسط Hand’s Shadowland رخ می دهد، که در آن داردویل ظاهراً خود را قربانی می کند تا شیطانی را که او را تسخیر کرده بود ،شکست دهد. داستان با رفتن مت به تبعید خودخواسته به پایان می رسد، در حالی که هیچ کس به جز کینگ پین وارد عمل نمی شود تا به جای مت مدعی رهبری هَند (سازمان دست) شود.

حداقل شش تلاش طول کشید تا او یک برنامه تلویزیونی دریافت کند

سریال «داردویل» نتفلیکس به طور گسترده ای به عنوان بهترین محصول در میان کل محصولات نتفلیکس مارول در نظر گرفته می شود، با داردویل چارلی کاکس و Kingpin وینسنت D’Onofrio که حتی راه خود را به دنیای سینمایی مارول بزرگتر باز کرده اند (همانطور که میدانید در فیلم مرد عنکبوتی راهی به خانه نیست، شخصیت داردویل ظاهر شده است) . با این حال، مسیر مرد بدون ترس برای دریافت برنامه تلویزیونی خود مطمئناً بدون سختی نبوده است.

به گفته ManWithoutFear.com، برنامه‌هایی برای یک برنامه تلویزیونی زنده در سال 1983 وجود داشت که در آن بنی کاروترز در نقش داردویل و آنجلا بووی در نقش بیوه سیاه بازی کردند. با این حال، به دلیل مشکلات جلوه های ویژه و محدودیت بودجه، این پروژه کنار گذاشته شد. شش سال بعد، فیلم ساخته شده برای تلویزیون «محاکمه هالک باورنکردنی» اولین بازی داردویل را در اکشن زنده به نمایش گذاشت که توسط رکس اسمیت به تصویر کشیده شد. این امر باعث می شد که این شخصیت کم کم سریال انفرادی خود را با اسمیت در نقش اصلی بسازد، اما او توسط هیچ شبکه ای انتخاب نشد.

داردویل در زمینه انیمیشن هم شانس زیادی نداشته است. یک سری انیمیشن ناموفق در سال 1979 مت مورداک و فاگی نلسون را به عنوان مالکان مشترک یک شرکت حقوقی و کارن پیج را به عنوان یک بازرس خصوصی، برای آنها نشان داد. منابع کمیک بوک همچنین گزارش دادند که در سال 1985، مارول برای مدت کوتاهی این ایده را مطرح کرد که داردویل کارتون خود را (با یک سگ بینا، برای همراهی) داشته باشد. در نهایت، یک سری اسپین آف «مرد عنکبوتی: سری انیمیشن» با حضور داردویل در سال 1999 عرضه شد، اما به تعویق افتاد و در نهایت آن هم هرگز محقق نشد.

Daredevil vs. Spider-Man: چه کسی بی اقبال تر بوده است؟

مرد عنکبوتی و داردویل یکی از شناخته شده ترین و ماندگارترین رفاقت ها را در کمیک ها دارند و دلیل خوبی هم دارد. هر دوی آنها قهرمانان سطح خیابانی هستند که در شهر نیویورک مستقر هستند و بیشتر دیده می‌شوند که از طرف پسر کوچولو ها می‌جنگند تا با تهدیدات کیهانی پایان‌دهنده جهان روبرو شوند. آنها همچنین دو نخود در یک غلاف در مورد بدبختی های مختلف در زندگی هستند.

تراژدی های شخصی پیتر پارکر البته چیزی برای تمسخر نیست. داستان اصلی او شامل مرگ عمویش به دست جنایتکاری است که می توانست جلوی او را بگیرد. او بسیاری از عزیزان خود را دیده است که در نتیجه زندگی ابرقهرمانی او مرده اند، از جمله دوست دخترش گوئن استیسی. او توسط یک خون آشام بین بعدی شکار شده است، به طور غیرارادی ذهنش با بزرگترین دشمنش عوض شده است، و ازدواج او توسط شیطان لغو شده است.

با این حال، می توان استدلال کرد که بین این دو، شاید مرد بدون ترس اوضاع بدتری داشته است. او علاوه بر کور شدن توسط مواد شیمیایی و اطلاع از قتل پدرش در جوانی، چندین بار به عنوان داردویل در انظار عمومی ظاهر شده، بارها زندانی شده و حتی از خدمت محروم شده است. او بارها به سختی از مرگ جان سالم به در برده است، از دست دادن حافظه خود را در سرزمینی بیگانه تجربه کرده و حتی نه یک بار بلکه دو بار شاهد مرگ یک شریک عاشقانه خودش بوده است.

 

توضیح قدرت های داردویل
کمیک شوالیه ماه – سرزمین سایه ها
10 ابرقهرمان عصر نقره ای مارول که راه موفقیت را هموار کردند(با شرکت داردویل)
10 ابرقهرمان که دستیار ندارند(با شرکت داردویل)
8 نفر از بارزترین ابرقهرمانان مارول که مذهبی هستند(با شرکت داردویل)
مجموعه انتقام جویان (جاناتان هیکمن – سری اول)
مجموعه انتقام جویان (جاناتان هیکمن – سری دوم)
کمیک اوریجین ولوورین
11 روش برای جشن گرفتن کریسمس با بتمن
11 ابرشرور که ممکن است حق با آنها باشد
10 ابرقهرمان که از سلاح های جادوئی استفاده می کنند
ثروتمندترین قهرمانان جهان DC
عجیب ترین داستان های لوکی در همه زمان ها
حقایق ناگفته از مشت خنجری
حقایق ناگفته از پسر جهنمی
حقایق ناگفته از شش خبیث
حقایق ناگفته از A-Force
حقایق ناگفته از زامبی های مارول
20 تاریخ مهم در تاریخچه MCU

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رتبه بندی بهترین لحظات “واکاندا برای همیشه”

این مقاله حاوی اسپویل از فیلم “Black Panther: Wakanda Forever” می باشد. برای یک دنباله …

دیدگاهتان را بنویسید