دوشنبه , 2 خرداد 1401 - 3:10 بعد از ظهر

حقایق ناگفته در مورد “آزگاردِ” مارول

عاشقان سینما از سال 2011 در فیلم ثور بعنوان “نیرومندترین انتقام جو” و برادر مشکل دار وی ، لوکی – با بازی بسیار زیبای کریس همسورث و تام هیدلستون با خانه آنها “آزگارد ” آشنا شدند. یک قلمرو بیگانه پر زرق و برق که پر از موجودات بسیار برتر است به طوری که به نظر می رسد خدا هستند و فناوری آنها آنقدر پیشرفته است که به نظر جادویی می رسد. البته طرفداران کتاب های کمیک می دانند که تاریخ آزگارد حتی طولانی تر و غنی تر از اولین معرفی آن در جهان مارول است.

به لطف معرفی مجدد مارول ، تاریخچه آزگارد در طول این سالها پیشرفت کرده است ، اما یک عنصر ثابت مانده است: ریشه های آن در اسطوره های نروژ. با بافتن شخصیت ها و مفاهیمی مانند سورتور شیطان و پل رنگین کمان بایفراست .

شمایل نگاری ابرقهرمانان مدرن آمریکایی ،توسط استن لی ، جک کربی و لری لیبر دنیایی تخیلی را خلق کرد که هیچ کس دیگری قادر به انجامش نبود. حال میخواهیم نگاهی دقیقتر به حقیقت ناگفته های آزگارد بیاندازیم.

افسانه ها و حماسه ها

در افسانه های نروژ ، آزگارد خانه خدایان است ، از جمله اودین “پدر همگان” ، همسرش فريگ ، و پسران آنها ثور و لوکی ، و همچنین تعداد زیادی دیگر. اودین از تخت طلای خود در آزگارد بر “نه جهان” ، از جمله “میدگارد” یا “زمین” حکمرانی می کند. این نه جهان توسط یک “درخت جهان” عرفانی به نام یگدراسیل به هم متصل شده اند ، که ریشه ها و شاخه های آن در سراسر کیهان کشیده شده است ، اگرچه خدایان تمایل دارند از طریق رنگین کمان جادویی به نام بیرفراست به زمین سفر کنند.

هنگامی که استن لی و برادر کوچکترش لری لیبر در یک ماجراجویی ثور که در سفر به رمز و راز شماره 85 منتشر شد ، آزگارد را به کتاب های کمیک معرفی کردند ، پل رنگین کمان و نگهبان آن ، هایمدال همه بین ، پیشرو و مرکز آن بودند. با این حال ، یک سال بعد بود که این کمیک با محبوبیت ثور شروع به بهره برداری از محبوبیت Thor of Asgard کرد ، یک پروژه سراسر شور و شوق از هنرمند جک کربی ، که عناصر افسانه ای بیشتری را معرفی کرد ، مانند غول های فراست و سورتور ، و مفهوم انسانهای اولیه که ازگاردیهای ابرقدرت را با خدایان اشتباه می گیرند.

نسخه آزگارد که در جریان اصلی فیلم در سال 2011 معرفی می شود ، در مورد تصور کمیک بوک ها از یک دنیای بیگانه پیشرفته از نظر فناوری پر از موجوداتی قدرتمند که حداقل از سال 965 میلادی در طول جنگ نبرد تونسبرگ ، که در آن اودین نجات یافت ، بر تاریخ بشر تأثیر گذاشته اند ، صادق است.

آزگارد یک مکان نیست …

از نظر نروژ باستان ، آزگارد خانه افسانه ای خدایان بود ، شهری زیبا که برای جلوگیری از حملات غول های فراست (غولهای یخی) با دیوارهایی احاطه شده بود. در اصطلاح مارول ، “آزگارد”، به شهر سلطنتی درخشان اودین و همچنین منطقه ای که این شهر در آن واقع شده است اشاره دارد – فقط یک قلمرو در میان بسیاری از سیارک ها تقریبا به اندازه قاره ایالات متحده.

