سه شنبه , 12 مهر 1401 - 7:48 بعد از ظهر

داستان های دکتر استرنج که هرگز در صفحه نمایش سینما نخواهید دید

دکتر استفان استرنج از زمانی که برای اولین بار در سال 2016 در فیلم «دکتر استرنج» ظاهر شد، نقشی حیاتی در دنیای سینمایی مارول ایفا کرده است. فراتر از فیلم‌های در حال اجرا، استرنج در فیلم‌های «ثور: راگناروک»، «انتقام‌جویان: جنگ بی‌نهایت»، «انتقام‌جویان: پایان بازی» و «اسپایدرمن: راهی به خانه نیست» نیز حضور داشته است. و او احتمالاً برای مدت طولانی نیز حضور خواهد داشت – در دسامبر 2021، بندیکت کامبربچ به USA Today گفت که با خوشحالی به بازی در این نقش ادامه خواهد داد تا زمانی که شخصیت جالب و چالش برانگیز باشد و کارهای خارق العاده ای در MCU انجام دهد. ”

پس این یک زمان هیجان انگیز برای طرفداران دکتر استرنج است، و تعداد زیادی کتاب کمیک عجیب و شگفت انگیز وجود دارد که کوین فایگی و همکارانش ممکن است از حضورهای آینده او در MCU استفاده کنند. چه کسی از شانس دیدن شوما-گوراث در اولین نمایش نقره ای خود استفاده نمی کند؟

یا شاید باید شاهد هیجان‌انگیزترین ارتفاعات اولین سری از کمیک‌های استیو دیتکو باشید که روی فیلم آورده شده است؟ یا حتی از اقتباس مستقیم یکی از آرک های اخیر استرنج، مانند «Loki: Sorcerer Supreme» یا «Death of Doctor Strange» لذت ببرید؟

با این حال، تعداد انگشت شماری از داستان های عجیب و غریب وجود دارد که احتمالا هرگز به سینماها راه پیدا نخواهند کرد. چه به خاطر عجیب بودن، چه غیرعملی بودن یا به سادگی خیلی افتضاح بودن، اینها داستان های Doctor Strange هستند که هرگز روی صفحه نمایش بزرگ نخواهید دید.

مثلث عشق با بن فرانکلین

در اوایل دهه 1970، دکتر استرنج نویسنده جدیدی به نام استیو انگلهارت پیدا کرد. انگلهارت با شروع «مارول پریمیر» و به دنبال آن اولین اجرای «دکتر استرنج»، کمیک‌های استرنج را فرصتی برای بررسی برخی از محبوب‌ترین مفاهیم فلسفی آن زمان می‌دانست . چیزی که بریتانیکا آن را «معنویت، خودکاوی و کاوش در خود» می‌نامد. بالا بردن آگاهی.” به دلایلی، او همچنین از این فرصت استفاده کرد تا استرنج با بنجامین فرانکلین ملاقات کند.

سهم ارزشمند انگلهارت در کمیک های دکتر استرنج غیرقابل انکار است، اما آخرین تعظیم او به عنوان نویسنده اصلی، در سال 1976 “دکتر استرنج” شماره 17-19، کاملاً غیرقابل توضیح بود. در این شماره ها، استرنج تصمیم می گیرد به شاگرد خود، سلیا، نحوه سفر در زمان را آموزش دهد. پس از یک اقامت کوتاه برای معاشرت با فرانسیس بیکن در سال 1618، آنها تصمیم می گیرند تا به سال 1775 بپرند. در اینجا، استرنج با جادوگری به نام استیژیرو درگیر می شود، شهر گمشده آتلانتیس سرانجام پیدا می شود و سلیا در نهایت فریفته می شود. آنهم در مقابل مردی که چهره‌اش اسکناس صد دلاری را زیبا می‌کند.

