یکشنبه , 13 آذر 1401 - 12:23 بعد از ظهر

حقایق ناگفته از دارکساید

کمتر نامی در جهان DC وجود دارد که قادر باشد ترس را در بطور کامل در قلب قدرتمندترین قهرمانان جهان بیاندازد. یکی از برجسته ترین افراد ترسناک ، خدای استبداد ، حاکم آپوکالیپس ، دارکساید است. او در طول دوره طولانی سلطنت خود به عنوان یک ستمگر بیرحم ، تعداد بی شماری از جهان ها ، تمدن ها و مردم تحت تسلط سنگین خود را فتح و نابود کرده است. اما هدف او چیست؟ تسخیر و بردگی تمام زندگی ها. بله تمام زندگی ها.

علی رغم اینکه او به عنوان دشمن لیگ عدالت ، خدای شیطان و یک ستمگر جهانی شناخته می شود ، چیزهای زیادی در مورد دارکساید وجود دارد که مردم نمی دانند. بله ، او جهان ها را تسخیر می کند اما این قطعاً همه چیز از دارکساید نیست.

در این مقاله ناگفته های این موجود ستمگر، یعنی دارکساید، در اختیار شما قرار میگیرد.

الهام گرفته شده از دنیای واقعی

هنگامی که جک کربی بزرگ ایده دارکساید را برای دنیای چهارم کوتاه مدت اما تأثیرگذار خود تنظیم می کرد ، نهایت شرارت را در دارکساید (که در ابتدا با نام Uxas – اوکساس شناخته می شد) تصور کرد. او ظلم را از آدولف هیتلر ، تجسم واقعی شیطان و استبداد ، كه عطش جهانی قدرت و كنترل آن در عطش واقعی و قدرت جهانی دارکساید منعكس شده است ، برداشت كرد ، و آپوكالیپس نمونه ای از رویای نهایی یك استبداد است: دنیای کاملا كنترل شده، بدون هیچگونه مقاومتی.

جنبه ای از دارک ساید که از هیتلر الگو گرفته نشده است، صورتش است. چهره او ، تا حدودی از جك پالانس بازیگر الگو گرفته شد (البته اگر او یك ستمگر غیرانسانی و چهره سنگی بود). تمایزی که او استفاده کرده مسلم است: چهره استبداد جهانی که جهان DC را آزار می دهد و از هیتلر الگو گرفته شده است.

شخصیت دارکساید ، الهام بخش خلق ثانوس بوده است

تاریخچه دارکساید شامل تعداد بی شماری از شخصیتهای خاص یا معروف الگو گرفته شده از او است. شما حاشیه اقیانوس اطلس (Atlantic Rim) را دارید ، فیس بوک (فقط شبکه اجتماعی را تماشا کنید) ، خرگوش پرانرژی (با عذرخواهی از Duracell) را دارید – مکانهائی که میتوانید او را در آنجا ببینید، بسیار است. داستانهای کمیک همچنین دارای تعدادی شخصیت “مشتق شده از این اشتیاق” بین مارول و دی سی است ، مانند Deadpool / Deathstroke یا Hawkeye / Green Arrow. شاید یکی از جالب ترین و فریبنده ترین موارد این پدیده شامل “الهام” ی باشد که یکی از قدرتمندترین شخصیت های شرور مارول ، ثانوس، از یکی از قدرتمندترین شخصیتهای دی سی یعنی دارکساید گرفته است.

بین سالهای 1960 و 1969 ، جک کربی و استن لی تعدادی از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ مارول را ایجاد کردند – مردان ایکس ، ثور ، مرد آهنی ، موج سوار نقره ای ، چهار شگفت انگیز و … کربی در سال 1970 راهی شرکت DC شد ، در آنجا یک چک سفید برای توسعه اسطوره های خاص خود برای این برند به او داده شد. او مجموعه ای از کمیک ها را در چهارمین جهان با محوریت مجموعه ای از “خدایان جدید” ارائه داد و در بین این خدایان، ترسناک ترین شخصیت شرور مخرب ، یک شرور بسیار قدرتمند با رنگ بنفش بود که به عنوان فویل برای DC خلق شد. اتفاقاً ، اولین جلد معروف او در پال جیمی اولسن شماره 134 سوپرمن (نوامبر 1970) بود و به دنبال آن حضور کامل در شماره 1 برای همیشه در (فوریه 1971).