این سیارک که آزگارد نامیده می شود ، کاملاً مسطح است و به دور یک ستاره نمی چرخد و ​​یا بر روی یک محور نمی چرخد ​​، اما به طور غیر قابل توضیحی جو ، گرانش و چرخه های شبانه روزی خود را حفظ می کند. نیروی اسرارآمیزی که مانع از ریختن آب دریاهای آزگارد از لبه دنیای دیسک مانند می شود به همان اندازه قابل توضیح نیست.

همانطور که از فیزیک عجیب و غریب آن پیداست ، آزگارد در جهان ما قرار ندارد ، بلکه در یک “بعد جیبی” است ، منطقه ای از فضا که فقط توسط پورتال های خاص مانند پل بیفراست قابل دسترسی است. این بعد جیبی یکی از نه حوزه است و به همین سادگی آزگارد نامیده می شود.

آزگارد مردمش است

اودین ، ​​ثور ، لوکی و دوستان مارول ، خدا نیستند ، اما اعضای این نژاد به قدری پیشرفته هستند که هیبت انسانهای بدوی را که با آنها روبرو می شوند، را تحریک می کنند. بنابراین منطقی است که کتاب های کمیک از اکثر جهات آزگاردی ها را فوق بشری تعریف می کنند.

همه مواد موجود در آزگارد متراکم تر ، سنگین تر و قوی تر از هر ماده موجود روی زمین است و این شامل خود آزگاردی ها نیز می شود. پوست و استخوان سفت و سخت آنها ،آنان را در برابر صدمات جسمی تقریباً غیرقابل نفوذ می کند ، و عضلات متراکم آنها قدرت و سرعت فوق العاده ای را به آنها می دهد ، همانطور که یاران جانبی مکرر ثور ، لیدی سیف و سه جنگجو ، می توانند این را گواهی دهند.

با اینکه آنها جاودانه نیستند ، آزگاردی ها به سرعت بهبود می یابند و به آرامی پیر می شوند و می توانند با خوردن میوه “جادویی” آزگاردی معروف به سیب های طلایی آیدون ، عمر خود را حتی بیشتر هم بکنند. همانطور که ثور می تواند صاعقه و رعد و برق را کنترل کند ، اکثر ازگاردی ها توانایی دستکاری انرژی های کیهانی را دارند. به طور معمول ، آنها از این قدرت ها برای تغییر شکل ظاهری خود و یا برای دوربری در مسافت های طولانی استفاده می کنند. یک شرور معروف دکتر دووم یک بار این نظریه را مطرح کرد که همه مردم آزگارد “جرقه اودین” را دارند ،و این منبع اصلی قدرت های باورنکردنی آنها است.

والکیری آبی در شرف مرگ است

Thor: Ragnarok در سال 2017 مخاطبان خود را با یک ازگاردی دیگر به نام والکیر آشنا کرد. والکیری از MCU با بازی تسا تامپسون ، آخرین جان سالم به در برده از شر زندانبانان خصوصی اودین است. به والکیری خیانت می شود ، از آزگارد فرار می کند و در نهایت به ساکار می رسد ، جایی که او به Scrapper 142 می رود ، اشاره ای جالبی به اولین حضور این شخصیت در The Hulk Incredible # 142.

او پس از فرار ، همراه ثور از ساکار ، دوباره به جنگ برای نجات مردمش پیوست.

همه اینها جالب هستند ، اما داستان بزرگترین جنگجوی آزگارد در کمیک های پخش شده این طور نیست . همانطور که در افسانه های نروژ وجود دارد ، “والکرایور” مارول نیز روح جنگجویانی را که در جنگ کشته شده اند به قلمروهای مردگان می برد. هنگامی که آزگارد از جمع آوری روح از زمین منع می شود ، والکیر برای یک زندگی ماجراجویی با ساحره همراه می شود … اما ساحره به والکیر خیانت می کند و روح او را برای مدت دو سال در یک جواهر جادویی به دام می اندازد. او “روح والکیری” را که به بردگی گرفته شده است ، به یک پیکر از بدن میزبان منتقل می کند.