اکنون، مطمئناً می‌توانید استدلال کنید که MCU اخیراً کمی عجیب‌تر شده است: “WandaVision” یک آزمایش لذت‌بخش در ژانر است، جنجال‌های چندجانبه در “Loki” یک شورش واقعی است، و لهجه بریتانیایی اسکار آیزاک در “شوالیه ماه” تقریباً برای خودش بیان می شود اما می‌خواهیم حدس بزنیم که شاگرد/عاشق دکتر استرنج در یک مثلث عشقی به سبک سریال‌های سریالی با بن فرانکلین ممکن است برای سلیقه اکثر طرفداران کمی بیش از حد باشد.

ویکتور استرنج، برادر خون آشام مخفی استفان

وقتی صحبت از سریال‌های تلویزیونی می شود، این موضوع چگونه است؟ در «دکتر استرنج، جادوگر اعظم» شماره 10، رویارویی با موربیوس خون‌آشام زنده منجر به فاش شدن این موضوع می‌شود که استیون استرنج یک برادر خون‌آشام مخفی به نام ویکتور دارد. ظاهراً برادر کوچک استرنج دهه گذشته را در زیر انباری در نیویورک یخ زده گذرانده و در دوران کودکی با یک ماشین تصادف کرده است. استرنج از زمان تبدیل شدن به یک جادوگر، از توانایی های خود در تلاشی ناامیدکننده برای بازگرداندن خواهر و برادرش به زندگی استفاده کرده است. فرمول مونتسی را در نظر بگیرید – طلسمی که استرنج قبلاً برای از بین بردن همه خون آشام ها در “دکتر استرنج” شماره 62 استفاده کرده بود – و همچنین یک طلسم جدید به نام “آیات خون آشام” و انبوهی از نقشه های داستانی، و پرستو : ویکتور استرنج به طور جادویی زنده شده است.

این بهترین ساعت دکتر استرنج نیست، نه به عنوان یک شخصیت و نه به عنوان یک کتاب کمیک. وجود ویکتور کاملاً از هیچ سرچشمه می‌گیرد، و او نیز برای مدت طولانی باقی نمی‌ماند و چند بار قبل از آخرین داستانش در «دکتر استرنج، جادوگر اعظم» شماره 56 ظاهر می‌شود. به سختی می توان راهی را یافت که این مرد ممکن است در MCU جا بیفتد که اجباری و غیرضروری به نظر نرسد، و باید میلیون ها مسیر دیگر وجود داشته باشد که قوس شخصیت دکتر استرنج بتواند پیش از آن که استودیو مارول مجبور به متوسل شدن به یک پیچش معمولی شود در آن حضور یابد. اگر کوین فایگی بداند چه خبر است، ویکتور استرنج را برای “Morbius 2″ به سونی می‌دهد و تمام این حماسه تاسف آور را فراموش می‌کند.

مدافعان کلاسیک

دکتر استرنج در طول سال‌ها در تیم‌های مختلف ابرقهرمانی، از Avengers (انتقام جویان) گرفته تا Illuminati (ایلومیناتی) و Midnight Sons (پسران نیمه شب) حضور داشته است. با این حال، شاید مشهورترین وابستگی گروه او، مدافعان باشد.

اولین داستان دکتر استرنج با مدافعان را می توان در «ویژگی مارول» شماره 1 در سال 1971 یافت، که همچنین نشان دهنده آغاز کار این تیم است. در این داستان ،استرنج درگیر مسابقه ای با زمان برای جلوگیری از نابودی زمین توسط یک وسیله روز قیامت است. برای انجام این کار، او از نیمور ساب مارینر و هالک شگفت انگیز کمک می گیرد. هنگامی که جهان در پایان شماره به پایان می رسد، این سه نفر تصمیم می گیرند که به طور آزادانه در گروه باقی بمانند، و استرنج آنها را “مدافعان” نام می نهد. این تیم بعداً در شماره‌های بعدی «Marvel Feature» بازگشت و سرانجام در سال 1972 عنوان خود را به نام «مدافعان» شماره 1 دریافت کرد.

