یکشنبه , 10 مهر 1401 - 8:10 بعد از ظهر

حقایق ناگفته از ماندارین

ماندارین یکی از قدیمی ترین اشرار مقابل مرد آهنی است که برای اولین بار در “Tales of Suspense” شماره 50 ظاهر شد و از بسیاری جهات دشمن سرسخت او است. با این حال ، مانند بسیاری از شرورهای دهه 60 ، جنبه های مشکل ساز شخصیت و منشأ او اغلب او را مشخص کرده و یا از طریق رکورد های دراماتیک خود عبور کرده است. با این حال ، در ابتدایی ترین اصطلاحات ، داستان او داستانی جذاب است. او که یک مبارز و ذهن علمی توانمند دارد، یک صنعت بیگانه و ده حلقه مرموز را پیدا کرد و ارباب آنها شد. آرزوی او این بود که همانطور که تصور می کرد همانند جد احتمالی خود ، چنگیز خان ، جهان را فتح کند.

خواه این کار او را به عنوان نوکر حلقه ها و یک سرمایه دار بیرحم و یا به عنوان شخصی دارای فن آوری نفرت انگیز از نو اختراع کرده باشد ، الگوی شخصیتی او به همان شکل باقی مانده است: یک مبارز درخشان ، تشنه قدرت و دارای عالی ترین سلاح های شخصی در جهان. عامل تعیین کننده دیگر نفرت و احترام همزمان او به تونی استارک به عنوان تنها دشمنی بوده است که واقعاً شایسته زمان خود بوده است. تعجب آور نیست که او را در فیلم اول “مرد آهنی” مورد تمسخر قرار دادند – و این تقلب در فیلم سوم “مرد آهنی” باعث شد افراد بیشتری به دنبال چیزهای بیشتری باشند.

اولین حضور واقعی ماندارین اما در “شانگ چی: افسانه ده حلقه” خواهد بود. او با بازی تونی لئونگ ، همان مغز متفکر بی رحم همیشگی است ، فقط پسرش شانگ چی قهرمان است. بیایید نگاهی به شخصیت های ماندارین در این سالها در کمیک ها و صفحه سینما بیندازیم.

مشکل با ماندارین

شرورهای Iron Man بیش از سایر شخصیت های مارول ، محصول جنگ سرد بوده اند. او دائماً علیه کمونیست های کشورهای خیالی یا مستقیماً برعلیه اتحاد جماهیر شوروی اقدام میکرد. بیوه سیاه ، Crimson Dynamo و Titanium Man همگی در این گروه قرار می گیرند. منشأ مرد آهنی، او را در برابر یک جنگ بزرگ شیطانی در ویتنام قرار داد – در نتیجه ،روی این شخصیت ها برای حفظ ارتباط هاهنگ دوباره باید دوباره کار شوند.

ماندارین بخشی از یک سنت متفاوت اما مشکل ساز بود: شرور “خطر زرد”. کلیشه های شرورانه ضد آسیایی او تا حد زیادی به دکتر فو منچو ، شرور ساکس رومر ، شخصیتی که ماندارین در “شانگ چی” جایگزین می کند ، برمی گردد. ماندارین کمونیست یا بخشی از دولت چین نبود. در عوض ، او یک جنگ سالار بود که خود را از نوادگان چنگیز خان می دانست. این شخصیت به آرامی شروع به تکامل کرد و فراتر از استفاده از هنرهای رزمی و تصاویر کلیشه ای تکامل یافت. حتی وقتی که با یک شخصیت مشکل آفرین دیگر در پنجه زرد مبارزه کرد.

بین سالهای 1977 و 1989 ، ماندارین کاملا در دنیای مارول ناپدید شد ، و یک کامئو ساخت و در یک داستان در “مرد آهنی” ظاهر شد. مرد آهنی دیگر با شرورهای ایدئولوژیک یا سیاسی نمی جنگید. در عوض ، او علیه دولت ایالات متحده و شرکت های سایه بلند درگیر می شد. تصور مجدد ماندارین به عنوان یک تاجر و بعداً یک تروریست فاتح با هذیان بزرگ شخصیتش او را دوباره مطرح و جالب کرد و او را از یک کلیشه به یک نبوغ قانونی اما ناقص تبدیل کرد – و هنوز هم یک رقیب جدی برای تونی استارک است.