با حضور کربی در دی سی ، جیم استارلین مسئولیت رشد مجموعه عناوین کیهانی مارول را در عناوینی مانند کاپیتان مارول به عهده گرفت. او یک شخصیت شرور کیهانی جدید به نام ثانوس (اولین بار در جلذ Iron Man # 55) خلق کرد و آشکارا الهام خود را از کار کربی در مورد خدایان جدید تأیید کرد … اما نه از شخصیت دارکساید . استارلین مترون ، در جستجوی خدائی جدید از موبیوس کپی کرده بود ، تا اینکه روی توماس ، سردبیر استارلین ، پیشنهاد داد که ترجیحاً از دارک ساید ، مرعوب ستمگر خدایان جدید کپی برداری شود. ثانوس از یک خدای جدید لاغر به یک ستمگر عظیم و صورت بنفش تبدیل شد که مرگ را می پرستد ، و بقیه اش را هم که میدانید .

دارکساید و خدایان جدید از یک جنگ فاجعه بار متولد شده اند

روزگاری (حدود 18 میلیارد سال پیش) ، جهانی اولی به نام GodWorld(جهان خدایان) (به اصطلاح آزگارد یا Urgrund) وجود داشت. این جهان به مدت 3 میلیارد سال در جهان دوم تکامل یافت و شکل های زندگی انسان نما که در آنجا زندگی می کردند ، با افزایش تدریجی قدرت خود ، به خدایی رسیدند. در این دوره پیشرفتهای چشمگیری در زمینه های فرهنگی و علمی مشاهده شد و خدایان قدیم (به اصطلاح) به برخی از قدرتمندترین موجودات موجود تبدیل شدند. ده میلیارد سال بعد ، GodWorld به دام درگیری داخلی بین جناحهای قدرتمند خدایان افتاد ، و در نهایت به راگناروک، نابودی جهان خدایان و انتشار یک موج عظیم انرژی (Godwave-موج خدایان) در سراسر جهان منجر شد ، و جهان هایی با توانایی تکامل خدایان را بارور کرد. از آنها آنچه به “جهان سوم” معروف شد، بوجود آمد (مانند زمین).

GodWorld خودش به دو سیاره جداگانه تقسیم شده است:”پیدایش جدید” خوب که توسط پدر بزرگ حکیم و قدرتمند اداره می شود و “آپوکالیپس” جنگ طلب ، تاریک و شیطانی. “دنیای چهارم” زمانی ظهور کرد که این موجودات ، راه خود را برای رسیدن به خدابودن آغاز کردند (حدود 30،000 سال پیش). این خدایان جدید (از جمله Darkseid) و دو سیاره آنها شروع به جنگ کردند.

داركساید اولین حاكم آپوکالیپس نبوده است

از میان دو سیاره ای که خدایان جدید ساکن آن هستند ، آپوکالیپس و پیدایش جدید ، دومی یک مدینه فاضله ارزشمند است در حالی که اولی یک شهر عظیم ، تاریک و صنعتی است که به جنگ و سلطه بین کهکشانی اختصاص داده شده است. در داستان اصلی ، داركساید اوكاساس ، پسر یوگا كان و هگگرا (حاكمان Apokolips) در آپوکالیپس متولد میشود. برادر بزرگتر او دراکس تلاش کرده بود که امگا فورس را که خود منبع قدرت افسانه ای است تصاحب کند ، وقتی اوکساس ،دراکس را کشت و آن منبع قدرت را برای خودش برداشت، دارکساید تبدیل به هیولایی صورت شکنجه ای شد که اکنون شاهد آن هستیم و تاج و تخت آپوکالیپس را برای خود در دست گرفت.