دو مانع اصلی بر سر راه رسیدن این داستان ها به پرده سینما وجود دارد. اولین مورد این است که نام «مدافعان» قبلاً توسط دنیای مارول نتفلیکس انتخاب شده است، و اکنون که مت مورداک و دوستانش وارد MCU گسترده‌تر شده‌اند، این احتمال وجود دارد که آنها دوباره در نقطه‌ای از تاریخ دور هم جمع شوند. دوم این است که استوارهای کلاسیک مدافعان به سادگی بیش از حد اتفاق می‌افتند: رسانه‌هایی مانند The Illuminerdi گزارش داده‌اند که نیمور قرار است یک شرور در «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» باشد، بروس بنر با سریال آینده “شی هالک” دستش پر است، و دکتر استرنج تمام این جنون در چندجهانی را برای مقابله با آن دارد. آیا واقعاً شانس زیادی وجود دارد که این شخصیت های کاملاً نامرتبط گرد هم آیند تا تیمی با نامی که همه از قبل می شناسند تشکیل دهند؟ مشکوک به نظر می رسد.

دکتر استرنج گرگینه

«Marvel Team-Up» که در سال 1972 عرضه شد، مجموعه‌ای از کتاب‌های کمیک بود که در هر شماره دو یا چند ابرقهرمان را گرد هم می‌آورد – که یکی از آنها تقریباً همیشه مرد عنکبوتی بود – تا با تهدیدهای وحشتناک مبارزه کنند. در طول سال‌ها، قهرمانانی که در کنار Spidey حضور داشتند عبارتند از Human Torch، Thor، Iron Man، کاپیتان آمریکا، Black Panther، Daredevil، Hulk، Professor X، Man-Thing، Ms. Marvel، و اصولاً هر قهرمان بزرگی که شما دارید. می تواند تصور کند. در «تیم آپ مارول» شماره 80، مرد عنکبوتی با سلیا ملاقات می کند و با هم در مقابل … دکتر استرنج گرگینه می ایستند.

همانطور که مشخص است، استرنج به عنوان یک پیامد ناخواسته اتحادش با ماری لاوو، کاهن اعظم وودو، در کمیک Marvel Team-Up شماره 76 به یک گرگینه تبدیل شده است. خوشبختانه با کمک سلیا، اسپایدی و شیطان نیمه دیو، استرنج در شماره بعدی به خود قبلیش باز می گردد.

استودیوی مارول در واقع به نوعی مفهوم «تیم-آپ مارول» را با سه فیلم «مرد عنکبوتی» MCU، که پیتر پارکر در هر کدام از آن‌ها در کنار قهرمان متفاوتی ملاقات کرده و با آن‌ها مبارزه می‌کند قرار داده است، در «بازگشت به خانه»، آن شخص مرد آهنی است. در «دور از خانه»، نیک فیوری است. در « راهی به خانه نیست»، دکتر استرنج است. و در حالی که بعید به نظر می‌رسد که فیلم‌های «مرد عنکبوتی» آینده از این لحاظ، زمین‌های قدیمی را بازخوانی کنند، به نظر می‌رسد که با مبارزه اسپایدی و سلیا با استفان استرنج غم‌انگیز، این کار را انجام دهند.

باز هم دکتر استرنج

برای مدتی، واقعاً به نظر می رسید که دکتر استرنج با آنتروپومورفیسم مشکل دارد. «دکتر استرنج» شماره 25 با سلیا و وانگ شروع می‌شود که استرنج را از چهار وجهی نجات می‌دهند، یک بعد عجیب و غریب پر از مناظر و صداهای غیرقابل توصیف عجیب . با این حال، هنگامی که آنها به زمین باز می گردند، متوجه می شوند که به جای انسان، جهان توسط میلیاردها موجود نیمه انسان و نیمه حیوان پر شده است. این سه نفر همچنین ساکن جدید Sanctum Santorum را کشف می کنند: یک جادوگر عالی با سر گراز که خود را “باز هم دکتر استرنج” می نامد. هر چند نترسید، زیرا در “دکتر استرنج” شماره 28، استرنج اصلی جهان را نجات می دهد و بعد از شکست دادن In-Betweener خداگونه در نبرد، نظم قدیمی را باز می گرداند.