در مدافعان شماره 107 ، والکیر سرانجام به بدن خود بازگردانده می شود. به هر حال برای مدتی او در نبرد در شماره 152 کشته شد ، اما در دکتر استرنج ، شماره 3 دوباره زنده شد. اخیراً ، در خط داستانی کراس اوور “ترس درون” 2011 ، والکیر به زمین می آید تا گروه جدیدی از والکرایور انسانی را استخدام کند. طبق معمول ، این نسخه از والکیر در خط داستانی “جنگ قلمروها” در سال 2019 نیز با یک مرگ بیرحمانه روبرو می شود که توسط جن تاریک ملکیث سر بریده می شود.(همانطور که میدانید هم داستان ترس درون و هم جنگ قلمرو ها توسط ما ترجمه شده است – کافیست روی اسم آنها کلیک کنید).

امیدوارم تسا در فیلم ها نسبت به کمیک ها شانس بهتری داشته باشد و از مرگ جان سالم بدر ببرد .

جادو و تکنولوژی

در ثور سال 2011 ، او در مورد سفر خارج بعدی خود به دوست دخترش ، جین فاستر ، توضیح داد و گفت: “اجداد شما آن را جادو می نامیدند ، اما شما آن را علم می نامید. من از سرزمینی می آیم که هردوی آنها یکی هستند.” جهان سینمایی مارول ترکیبی از کتاب داستان مصور از اسطوره شناسی و ابرقهرمانان را به سطح بالاتری رسانده و به اندازه کافی علم به داستان اضافه کرده تا ناباوری ما را به تعلیق درآورد.

یک نمونه عالی از این دوگانگی جادویی / علمی ، بیرفراست ، پل رنگین کمان است که زمین و آزگارد را به هم وصل میکند. فاستر ، ناتالی پورتمن از آن به عنوان “پل اینشتین-روزن” یاد می کند ، نام دیگر آن “کرم چاله” است. بیرفراست ، بطوری که در آزگارد میبینیم به عنوان یک پل فیزیکی ساخته شده از کریستال های منحنی شکل به تصویر کشیده شده است. در همین حال ، از دیدگاه زمین ، به نظر می رسد کسانی که در امتداد بیرفراست سفر می کنند ، به دنیای ما تلپورت می شوند ، همراه با شعله ای از نور رنگی رنگین کمان که یک ” طلسم بیرفراست ” را در سطح فرود ، سوخته باقی می گذارد.

به همین ترتیب ، در فیلم Captain America: First Avenger در سال 2011 ، جمجمه قرمز مکعب کیهانی را از کلیسایی در تونسبرگ ، نروژ بدست میاورد ، جایی که در پشت کنده کاری آن یگدراسیل، درخت جهان که نه قلمرو را متحد می کند ، پنهان شده است که به عنوان نمادی از افسانه نشان داده شده است. در سال 2013 در فیلم Thor: The Dark World ، دانشمند اریک سلویگ سعی می کند مفهوم جهان های مختلف را با ترسیم نقشه ای از نه بعد همسایه … که با شاخه ها و ریشه های یگدراسیل مطابقت دارد ، توضیح دهد. همانطور که یک بار نویسنده علمی تخیلی آرتور سی کلارک نوشت ، “هر فناوری که به اندازه کافی پیشرفته باشد، از جادو قابل تشخیص نیست.”

من نازی ها را آوردم

بیایید به عقب برگردیم و در مورد آن صحنه از Captain America: First Avenger صحبت کنیم ، که در آن یوهان اشمیت ، معروف به جمجمه قرمز، مکعب کیهانی را که در پشت کنده کاری های یگدراسیل پنهان شده است ، پیدا می کند. اشمیت رهبر هایدرا است ، یک گروه جدا شده از حزب نازی که هیتلر را به اندازه کافی افراطی نمی داند. یک شرور نازی در داستان Captain America کاملاً منطقی است ، اما این کراس اوور در مورد چه چیزی است؟

هیتلر مشهور به علاقه به افسانه ها بود. به همین دلیل ایندیانا جونز باستان شناس خیالی اغلب خود را در حال مشت زدن به شکارچیان گنج نازی می بیند. جمجمه قرمز خود ، در ابتدای صحنه با این جمله که “بگذارید فوهرر برای خرده ریزها در بیابان حفاری کند” به وسواس هیتلر – و احتمالاً “سوارهای آرک گمشده” اشاره می کند. نازی ها ، اعم از قدیمی و نئونازی ها ، مدتهاست که برای نمادهای خاص خود نمادگرایی نروژ را انتخاب می کنند. در واقع ، در طول جنگ جهانی دوم ، افسری نازی که افسر ویلهلم نام داشت ، می خواست شهر مینسک را پاکسازی کند و نام آن را به آزگارد تغییر دهد.