ارباب حلقه ها

چه چیزی ماندارین را جالب می کند؟ حلقه هایش! (و البته فراموش نکنید که منظور از حلقه، انگشترهای دست ماندارین است – او در هر انگشتش ، یک انگشتر یا همان حلقه را دارد) هر چقدر هم که او تغییر کرده باشد ، احساس نقره ای انگشترهای او کاملاً ثابت باقی مانده است. از دست دادن قدرت همه آنها آسان است ، بنابراین ، بیایید با اصول اولیه شروع کنیم: انفجار یخ ، انفجار شعله و پرتو الکتریکی. این سلاح های کلاسیک فوق العاده هستند ، و هر کدام به اندازه کافی برای این شخصیت قدرتمند هستند.

بعدی پرتو ضربه ، نور سفید و نور سیاه است. پرتو ضربه حتی می تواند در برابر مخالفان نیروگاه نیز امتیاز کسب کند. حلقه نور سفید از طیف بالا و پایینی برخوردار است . ماندارین بیشتر از آن برای کور کردن مخالفان و یا شلیک لیزر به آنها استفاده می کند. حلقه نور سیاه تاریکی محکمی ایجاد می کند ، برخلاف Darkforce (نیروی تاریکی) که شخصیت های زیادی از آن استفاده می کنند.

حلقه های واقعاً قدرتمند ، پرتو Mento-Intensifier با نام بسیار زیبایش ، پرتو متلاشی شدن ، پرتوی تنظیم مجدد ماده و پرتو گرداب هستند. حلقه Mento-Intensifier به ماندارین اجازه می دهد تا ذهن دیگران را کنترل کند. پرتو تجزیه دقیقاً همان چیزی است که به نظر می رسد و دنیا خوش شانس است که برای شارژ مجددش مدتی طول می کشد و زمان میگیرد. دگرساز ماده می تواند مولکول ها ، از جمله مولکول های خود را تسریع یا کند کند ، و همانطور که به نظر می رسد فوق سریع است. این حلقه بی سر و صدا جایگزین آنچه انفجار صوتی شده بود ، میشود . سرانجام ، پرتو گرداب می تواند به عنوان سلاحی برای ضربه زدن به مخالفان با باد و یا بلند کردن ماندارین استفاده شود تا این شخصیت بتواند پرواز کند. پس این شخصیت چگونه آسیب میبیند؟ احتمالاً  اینگونه که استفاده از همه آنها به طور هم زمان دشوار است.

خلق مرد آهنی

یک تغییر اساسی در منشا ماندارین در “مرد آهنی” شماره 268 رخ داد .آنگاه که متوجه می شود تونی استارک و ماندارین ریشه های خود را به یاد می آورند. منشأ آهنی کلاسیک شامل ساخت سلاحی به نام تونی استارک بود که به ویتنام می رود و توسط یک جنگ سالار به نام وونگ چو ربوده می شود. فقط دخالت اسیر درخشان دکتر هو یینسن ، استارک آسیب دیده را نجات میدهد ، زیرا آنها فن آوری جدیدی برای کمک به نگه داشتن ترکش در قلب او ایجاد کردند. یینسن برای نجات استارک ، که اولین زره مرد آهنی را پوشید و وونگ چو را شکست داد ، خود را فدا کرد.

هیچ یک از مبدا استارک در این شماره تغییر نکرده است. با این حال ، این همچنین یک ماندارین را نشان داد که تازه شروع به درک قدرت ده حلقه کرده بود. وونگ چو یکی از نوکران او بود ، و به همان اندازه که وونگ چو زیر دستان خود را مورد آزار و اذیت قرار می داد ، با او بدرفتاری می کرد. او یینسن را اسیر کرد تا بتواند حلقه ها را مطالعه کند و به او در تسلط بر آنها کمک کند و قصد داشت استارک هم به او کمک کند. یکی از خادمان وونگ چو شنیده است که یینسن و استارک در مورد فرار با فعال کردن “دوست” خود صحبت می کنند ، که باعث می شود وونگ چو فکر کند مرد آهنی و تونی استارک دو فرد متفاوت هستند. وونگ چو از دست مرد آهنی فرار کرد ، او یک ماندارین نابخشوده را پیدا کرد و او را کشت. عجیب تر اینکه ، ماندارین توسط مرد آهنی مسحور شده و آرام آرام جنگل را ترک کرد و تصمیم گرفت که او را سرنگون نکند ، حتی اگر می توانست به راحتی او را بکشد. تونی استارک و مرد آهنی سرنوشت او بودند.