همه چیز خیلی خیلی عجیب است. صحنه های Quadriverse در آستانه این قوس در واقع بسیار عالی هستند، قسمت های مساوی ترسناک و جذاب هستند و کل آن قوس روی صفحه نمایش به خوبی اجرا می شود. (حتی سابقه‌ای برای این وجود دارد، زیرا «فرهنگ لغت‌نامه دیداری استودیو مارول» از Quadriverse به عنوان یکی از واقعیت‌های دیدارهای عجیب در «دکتر استرنج» یاد می‌کند.) اما وادار کردن استرنج و متحدانش به چیزی که اساساً یک اقتباس لایو اکشن است. «BoJack Horseman» احتمالاً برای این فرنچایز یک پل است . مهم نیست که نام «Doctor Strange Yet» چقدر جالب باشد.

داستان بدنام اولتیماتوم

“اولتیماتوم”. از طرف یکی از منتقدان IGN به عنوان «بدترین کمیکی که تا به حال خوانده‌ام» توصیف شده است، این رویداد تقریباً جهانی مورد توهین در دنیای نهایی مارول رخ می‌دهد و برای بسیاری از طرفداران بیشتر به دلیل تخریب زمین-1610 شناخته شده است. دیالوگ‌ها بی‌نقص هستند، سرعت‌ها درهم و برهم است، و هنر آن‌قدرها هم عالی نیست. اما شاید بدترین گناهی که جف لوب در طول «اولتیماتوم» مرتکب شد، روشی بی‌عیب و ناراحت‌کننده است که در آن او بسیاری از محبوب‌ترین قهرمانان مارول را کشت.

اگرچه «اولتیماتوم» یک داستان دکتر استرنج نیست، اما باید به آن اشاره کرد زیرا مرگ استفان استرنج، جونیور یکی از بدنام ترین لحظات این رویداد را فراهم می کند. در “اولتیماتوم” شماره 4، موجی از ویرانی که توسط مگنیتو به راه افتاده، جهان را فرا گرفته است. یکی از پیامدهای ناخواسته این است که دورمامو، ارباب بعد تاریکی، بر شهر نیویورک خراب می شود. همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید، دکتر استرنج به زودی ظاهر می شود تا با دشمن قدیمی خود روبرو شود، و این دو در یک حماسه واقعی با هم درگیر می شوند – اوه، نه، صبر کنید، هنوز تمام نشده است. دورمامو، استرنج را با ارسی خودش فشار می دهد و سرش را منفجر می کند و این پایان کار جادوگر اعظم است.

پایان Loeb برای Ultimate Strange هم آزاردهنده و هم خسته کننده است و عملاً هیچ هدفی در داستان بزرگتر خود ندارد. قوس کوتاه او – و در واقع “اولتیماتوم” به طور کلی – یک فصل تلخ در تاریخ مارول را تشکیل می دهد، و اگر هرگز به صفحه سینما نزدیک نشود، شاید اینگونه جهان مکان شادتری خواهد بود. امیدواریم برترین‌های استودیو مارول به خوبی از این موضوع آگاه باشند.

اگر ولوورین ارباب خون آشام ها بود چه میشد؟

اکنون که MCU اقتباس خاص خود را از سری در حال اجرا “What If…؟ ” داشته است، احتمالاً بسیاری از طرفداران به سمت کتاب های کمیک اصلی جذب خواهند شد. در سراسر مجلات متعدد “چه می شد اگر…؟” در کمیک‌ها مفاهیم جذابی مانند «اگر دکتر دووم قهرمان می‌شد چه می‌شد؟»، «اگر انتقام‌جویان هرگز نبودند؟» و «اگر عمه می به جای عمو بن می‌مرد چه می‌شد؟» پیدا خواهند کرد.

از جمله سؤالات مبهم‌تری که این مجموعه مطرح می‌کند، «چه می‌شد اگر ولوورین ارباب خون‌آشام‌ها بود؟ » است که در «چه می‌شد اگر…؟» جلد 2 #24 یافت می‌شود.. داستان بیشتر حول محور دکتر استرنج، پونیشر و ولوورین می‌چرخد که دومی پس از شکست دراکولا در نبرد به ارباب خون‌آشام‌ها تبدیل می‌شود. در خلاصه داستان، استرنج توسط یک جاگرنات مرده کشته می‌شود، و از روح خود برای هدایت پونیشر در نابود کردن خون‌آشام‌ها استفاده می‌کند و در نهایت به لوگان کمک می‌کند تا از هاله شیطانی خود خلاص شود.

اکنون، باید واضح باشد که چرا این داستان – و بیشتر “چه می‌شد اگر…؟” به این زودی فیلم خود را دریافت نخواهند کرد. البته این احتمال وجود دارد که در آینده در صفحه نمایش سریال ها نمایش داده شود، با حسن نیت از “What If…?” سری MCU، هرچند ما هم روی آن شرط نمی‌بندیم. دلیلش این است که این شماره کمی بیش از حد به فرضیه “Marvel Zombies” (زامبی های مارول) نزدیک است، که قبلاً در یک قسمت کاملاً مناسب از “What If…؟” اقتباس شده است.

اسپندکس استرنج

ماجراهای استفان استرنج تعدادی از هیجان‌انگیزترین و لذت‌بخش‌ترین کمیک‌هایی است که مارول تا به حال تولید کرده است، و کمیک‌های اوایل دهه 60 از بهترین داستان‌های او هستند. متأسفانه، واقعیت این است که همه طرفداران در آن زمان احساس یکسانی نداشتند، و تا سال 1968، فروش «دکتر استرنج» در حال افزایش بود. مارول که نگران محبوبیت روزافزون جادوگر اعظم بود، تصمیم گرفت او را بیشتر با قهرمانان سطح الف استودیو هماهنگ کند.

در «دکتر استرنج» شماره 177، استرنج و سلیا توسط بندگان دیو Satannish به بُــعد دیگری تبعید می شوند. در همان زمان، آسمودئوس شرور ،هویت استرنج را می گیرد و از بازگشت استرنج واقعی جلوگیری می کند. برای بازگشت به زمین، خود استرنج شکل جدیدی به خود می گیرد که شامل یک جامه به سبک اسپندکس و یک ماسک آبی برای هماهنگی با آن جامه است. این لباس جدید درست تا زمان لغو «دکتر استرنج» در سال 1969 باقی می ماند، قبل از اینکه به طور غیر رسمی در «مارول فیچر» شماره 1 دور انداخته شود.

دادن یک لباس ابرقهرمانی سنتی تر به دکتر استرنج (و همچنین هویت مخفیانه، به همان اندازه که منطقی به نظر نمی رسد) دقیقاً برای ثروت این شخصیت شگفت انگیز نبود و روزهای پوشیده از نقاب او از آن زمان به پاورقی در تاریخ مارول کامیکس تنزل یافته است. اگر امیدوارید بازی لایو اکشن Strange با استفاده از قدرت تغییر لباس از مخمصه بعدی خود فرار کند – خوب، نفس خود را حبس نکنید.

آکادمی استرنج

در سال 2020، مارول کامیکس «آکادمی استرنج» را راه‌اندازی کرد. این سری درباره گروهی از نوجوانان است که در مدرسه ای برای جادوگران که توسط دکتر استرنج راه اندازی شده و توسط عرفای مارول مانند دکتر وودو، انشنت وان، آگاتا هارکنس، مجیک، واندا ماکسیموف و البته خود استرنج در آن تدریس می شود، درس میخوانند. در طول این مسیر، آنها با هم دوستی برقرار می کنند، میزان توانایی های خود را می آموزند و با تهدیدی رو به رشد برای موجودیت آکادمی روبرو می شوند. در واقع، دلیل اینکه می‌دانید اوضاع چگونه پیش می‌رود، به احتمال زیاد این است که قبلاً هم در کمیک و هم در صفحه نمایش بزرگ، داستان بسیار مشابهی را دیده‌اید.

خوشبختانه، استعدادهای دو نویسنده/تصویرگر اسکوتی یانگ و هامبرتو راموس مانع از این می‌شود که «آکادمی استرنج» بیش از حد شبیه کمیک‌های مردان ایکس مارول باشد، اما با این وجود مقایسه آسان است. به همین ترتیب، تصور ابرقهرمانان جوان که به نیروها می پیوندند – که برخی از آنها با چهره های مشهور دنیای مارول مرتبط هستند – کاملاً بی شباهت به «انتقام جویان جوان» و عناوین بعدی آن نیست. و از آنجایی که به نظر می‌رسد MCU در حال تنظیم قطعات برای پروژه «X-Men» و احتمالاً پروژه «انتقام‌جویان جوان» است، این تردید وجود دارد که «Strange Academy» نور روز را ببیند.

کروگر، جادوگر اعظم

کروگار یکی از نژادهای بیگانه معروف به لم، اولین بار در سال 1990 “نگهبانان کهکشان” سالانه شماره 1 معرفی شد. در این داستان، نگهبانان قرن 31 – استارهاوک، چارلی-27، مارتینکس، یوندو، و ونس آسترو – به گذشته برمی‌گردند تا دشمن خود، کورواک، را در کودکی نابود کنند. در آنجا، مردی که خود را انشنت وان و شاگردش کروگر می نامد، از آنها بازدید می کنند. همانطور که مشخص است، این انشنت وان ،استفان استرنج است، در حالی که کروگار ردای جادوگر اعظم را به خود گرفته است.

بعداً، در “نگهبانان کهکشان” شماره 36-37، این تیم در مقابل دورمامو قرار می گیرد که باعث شد استرنج و کروگار یک بار دیگر به کمک آنها بیایند. در طول دوئل آنها، The Dread One (وحشت) سرانجام استرنج را می کشد، اما کروگار جلو می رود و دورمامو را در کنار نگهبانان شکست می دهد. پس از آن، او نقش خود را به عنوان جادوگر اعظم در کنار تالون ناانسان که به عنوان شاگرد او تحصیل می کند، ادامه می دهد.

به اندازه کافی خنده دار است که، کروگار در واقع در MCU وجود دارد – او جادوگری شبیه ماهی است که به عنوان رئیس یک قبیله Ravager در “Guardians of the Galaxy Vol. 2″ ظاهر می شود. در حالی که او ممکن است نقش مهم تری را در پروژه آینده “نگهبانان” ایفا کند، به نظر می رسد که برای اتصال کروگار به دکتر استرنج MCU نیاز به یک جهش کامل دارد و اینکه او در واقع شاگرد اصلی او (و جانشین نهایی) او شود، احتمالاً کاملاً خارج از بحث ماست.

دکتر استرنج در سرزمین عجایب

تأثیر روانگردان بر دنیای «دکتر استرنج» به سختی ظریف است. از فراخوان‌های تقریباً بی‌معنی استرنج گرفته تا فهرست عجیب و غریب دشمنان او تا آثار هنری استیو دیتکو و جانشینان او، این کتاب‌های کمیک غرق در موارد عجیب هستند. پس شاید اجتناب ناپذیر باشد که آنها به یکی از دیگر سفرهای بزرگ ادبیات ادای احترام کنند: «آلیس در سرزمین عجایب».

