دوشنبه , 2 خرداد 1401 - 3:53 بعد از ظهر

حقایق ناگفته از واچر

اوتوی دیده بان یکی از قدیمی ترین شخصیت های مارول است زیرا او از یکی از قدیمی ترین نژادها در جهان آمده است. ناظران متعهد می شوند که نژادهای دیگر را مشاهده کنند اما به طور مستقیم در کار آنها دخالت نمی کنند. اوتو ناظر زمین است و به دلیل تمایل به شکستن مکرر سوگند خود بدنام است. گاهی اوقات این کار را فقط با حضور شخصی در یک واقعه انجام می دهد اما یک کلمه هم نمی گوید. با این حال ، تنها حضور او اغلب حوادث را تغییر می دهد زیرا همه افراد درگیر می دانند که او کیست. در موارد دیگر ، او در تلاش خود برای کمک به دیگران خیلی آشکار عمل کرده است و این برای او بسیار گران تمام شده است.

ناظر همچنین مجری مجموعه واقعیت های موازی جایگزین مارول بوده است که مدتهاست ادامه دارد ،درمجموعه “چه میشد اگر؟”، در هر شماره ، او یک داستان مارول را روایت می کند و سپس به یک رویداد واحد نگاه می کند که می توانست آن را تغییر دهد ، و می پرسد “اگر …؟” دیده بان همچنین میزبان یک سریال انیمیشن دیزنی + به همین نام است – برای مثال می پرسد “اگر پگی کارتر سرم ابرسرباز را دریافت می کرد و کاپیتان آمریکا می شد چه میشد؟”

بیایید نگاهی به سابقه طولانی او در مشاهده جهان های دیگر ، دخالت در زمین و اجبارش در دفاع از خود در برابر این اتهامات بیندازیم. ما همچنین نگاهی به او خواهیم انداخت تا در مورد راز ویروس ایجاد کننده خودکشی که دیده بانان را تحت تأثیر قرار داد ، دفاع از رید ریچاردز در دادگاه کیهانی ، نجات مولتیورس (جهان های چندگانه) و مرگ وی – و همچنین رستاخیز وی بیشتر بدانیم. البته ما قبلا این شخصیت را در اینجا معرفی کرده ایم که مطالعه آن مقاله هم ،خالی از لطف نیست.

گناهان پدر

اوتو بخشی از یک نژاد جاویدان است که گونه ای از اولین موجودات پیشرفته فناوری در جهان هستند. ایكور ، پدر اوتو ، بخشی از هیأتی بود كه تصمیم گرفتند باید به تمدنهای دیگر كمك كنند و دانش خود را به آنها منتقل كنند. آنها انرژی هسته ای را به سیاره ای به نام پروسیلیکوس آوردند ، اما طولی نکشید که بومیان آنجا یکدیگر را با سلاح هسته ای کشتند. به همین دلیل ، مردم ایكور اعلام كردند كه دیگر نباید در زندگی نژادهای دیگر دخالت كنند. در عوض ، آنها فقط آنها را مشاهده کرده و این مشاهده را برای داده ثبت می کنند. این شروع کار ناظران بود.

اوتو اساساً با پدرش مخالف بود ، حتی وقتی قوانین جدید آنها علیه عدم مداخله ایجاد شد. اساساً ، او استدلال كرد كه ایكور و سایرین مسوول انتخاب پروسیلیکوس ها برای كشتن خود نیستند. اهداف آنها کمک به پروسیلیکوس ها بوده ، نه صدمه زدن به آنها. ایکور مخالف بود و گفت که تنها نتیجه مهم است ،او ناخواسته پایه و اساس یکی از استدلالهای اصلی فلسفه اخلاق را ایجاد کرد. که کدام مهمتر است ، قصد یا نتیجه؟

بعداً ، اوتو دید که نژادی به نام Yrds با ارسال زباله های هسته ای خود به فضا از شر آن زباله ها خلاص شدند. اوتو احساس می کرد باید کاری در این زمینه انجام دهد ، زیرا ممکن است به سیاره دیگری آسیب برسد. اما در عوض ، او تماشا کرد و منتظر ماند. او مشاهده کرد که یک سیاره سرکش به زباله های هسته ای برخورد کردند ، و بدون آسیب رساندن به دیگران ، ذره ذره آنها را انفجار کردند و متوجه شد که حق با پدرش بوده است.

1602

اوتو پایگاه خود را در منطقه تاریک ماه زمین ، در یک منطقه کوچک و متروکه ایجاد شده توسط Kree ایجاد کرد. اوتو اتفاقات را تماشا می کرد تا اینکه در حوادثی که در سال 1602 اتفاق افتاد ، زمانی که یک سری موجودات خارق العاده در مستعمره جدید آمریکا ظاهر شدند ، نگران شد. او فهمید که حضور یک انسان از آینده ، معروف به “پیشرو” ، به طور تصادفی در حال تغییر جدول زمانی است.

اوتو گام بی سابقه ای را در آن زمان برداشت و با استفان استرنج ، جادوگر جهان ، تماس گرفت و فرم اختری خود را به ماه رساند. دیده بان به طرز ماهرانه ای استرنج را دستکاری می کرد و باعث می شد او باور کند که جهان برای پایان دادن به او برای تحقیق در مورد هویت پیشکسوتش در حال پایان است. اوتو در مورد سوگند عدم مداخله خود به استرنج گفت ، اما هنگام صحبت با دیگر ناظران ، آنها فهمیدند كه اخلال در پیشینیان باعث شده است كه فقط این واقعیت نابود نشود – بلکه همه واقعیت ها از بین خواهد رفت.

اوتو حدس زد که این جهان قهرمانانی را برای جلوگیری از این تهدید زمانی ایجاد کرده است ، به همین دلیل است که به طور ناگهانی تغییرات مردان ایکس ، چهار شگفت انگیز ، ثور و غیره ظاهر می شود. به استرنج این دانش داده شد ، اما تا زمانی که زنده بود نتوانست آن را به اشتراک بگذارد. او فکر کرد که پیشرو ممکن است یک تغییرشکل یافته از ویرجینیا باشد ، اما معلوم شد که او روژاز ، بومی آمریکایی است که در واقع یک کاپیتان آمریکای از دست رفته در زمان است. استرنج کشته شد ، اما به دیگران گفت که چگونه روژاز را به آینده بازگردانند. وقتی همه چیز حل شد ، اوتو نسخه جیبی این جهان را دریافت کرد تا برای همیشه تماشا کند.

دیدار با چهار شگفت انگیز

اواتو که می دانست عصر قهرمانان فرا رسیده است ، اولین باری که آنها روی ماه ظاهر شدند ، با روح سرخ و سوپر میمون های کمونیست مبارزه کرد و آنها را به چهار شگفت انگیز نشان داد. او در نبرد آنها دخالت نکرد ، اما به رید ریچاردز لطیفه ای ظریف برای ادامه کاوش در جهان گفت. بعداً ، او به چهار شگفت انگیز در مورد آمدن انسان مولكولی هشدار داد و در جهت رفع خسارت وارده به آن شرور پس از ضرب و شتم اقدام كرد.

این موارد طبق معیارهای ناظران،جنایات نسبتاً جزئی بودند ، اما اوتو وقتی فهمید که گالاکتوس برای بلعیدن زمین در حال آمدن است ، سوگند خود را کاملاً کنار گذاشت. ناظر سعی در پنهان کردن زمین با هولوگرام آتش و شهاب سنگ های اطراف آن داشت (که باعث هجوم همه افراد در جهان شد) ، اما منادی گالاکتوس ، موج سوار نقره ای ، توانست آن را پیدا کند. اوتو به گالاکتوس التماس کرد که از زمین چشم پوشی کند ، اما جهانخوار گرسنه بود و مایل به جستجوی یک وعده غذایی دیگر نبود.

اوتو قبلا هزاره های تولد گالاکتوس را تماشا کرده بود. وی از دانش درون خود در مورد کشتی جهانی گالاکتوس استفاده کرد ، قدرت مشعل انسانی را افزایش داد و او را به داخل کشتی فرستاد تا شی ای به نام Ultimate Nullifier را بدست اورد – چیزی که می توانست گالاکتوس را نابود کند. ریچاردز ، گالاکتوس را تهدید کرد و او با نجات در زمین ، عقب نشینی کرد. ناظر به ماه برگشت ، و جهان را با ماشینکاری های خود نجات داد.هرچند مشخص شد که آخرین بار نخواهد بود.

چه میشد اگر؟

اوتو از توانایی خود برای دیدن سایر جدول های زمانی و واقعیت ها استفاده کرد تا آنها را برای اهداف خود در صفحات What If؟ استفاده کند. او در هر شماره خود را به عنوان ناظر معرفی می کند ، او داستان کلاسیک مارول را تعریف می کند ، در یک لحظه مهم وقفه ای ایجاد می کند ، و سپس می پرسد که اگر راهی دیگر پیش میامد چه میشد. دلیل وسواس زیاد او نسبت به سایر واقعیت ها این است که امیدوار است پدرش اشتباه کرده باشد و واقعیتی وجود داشته باشد که دیده بانان به پروسیلیکوس کمک کنند تا نتیجه مثبتی بدست بیاورد. به این ترتیب ، او در به اشتراک گذاشتن برخی از امکانات چشمگیرتر خود برای شخصیت های آشنای مارول با مخاطبان دیده نشده خود روبرو میشود.

بسیاری از این واقعیات متناوب وحشتناک بودند. در “چه می شد اگر ققنوس نمی مرد؟” ، جین گری خودش را با توپ لیزر نمیکشد. در عوض ، شی-آر وقتی مجروح شد قدرت او را از او پس میگیرد. او بعداً قدرتش را با شکست دادن گالاکتوس و نجات شی آر پس گرفت. با این حال ، عطش تاریکی ققنوس سرانجام بازگشت و او زمین – و سپس جهان را نابود کرد.

“چه می شد اگر انتقام جویان به گروگان های کوواچ تبدیل می شدند؟” داستان دیگری بود که به تصمیم یک لحظه ای یک موجود خداگونه بستگی داشت. او وقتی میبیند کورینا در تصمیمش ثابت قدم است به جای کشتن خودش، اجازه می دهد انتقام جویان را بکشند. سپس او انتقام جویان را زنده کرد و سعی در تصرف جهان داشت و در آخر آنها را نابود کرد.

محاکمه

کاپیتان مار-ول قهرمان Kree با گروهی از اشرار عجیب به نام لژیون دیوانه سر و کار داشت که به این موضوع پی برد که احتمالاً آنها در ماه فعالیت میکنند. در آن زمان ، مار-ول با ریک جونز که در زمان حضور مار-ول روی زمین و بالعکس در منطقه منفی بود ، ارتباط داشت. با این حال ، آنها می توانستند از طریق ارتباط فضایی متقابل روی یکدیگر تأثیر بگذارند ، و هنگامی که جونز بی حوصله برخی از داروها را مصرف کرد ، مار-ول در حال بررسی ماه بود.

دیده بان او را پیدا کرد و به طرز غیر قابل توضیح شروع به حمله به او کرد. اوتو تصمیم گرفت به کری های آبی که برای کشتن مار-ول به ماه آمده بودند کمک کند و قهرمان به سختی جان خود را از دست داد. یک اوتوی مجرم ، دیگران را برای قضاوت احضار کرد و مار-ول با پریدن به یک پرتو حمل و نقل به دنیای خانه ناظران سفر کرد. او در دفاع از اوتو صحبت كرد . اوتو هنگام حمله به مار-ول ، به سیاست عادی عدم تداخل خود بازگشت. اوتو هیچ دفاعی برای عملکرد خود در ماه نداشت و گفت که او در تمام واقعیت ها و امکانات آنها آنقدر مست شده است که از توانایی خود متنفر باشد. وقتی مار-ول از نظر موجود کیهانی آگاه شد به محافظ جهان تبدیل شد ، اوتو احساس حسادت کرد و به کری کمک کرد.

او گفت که بسیار متأسف است و قول داد که دیگر این کار را انجام ندهد و توسط مردمش به طور غیرقابل توجیهی به او اجازه داده شد تا از دایره محاکمه خارج شود. یکی از ناظران گفت که همین اقدام علیه اوتو نوعی تداخل است ، بنابراین او به یک مهارت فنی رسید.

دفاع از رید ریچاردز

در سال 1984 ، همه اعضای تحریریه مارول به کمیک کان سن دیه گو رفتند و دستیاران خود را به مدت یک ماه مسئول دفتر کردند. نتیجه این کار دستیاری ویرایشگران بود و در نتیجه برخی از عجیب ترین و خنده دارترین کمیک هایی که مارول تاکنون منتشر کرده است، منتشر شد. در چهار شگفت انگیز # 262 ، جان بایرن ، هنرمند و نویسنده ، یکی از کمیک های خودآزار – اما بااینحال بسیار سرگرم کننده – را برای همه زمان ها نوشت. از آنجا که هنرمندان مارول در جهان مارول نیز وجود داشتند ، بیرن منتظر بود که چهار شگفت انگیز به ساختمان باکستر برگردند تا بتواند یکی از ماجراهای واقعی آنها را با قالب کتاب های کمیک تطبیق دهد.

در این کمیک ، ناظر Byrne را به امپراتوری شی-آر آورد تا محاکمه رید ریچاردز را که به دلیل اینکه بسیاری از نژادهای خشمگین بیگانه توسط شاهزاده خانم Lilandra اسیر شده بودند و به دلیل اینکه او گالاکتوس را نجات داده بود ، هنگامی که نزدیک بود به زمین حمله کند ، برگزار کند. اوضاع برای رید به نظر ناخوشایند می آمد ، زیرا هر بیگانه بعد از بیگانه دیگر جزئیات چگونگی نابودی سیاره خود را که گالاکتوس از بین برده بود ، بیان میکرد. دیده بان به عنوان دفاع از رید ریچارد وارد عمل شد و او مشعل انسانی را برای گرفتن اودین به عنوان شاهد فرستاد. نه برای رید ، بلکه برای گالاکتوس ، زیرا ریچاردز استدلال کرده بود که حتی اگر گالاکتوس جهانخوار هم باشد ، وجود او هدفی در جهان داشته است.

گالاکتوس حاضر شد تا بخاطر ریچاردز بحث کند ، اما هیئت منصفه قانع نشدند تا اینکه گالاکتوس و ناظر ، ابدیت را به دادگاه احضار کردند ، و این باعث شد همه کیهان او را درک کنند. بیرن به خانه رفت و داستان خود را شرح داد.

طاعون فراموشی

کوازار ، محافظ جهان ، در حال کمک به اسکادران اعظم بود که به طور تصادفی خود را در جهان اصلی مارول پیدا کرد. او به دنیای عجیبی سفر کرده بود ، که توسط دشمن قدیمی او Overmind که اسکادران را به صورت روانی اسیر کرده بود مورد حمله قرار گرفته بود. در همین حال ، غریبه در حال تحقیق درباره یک راز بود: اپیدمی دیده بانان مرده.

کوازار غریبه را پیدا کرد و از او درخواست کمک کرد ، اما کاملاً مورد بی توجهی قرار گرفت. کوازار با استفاده از مربی کیهانی خود یون برای کمک ، دو ناظر را پیدا کرد که با یکدیگر صحبت می کردند. یکی ناراحت به نظر می رسید و دیگری ، اوتمو ، سعی داشت کوازار را با صلح از بین ببرد ، اما او بازگشت. سپس اوتمو به طور چشمگیری سوگند خود مبنی بر عدم مداخله را شکست و کوازار را با مشت زد. وقتی غریبه برای کمک حاضر شد ، اوتمو تصمیم گرفت که خودش را بکشد تا اینکه بجنگد.

اوتمو فلسفه جدید مخربی را گسترش داده بود: “سوگند نهایی عدم دخالت”. این تئوری می گوید که مشاهده گران با وجود موجودیت ساده و مشاهده ، هنوز در جهان دخالت می کنند: ناظر بر مشاهده شده تأثیر می گذارد. بنابراین او تلاش کرد تا ناظران را متقاعد کند که خود را بکشند تا ماموریت خود را واقعاً انجام دهند. ناظران گفتند نظریه خودکشی اوتمو مانند طاعون در حال گسترش است:آنهم به نام” آفت فراموشی ” . کوازار جهان را نجات داد و به آنها گفت که حتی خودکشی نوعی اقدام است و بر حوادث اطراف تأثیر می گذارد. کمی مبهم بودن به ارزش مأموریت آنها برای ثبت همه وقایع به نفع تکرار بعدی جهان بود. کوازار با ایده تاییدکننده زندگی ،با طاعون مقابله کرد و ناظران را نجات داد.

زمان لرزه

دیده بان از موجوداتی که به عنوان نگهبانان زمان، برای نابودی موجودات قدرتمند Nexus درجهت حفظ موجودیت خود یاد می شوند ، یاد گرفت و آنها را مشاهده کرد. این موجودات دارای قدرت خم کردن ویژه زمان و واقعیت بودند و نگهبانان وقت ، Immortus را مامور نابودی این نوع موجودات و واقعیت های آنها کرده بودند. این واقعیت ها شامل واقعیت هایی بودند که اوتو با آنها آشنایی داشت: یکی جایی که مرد عنکبوتی دعوت رید ریچاردز را پذیرفت و به چهار شگفت انگیز پیوست ، دیگری جایی که ویژن قدرتمند شده بود و تیمی از انتقام جویان کیهانی را در آینده تشکیل داد ، یکی جایی که ولوورین به ارباب خون آشام ها تبدیل شد ، و دیگری جائی که ثور به خادم شیث تبدیل شده بود. نگهبانان وقت خادم هایی را فرستادند تا سعی کنند موجودیت های نکسوس را در هر واقعیتی بکشند: فرانکلین ریچاردز ، ویژن ، ققنوس و اودین.

نهادهای موسوم به Whisperer (نجواکنندگان) با مخالفت نگاه دارندگان زمان روبرو شدند كه دکتر دووم ، Irondroid و وولورین را برای نجات ثور از این واقعیت ها گرفتند. نجواگر موجودیت های نکسوس را از دو واقعیت نجات داد و به نگهبانان وقت آسیب رساند. هنگامی که آنها اودین را نجات دادند ، مشخص شد که نجواگر Immortus است زیرا آخرین محافظ زمان ناپدید شده یود ، و او را به موجودی نکسوس تبدیل کرده بود.

اداره واریانس زمان برای کمک با ناظر تماس گرفت ، و او به آنها توصیه کرد که وقتی Immortus هنوز جوان نبوده ، به او حمله کنند. آنها نسخه های مختلفی از چهار شگفت انگیز را به دنبال او فرستادند ، اما گروهی که موفق شد هرگز قدرت فوق العاده پیدا نکرد و او را از تبدیل شدن به Nexus Being بازداشتند.

گناه اصلی

دیده بان در ماه توسط ثور پیدا شد ، او کشته شده و چشمانش را نیز بیرون آورده بودند. در تلاش برای کشف راز این که چه کسی ناظر را کشته ، مشخص شد که او هر آنچه را که تماشا کرده در چشمان خود ثبت کرده است. با بیرون افتادن این راز ، اسرار عمیقاً درز کرده شروع به نشت کردند. سرانجام مشخص شد که شرور Orb ، دکتر میداس و Exterminatrix برای حمله به سلاح های او در قلعه وی به اوتو حمله کرده اند. گوی تعجب کرد که دیدن وقایع همانند ناظر چگونه خواهد بود و به او حمله کرد ، اما او را نکشت. با این حال او یکی از چشمانش را گرفت.

نیک فیوری فاش کرد که فرمول امگا که ده ها سال او را جوان نگه داشته بود در حال از بین رفتن است و او یک کار مخفی دارد: او خط مقدم دفاع در برابر تهدیدات فرازمینی بوده و می خواسته جانشین خود را انتخاب کند. وی پس از حمله به ناظر ، وی را پیدا کرد اما ناظر چیزی به او نگفت. فیوری فهمید که کیسی به دلیل اطلاعاتی که در اختیار دارد چشم او را گرفته است ، بنابراین وی برای گرفتن چشم دیگر ناظر،به ناظر شلیک کرد و او را کشت.

فیوری فهمید که ناظر این حوادث را دستکاری میکرده است و او جای ناظر را گرفت ، او از اسلحه های خود محافظت می کرد و پس از اینکه سایر ناظران او را با بقایای اوتو ترکیب کردند ، به طور بی وقفه همه وقایع را تماشا می کرد. در همین حال ، گوی هنوز چشم دیگر را در اختیار داشت.

بازگشت ناظر

البته ، مرگ و زندگی اصطلاحاتی نسبی برای ناظر است. هنگامی که یک میلیارد نفر از آنها پس از طاعون فراموشی با خودکشی جان خود را از دست دادند ، آنها خود را با ایده تأیید کننده زندگی ، دوباره زنده کردند. نیک فیوری با مشاهده درگیری ستارگان بین نژاد کری ، اسکرال ها و Cotati وظایف خود را به عنوان ناظر انجام میداد. وی گروه کری و اسکرال ها را زیر نظر Dorrek VIII ، معروف به Hulkling of the Avengers Young ، با هم تماشا کرد. او دید كه ثور رهبر خونخوار كوتاتی Quoi را به سیاره جدید و دوری برای زندگی جدید برد.

یک سوال باقی مانده بود: چه کسی سلاح و زره بسیار پیشرفته خود را به کوتاتی داده است؟ آنها چنان قدرتمند بودند که تقریباً نیروهای ترکیبی زمین ، کری ها و اسکرال ها را شکست دادند. یک پیرمرد به نام Profiteer آنها را مطالعه کرد و گفت آنها حتی از او هم بزرگتر بوده اند. ناظر با نگاه اوتو نگاهی به آنها انداخت و فهمید که آنها از شخصی به نام نژاد اول آمده اند. وقتی او این را دید ، اوتو از چشمانش بیرون آمد و زنده شد و گفت: “یک قضاوت.. برپا خواهد شد”. دیده بان به فیوری گفت که او بازگشته زیرا جنگی در راه است – و او یک فیوری را که اکنون دوباره بازسازی شده است ، اولین سرباز خود در آن جنگ قرار داد.

و این حقایق و ماجراهای شخصیت اوتو (ناظر – دیده بان) در جهان مارول بود . نظر شما چیست ؟

 

حقایق ناگفته از بارون موردو
حقایق ناگفته از شانگ چی
حقایق ناگفته از انشنت وان
مجموعه کمیک دکتر استرنج
حقایق ناگفته از آذرخش ها
حقایق ناگفته از اسکارلت ویچ
حقایق ناگفته از ویژن
مجموعه کمیک دکتر استرنج
کمیک the flight of bones 1999
دانلود کمیک جن بطری
دانلود کمیک تاروت
دانلود کمیک رویداد لعنت
کمیک نوری که هرگز نبود
کمیک بهترین مدافعان
کمیک یک لحظه آرامش
کمیک الکترا سوگوار میشود
کمیک تعویض ساحره ها

درباره ی Mehrdad

مطلب پیشنهادی

توضیح تاریخچه خون آشام های مارول

در فهرست قهرمانان و شروران مارول هیچ کمبودی از قهرمانان و افراد بد وجود ندارد …

3 دیدگاه

  1. بازگشت ناظر ماله چند وقته پیشه

  2. محمد اودین سان

    عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی

دیدگاهتان را بنویسید