شروری برای استخدام

هرگز نباید گفت که ماندارین سعی نکرده تلاش خود را برای بیکار ماندن انجام دهد ، زیرا در دنیای مارول حتی یک جنایتکار اصلی هم وجود ندارد که طیف وسیعی از بدخلق ها را برای انجام پیشنهادات خود استخدام نکرده باشد. در حالی که حلقه های او، او را به یکی از قدرتمندترین افراد روی کره زمین تبدیل می کند ، او هنوز هم ترجیح می دهد جنبه های طاقت فرسای برنامه های خود را به خارج از کشور برون رسانی کند.

با این حال ، او اغلب به روز رسانی های استخدام شده خود را انجام داده است ، مانند زمانی که او انواع پرتوهای مرگ را به تیغه شمشیر خود ،در ازای بمب گذاری در عمارت انتقام جویان اضافه کرد . این اتفاق پس از یکی از شایع ترین شگردهای او رخ داد: یافتن و انتقال از راه دور مردم به لانه اش. وی هنگامی که لیزر زنده ، شمشیر زن ، مرد قدرتمند ، جلاد ، افسونگر و ربات غول پیکر Ultimo را برای انجام انواع جنایات خود ،قبل از اینکه انتقام جویان در ماهواره خود با او روبرو شوند ،بدست بیاورد، از این حقه استفاده کرد. او مرد ماسه ای را استخدام کرد تا هالک را بیرون بیاورد. او اسب شاخدار را برای حمله به مرد آهنی استخدام کرد ، اما طعمه او با یک ضربه شاخ مریض شد. او مرد رادیواکتیو را مجبور کرد تا برای او کار کند ، اما بعداً پس از بدرفتاری مداوم توسط وی توسط این شخصیت به او خیانت شد.

در سال های بعد ، ماندارین با کارمندان خود به خانه و پرورشگاه خود رفت و آواتارها را برای نبرد با مردآهنی، ماشین جنگی و Force Works ایجاد کرد. این گروه از شرورهای عجیب و غریب شامل افرادی مانند فاندری ، لیچ ، آشوب ، پیرزن و اجداد بودند. جای تعجب نیست که این آخرین حضور آنها نیز بود.

بهم ریختن روان

وقتی بتسی بردوک ، روانشناس مردان ایکس ، از درگاه عرفانی Siege Perilous (محاصره خطرناک) عبور کرد ، او دوباره در جایی از آسیا ظاهر شد و هیچ خاطره ای نداشت. او توسط قبیله شوم نینجا ، هَند، که بلافاصله برای تلاش برای کنترل او کار می کرد ، دستگیر شد. آنها فرستاده ای به نام ماتوسو تسورایابا را نزد ماندارین فرستادند و وی بلافاصله محافظان شخصی خود را كه ماندارین از آنها به عنوان دستهای خود یاد می كرد كشت و خدمات هند واقعی را به وی پیشنهاد داد. پسیلوک با یک رژیم شستشوی مغزی سورئال که او را به ماندارین محدود می کرد ، بدن خود را اصلاح کرد تا از قفقازی به آسیایی تبدیل شود.

او بانوی ماندارین لقب گرفت و از قدرتهای روحی مهیب خود استفاده کرد و برای ارعاب ارباب جنایت هنگ کنگ برای اطاعت از وی ، انگشترهایی از استادش قرض گرفت. او ولوورین و یوبیل را دستگیر کرد و نزدیک به شستشوی مغزی لوگان هم بود تا تبدیل به قاتلی برای ماندارین شود. ذهن پریشان ولوورین (که باعث توهمات کارول دانورز و نیک فیوری شد) او تلاش خود را در رابطه با روانشناسی کوتاه مدت کرد. این سه نفر در برابر ماندارین به هم پیوستند و لوگان قدرت او را جذب کرد و با احساس افتخار در مورد یک معامله فرار با شرور مذاکره کرد.