نه قلمرو … به علاوه یکی

 

افسانه های نروژ به وجود “نه جهان” اشاره دارند. نه قلمرو مارول مستقیماً بر اساس این جهان ها ساخته شده است و بسیاری از آنها در MCU دیده شده اند. در آنجا آزگارد ، خانه ثور است و یوتنهایم ، خانه غول های فراست میباشد. سوارتالفهایم ، معروف به دنیای تاریک میباشد .ثور: دنیای تاریک ، فیلمی است که همچنین می توانید نگاهی اجمالی به وانهایم ، جایی که ثور با غارتگران و مسپلهایم ، خانه سورتور می جنگید ، بیاندازید. قلمرو نیداولیر در MCU به عنوان خانه غول پیکران دینکلیج شناخته می شود و نیفلهایم جایی است که هلا ، کیت بلانشت تبعید خود را در آنجا گذرانده است. و میدگارد هم وجود دارد ، و البته که به نام زمین نیز معروف است. قلمرو نهم ، آلفهایم ذکر شده است اما هنوز دیده نشده است.

با این وجود ، قلمرو دهم در MCU ذکر نشده است: بهشت.

بهشت در مینی سریال گناه اصلی 2014 معرفی شده است ،آنجا قلمرو فرشتگانی است که اودین برای محافظت از بشریت، آنها را به کار می گیرد . وقتی ملکه فرشتگان به اودین خیانت می کند و ظاهراً دختر تازه به دنیا آمده خود را می کشد ، اودین به عنوان مجازات ،بهشت را از بقیه قلمروها جدا می کند . اودین نمی داند که دخترش که به آنجلا تغییر نام داده در بهشت زنده و سالم است.

در یک هنر عجیب و غریب به تقلید از زندگی واقعی ، آنجلا شخصیتی بود که در ابتدا توسط نیل گیمن برای کمیک های تصویری اسپاون خلق شد. گیمن پس از به دست آوردن حضانت “فرزند گمشده” خود در نبرد با تاد مک فارلین ، خالق مشترک آنها ، آنجلا را به مارول آورد و در آنجا زندگی جدیدی را در داستان ثور به او داد .

پل و تونل

در MCU ، سفر از آزگارد به بقیه مناطق نه قلمرو ، مستلزم ملاقات با هایمدال ، نگهبان پل رنگین کمان است. بدون کمک هایمدال و شمشیر هوفوندش ، حتی خود اودین هم برای عبور از فضای بین بعدی مشکل دارد. با این حال ، در کمیک ها ، بیفراست صرفاً فقط قابل اعتمادترین پورتال برای میدگارد یا زمین است. بقیه قلمروها توسط بسیاری از صفحات مسطح به آزگارد متصل می شوند که به نظر می رسد جغرافیای آنها در بعضی مواقع از نظر فیزیکی به هم پیوسته است.

به نظر می رسد نه قلمرو به سایر ابعاد نیز متصل می شود. ثور و لوکی در سال 1965 در سفر به رمز و راز سالانه شماره 1 ، گذرگاهی را بین جوتونهایم ، قلمرو غول های فراست و کوه المپوس ، محل استقرار خدایان یونان کشف کردند. ثور با هرکول ، هم تیمی آینده انتقام جویانش ملاقات می کند و آنها به طور فزاینده ای یک رقابت بزرگ دارند تا ببینند چه کسی قدرتمندتر است تا اینکه پدرانشان میایند و به این نبرد پایان میدهند.