در راه اندازی مجدد عنوان New 52 ، دارکساید از سلطنت خدایان جدید، به یک ساکن طبقه پایین جهان خدایان قدیمی نزول پیدا کرده است. او آنها را به خیانت به یکدیگر متهم کرد و با سقوط آنها قدرت آنها را جذب کرد. در این تکرار دارکساید و Highfather برادر هستند و به ترتیب ریشه های آپوکالیپس و پیدایش جدید را تشکیل می دهند. در هر دو نسخه از داستان آنها ، دارکساید هرگز قرار نبوده كه یك فرمانروای خداگونه باشد ، بلكه با تاكتیك ها ، خیانت ها و اعمال زور به مقام خود رسیده است.

او یک بار عاشق شده (و به سمت خوبی وسوسه شده است)

همانطور که دارک ساید همیشه یک حاکم نبوده ، همچنین همیشه خدای شیطان صفت خبیث و شیطانی نبوده که ما می شناسیم. به دنبال جذب قدرت امگا و تغییر نام خود به دارکساید ( قبل از تبدیل شدن به حاکم آپوکالیپس) ، او عاشق یک دانشمند و جادوگر آپوکالیپسی به نام سولی شد. (با حضور در New Gods) جلد 3 ، سپتامبر 1989. آنها برخلاف خواست مادر دارکساید ملکه هگرا ، بصورت مخفیانه ازدواج کردند.

سولی به تدریج دارکساید را به سمت خوب بودن و دوری از برنامه های سلطه جهان وسوسه کرد و این دو با هم صاحب پسری به نام کالیبک شدند. هگرا ، مادر دارکساید ، از ترس تأثیر مثبت سولی بر پسرش ، سولی را مسموم كرد. دارکساید در قلب خود نفرت بیشتری پیدا كرد و چون مادرش او را مجبور به ازدواج با زنی به نام تیگرا كرد (كه پسر دوم دارکساید ، اوریون را به دنیا آورد) ، او به دنبال انتقام گیری خود رفت و به دساد دستور داد تا هگگرا را به تلافی كشته شدن عشقش مسموم كند. و ادعای خود را به عنوان حاکم آپوکالیپس به خطر بیندازد. سولی تنها کسی بود که دارک ساید واقعاً دوستش داشت ، و مرگ او عزم راسخ وی را برای تسخیر تمام زندگی حساس موجود تثبیت کرد.

دارکساید دارای مسائل جدی خانوادگی است

با توجه به اینكه دارکساید برادر خودش را كشته ، تنها عشق خود را از دست داده و مادرش را نیز به تلافی عملش ، مسموم كرده است ،شاید این یکی برای شما چندان عجیب نباشد ، اما دارکساید مسائل خانوادگی جدی دارد. در جنگ طولانی مدت بین آپوکالیپس و پیدایش جدید ، دو جهان با یک معامله بدیع به یک صلح موقتی دست یافتند: حاکمان (به ترتیب دارکساید و پدربزرگش ایزایا) پسران خود را رد و بدل کردند و هرکدام فرزند دیگری را بزرگ کردند. (در واقع به عنوان گروگان در اختیار هم قرار دادند). دارکساید پسر دوم خود ، اوریون را ترك كرد تا توسط حاكم جدید پیدایش بزرگ شود ، در حالی كه دومی پسرش اسكات فری را برای زندگی به آپوكالیپس فرستاد ، جایی كه همانطور كه ​​در كره زمین رایج است ، توسط مادری به نام نارگید تربیت شد و با سختی بزرگ شد.