دنباله ماندارین

در همین حال ، بر روی Earth-8311 (زمین 8311)، پیتر پارکر ، مردعنکبوتی مشغول کار خود در جهان خود بود ، جایی که همه شخصیت های مارول حیوانات انسان گرا هستند. او برای گرفتن برخی از هویت های غیرنظامی خود ، توسط ابر شرور Paste Pot Peep ، که در حال تحویل یک ایزوتوپ مرگبار به یک شرور معروف به Master Planner بود ، به گروگان گرفته شد. (و فقط این نبود)

پیپ از نیک فیوری و عوامل او در SHEEP پرهیز کرد و با تعداد زیادی شرور که شامل Baron Zebro ، Mad Stinker ،هامبروئید ترسناک و Magsquito پشه مغناطیسی بود ، ارتباط برقرار کرد. آنها از چالش های Captain Americat ، Iron و Doc Clamson جلوگیری کردند. سرانجام ، آنها برای مقابله با لمور شیطان پرست ، Mandaringtail ، به مقر Master Planner در چین رسیدند! ماندارین حتی در این جهان ترجیح داد افراد شرور دیگری را برای انجام کارهای کثیف خود استخدام کند.

دنباله Mandaringtail شخصیتی بی رحم بود و پس از دریافت ایزوتوپ ارزشمند خود ، اجیرهای خود را به سیاه چال انداخت. پیتر پورکر به لباس اسپایدر-هام تغییر شکل داد و شروع به پرت کردن دشمنان خود کرد ، وقتی که اژدها Doo Wop Doo را آزاد کرد و سپس پارکر را در سیمان محصور کرد هنگامی که نفس آتشین اژدها را با مقادیر ضد اسید متوقف کرد. به لطف حلقه دستکش بوکس نامناسب Mandaringtail بود که اسپایدر-هام توانست از او دور شود.

فین فانگ فوم

ماندارین در حماسه “بذر اژدها” یک جادوگر مرموز باستانی به نام چن هسو را تا محله چینی ها در سانفرانسیسکو ردیابی کرد. او یکی از حلقه های ماندارین را دزدیده بود و یک نسخه بدلی را جایگزین آن کرده بود. پس از رویارویی ، چن هسو به راحتی آن را پس داد – اما گذاشتن آن باعث درد شدید برای ماندارین شد. سپس چن هسو ماندارین را در سفر به دره اژدهایان خفته برده و اژدهای هیولائی فین فانگ فوم را به عنوان متحد جدید خود معرفی کرد.

این هیولا به روزهای ماقبل ابرقهرمانان مارول برمی گردد ، زمانی که آنها بیشتر ویژگی های موجودات را منتشر می کردند. او در سال 1961 ، یک ماه قبل از انتشار “چهار شگفت انگیز” شماره 1 ، در “داستانهای عجیب” شماره 89 برای اولین بار حضور یافت. در اولین حضور فین فانگ فوم ، اژدهای خوابیده ،او توسط جوانی چینی بیدار شد تا اربابان کمونیست خود را نابود کند و پس از پایان کار او را به خواب برد. وی طی 30 سال آینده فقط یک بار دیگر ظاهر شد و با قهرمان سنگی ، The Living Colossus مبارزه کرد.

ماندارین سرانجام فهمید که بیشتر خدمه خلبانی کشتی ای که حلقه های او را داشته اند ، هنوز زنده هستند و به صورت انسان تبدیل شده اند. Chen Hsu کاپیتان آنها بود ، و او با استفاده از ماندارین ،حلقه ها را برای آنها آورده بود. آنها قصد داشتند زمین را تسخیر کنند ، اما ماندارین با دشمن سرسخت خود و مرد آهنی از انرژی حلقه ها برای اتمی کردن اژدها استفاده کردند. این یک شکست تلخ بود ، زیرا ماندارین فکر می کرد که توان تسخیر چین را دارد.

رنجاندن دیگر قهرمانان

اگرچه ماندارین همیشه روی مرد آهنی وسواس داشته است ، اما او در این راه با قهرمانان زیادی مبارزه کرده است. هنگامی که کاپیتان آمریکا سعی کرد پزشکی را نجات دهد که به هر دو طرف در جنگ ویتنام کمک کرده بود ، جدا از انتقام جویان ، او با کاپیتان آمریکا جنگید. این یکی از گردشهای بهتر ماندارین نبود ، زیرا کاپیتان آمریکا به سادگی انفجار را پس از انفجار منحرف کرده و از بازتاب آنها برای ایجاد آتش سوزی و انفجار استفاده می کرد.

ماندارین هالک را اسیر کرد تا او را یکی دیگر از خادمان خود کند و او را در یک سری آزمایشات قرار دهد. هالک از این کار خوشش نیامد و به او حمله کرد ، اما ماندارین او را با گاز ناک اوت کرد و تقریباً او را برده خود کرد تا اینکه نیک فیوری دخالت کرد. یک هالک کاملاً تراشیده کل قلعه ماندارین را سرنگون کرد.

