یکشنبه , 13 آذر 1401 - 11:49 قبل از ظهر

رتبه بندی بهترین لحظات “واکاندا برای همیشه”

این مقاله حاوی اسپویل از فیلم “Black Panther: Wakanda Forever” می باشد.

برای یک دنباله می تواند سخت باشد که خود را از نسخه اصلی متمایز کند، به خصوص زمانی که فیلم اصلی یکی از موفق ترین و پرطنین ترین فیلم های تاریخ باشد. کل MCU پس از «انتقام‌جویان: پایان بازی» با این مشکل مواجه شده است، زیرا فرنچایز مگا و مدیران آن سعی می‌کنند بفهمند که پرداختن به موضوعات بزرگ‌تر (مانند خدایان و کیهان بزرگ) همراه یا موضوعات کوچک‌تر چگونه است و به همین دلیل از برخی جهات، «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» به یک فیلم فلسفی بیشتر شبیه است. مدت زمان این فیلم دو ساعت و 41 دقیقه است که آن را به دومین فیلم طولانی در میان 30 فیلم MCU تبدیل می کند و دقیقاً پس از مدت زمان سه ساعت و یک دقیقه «Endgame» قرار می گیرد. «واکاندا برای همیشه» داستانی از برخورد دنیاهاست. این فیلم، تمدن کاملاً جدیدی را در تالوکان معرفی می کند که پادشاه خدای آن ضدقهرمان فیلم، نیمور (Tenoch Huerta) است. جلوه های بصری، لباس ها، موسیقی… همه اینها جشنی بزرگ برای حواس است.

اما “واکاندا برای همیشه” نیز داستانی صمیمی از غم، خشم و ترس است. به همان اندازه که تعقیب و گریزهای ماشینی و رقص رزمی آن جذاب است، در لحظات کمتر اکشن آن، و همچنان شدید آن، زمانی که دو شخصیت در حال صحبت هستند یا حتی زمانی که یک نفر فقط ساکت نشسته است، به همان اندازه درخشان می درخشد. و چه بزرگ باشد چه کوچک، همه چیز عالی به نظر می رسد. یکی از زمینه‌هایی که «واکاندا برای همیشه» ممکن است واقعاً نسبت به نسل قبلی خود پیشرفت کند، طراحی تولید بلندپروازانه و CGI واقعی‌تر آن است. از ورودی‌های باشکوه گرفته تا صحنه‌های مبارزه با ظاهری تازه، از صحنه‌های نمایشی غیرمنتظره گرفته تا ادای احترام به چادویک بوزمن فقید، این لحظات در «پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه» هستند که آرواره‌هایمان را رها کردند و ما را در مسیرمان متوقف کردند.

در این مقاله سعی کرده ایم 10 صحنه نفس گیر این فیلم را رتبه بندی کنیم، پس با ما همراه باشید.

 

 10 – ملکه راموندا از تخت سلطنت فرمان می دهد

خوب، این تقلب است، اما اساساً هر لحظه ای که آنجلا باست در نقش ملکه راموندا روی پرده می برد، ارزش مکث دارد. آنجلا باست – دولتمرد بزرگ و خیره کننده زیبای “واکاندا برای همیشه” ، یک حضور باورنکردنی سلطنتی دارد که آن را بر تاج و تخت و در سالن های سازمان ملل متحد واقعی نگه می دارد. اما این ترکیبی از متانت باست و لباس های غیرممکن زیبایی است که روث ای کارتر برای این شخصیت طراحی کرده است که هر فریم ملکه راموندا را به یک اثر هنری تبدیل می کند. اجازه دهید صادق باشیم؛ تمام لباس‌های کارتر درجه یک هستند، اما راموندا بهترین لباس‌ها را می‌گیرد و هر کدام یک جمله را بیان میکند و آن جمله این است: “من مهمترین فرد در اتاق هستم.”

هر لباس دقیقاً دارای جزئیات، بافت مجلل و منحصر به فرد است، اما با نقوش و الگوهایی که در کل ظاهر او وجود دارد. لباس‌های او معمولاً از پارچه‌های براق و شگفت انگیز تشکیل شده است که با روکش‌هایی از قطعات فلزی پیچیده تزئین شده‌اند. آنها به سنت های واکاندا و پیشرفت های علمی آن اشاره می کنند. آنها خوب حرکت می کنند، خوب عکاسی می شوند و با قد بلند این شخصیت مطابقت دارند. راموندا خواه با لباس رسمی همراه باشد و کلاه سنتی ایسیکولو خود را به سر کرده باشد یا آن را در لباس‌های غیررسمی گشاد نگه دارد و موهای خاکستری‌اش را آزاد بگذارد، به صفحه نمایش فرمان می‌دهد. اگر بخواهیم یکی از نمایش‌دهنده‌ها را انتخاب کنیم، احتمالاً این شماره دراماتیک آلو و طلایی است که او می‌پوشد تا آمریکا و فرانسوی‌ها را صدا کند.

 9 – دورا میلاژ باعث سقوط سازمان ملل می شود

وقتی صحبت از سازمان ملل می شود، دو تا از بهترین لحظات دورا میلاژ قبل و بعد از شهادت ملکه راموندا اتفاق می‌افتد. عوامل مخفی فرانسوی در حال تلاش برای سرقت و مطالعه ویبرانیوم هستند در حالی که خود کشور خواستار اقدامات نظارتی شدیدتر علیه واکاندا در صحنه جهانی است. اما دورا میلاژ بصورت یک زن در داخل … و چندین زن کاملاً زره پوش در خارج، بصورت کاملا مشخص ظاهر می شود. اوکویه (Danai Gurira) و جنگجویانش با حرکت آهسته و کاملاً مطمئن وارد می شوند زیرا آنه کا (Michaela Coel) شخصیت مخفی خود را آزاد می کند و به مبارزه می پیوندد. آن صحنه از قابلیت های اطلاعاتی خود واکاندا صحبت می کند و برخی از پویاترین اکشن هایی را که تاکنون شاهد حضور دورا میلاژ بوده ایم، را به نمایش می گذارد.

صحنه دوم دورا میلاژ که در جلسه دفتر سازمان ملل متحد است، معادل یک قطره میکروفون در امور بین‌المللی است. درست همانطور که فرانسه و ایالات متحده علیه حق واکاندا برای در اختیار داشتن و کنترل ویبرانیوم بدون نظارت بحث می کنند، اوکویه و تیمش از درهای سالن عبور کرده و نیروهای ویژه فرانسوی را تحت کنترل خود درمی آورند. واکانداها در مورد سلاح های کشتار جمعی و کشور کوچک اما قدرتمند خود، ریاکاری بقیه جهان را با موفقیت نشان داده اند، و در انجام این کار جالب به نظر می رسند. دورا میلاژ با جامه های قرمز و چرمی برجسته‌شان که به درستی بر فراز فرانسوی‌های درهم و برهم ایستاده‌اند، در خستگی‌هایشان، یک طرح داستانی و یک ترکیب‌بندی عالی را ایجاد می‌کنند.

 8 – ریری برای اولین بار واکاندا را می بیند

هنگامی که ناکیا (لوپیتا نیونگو)، شوری (لتیتیا رایت) و ریری ویلیامز (دومینیک تورن) را به دستور ملکه راموندا نجات می دهد، ناخواسته جنگی بین واکاندا و تالوکان به راه می اندازد. اما قبل از اینکه نیمور و مردمش سیل را در خیابان‌ها به راه بیندازند، زمانی وجود دارد که ریری به محیط اطرافش می پردازد. دانشجوی MIT و فوق نابغه نه تنها با ملت مخفی آفریقا آشنایی دارد، بلکه در نگاه اول شاهزاده شوری را می شناسد و آشکارا از طرفداران اوست. و چرا؟ همانطور که اشاره می شود، او جوان، سیاه پوست و با استعداد است.

تماشای ریری که شیفته فناوری و انتقام‌جویان است باعث می‌شود که او به مکانی که اساساً کلبه آرزوهای او خواهد بود، فرار کند، و این برای او لذت بخش است . ما درون مقدس ترین مکان های واکاندا، از جمله امکانات تحقیقاتی آن ، همه چیز را از دیدگاه او می بینیم. همانطور که ما از فیلم “پلنگ سیاه” انتظار داریم، این مجموعه ها به طرز ماهرانه ای تصور و ساخته شده اند. آنها بر اساس کارهای قبلی هانا بیچلر، طراح تولید، و برنده اسکار ساخته شده اند، که آفروفتوریزم و اساطیر مصر را با سبک امضای MCU ترکیب می کند. اما به ویژه در یک اتاق باشکوه، یک لایه معنایی اضافی وجود دارد.

دورا میلاژ در میان پنج ستون نگهبانی می‌دهد که همه از داخل روشن شده‌اند. هر ستون با حروف واکاندائی ها تزئین شده است (بیچلر یک الفبای واقعی برای “پلنگ سیاه” طراحی کرده است)، که به صورت عمودی روی هم چیده شده اند. همانطور که یکی از طرفداران در توییتر گفته است، این کلمات به انگلیسی ترجمه شده است، و به نظر می رسد این ستون ها چنین می گویند: قدرت، T’Challa، قهرمان ما، یک افتخار، برای همیشه.

 7 – شوری برای اولین بار تالوکان را می بیند

ریری شاید از واکاندا می‌ترسد، اما حداقل از وجود آن آگاه است ،اما شوری نمی دانسته است که یک تمدن کامل در صدها فوت زیر سطح اقیانوس وجود دارد که سرشار از ذخایر ویبرانیوم خاص خود است. در صحنه‌ای که مطمئناً با «آواتار: راه آب» مقایسه می‌شود، نیمور، شوری را با لباس غواصی می‌پوشاند و او را به دنیای خانه‌اش تالوکان می‌برد. درست همانطور که او با فیلم قبلی واکاندا انجام داد، هانا بیچلر نسخه جدید و بهبود یافته آتلانتیس MCU را با تأثیراتی از تاریخ و اساطیر میان‌آمریکایی زنده کرد.

موقعیت معکوس “پری دریایی کوچولو” شاهزاده واکاندائی از تنش و شیمی محسوس بین شوری لتیشیا رایت و نیمور تنوچ هوئرتا سود می برد. اما با روشی که شهر زیر آب به آرامی خودش را نشان می دهد، جادویی تر هم شده است. در ابتدا، شوری فقط می تواند نور ضعیفی را در فاصله دور از طریق آب تشخیص دهد، اما به تدریج، چشمان او به پادشاهی و مردم آن متمرکز می شود. شوری از آنچه نیمور توانسته است در طول قرن ها خلق کند شگفت زده شده است (او از داستان اصلی خود استنباط می کند که او کمی بزرگتر از چیزی است که به نظر می رسد). تالوکان، که خورشید ویبرانیوم خاص خود را دارد، بهشت و پناهگاهی برای مردم نیمور است که قبلاً حداقل یک بار از قلمرو خود رانده شده‌اند. نقطه برجسته این صحنه لحظه ای است که نیمور به شوری می گوید که او اولین کسی است که از سطح زمین این دنیای رویایی آبکی کشف نشده آمده و آنجا را می بیند، درست زمانی که تصویر کامل زیبای تالوکان در کانون توجه قرار می گیرد.

 6 – آتوما از هم پاشیده می شود

پیش درآمد، تیتراژ آغازین و اولین اقدام «واکاندا برای همیشه» همگی به مرگ تی چالا (چادویک بوزمن) می پردازند و در نتیجه، تکان دهنده ،اما غم انگیز هستند. اما زمانی که یک تیم تحقیقاتی به رهبری سیا در عرشه کشتی پایگاه عظیم خود کمین می کنند، حال و هوا تغییر می کند. صحنه نمایش مانند یک فیلم ترسناک آب تاریک اجرا می شود و مخاطب قبل از اینکه متوجه شود کاری که کاراکترها انجام می دهند ،اشتباه است ، با آنها به جلو میرود. وقتی یکی از غواصان گم می شود وحشت ایجاد می شود. چراغ قوه ای بر کابل بریده و فرسوده می تابد. چند ثانیه بعد، یک انسان‌نمای آبی از آب بیرون می‌آید و بدون هشدار به عرشه می‌رود. نرخ فریم پایین می‌آید تا بتوانیم نگاه بهتری به مهاجم داشته باشیم.

این نیمور نیست. این آتوما (الکس لیوینالی)، یکی از دشمنان اصلی او در کمیک ها است. در «واکاندا برای همیشه» از او به عنوان یک زیردست وحشی استفاده شده است. این انتخاب جالبی است که با Attuma به جلو بروید و افشای نیمور را ذخیره کنید، و احتمالاً انتخاب درستی است. نیمور – که بیشتر یک پادشاه خدای آزتک است تا ساب مارینر سنتی مارول کامیکس – مدت کوتاهی پس از آن زمانی که از لبه آب بیرون می آید تا با ملکه راموندا و شوری مذاکره کند، یک بازی اسطوره ای و به یاد ماندنی پیدا می کند و در این میان ماموریت نابسامان سیا که ناکام مانده است، اولین دوز آدرنالین فیلم است.

 5 – فرار سه وسیله نقلیه

تقریباً هر فیلم MCU به صورت استاندارد همراه با تعقیب و گریز اتومبیل ها ارائه می شود. «پلنگ سیاه» یکی از بهترین این صحنه ها را داشت، یک مسابقه ابتکاری در خیابان های بوسان که در طی آن شوری یک لکسوس را از راه دور می راند در حالی که T’Challa می پرد و بین وسایل نقلیه و جاده ها پرش میکند. نسخه «واکاندا برای همیشه»، که در بوستون اتفاق می‌افتد، چندان شیک یا هیجان‌انگیز نیست، اگرچه هنوز هم صحنه‌سازی خوبی دارد.

هنگامی که فدرال رزرو در گاراژ دوست ریری – جایی که او تحقیقات، نمونه های اولیه و ماشین کلاسیک خود را نگه می دارد – ظاهر می شود، دانشجوی 19 ساله MIT چاره ای جز فرار با شوری و اوکویه ندارد. اوکویه ماشین را می‌گیرد، و شوری سوار موتورسیکلت می‌شود و ریری با چیزی که می‌توانیم فرض کنیم مارک 1 لباس قلب آهنین او است که از قطعات خودرو ساخته شده است، بالا می‌رود. تعقیب و گریز به خودی خود خیلی طولانی نیست، اما به شیرین کاری های جسورانه از گذشته MCU بازمی گردد، از جمله در «پلنگ سیاه» (اوکویه دوباره به استفاده از نیزه ها روی ماشین ها بازگشته است)، همانند اوایل پرواز مرد آهنی (رابرت داونی جونیور) سکانس‌ها و تعقیب باکی (سباستین استن) توسط تی چالا در «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» ادامه پیدا میکند.

اما چیزی وجود دارد که این صحنه تعقیب و گریز را خاص می کند. فیلم‌های «پلنگ سیاه» به درستی برای اکثر بازیگران سیاه‌پوست مورد توجه قرار می‌گیرند، اما اعتبار کافی برای اکثریت شخصیت‌های زن خود را ندارند. وقتی فریم روی شوری، اوکویه و ریری در ژست‌های جنبشی‌شان تمرکز میکند، متوجه می‌شویم که دیدن سه زن توانا در میانه صحنه چقدر نادر است و چقدر عالی به نظر می‌رسد.

4 – نیمور جوان سرزمین را فتح می کند

استقبال مثبت از اریک کیلمونگر و Michael B. Jordan ثابت کرد که مخاطبان MCU علاقه دارند شرورهای خود را دوست داشته باشند. «واکاندا برای همیشه» این روند را با نیمور ادامه می‌دهد، یک ضدقهرمان با داستانی به‌روز شده که تقریباً باعث می‌شود ما بخواهیم او را ریشه‌یابی کنیم، حتی زمانی که او شخصیت‌های اصلی را که دوستشان داریم می‌کشد. این فیلم داستان منشأ او را در فلاش بک به ما می گوید در حالی که او داستان کنجکاو و غم انگیز را برای شوری روایت می کند. مردمِ مادرش گیاهان بومی خود را که دارای ویبرانیوم تقویت شده بودند می خوردند، اما به جای اینکه به آنها قدرت پلنگ را بدهد، آنها را به دریا فرستاد. نیمور که هنوز در شکم مادرش بود، در نتیجه یک جهش یافتگی به دنیا آمد. اگرچه تمدن آنها در زیر آب شروع به رشد کرد، اما مادرش آرزوی زندگی عادی انسانی را داشت که مهاجمان و گیاهان دارویی از او گرفته بودند. نیمور به محض مرگ او قول می دهد که او را در سرزمینی که دوست داشت دفن کند.

اما وقتی زمان آن می رسد که او به این وعده عمل کند، کودک غمگین متوجه می شود که فاتحان کشور او را ویران کرده اند و هر فرد بومی را – آبی یا غیره – را که در جلوی چشمش است سلاخی میکند. او به ابرقدرت های جهش یافته خود ضربه می زند تا مستعمره آنها را آتش بزند و حمله آنها را خنثی کند. این امر باعث تحسین مردمش و نام K’uk’ulkan (یا خدای مار پر) می شود. اما استعمارگران او را به عنوان یک هیولا می بینند و او را پسری بدون عشق می خوانند (“no amor” که نام او را به نیمور تبدیل می کند). او هر دو نام را مایه مباهات می داند. نماهای دوگانه دلهره‌آوری که در آن ستمگران اسپانیایی در میان شعله‌های آتش پراکنده می‌شوند، در حالی که نیمور جوان انتقام‌جو همه چیز را تماشا می‌کند که در حال سوختن است، و همین مطلب آخرین شخصیت پیچیده MCU را به همان اندازه دلسوز و ترسناک نشان می‌دهد.

3 – سورپرایز هواپیمای اجدادی شوری

طرفداران اریک کیلمونگر (مایکل بی. جردن) که تعداد زیادی از آنها وجود دارد، امیدوار بودند که این شخصیت بتواند در “واکاندا برای همیشه” ظاهر شود. اما از آنجایی که فیلم تنها با اشاره‌ای سرگردان به پسرعموی مرده و دشمن تی چالا به سمت پایان خود می‌رفت، این امیدها شروع به محو شدن کردند. سپس، درست زمانی که مخاطبان (که بدشان نمی آمد) کمترین انتظار را داشتند، Killmonger در یکی از متفکرانه ترین و موثرترین فیلم های MCU تا به امروز ظاهر می شود.

پس از اینکه شوری یک گیاه قلبی شکل با 99٪ تاثیر را در آزمایشگاه تولید کرد، آن را روی خودش آزمایش کرد. به جای یک مراسم سنتی، پرنسس فقط از کسی می خواهد که با مهره های کیمویو بر حیات او نظارت کند. “واکاندا برای همیشه” می تواند این غافلگیری را انجام دهد زیرا شوری وقتی به هواپیمای اجدادی خود می رسد انتظار ندارد کسی را ببیند، حتی اگر اصلاً به آن برسد و این به شدت به این معناست که او به زندگی پس از مرگ بی اعتقاد است، به همین دلیل است که او بسیار با مرگ T’Challa مبارزه می کند. او وقتی به خود می‌آید و می‌بیند که قلمرو معنوی واقعی است، غرق شده و سرگردان می‌شود، سپس او (و ما) پشت تاج و تخت خانواده‌اش را می‌بینیم. او مادر، پدر و برادرش را صدا می‌زند، اما در عوض آخرین کسی را که انتظار داشت در نسخه‌ای از بهشت ملاقات کند : کیل مونگر. آنها یک گفتگوی بی رحمانه صادقانه دارند که به نقطه عطفی برای شوری تبدیل می شود. این یکی از صحنه های برجسته در فیلم است، اما لحظه ای که متوجه می شویم چه کسی بر تخت سلطنت است این تنها و همان چیزی است که به یاد می آوریم.

 2 – واکاندا زندگی و مرگ T’Challa را جشن می گیرد

فیلم‌های مارول، البته داستان‌های ابرقهرمانی و اقتباس‌هایی از کتاب‌های کمیک هستند. نویسندگان، کارگردانان، فیلمبرداران، تدوین‌گران، طراحان و بازیگران می‌دانند که شرکت در مبارزات طراحی شده، دیالوگ‌های خنده‌دار، ایستراگ ها، و انفجارهای CGI بخشی از این معامله هستند. مطمئناً زیاده روی و نشاط بخشی از چیزی است که این ژانر را بسیار محبوب کرده است. اما با فیلم «Black Panther: Wakanda Forever»، به بازیگران و عوامل این فرصت را داده تا کاری محدودتر و متفکرانه‌تر انجام دهند، مخصوصاً در صحنه‌های اول و آخر.

تی چالا نه به دست دشمن یا در پیچیدگی های پیچیده، بلکه بر اثر بیماری می میرد. همانطور که این شخصیت در مورد مرگ پدرش به ما می گوبد، “در فرهنگ من، مرگ پایان نیست. این بیشتر یک نقطه گام برداشتن است. شما با هر دو دست یسمت باست و سخمت دست دراز می کنید، آنها شما را به یک باغ سبز هدایت می کنند، جایی که شما در آنجا هستید و این می تواند برای همیشه اجرا شود.” سازندگان فیلم برای سوگواری، احترام و جشن گرفتن این گام در سفر پادشاه (و سفر بوزمن)، مراسم تشییع جنازه واکاندانی متحرک و باشکوهی را ترتیب داده اند که شایسته شخصیت این بازیگر است. همه جنبه ها – لباس، موسیقی، رقص شاد، آماده سازی غم انگیز تابوت – کاملاً ارائه شده است. اما یکی از احساسی ترین تصاویر این فیلم یا هر فیلم دیگری از مارول، لحظه ای است که دوربین به سمت جلو کشیده می شود تا تمام ملت واکاندا را با لباس سفید و ادای احترام نشان دهد.

 1 – پلنگ سیاه جدید مردم خود را رهبری می کند

«واکاندا برای همیشه» در حالی پایان می‌یابد که شوری لباس تشییع جنازه‌اش را می‌سوزاند تا نماد این باشد که او مرگ تی چالا را پردازش کرده است. همانطور که الیاف در آتش بالا می روند، او چشمانش را می بندد و برادرش را همانطور که ما او را به یاد می آوریم، در مجموعه ای از بهترین لحظات او در MCU به یاد می آورد. پاک نشدنی ترین آنها زمانی است که T’Challa در پیشگاه نیروهای خود می ایستد – حتی اگر واکاندائی ها یا انتقام جویان جمع شده باشند – و دستانش را روی سینه خود می گذارد تا “واکاندا برای همیشه” را اعلام کند. درست است که شوری، پلنگ سیاه جدید، باید چنین لحظه ای را برای خودش داشته باشد. شانس او، همانطور که انتظار می رود، زمانی به دست می آید که او می خواهد ارتش خود را به نبرد علیه نیمور و تالوکانیل هدایت کند.

این اولین باری نیست که شوری را در نسخه خودش از لباس فوق العاده تقویت شده با ویبرانیوم می بینیم. این زمانی اتفاق می افتد که او به لایه کوه M’Baku عقب می رود و در مقابل پناهندگان جمع شده می ایستد تا اعلام کند که از آنجایی که او توانسته است گیاه قلبی شکل را احبا کند، واکاندا دوباره محافظ خود را بدست آورده است. مردم او با حیرت و امید دوباره به او نگاه می کنند، که به بینندگان اجازه می دهد نگاهی طولانی به لباس منحصر به فرد پلنگ سیاه شوری داشته باشند.

با این حال، تصویری که در پوسترها و جعبه‌ها به پایان می‌رسد، و آن چیزی که مخاطبان را از تأمل آرام آنها در مورد مضامین جدی این فیلم بیدار می‌کند، قاب شوری – بدون نقابش – است که جلو و در مرکز این قوس ایستاده است. همراه با افراد او در شکل گیری او. این لحظه ای است که احساس می شود پلنگ سیاه واقعاً بازگشته است.

 

تالار اموات در پلنگ سیاه
توضیح تاریخچه نیمور و پلنگ سیاه
توضیح قدرت ها و توانائی های پلنگ سیاه
توضیح تاریخچه واکاندا
جالب ترین پناهگاه ها در جهان مارول
چیزهایی که در هر فیلم مرد آهنی اتفاق می افتد
توضیح کل داستان مرد عنکبوتی در MCU
حقایق ناگفته از فرقه سیاه
توضیح کامل چهار تیم ابدی ها
توضیح داستان ولوورین در MCU
توضیح حلقه های ماندارین
20 تاریخ مهم در تاریخچه MCU
حقایق ناگفته از زامبی های مارول

 

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

توضیح تاریخچه بلک آدام و سوپرمن

این مقاله حاوی اسپویلر از فیلم «آدم سیاه» است. بازی دواین «راک» جانسون در نقش …

دیدگاهتان را بنویسید