از طرفی ، اسكات فری دریافت كه توانایی خداگونه ای دارد كه می تواند به طور موثر از همه تله ها فرار كند (از جمله مهارت ها و قدرت های دیگر مانند تخصص در ابزار ، فیزیولوژی New God و مدیریت انرژی آلفای كیهانی كه می تواند با انرژی امگا دارکساید مقابله كند). وی سرانجام از این توانایی برای فرار به زمین با همسرش بیگ بردا (یکی از بزرگترین جنگجویان دارک ساید) استفاده کرد و به قهرمان مستر معجزه تبدیل شد. از طرف دیگر ، اوریون به عنوان بزرگترین محافظ New Genesis (پیدایش جدید) با طرف خوب (البته از نوع وحشیانه تر از بیشتر قهرمانان) همسو شد. (همچنین شکست دارکساید توسط او پیشگویی شده است ، بنابراین مجبور به رویاروئی با دارکساید است).

اگر مخالفت با پسر دوم و پسر خوانده بودن کافی نباشد ، پسر اول او کالیبک شرور است ، که اغلب به عنوان دومین فرمانده دارک ساید عمل می کند ، اگرچه داستانهای کمیک به وضوح نشان داده است که دارک ساید به قهرمان خود اوریون احترام می گذارد. پسری که قدم های او را دنبال می کند. به عبارت دیگر ، فراتر از تاریخ عجیب خانوادگی اولیه او ، دارکساید روابط عجیبی با دیگر اعضای خانواده خودش دارد.

او عاشق کشتن خدایان دیگر است

اشتیاق دارک ساید به قدرت ، هرگز با احساس دیگری جایگزین نشده است (منهای مدت کوتاهی که او عاشق سولی جادوگر بود) ، و این مطمئناً با میل و رغبت سایر خدایان جهان DC مطابقت ندارد. در واقع ، داركساید مدتها بوده است كه هوس كشتن خدایان دیگر را داشته است ، یا برای تقویت قدرت خود یا جلوگیری از چالش های حاكمیت خود . او پدرش ، برادرش خدای جدید دراکس را به خاطر قدرت و مادرش هگرا را برای انتقام کشته است. در راه اندازی مجدد دنیای جدید 52 داركساید حتی شاهد بودیم که داركساید به عنوان شخصی که از خدایان دنیای خودش متنفر است ، در وضعیتی فرومایه شروع به آغاز داستان خودش میکند ، داركساید خدایان را فریب داد تا با یکدیگر بجنگند. پس از جنگ آنها را ضعیف کرد ، دارک ساید یکی یکی آنها را کشت تا قدرت آنها را بدزدد ، دنیای آنها را نابود کند و آپوکالیپس را ایجاد کند.

خارج از قدرت خانوادگی خود و راه اندازی مجدد سیستم جدید 52 ، داركساید با تلاش های زیادی در تلاش برای عمل خداکُشی مشغول است. در Action Comics Vol. 1 # 600 ، Darkseid داركساید تلاش می کند تا Olympus (المپیا) را تسخیر کند ، انرژی را که به آنها قدرت می بخشد به عنوان خدایان تبدیل کند و سرانجام Olympus را نابود کند (خدایان آنجا نبودند ، در نتیجه آنها هیچ آسیبی ندیدند). علاوه بر این ، داركساید از نظر تاریخی در نبرد با خدایان جدید پیدایش قرار دارد و هیچ مشكلی نیز برای كشتن آنها نداشته است.

معادله ضد زندگی بزرگترین (و ریاضی ترین) سلاح وی است

داركساید به عنوان یک خدای جدید دارای قدرت های مختلفی است که او را در میان مخوف ترین شخصیت های شرور DC قرار می دهد. مهارت ها و قدرت های او شامل جاودانگی ، فیزیولوژی غیرممکن قوی و با دوام ، قدرت تاکتیکی بی نظیر و فرماندهی اثر امگا ، نوعی انرژی است که به او امکان می دهد پرتوهای امگا ، پرتوهای انرژی قدرتمندی را که می توانند قفل شوند و هرگز هدف را از دست ندهند ، میباشد. متلاشی کردن امواج او در هوا می تواند باعث تغییر جهت آنها شود ، آنها میتوانند سیارات را از بین ببرند ، سریعتر از سرعت گیرها حرکت کنند و حتی به امثال سوپرمن آسیب برسانند. و این تازه  شامل مجازات امگا وی ، “دام زندگی” نیست ، نیروئی که  افراد را در یک مسیر زندگی مصنوعی فزاینده ترسناک و ناامید به دام می اندازد.

در مجموع ، این قدرت ها داركساید را فراتر از یک دشمن نیرومند ساخته است. اما ویرانگرترین توانایی او ناشی از تلاش مادام العمر او در رابطه با معادله ضد زندگی است ، یک معادله ریاضی که از طریق “اثبات” بی فایده بودن و ناامیدی زندگی و آزادی ، به او هژمونی کامل را در تمام زندگی حساس ارائه می دهد. هر کس که آن را بشنود تحت کنترل مطلق دارک ساید درمی آید و حتی می تواند قدرت تحریف کردن واقعیت را نیز به او اعطا کند. این یک معادله طولانی است ، اما تسلط آن برای داركساید امکان حمله به زمین ،به بردگی گرفتن میلیارد ها نفر و تلاش برای بازسازی هر سیاره ای به عنوان آپوکالیپس جدید (در بحران نهایی) به او می دهد. در اینجا معادله ضد زندگی در شکوه کامل آن است:

تنهایی + بیگانگی + ترس + ناامیدی + ارزش شخصی worth تمسخر ÷ محکومیت ÷ سوتفاهم x احساس گناه x شرم x شکست x قضاوت n = y جایی که y = امید و n = حماقت ، عشق = دروغ ، زندگی = مرگ ، خود = طرف تاریک

حتی عجیب تر ،این واقعیت است که گفته می شود معادله ضد زندگی بخشی از یک موجود ضد زندگی تقریباً قدرتمند بوده است ، کسیکه توسط دکتر سرنوشت از این واقعیت بیرون رانده شد ،کاری که حتی از عهده داركساید هم خارج بود(همانطور که در اودیسه فضائی جیم استارلین گفته شده است ). به طور خلاصه ، این یک معادله طولانی و فوق العاده قدرتمند است ، معادله ای که قدرتهای مهیب داركساید را تقریباً غیرقابل حل می کند.

داركساید به یک انسان تبدیل شده است

در مجموعه هفت سرباز گرانت موریسون ، نوعی تصور از تیم قبلی DC یعنی هفت سرباز پیروزی ، متوجه می شویم که داركساید در حقیقت معادله ضد زندگی را کشف کرده است که به او امکان می دهد اختیارات زندگی آزادانه را کنترل کند. اقدامات داركساید تمام دنیای چهارم خدایان جدید را از بین می برد ، هم آپوکالیپس و هم پیدایش جدید ، و خدایان جدید از طریق در اختیار داشتن بدن انسان به زمین عقب نشینی می كنند … همانطور كه داركساید (به دنبال مرگ پیشگویی شده اش به دست پسرش اوریون در سال 2008 شمارش معکوس برای بحران نهایی شماره 2 این کار را کرد).

در Seven Soldiers: Mister Miracle # 2 توسط فردی ویلیامز سوم ، ما با “رئیس داركساید” آشنا می شویم ، نسخه ای از داركساید به شکل انسانی که کلوپ داركساید را اداره می کند. در می یابیم که پس از مرگ داركساید به دست جبار ، داركساید ،خدای جدید نامیرا در طول زمان به عقب سقوط می کند و به شکل انسانی متصل می شود. برنامه او در اینجا استفاده از معادله ضد زندگی برای فرماندهی پیروان متعصب ، در کنار ایجاد یک تیم فوق العاده از شروران جوان به نام Terror Titans (تایتانهای وحشت) است.اما یک عارضه جانبی وجود دارد: میزبان انسانی او به دلیل عدم توانایی در شکل گیری ذات قدرتمند خدای جدید خود ، به سرعت در حال خراب شدن است. ما می بینیم که او قبل از تلاش برای فتح زمین یکبار برای همیشه در جریان بحران نهایی (یک تلاش که در نهایت توسط لیگ عدالت خنثی شد) ، میزبانی انسانی دیگری به نام کارآگاه متروپولیس دن تورپین را در اختیار میگیرد.

داركساید در دوران كودكی از خدایان تغذیه كرده است

عشق داركساید به جنگ با خدایان او را به سراسر جهان کشانده است ، اما یك چیز كه بسیاری از افراد نمی دانند این است كه او یكبار در کودکی با خدایان جنگ کرده است. از فرزندان داركساید ، او چهار پسر دارد (كالیباك ، اوریون ، گریوون و هیولای مرگ) و یك دختر به نام گریل. گریل از اتحاد داركساید و یک قاتل آمازونی ، میرینا ، در یکی از بازدیدهایش از زمین متولد شد. او به همراه Grail جوان فرار كرد تا او را مخفيانه تربيت كند ( پيشگويي شده بودند كه او باعث نابودی داركساید میشود) ،آنها اميد داشتند كه روزي آن دختر بتواند آنقدر قدرتمند شود كه داركسايد را بكشد.

در طول جنگ داركساید ، قوسی که جهان DC را از New 52 به Rebirth منتقل كرد ، داركس می میرد. گریل با استفاده از یک مراسم باستانی آمازونی ، روح او را در بدن یک کودک شیرخوار احیا می کند. داركساید نوزاد تازه به دنیا آمده فقط یک چیز بعنوان تأمین غذا می خواهد. Grail اقدام به شکار فرزندان زئوس حاکم المپیایی می کند تا اسانسهای نیمه خدای آنها بتواند جوان مستبد را تغذیه و قدرت بخشد. داركساید حتی به عنوان یک نوزاد ، یک مگالومانیا ارادی ، آدم کش ، کنترل کننده و برای جذب قدرت خدایان دیگر است.

او با اکراه با سوپرمن همکاری کرده است

در حالی که بسیاری از بدترین توطئه های او علیه خدایان دیگر است – خدایان جدید پیدایش جدید، المپیایی ها ، هر کسی که مانع او شود – ستیزه جوی اصلی مخالف او در بطن لیگ عدالت است : مرد فولادین. سوپرمن یکی از معدود موجودات فانی است که در برابر پرتوهای امگا او مقاومت کرده است (همراه با شخصیت رستاخیز) ، و توانایی مثال زدنی او برای الهام بخشیدن به امید در برابر ناامیدی که دارک ساید به معنای واقعی کلمه سعی در ایجاد آن در دشمنان خود دارد واقعا شگفت انگیز است – منطقی است که چرا این دو در تقابل متقابل با هم باشند.

در عین حال ، دارکساید در موارد مختلف با اکراه با سوپرمن همکاری کرده است. آنهم هربار که این دو با دشمنی روبرو می شدند که هر دو را به خطر می انداخت. همانطور که سان تزو در هنر جنگ گفته است: “دشمن دشمن من دوست من است.” در ادیسه کیهانی 1998 ، دارکساید برای جلوگیری از فرار از موجودیت ضد زندگی در قلب معادله ضد زندگی مجبور است به تعداد زیادی از قهرمانان از جمله سوپرمن بپیوندد … البته ، دارکساید برنامه های خودش را دارد ، اما آنها حداقل به صورت فرمالیته هم که شده باید به عنوان بخشی از یک تیم کار کنند.

دنیای DC و قهرمانان آن توسط Imperiex ، تجسم آنتروپی (بی نظمی) که به طور مداوم جهان را تخریب می کند ، تهدید می شود و آنها مجبور میشوند جهان را در یک چرخه دائمی بازسازی کنند. دارکساید در نهایت با انبوهی از قهرمانان از جمله سوپرمن، زن شگفت انگیز ، مریخی – و شرورانی مانند لکس لوتر همکاری می کند تا جلوی حمله این تهدیدگر کیهانی را بگیرد.

دارکساید حتی در سیاست های زمین هم دخالت کرده است

نیرنگ های دارکساید برای شکست دادن زمین و قهرمانان آن همیشه شامل عناصر مختلفی از جمله خیانت ، قدرت جمعی افراد زرهی او، قدرتهای نیرومند خودش یا معادله ضد زندگی بوده است.اما دارک ساید ، گاهاً تلاش های منحصر به فردتری را هم برای تضعیف دشمنان خود انجام داده است ، از جمله دخالت در سیاست های زمین برای ایجاد هرج و مرج برای تصاحب احتمالی آن.

در مجموعه شش شماره ای افسانه ها (87 – 1986) ، دارکساید با استفاده از قدرت كنترل و ترغیب ذهن باشكوه گادفری ، بشریت را در برابر قهرمانان لیگ عدالت قرار می دهد. انگیزه او عدم رضایت آنها از وضعیت افسانه ای قهرمانان زمین است ، که همچنان به انسان ها الهام می دهند و مانع او برای فتح زمین می شوند. نقشه وی در نهایت موفق نبود ، اما نشان دهنده توانایی اولیه او در انجام فعالیتهای ظریف تر برای تضعیف اراده زمین به عنوان بهانه ای برای حمله است.

اخیراً ، «شوالیه تاریکی برمی گردد: فرانک میلر: کودک طلایی» طرحی متفاوت را با تکنیک ها و اهداف مشابه نشان می دهد. در این داستان ، دارکساید برای انتخاب مجدد دونالد ترامپ به طور موثر با جوکر همکاری میکند. این مطلب به طور مستقیم نشان داده نشده است ، اما تصویر او در قسمت هایی از این کمیک استفاده می شود در حالی که عباراتی مانند ترامپ در سراسر کشور پراکنده است. (واقعاً جالب نیست؟).اما به چه دلیل؟ داركساید برای انتخاب ترامپ ، جوكر را به عنوان “عامل هرج و مرج” معرفی می كند ، با مردم مخالفت می كند و چنان اختلاف بین مردم ایجاد می كند كه برای اهداف سلطه او سرسخت می شوند. این فقط این را نشان می دهد: دارکساید به معنای واقعی کلمه هر کاری را برای تسخیر زمین انجام خواهد داد.

حقایق ناگفته از استپن ولف (توصیه میشود مطالعه کنید)
حقایق ناگفته از بارون موردو
حقایق ناگفته از واچر
حقایق ناگفته از موربیوس
حقایق ناگفته از شانگ چی
حقایق ناگفته از انشنت وان
مجموعه کمیک دکتر استرنج
حقایق ناگفته از اسکارلت ویچ
حقایق ناگفته از ویژن
حقایق ناگفته از مفیستو
مجموعه کمیک دکتر استرنج
حقایق ناگفته از آذرخش ها
10 مرگ تکان دهنده برتر در کتاب های کمیک
10 ابرقهرمان که شنل می پوشند
10 ابرقهرمان که دستیار ندارند
مجموعه wallpaper شماره 28

 

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رتبه بندی بهترین لحظات “واکاندا برای همیشه”

این مقاله حاوی اسپویل از فیلم “Black Panther: Wakanda Forever” می باشد. برای یک دنباله …

5 دیدگاه

  1. سلام، خیلی ممنونم که برای فیلم جاستیس لیگ این مقالات رو در اختیار ما قرار دادید، البته من برخلاف بقیه در عید سرم شلوغ تره! پس متاسفانه فعلا نمیتونم بخونم، یک سوال، شما این فیلم رو دیدید؟ اگر یک نقد و بررسی براش بنویسید ممنون میشم.

  2. سلامی مجدد
    مورد چهار (دارکساید اولین حاکم آپوکالیپس نبود ) خط پنجم نوشتید یوگا کان،
    مورد آخر واقعا خنده دار بود
    دستتون درد نکنه صفر تا صد این شخصیت رو معرفی کردین، عیدتون رو پیشاپیش تبریک میگم

دیدگاهتان را بنویسید