هنگامی که دشمن بزرگ پلنگ سیاه Killmonger دوباره تلاش کرد تا ویبرانیوم واکاندا را به ویبرانیوم ضد فلز تبدیل کند ، پلنگ سیاه با مرد آهنی همکاری کرد. قهرمانان به سختی برنده شدند – اما سر انگشتی از انگشت کیلمونگر که جنازه او را متحرک کرد ، مشاهده نکردند.

ماندارین با بارون زیمو همکاری کرد و به عضوی از ملت فوق شرور باگالیا تبدیل شد. پونیشر خطاب به سازمان ملل تصمیم گرفت او را با اسلحه مخصوصی که سپرهای او را سوراخ کرد اذیت کند و ظاهرا او را بکشد. فرانک کستل شوخی بردار نیست.

داستان زندگی من

در بسیاری از بازخوانی های ریشه ماندارین ، یک موضوع فرعی مشترک ، مباهات کردن او به خود بوده است. در “کمیک سالانه مرد آهنی شکست ناپذیر” شماره 1 ، این فخرفروشی چنین نشان داد که دروغ های متغیری هست که قدرت شل و ول ماندارین را بر واقعیت آشکار می کند. خواه این تأثیر ده حلقه باشد یا نیاز شخصی او برای نفس کشیدن خود ، هنر زندگی ماندارین به لطف مجبور کردن کارگردانی به نام جون شان برای ساخت یک نسخه فیلم بی نظیر حماسی آشکار شد.

ماندارین از همسر جون شان به عنوان اهرم فشار بر او استفاده کرد. او سرزنده ترین تهیه کننده جهان بود ، که دائماً نُت اضافه می کرد و کار را در صحنه فیلمبرداری قطع می کرد. جون شان سرانجام فهمید که ماجرای ماندارین در مورد تولد یک مرد چینی و یک زن نجیب زاده انگلیسی یک داستان کاملاً جعلی است. واقعیت این است که مادر ماندارین یک کارگر جنسی معتاد به مواد مخدر بود که توسط دلال خود ، که ممکن است پدرش بوده یا نبوده باشد ، به قتل رسیده است.

ماندارین در مورد پیدا کردن حلقه ها ، کار با رئیس مائو و برخوردهای مختلف با تونی استارک دروغ گفته بود. هنگامی که او خواست که فیلم او با مرگ استارک پایان یابد ، جون شان در اواخر هوشیاری خود بود ، به ویژه هنگامی که ماندارین اصرار داشت جایگزین بازیگری شود که وی را به تصویر کشیده تا مرد آهنی جعلی را جلوی دوربین بکشد ، او در حالت دیگری عمل کرد. جون چان مخفیانه فیلم خود را برای افشای ماندارین ساخت و سعی کرد با همسرش فرار کند ، اما زن او توسط ماندارین شستشوی مغزی داده و کشته شد. این نمایشی نامانوس بود!

تموچین

تموچین ، پسر ماندارین ، جدا از پدرش در صومعه بزرگ شد. مردی با رمز افتخاری قوی ، او همچنان وظیفه داشت که انتقام مرگ پدرش را بگیرد و مرد آهنی را بکشد. او در اولین برخورد با مرد آهنی او را به اندازه کافی در زندگی اش كتك زد و تنها وقتی زندگی استارك را نجات داد كه تونی فاش كرد در صومعه وی فسادی وجود دارد. تموچین سپس تلاش کرد تا با گسترش خاکستر خود با استفاده از سفینه ماکلوان ، حلقه های ماندارین را در آنجا پیدا کند ، تا با افتخار لیزر و دیگران روبرو شود. بعداً تموچین به عنوان دومین فرمانده جیمی وو ، در تلاش برای تلاشی سخت، به بنیاد اطلس پیوست.