در “دکتر استرنج” شماره 1، استرنج پس از جان سالم به در بردن از یک سوء قصد توسط سیلور داگر به داخل گوی آگاموتو منتقل می شود. او در آنجا با یک کرم قلیان‌کش آشنا می‌شود که ادعا می‌کند «حداقل برای دنیایی که هیچ چیز واقعی نیست» واقعی است. البته این اشاره مستقیم به کاترپیلار در داستان لوئیس کارول است که آلیس را در طول ماجراجویی اش در سرزمین عجایب ناامید می کند. کاترپیلار در «دکتر استرنج، جادوگر اعظم» شماره 7 بازمی‌گردد و به زودی مشخص شد که او در واقع خود آگاموتو است. همین موضوع به «تویدل-خنگ و تویدل-دومبر» اشاره می کند و از اصطلاح «دیوانه به عنوان کلاهک» استفاده می کند. به این منظور که یک ابرقهرمان مارول به بازی در اقتباس از «آلیس در سرزمین عجایب» نزدیک شده باشد.

از آنجایی که داستان‌های کارول در مالکیت عمومی این شرکت است، استودیو مارول می‌تواند در پروژه آینده «دکتر استرنج» همه اینها را بازسازی کند. اما باید از خود بپرسید که آیا گنجاندن شخصیت‌های واقعی «آلیس در سرزمین عجایب» در فیلمی که بسیار تلاش می‌کند تا به حال گیج‌کننده باشد، می‌تواند بی‌معنی دیده شود. در نهایت، ظرافت می تواند چیز خوبی باشد.

زوم

در سال 1967، “قصه های عجیب” شماره 156-157 شرور جدیدی را به افسانه های “دکتر استرنج” معرفی کرد، کسی که از آن زمان به درستی دیده نشده است: زوم.

این جانور هیولا توسط استرنج و انشنت وان احضار می شود تا در مبارزه با اومار، خواهر خشمگین دورمامو به آنها کمک کند. در حالی که او به اندازه کافی از آنها می ترسد، به سرعت مشخص می شود که زوم از کنترل خارج شده و آنقدر قدرتمند است که نمی تواند متوقف شود. فقط دخالت دادگاه زندگی، قادر مطلق برای جبران این خسارت کافی است.

چیزی واقعاً وحشتناک در مورد Zom وجود دارد. عطش فرونشدنی او برای نابودی و قصد اعلام شده برای گسترش در سراسر جهان. اما این یک چیز است، و آشکار شدن اینکه زمانی برای دورمامو و ابدیت طول کشید تا او را دستگیر کنند چیز دیگری است. نیاز به آوردن یکی از قدرتمندترین موجودات در دنیای چندگانه مارول برای متوقف کردن او در نهایت تنها گواهی نهایی بر قدرت وصف ناپذیر زوم است.

بدون شک معرفی یک ضرباهنگ داستانی مشابه این برای فیلم آینده «دکتر استرنج» اوج خوبی خواهد داشت، حتی اگر «ثور: راگناروک» قبلاً این کار را انجام داده باشد. اما بیایید در اینجا صادق باشیم: زوم نیز کاملاً مضحک به نظر می رسد، و اینکه Strange و Ancient One نبرد خود را با شر با آزاد کردن یک میمون درخشان شعله ور تماماً قدرتمند می کنند، مطلقاً اوج مورد نیاز ما از «Doctor Strange 3» نیست.

دکتر استرنج: لعنت

«دکتر استرنج: لعنت» ( که در اینجا منتشر شده ) یکی از بهترین داستان های دکتر استرنج در سال های اخیر است. این قوس متقاطع فوق‌العاده شیک که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، به عواقب رویداد «امپراتوری مخفی» می‌پردازد، که در آن استفان استرنج کل جمعیت لاس‌وگاس را از مرگ بازمی‌گرداند. با این حال، خیلی زود، این معجزه با ظهور مفیستو پیچیده می شود، که به سرعت مغازه ای راه می اندازد و شروع به اعمال نفوذ شیطانی خود بر جمعیت تازه رستاخیز شده می کند.

مفیستو هنوز اولین بازی خود را در MCU انجام نداده است و ما فقط می توانیم امیدوار باشیم که ظاهر نهایی او در داستانی به همین ترسناکی و هیجان انگیز باشد. متأسفانه، ما همچنین شرط می‌بندیم که «لعنت» بصورت یک اقتباس کامل ساخته نشود. تشکیل تیم Ghost Riders (فالکون، کاپیتان مارول، ثور، هاکای و پلنگ سیاه) و تیم قهرمانان مقابل آن (بلید، مون نایت، السا بلاداستون، دکتر وودو، من-ثینگ، مشت آهنین، و روح سوار) ) در قلب این داستان قرار دارد، اما همچنین نشان دهنده نوعی انعطاف است که برای ساختن یک فیلم تمام عیار «انتقام جویان» به آن نیاز دارید. متأسفانه، احتمال اینکه استودیو مارول یکی از آن پروژه‌ها را حول محور چیزی که اساساً یک پایان است، هر چند حماسی، متمرکز کند، کم به نظر می‌رسد. علاوه بر این، سفر وهم‌آور استرنج به قلمرو نکروزانه مفیستو در «دکتر استرنج» شماره 388 و فتح جهنم توسط جانی بلیز در «لعنت: روح سوار — جانی بلیز» شماره 1 برخی از جذاب‌ترین سکانس‌های داستان را ارائه می‌کنند، اما به سختی می‌توان فهمید که چگونه یک اقتباس سینمایی می تواند حق آنها را برآورده کند.

شاید جهانی وجود داشته باشد که در آن عناصر خاصی از این قوس به پرده بزرگ راه پیدا کنند – حداقل امیدواریم اینطور باشد – اما، از نظر اقتباس مستقیم، احتمالاً منصفانه است که بگوییم “لعنت” یکی از آن داستان‌هاست که فقط یک کتاب کمیک واقعی می تواند به دست بیاورد.

 

وردهای جالبی که دکتر استرنج استفاده میکند
دانلود کمیک سالانه دکتر استرنج 2016
دانلود کمیک دکتر استرنج -نوری که هرگز نبود
دانلود کمیک switch witch – تعویض ساحره
مجموعه کمیک دکتر استرنج – بخش اول
مجموعه کمیک دکتر استرنج – بخش دوم
کمیک دکتر استرنج و دکتر دووم – فتح و عذاب
رویداد دکتر استرنج – لعنت
کمیک دکتر استرنج – پرواز استخوان ها
کمیک دکتر استرنج – جن بطری
کمیک مرگ دکتر استرنج
کمیک دکتر استرنج – الکترا سوگوار میشود
کمیک دکتر استرنج – یک لحظه آرامش
حقایق ناگفته از بارون موردو
حقایق ناگفته از انشنت وان
حقایق ناگفته از مفیستو
کمیک انتقامجویان و مدافعین – تاروت
کمیک بهترین مدافعان

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

بله، اعضای اصلی لیگ عدالت بین المللی عالی بوده اند

لیگ عدالت بین المللی توسط تیم قدرتمند کیت گیفن، کوین مگوایر و JM DeMatteis ایجاد …

3 دیدگاه

  1. استاد از نظر من زوم میتون توی فیلم دیده بشه ما توی سینما شخصیت های قدرتمند دیگه هم دیدیم مثل یگو دورمامو سورت ( سورتور ) و شوما گوراث ( این میگم برای کسای که بعد از اکران دکتر استرنج 2 میخونن هنوز شوما گوراث نیومده اما قرار بیاد ) و حتئ توی دیسی دارک ساید و استارو داریم چرا نباید زوم بیاد تازه توی لوکی سردیس دادگاه زندگی دیدیم

  2. نود و نه درصد مطمئنم آکادمی استرنج یه روزی در قالب یه سریال انیمیشنی دیزنی به نمایش در میاد. رویداد لعنت در هر صورت و در هر نوع اقتباس خیلی تغییر می کنه و دور بقیشون رو باید خط بکشیم مگر اینکه دکتر استرنج آثار اختصاصی خودش رو بیرون از mcu دریافت کنه. خسته نباشید. مقاله ی خوبی بود.

دیدگاهتان را بنویسید