اودین اولین فرمانروای آزگارد نیست

داستان های آزگارد پر از درام ساختگی شکسپیر مانند ،درباره اصل و نسب سلطنتی است. خلاصه داستان Thor 2011 – به کارگردانی کنت براناگ ، پیشکسوت کمپانی رویال شکسپیر – در مورد شاهزاده ای بود که یاد می گرفت یک حاکم خردمند چیست. هر فیلم ثور شامل تلاش های لوکی برای تصاحب تاج و تخت است. با مرگ اودین در Thor: Ragnarok 2017 ، سرانجام حکومت طولانی او پایان می یابد … اما خود آزگارد مدت کوتاهی پس از آن پایان نمی یابد. گرچه ممکن است این تصور ایجاد شود که داستان آزگارد مربوط به دوران پادشاهی اودین است ،اما او اولین پادشاه آنجا نیست.

اولین پادشاه آزگارد پدربزرگ اودین ، ​​بوری بود. اگرچه بوری هرگز در MCU دیده نشده است ، اودین او را در Thor 2011 بررسی می کند. در کمیک ها نیز به بوری عشق بیشتری داده نشده است. او در سفر به رمز و راز شماره 97 حضور كوتاهي دارد و كاملاً در حال رشد از يخ هاي ذوب شده به دليل اينكه توسط يك گاو كيهاني لیسیده شده بود ، ظاهر شد. (چرا این مورد در MCU لحاظ نشده است؟ )

بوری اولین پادشاه آزگارد بود ، پس از او پسرش بور ، که در فلش بک در Thor: The Dark World در حال مبارزه با الف های تاریک در سال 2013 دیده شد ، بود. بور در MCU در آرامش استراحت می کند ، اما پایان غم انگیز تری در کمیک ها دارد. بور که توسط نوه خوانده اش لوکی زنده شده است ، فریب می خورد تا به زمین حمله کند. ثور مجبور می شود بور را بکشد ، که این موضوع منجر به اخراج وی می شود.

چرخش راگناروک


مفهوم “راگناروک” یا “گرگ و میش خدایان” در اصل در اساطیر نروژ است که در آن خدایان در جنگ می میرند ، آزگارد سقوط می کند و زمین توسط سیل نابود می شود ، برای اینکه دوباره از ابتدا شروع به تولد کند . کاملاً مناسب بود که مارول با فیلم Thor: Ragnarok 2017 روح تازه ای به حق ثور دمید. راگناروک با کمک Taika Waititi درخشان ، شخصیت ، سبک مبارزه و از همه مهمتر لحن او را دوباره تصور کرد ، مارک ،ثور را نجات داد حتی در پایان جهان.

“راگناروک”  MCU هنگامی که ثور مجبور شد دیو سورتور را آزاد کند تا سلطنت شیطانی خواهرش هلا را به پایان رساند، سقوط می کند. همانطور که ثور در آن غار / صحنه وان آب داغ در انتقام جویان 2015 پیش بینی کرده است ؛(در عصر اولتران) ، از آزگارد ویرانه ای برای سوختن باقی مانده است ، مردمش به ستاره ها فرار می کنند. کمیک های مارول سقوط و طلوع آزگارد را دیده اند ، اولین چرخه راگناروک در اوت 1978 در Thor # 274 آغاز شد. چهار شماره بعد ، ثور با پذیرش تبعید به زمین موفق شد سقوط آزگارد را به تأخیر بیندازد. تلاش او راگناروک را تا سال 1998 و انتشار Thor 2 # 80 – 85 متوقف کرد، که در آن لوکی نسخه های کافی از چکش میونیر را ایجاد می کند تا ارتش خودش را تجهیز کرده و سرانجام آزگارد را به زمین بیندازد.

آمدن به آمریکا یا نروژ (… بستگی دارد)

پس از تخریب آزگارد در صحنه های اوج گیری ثور: راگناروک ، ازگاردی ها فرار می کنند و به ستاره ها می روند. در حالی که کسانی که همراه با ثور سفر می کنند به همان اندازه به دست ثانوس به سرنوشتی وحشتناک دست می یابند ، تعداد اندکی از بازماندگان این فاجعه مضاعف بر روی زمین مستقر می شوند. آنها یک ” آزگارد جدید” در تونزبرگ ، نروژ ایجاد می کنند ، شهری که بارها توسط موجودات مافوق طبیعی بازدید می شود و هنوز هم عجیب و غریب است.