در مجموعه انیمیشن “مرد آهنی: ماجراهای زره پوش ” ، تموچین “ژن” خان جوانی بود که فهمید سرنوشتش دریافت هر ده حلقه ماکلوان است. مادرش یکی را به او داد ، اما ناپدری اش آن را گرفت و با استفاده از آن ماندارین ، رئیس سازمان جنایی تانگ شد. ژن آن را پس گرفت و ماندارین شد ،او حتی با مرد آهنی مبارزه کرد. او بعداً با تونی استارک ، پپر پاتس و جیمز رودز جوان دوست شد و با آنها به جستجوی حلقه ها رفت. وقتی ژن سرانجام همه آنها را در اختیار گرفت ، دیوانه شد و به طور تصادفی ناوگان حمله ماكلوان را احضار كرد ، كه اربابش حلقه ها را از او گرفت. آنها که با تونی و دوستان او سر و کار داشتند ، ماکلوان ها را کتک زدند و حلقه های ژن را پس گرفتند ، البته این بار برای استفاده از آنها برای عدالت.

او قبلاً هم در MCU بوده است

ماندارین و سازمان تروریستی او ، ده حلقه ، در قلب ریشه مرد آهنی در جهان سینمایی مارول بوده اند. اوبیا استانه ، مربی تونی استارک در صنایع استارک ، یک سلول از ده حلقه را اجیر کرد تا کاروان تونی را در سفر به افغانستان بکشند. هنگامی که رازا ، رهبر سلول ، متوجه شد که استارک در کاروان است ، او را به جای کشتن ربود. او در حالی که استارک را جلو می انداخت از استانه پول بیشتری می خواست.

البته تونی و دکتر یینسن Arc Reactor (راکتور هلالی) و اولین زره پوش های مرد آهنی را ایجاد کردند. یینسن خود را فدای خرید زمان برای فرار تونی کرد. رازا بقایای اولین زره پوش را در صحرا پیدا کرد و سعی کرد آن را به استانه بفروشد ، اما او از این کار عبور کرد. ده حلقه مجدداً در Marvel Digital Comics Unlimited با یک صحنه  در “Iron Man 2: Nick Fury: Director of SHIELD” و “Iron Man 2: Black Widow: Agent of SHIELD” از یک مجموعه فیلم Marvel Digital Comics Unlimited ظاهر شدند. این قهرمانان به شکستن عملیات مختلف ده حلقه کمک کردند ، حتی اگر مشخص شد که آنها برای جلوگیری از حمله به تونی استارک در “مرد آهنی 2″ به ایوان وانکو کمک کرده بودند تا به موناکو برود.

آلدریش کیلیان از آنچه در مورد ده حلقه و رهبر افسانه ای آنها ، ماندارین شنیده بود ، استفاده کرد تا عملیات خود را در مورد فرمول Extremis در “مرد آهنی 3″ مخفی کند ،پس او بازیگری به نام Trevor Slattery را استخدام کرد تا به جای او نقش رهبر را در فیلم های تبلیغاتی به تصویر بکشد. پس از وقایع فیلم ، یکی از عوامل واقعی ماندارین وی را از زندان ربود تا بتواند به درستی مجازات شود.

دانلود کمیک رویداد لعنت
کمیک نوری که هرگز نبود
کمیک بهترین مدافعان
کمیک تعویض ساحره ها
دانلود کمیک کاپیتان آمریکا – تولد دوباره
دانلود کمیک X-23 معصومیت گمشده
حقایق ناگفته از بارون موردو
کمیک بیگانه ها
دانلود کمیک تهاجم مخفی
کمیک مرگ دارکولا – تک شماره
کمیک X-Men – Apocalypse vs. Dracula
کمیک او را بازنگردانید
 کمیک تکه گوشت
آشنائی با واژه های کتاب های کمیک
کمیک کلاسیک بینوایان
کمیک کلاسیک چارلی چاپلین
کمیک کلاسیک شکارچی و سه غول
کمیک کلاسیک پیشتازان فضا – موسیقی کیهانی
کتاب کمیک مردنامرئی را به نویسندگی اچ جی ولز از اینجا بخوانید
کتاب کمیک جنگ دنیاها را به نویسندگی اچ جی ولز از اینجا بخوانید
کمیک Extermination – تمام شماره ها

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

بله، اعضای اصلی لیگ عدالت بین المللی عالی بوده اند

لیگ عدالت بین المللی توسط تیم قدرتمند کیت گیفن، کوین مگوایر و JM DeMatteis ایجاد …

یک دیدگاه

  1. سلام
    خیلی ممنون بابت مقاله، اطلاعات جامعی داشت، خیلی برام جالب بود، ولی هیچوقت درک نکردم که آیرون من با ریشه های علمی چطور دشمن شماره یکش ماروایی جادوییه!!!!!!
    خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید