سه شنبه , 12 مهر 1401 - 7:09 قبل از ظهر

حقایق ناگفته از کابوس

کابوس یکی از قدیمی ترین چهره ها در کل دنیای مارول است. او که قدمتش به سال 1963 برمی‌گردد (قبل از انتقام‌جویان یا مردان ایکس)، اولین حریف دکتر استرنج با هر شخصیت در صفحات «قصه‌های عجیب» شماره 110 بوده است. تجسم رویاها و ترسی که او به کابوس‌های انسان دامن می‌زند، در طول سال‌ها با بسیاری از شخصیت‌های مارول مقابله کرده است، اگرچه استرنج همچنان مصمم‌ترین دشمن اوست. در حالی که حضور او به اندازه همکار شرور استرنج بارون موردو یا دورمامو ترسناک نیست، اما او همیشه ثابت کرده است که حداقل یک آزاردهنده شدید و در وحشتناک ترین حالت یک تهدید واقعی برای دنیای واقعی است.

منشأ کابوس برای مدت طولانی عمدا مبهم نگه داشته میشد، اما در نهایت مشخص شد که او بخشی از شیطان و بخشی نمایشی و انتزاعی از او است، و همچمین او چندین فرزند را به دنیا آورده است. او با بخشی از گروه‌های بزرگ و قدرتمند شیاطین همکار بوده است که در نقشه‌های بزرگ او مشغول بوده اند، اما او زمان زیادی را صرف کرده و رویاهای افراد نسبتاً بی‌اهمیتی را تسخیر کرده است. او بیش از یک بار کشته شده است، اما به نظر می‌رسد که هرگز این اتفاق نمی‌افتد، و در دنیای سینمایی مارول با چند جهانی در حال انفجار، به نظر می‌رسد که او آماده است تا در راه بزرگی رخنه کند. بیایید گذشته عجیب و غریب Nightmare را مرور کنیم و برخی از چیزهای عجیب و غریب را که پیدا می کنیم روشن کنیم!

پدری مفتخر

کابوس دقیقاً پدر منتخب هزاره نیست، اما او هنوز هم هر از گاهی با سه فرزندش ارتباط برقرار می کند (یا آنها را اذیت می کند). اولین انها Dreamqueen (ملکه رویا) بود که پس از اینکه Nightmare او را مجبور به سوار شدن به یک سوکوبو به نام Zhilla Char کرد به دنیا آمد. ژیلا هنگام زایمان درگذشت، اما دریم کوئین تمام خاطرات مادرش را حفظ کرد و متوجه شد که می‌تواند واقعیت را در قلمرو خودش با میل خودش خم کند. با این حال، او حوصله اش سر رفت و برای آمدن به زمین شروع به سر و کله زدن با مردم اولین ملل در کانادا کرد. او بعداً آلفا فلایت را به وحشت انداخت و تیم را به ابعاد خودش برد.

Nightmare بعداً با کار کردن از طریق مردی به نام کارل، زنی به نام نائومی را باردار کرد. با این حال، او وقتی فهمید کابوس کیست، فرار کرد و با مردی به نام جری وارد ازدواج کرد و پسرش ترنس را با هم بزرگ کردند. با این حال، همه اینها بخشی از برنامه Nightmare بود. ترنس با قدرت تبدیل شدن به بدترین ترس یک نفر بزرگ شد و در نهایت به عنوان یک مشاور به ابتکار انتقام جویان پیوست و به این افراد فوق العاده کمک کرد تا با توانایی های خود کنار بیایند. در حالی که کابوس سرانجام او را تسخیر کرد، ترنس (که اکنون به عنوان تروما شناخته می شود) به لطف بیمارش، پننس، آزاد شد.

در تلاش برای گرفتن انتقام از هالک، کابوس پدر Daydream (رویای روز) با باردار کردن بتی راس در یکی از رویاهای او شد. او سپس از Daydream استفاده کرد تا هالک را به یک سری توهمات و کابوس ها بکشاند. با این حال، Daydream علیه پدرش شد و به زندگی “خوشبختانه” خود ادامه داد. جدا از یک حضور کوتاه در Nightmare Realm (قلمروی کابوس)، او از آن زمان دیگر دیده نشده است.

اولین شریک جنگی استرنج

«قصه‌های عجیب» در اصل یک مجموعه آنتولوژی ترسناک بود که به سمت داستان‌های علمی تخیلی تکامل یافت و در نهایت شروع به ترکیب ابرقهرمانان کرد.او در سال 1963، به طور انفرادی برای جانی «مشعل انسانی» استورم، که در داستان اصلی «قصه‌های عجیب» شماره 110 حضور داشت، مورد توجه قرار گرفت. اولین ماجراجویی دکتر استرنج تنها چند صفحه بود. با وجود این، هنرمند استیو دیتکو و نویسنده استن لی تعدادی از عناصر مهم را در داستان اول ایجاد کردند: رابطه استرنج با انشنت وان، طلسم جادویی او، شکل اختری او و خانه اش در دهکده گرینویچ .

در این داستان، مردی با کابوس های وحشتناک به استرنج نزدیک می شود. استرنج قول می‌دهد که با وارد شدن به رویاهایش به او کمک کند، اما به سرعت متوجه می‌شود که مشتری‌اش توسط اعمال تاریک خودش تسخیر شده است.

همه اینها که تنها در شش پنل دیده می شود، اولین حضور Nightmare است. به طور ضمنی گفته می شود که استرنج قبلاً وارد قلمرو او شده است و انجام این کار به این معنی است که شما وارد یک بازی منصفانه برای قتل شده اید. The Ancient One (که در اینجا صرفاً به عنوان “استاد” نامیده می شود) به استرنج کمک می کند تا طلسم خود را از دور او باز کند و به اندازه کافی حواس Nightmare را منحرف کند تا استرنج از بعد رویایی خارج شود.

کابوس یکی از سرسخت‌ترین دشمنان استرنج برای سال‌ها بود، تا حدی به این دلیل که پروردگار رویا می‌دانست که شکست دادن استرنج کلید برقراری سلطه بر جهان بیداری است. کابوس اغلب بیشتر آزاردهنده بود تا تهدید، اما او هر از گاهی نقشه‌های بزرگی داشت، مانند ربودن موجود کیهانی معروف به ابدیت.

دشمنان پادشاه رویا

کابوس علاوه بر انسان های خوابیده و ابرقهرمانان، تعدادی دشمن طبیعی و منطقه ای نیز دارد. در میان آنها، Dusk، حاکم قلمرو جنون است. ساکنان آن همسایگان  قلمروی کابوس هستند، و Nightmare از آنها متنفر است زیرا برای او سخت‌تر است که از انسان‌هایی که به سمت جنون کامل سوق داده شده‌اند تغذیه کند.

با صحبت از چیزهایی که کابوس از آن متنفر است، در یک نقطه، او مجبور شد از دکتر استرنج کمک بخواهد تا مانع نابودی یک تکه روح از انسانیت شود (و در نتیجه، خودش، زیرا برای رویاپردازی به انسانیت نیاز دارد). Nightmare از اینکه مجبور شد از یک فانی کمک بخواهد به قدری عصبانی بود که کابوس شخصی او، Gnit، ایجاد شد. گنیت اصلاً قدرتمند نبود، اما برای او آزاردهنده بود و تلاش‌های Nightmare برای ساکت کردن او فقط باعث شد تا Gnit دوم ظاهر شود. با این حال، هنگامی که جهان نجات یافت، کابوس توانست خود را از شر این موجودات تحریک کننده خلاص کند.

در موقعیتی دیگر، کابوس یک دکتر استرنج خسته را اسیر کرد،آنهم زمانی که فراموش کرد یک طلسم محافظ روی خوابش بیاندازد و قدرت استرنج را از او سلب کند. کابوس باعث شد جادوگر اعظم از بین برود، اما ناگهان بزرگترین دشمن کابوس ظاهر شد: گلگول، یک هیولای بی امان که کابوس نمی توانست بر او تأثیر بگذارد زیرا هرگز نمی خوابید. استرنج ادعا کرد که او را احضار کرده است و کابوس وحشت زده به استرنج التماس کرد که جلوی آن را بگیرد. استرنج موافقت کرد، اما به شرطی که کابوس قدرت او را بازگرداند. کابوس چاره‌ای نداشت، و یک استرنج کاملاً قدرتمند فاش کرد که او فقط کابوس را هیپنوتیزم کرده بود تا باور کند گلگول ظاهر شده است!

پیوستن به اربابان ترس

در خط داستانی «ترس بزرگ» در سال 1992، کابوس ساکن در تاریکی گروهی از شرورانی را که از ترس تغذیه می‌کنند،نوکس، معروف به. Spayre را در کنار خودش گرد هم می‌آورد .در این میان ناشناخته در کمین، ککالاککو، مرد حصیری (در ابتدا با نام مترسک شناخته می‌شد)،منتظر آنهاست. اسپایر به همراه کابوس  در مجموع به عنوان اربابان ترس شناخته می شوند. وقتی مرد حصیری متوجه شد که این اتحاد برای حمله به زمین برنامه ریزی شده است، به آنها گفت که زمین برای او منطقه ممنوع است و آنجا را ترک کرد. با این وجود، تحت رهبری ساکن، اربابان ترس برای ایجاد چیزی به نام “ترس بزرگ” تلاش کردند.

به لطف هشدار مرد حصیری و درگیری بیشتر در صفوف اربابان ترس، دکتر استرنج به همراه معشوقش سلیا و شاگرد فوق‌العاده‌اش، رینترا، توانستند کابوس، کالاککو و نوکس را شکست دهند. متأسفانه، همه اینها طبق نقشه ساکن بود – او از اربابان ترس فقط برای برانگیختن ترس در زمین استفاده کرده بود، سپس او از استرنج برای دور کردن آنها از سر راه خودش استفاده کرد. در آن نقطه، ساکن به Nightmare خیانت کرد، او به قلمرو رویاها حمله کرد و منجر به جنگ بین این دو دیو شد.

این D’Spayre بود که پیشنهاد کرد یک مسابقه ترسناک بین Nightmare و The Dweller برای تعیین اینکه چه کسی حکومت کند برگزار شود.معلوم شد که این ترس حقیقی بود، و در حالی که بیداد می کرد، بشریت چنان تحت تأثیر ترس قرار گرفت که آنها به سمت ناامیدی رفتند… آنها دیسپایر را به قدرتمندترین ارباب ترس تبدیل کردند. کابوس و ساکن قبل از قدرت ناگهانی او فرار کردند و استرنج را رها کردند تا با قدرت عشق بر دیسپایر فوق‌العاده غلبه کند.

مبهوت

کابوس فوق‌العاده قدرتمند است و شکست دادن او در قلمرو خودش تقریباً غیرممکن است، مگر توسط موجوداتی که می‌توانند از نیروهای عظیم الدریچ بهره ببرند. با این حال، او دقیقاً یک مبارز سرسخت نیست. او ترجیح می دهد مخالفان خود را طعنه کند و آنها را با ترس فلج کند، و وقتی این کار نتیجه نمی دهد، گاهی اوقات ایده هایش تمام می شود. شاید خنده دار ترین شکست او در برابر دازلر جهش یافته بود که در اوایل کارش فقط یک خواننده دیسکو بود.

دازلر به عنوان بخشی از یک معامله ناگوار بین مارول و کازابلانکا رکوردز به وجود آمد، اما او در نهایت سری انفرادی خود را بدست آورد. نویسنده تام دی فالکو فکر می‌کرد که برای او این ایده خوبی است که با شرورهای دیوانه‌وار تحت سلطه اش مبارزه کند و به نوعی شکست بخورد. آنها در “Dazzler” شماره 4 با هم مبارزه کردند، او مجبور شد با دو نفر از آنها دست و پنجه نرم کند .آنهم برای به دست آوردن یک مصنوع قدرتمند به نام سنگ مرلین، دکتر دووم ،دازلر را ربود و او را به بعد رویا فرستاد، جایی که با کابوس روبرو شد.

کابوس با توهماتی مبنی بر اینکه پدرش او را سرزنش می کند، به دازلر طعنه زد، پس از آن او با نسخه منفی خود مبارزه کرد. در پایان، کابوس، شیطان قدرتمند، سنگ مرلین را با ملایمت تسلیم کرد زیرا او نور درخشان را دوست نداشت. Doom دازلر را بازگرداند، اما او با استفاده از قدرت خود برای ایجاد لیزر، سنگ مرلین را نابود کرد. بدیهی است که همه او را دست کم گرفتند، اما باید توجه داشت که این یک دازلر بدون آموزش بود. آن روز دقیقاً بهترین روز برای Nightmare نبود.

باشگاه ترس

Nightmare در سال 1994 مینی سری خودش را داشت. آنهم درست زمانی که سری کلاسیک «Sandman» نیل گیمن، که درباره پادشاه رویاها بود، در DC Comics Imprint Vertigo در حال پایان یافتن بود. «کابوس» به دست «آن نوسنتی» افتاد، کسی که برخی از عجیب‌ترین کمیک‌های ابرقهرمانی تمام دوران را نوشته است و داستانی ساخته است که نشان می‌دهد کابوس از رویاهای کلیشه‌ای بشریت خسته می‌شود. او قلمرو خود را به دستان خدمتکار حنایی دوگرل رها کرد، انسان شد و بیشتر قدرت خود را از دست داد.

روی زمین، کابوس شیفته بازیگری ترسناک به نام روکسان شد و هویت ادوارد هابرداش شجاع را برای اغوا کردنش انتخاب کرد. او همچنین به کارگردان او علاقه نشان داد، یک غریبه غیبی به نام لوکر، که این ایده را داشت که وحشت بسیار عالی است زیرا ژانر”ترس می فروشد.” بدون اطلاع Nightmare، شیاطین ترس سرکش فوبیا و پارانویا علیه او توطئه کردند و موجودی هیولا مانند بچه به نام Exile را آزاد کردند تا او را از ریاست خلع کنند. در همین حال، Nightmare با برخی از دستگاه‌های Lucre برای ایجاد Club Fear (کلوپ ترس) کار کرد، جایی که شرکت‌کنندگان مشتاق ،بدترین ترس‌های خود را نشان دادند.

کابوس در نهایت به قلمرو خود بازگشت تا با تبعید (که معلوم شد برادر دوقلوی متولد نشده لوکر است) مقابله کند. پس از آن، او سعی کرد رکسان را به وحشت بیاندازد تا زمانی که او بر قلمرو کابوس از روی زمین حکومت می کرد با او بماند – تا اینکه البته دکتر استرنج وارد عمل شد.

تسخیر دنیای داستان

در یکی دیگر از مینی‌سری ها، «چهار شگفت‌انگیز: داستان واقعی» در سال 2008، سو ریچاردز متوجه شد که از کتاب و خواندن می‌ترسد. هنگامی که بقیه اعضای خانواده او شروع به تجربه ترس های مشابه کردند، سو استنباط کرد که شخصی در حال اجرای یک حمله هماهنگ به داستان های تخیلی است. و البته معلوم شد که آن شخص کابوس است.

زمانی که نویسنده ای به نام استفن جی. دیزنر ،دید زودگذری از کابوس دید، نسخه ای تخیلی برای این ابرشرور نوشت و زمانی که کتاب منتشر شد، پروردگار رویا ناگهان متوجه چیز جدیدی شد. در قلمرو او، بین پادشاهی های کوچک همسایه کما و بیهوشی، پادشاهی جدیدی پدید آمده بود: سرزمین داستان.

کابوس به آن حمله کرد و متوجه شد که می تواند مستقیماً بشریت را پس از سال ها تلاش برای عبور از آن تسخیر کند. با این حال، چهار شگفت انگیز با او مخالفت کردند.البته همراه با دانته الگری و خواهران داشوود از «حس و حساسیت».

آنها تقریباً توسط پیاده‌های Nightmare، که شامل لانگ جان سیلور، دراکولا و کلانتر ناتینگهام بودند، شکست خوردند. اما رید ریچاردز در نهایت متوجه شد که چون رمان دیزنر ،کابوس را به شخصیتی تخیلی تبدیل کرده است، داستان او می تواند تغییر کند. به لطف قدرت داستان، Nightmare شکست خورد و همتای انتزاعی او، جوهره خلاقیت معروف به Fountainhead، به جایگاه واقعی خود بازگردانده شد.

کابوس های معروف

کابوس به قدمت خود زندگی حساس است. در نتیجه، او رؤیاهای همه، از جمله افراد مشهور را تسخیر کرده است. در «سالانه ددپول» شماره 1 در سال 2019، قاتلی مزدور توسط پسری 8 ساله استخدام شد تا «کابوس هایش را بکشد». ددپول طلسم آگاموتو دکتر استرنج را دزدید تا به قلمرو رویاها برسد (از آنها بپرسد آیا قرار است نیل گیمن از آنها شکایت کند) و در رویایی که ماری آنتوانت در انتظار محاکمه قبل از اعدامش بود، با کابوسی روبرو شد که متعلق به ماری آنتوانت بود. کابوس سپس رویایی را به ددپول نشان داد که او هر روز برای آبراهام لینکلن می‌فرستاد، این کابوس در مورد فرستادن مردان جوان به قبرهایشان بود تا لینکلن احساس گناه خود را تقویت کند.

کابوس همچنین گاهی اوقات سعی می کرد ابرقهرمانان آینده را عذاب دهد. یکی از این نمونه ها پیتر پارکر بود که عشق دوران کودکی اش در کمیک های هیولائی توسط Nightmare مورد سوء استفاده قرار گرفته بود . او و عمو بن هنگام ماهیگیری به خواب رفتند و در رویاهای خود مورد حمله هیولاها قرار گرفتند. کابوس از کیفیت انرژی رویایی پیتر خوشحال شد و قصد داشت سال ها از او به عنوان قربانی استفاده کند، اما کسی بنام خود استن لی او را شدیدا کتک زد!

تاج ترس

هنگامی که امواج ترس پس از رویداد “Fear Self” در سال 2011 بر روی زمین جاری شد، Nightmare نقشه کشید تا انرژی ترس را از افراد خواب جمع آوری کند تا تاج ترس را ایجاد کند. این به او این امکان را می‌داد که ترس را مستقیماً بر روی دنیای مادی اعمال کند و در نهایت به او اجازه دهد بر آن غلبه کند. لوکی (که در حال حاضر با نام “لوکی کودک” تجسم یافته بود) یکی از کسانی بود که انرژی ترس داشت و در نهایت آن را به کابوس سپرد تا دیگر بی گناهان آسیب نبینند.

این انرژی برای Nightmare کافی بود تا Fear Crown (تاج ترس) را بسازد. با این حال، قبل از اینکه کابوس بتواند کاری انجام دهد، با بقیه اربابان ترس روبرو شد که لوکی کودک آنها را خبر کرده بود. در حالی که Nightmare به لطف تاج از هر یک از آنها قوی تر بود. دسیسه های بچه لوکی اربابان ترس را در یک بن بست همیشگی به دام انداختند، هر کدام از آنها به نوبه خود تاج را می دزدند، فقط برای اینکه بقیه با آنها همگروه شوند و اجازه دهند که تاج توسط دیگری تصاحب شود.

با این حال، تاج ترس نقش کلیدی در بازسازی نسخه قدیمی‌تر لوکی ایفا کرد، کسی که مخفیانه ترتیبی داده بود که مفیستو آن را از اربابان ترس بگیرد و او را به یکی از قدرتمندترین موجودات جهان های چندگانه تبدیل کند. از آنجایی که تاج از ترس‌های کید لوکی ساخته شده بود، او مجبور شد آن را از بین ببرد و به لوکی اصلی اجازه بازگشت و اجرای تحسین‌شده کیرون گیلان در «سفر به اسرار» داد.

مرگ و میرهای زیاد کابوس

کابوس تجسمی از ترس است که او را به بخشی از شیطان واقعی و بخشی مفهومی تبدیل می کند. به این ترتیب، کشتن او واقعاً بسیار سخت است. اما این بدان معنا نیست که این اتفاق نیفتاده است. هالک در ماجرای مفهومی Daydream با کندن سر کابوس واکنش نشان داد و برای مدتی او را کشت. چند سال پس از آن، مرگ کابوس به دست آماتسو-میکابوشی، خدای آشوب و شاخه ای از موجودات کیهانی به نام Oblivion اتفاق افتاد، حادثه ای تحریک کننده که خط داستانی «جنگ آشوب» بود.

خیلی بعد، زمانی که لوکی فرمانروای جوتونهایم شد و بلافاصله برای مهمانی به زمین رفت، کابوس فرصتی را دید. اگر او می توانست قلمرویی را بدون فرمانروایی تصاحب کند، می توانست این فرصت را به خود بدهد تا بقیه نه قلمرو آزگارد را فتح کند. با این حال، لوکی بازگشت، اما از نورن استونز برای خلق یک آدم برفی غول پیکر به نام فراستی استفاده کرد و سپس فراستی کابوس را بلعید.

یک کابوس خشمگین بازگشت و سعی کرد لوکی را در بدترین ترسش به دام بیندازد، اما معلوم شد بدترین ترس لوکی این است که یک حاکم باشد و به هر چیزی که می‌خواست برسد – به عبارت دیگر، زندگی واقعی خود او. سپس لوکی پیشنهاد کرد که او و نایتمار با هم دوئل کنند و برای جالب‌تر شدن آن، هر دو فانی خواهند بود. وقتی دوئل شروع شد، لوکی بلافاصله یک ماشین پرنده را با تلفن خود احضار کرد و از آن برای صاف کردن Nightmare استفاده کرد، که به عنوان یک روح فانی کاملاً جدید که هیچ گناهی مرتکب نشده بود، مجازات نهایی یک شیطان را دریافت کرد.

و اینگونه او به بهشت رفت.

 

مجموعه کمیک دکتر استرنج – بخش اول
مجموعه کمیک دکتر استرنج – بخش دوم
قدرتمندترین جادوگران جهان مارول
حقایق ناگفته از شانگ چی
حقایق تاریک شانگ چی
حقایق ناگفته از انشنت وان
کمیک دکتر استرنج و دکتر دووم – فتح و عذاب
کمیک دکتر استرنج – پرواز استخوان ها
حقایق ناگفته از زامبی های مارول
کمیک دکتر استرنج – جن بطری
کمیک دکتر استرنج – الکترا سوگوار میشود
جالب ترین پناهگاه ها در جهان مارول
حقایق ناگفته در مورد “آزگاردِ” مارول
توضیح تاریخچه واکاندا
کمیک سالانه دکتر استرنج 2016
کمیک دکتر استرنج – تعویض ساحره

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

بله، اعضای اصلی لیگ عدالت بین المللی عالی بوده اند

لیگ عدالت بین المللی توسط تیم قدرتمند کیت گیفن، کوین مگوایر و JM DeMatteis ایجاد …

دیدگاهتان را بنویسید