آزگاردیها در کمیک ها ،بعد از راگناروک، برای خود خانه جدیدی در زمین پیدا می کنند. در چهار شگفت انگیز شماره 536 ، ثور شهر آزگارد را می سازد ، همراه با مجموعه ای عظیم از دیوارهای قلعه و گلدسته های برجسته ای که چند فوت بالاتر از سطح زمین ، خارج از براکستون ، اوکلاهما قرار دارد. این نسخه از آزگارد بعدها “سقوط خواهد کرد” ، و به آرامی و مخفیانه توسط راکسون خریداری می شود و غیرقابل سکونت می شود ، یک شرکت شیطانی که اغلب در پشت صحنه برخی از شادترین تجارت دنیای مارول کار می کند.سپس آزگاردیها عزیمت می کنند اما یک درخت میوه و فواره جادویی جاودانه را پشت سر خود باقی می گذارند.

آن سر دیگر دنیا

سقوط نهایی آزگارد در مینی سری سال 2009 ، “محاصره” ، توسط برایان مایکل بندیس و اولیویه کوئپل آغاز شد. نورمن آزبورن ، که در خارج از براکستون ، اوکلاهما معلق است ، به شهر آزگارد حمله میکند ، وی هویت گرین گابلین خود را کنار گذاشته تا چهره ای قابل احترام برای افراد شرور خود ، از جمله لوکی ، دکتر دووم و Taskmaster فراهم کند.

آزبورن با آخرین تلاش برای تسخیر آمریکا ، رئیس جمهور را متقاعد می کند تا تیم “انتقامجویان تاریک” خود را مورد حمله قرار دهد. وقتی رئیس جمهور در ابتدا امتناع می ورزد ، آزبورن حمله ای ویرانگر به پایگاه فیلد در شیکاگو انجام می دهد و سپس تلفات غیرنظامیان به گردن همراه آزگاردی ثور ،یعنی ولستاگ میندازد.

آزبورن با ارائه حق پخش منحصر به فرد حمله انتقامجویان تاریک به آزگارد به یك مجری محافظه كار تلویزیون كه آزگاردی ها را به عنوان یك تهدید بیگانه نشان می دهد ، احساسات عمومی را تحریک می كند. با این وجود ، وقتی استرس در جنگ باعث می شود شخصیت دیوانه گرین گابلین او دوباره ظاهر شود ، ازبورن پشتیبانی هم مردم و هم تیم خود را از دست می دهد. در حالی که آزگارد موفق می شود از این محاصره نجات یابد .

Marvel’s What If …؟ شماره 200 (چه میشد اگر..) این سوال را می پرسد ، “اگر آزبورن در محاصره آزگارد پیروز میشد چه میشد؟”

پاسخ کوتاه الیته این است : پایان جهان. یعنی راگناروک.

 

تمام ثورهای مارول
توضیح تمام داستان ثور در MCU
کمیک خشم ثور
کمیک ثور 2015
رتبه بندی رسمی: 10 ابرشرور قدرتمند برتر مارول
تعارضات و دروغ هائی که مارول در مورد انتقامجویان گفته است
10 ابرشرور و ابرقهرمان که ارتباط خویشاوندی دارند
10 ابرقهرمان قدرتمند امروز مارول
توضیح کل جدول زمانی MCU
نژادهای بیگانه که می خواهیم در MCU ببینیم
توضیحی در مورد تاریخچه و وقایع هایدرا
8 نفر از بارزترین ابرقهرمانان مارول که مذهبی هستند
معرفی 10 دانشمند برتر کمیک‌های مارول بهمراه حوزه مطالعه آنها

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

توضیح تاریخچه خون آشام های مارول

در فهرست قهرمانان و شروران مارول هیچ کمبودی از قهرمانان و افراد بد وجود ندارد …

دیدگاهتان را بنویسید