شنبه , 31 اردیبهشت 1401 - 4:37 قبل از ظهر

رتبه بندی قدرتمندترین شرورهای دکتر استرنج

دکتر استرنج به عنوان استاد هنرهای عرفانی و جادوگر اعظم، مردی نیست که بخواهید به عنوان دشمن برای خود در نظر بگیرید. در شماره بهار 2022 مجله دی 23 دیزنی (از طریق دایرکت)، ریچی پالمر، تهیه کننده استودیو مارول پیشنهاد کرد که او احتمالاً قدرتمندترین قهرمان در MCU (به همراه واندا ماکسیموف) است. در حالی که نسخه کمیک این شخصیت احتمالاً رتبه چندان بالایی ندارد، بدیهی است که Strange می تواند به اندازه بهترین آنها ضربه بزند.

البته، اگر داستان‌های یک جادوگر فوق‌العاده قدرتمند را منتشر می‌کنید که می‌تواند اسلحه‌های جادویی ایجاد کند، شکل اختری را به تصویر بکشد، توهم ایجاد کند، و به میل خود بین تمام ابعاد حرکت کند، به چند نفر شرور نیاز خواهید داشت که قادر به قدرت نمائی در مقابل او باشند. یک دعوا – و سپس مقداری جادو. خوشبختانه، گالری سرکشان استرنج پر از انواع جادوگران، خدایان باستانی و شیاطین وحشتناک است که بسیاری از آنها در طول سال‌ها با جادوگر اعظم دست به گریبان بوده‌اند. در این مقاله قدرتمندترین شرورهای دکتر استرنج حضور دارند و رتبه بندی شده اند.

14 – کاسیلیوس

این پاراگراف دارای اسپویل از کمیک مرگ دکتر استرنج می باشد .

 

طرفداران MCU کاسیلیوس را به عنوان یکی از آنتاگونیست های فیلم «دکتر استرنج» از سال 2016 می شناسند، که در آن بازیگر «هانیبال»، مدس میکلسن، نقش او را بازی می کند. اگرچه نسخه سینمایی این شخصیت یک تهدید واقعی برای استرنج جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر بود، اما کاسیلیوس Earth-616 در ابتدا دشمنی بسیار حقیرتر بود.

کاسیلیوس اولین حضور خود را در سال 1964 در «قصه‌های عجیب» شماره 130 انجام می‌دهد، که در آن او به‌عنوان سرسپرده ناشناس برای بارون موردو در طول نقشه‌ای برای ربودن انشنت وان عمل می‌کند. چیز دیگری برای گفتن در مورد نقش او در این کمیک های اولیه وجود ندارد، زیرا، به غیر از اینکه او برای مدت کوتاهی با میل و اراده موردو تسخیر شد، در واقع کار بسیار کمی انجام می دهد. در واقع، با وجود حضور در بیش از نیم دوجین شماره از «قصه های عجیب»، او به ندرت چیزی جز «می روم استاد» یا «می شنوم و اطاعت می کنم» می گوید.

سپس، در سال 2022، خط داستانی با عنوان “مرگ دکتر استرنج” (که در اینجا ترجمه شده است) کاسیلیوس را بازگرداند و به او ارتقاء قابل توجهی داد، هم از نظر قدرت و هم از نظر اهمیت. در طول این اجرا، مشخص شد که کاسیلیوس توسط گروهی از شرورها برای کشتن استرنج و نابود کردن طلسم مانعی که از زمین در برابر شیطان محافظت می کند، استخدام شده است. کاسیلیوس با موفقیت استرنج را می کشد، روح (و دستان) او را می دزدد و موردو را برای همه این جرم ها ، مقصر قلمداد می کند. همانطور که ممکن است حدس زده باشید، با این حال، نقشه های کاسیلیوس به نابودی کامل خود او ختم می شود. این مطمئناً یک موفقیت مهیج برای خدمتکار قدیمی موردو نیست، اما با این حال او هنوز نسبت به بسیاری از دشمنان دیگر استرنج به پیروزی در مقام اول نزدیک‌تر است.

13 – کالوو

کامار تاج یک مکان مهم در اسطوره های دکتر استرنج است. این سکونتگاه پنهان که جایی در هیمالیا قرار دارد، محل زندگی نژادی از مردم است که در «قصه‌های عجیب» شماره 148 توصیف شده‌اند که «از لحاظ ظاهری پیشرفته نیستند»، اما «هنرهای شادی‌آور زندگی را تا حدی توسعه داده‌اند که تمدن‌های پیچیده‌تر آن را تصور هم نمی‌کنند». ” آنجا همچنین خانه کودکی انشنت وان است.

در دوران جوانی، نزدیکترین دوست انشنت وان جادوگری به نام کالو بود. آنها با هم “اسرار ماوراء الطبیعه” را کشف کردند، به این امید که برای مردم خود رفاه و شادی پایدار به ارمغان آورند. کالوو، با این حال، طرح های بزرگتری داشت. او کنترلی هیپنوتیزمی بر مردم کامار تاج برقرار کرد، خود را پادشاه نامید و شروع به فتح روستاهای مجاور کرد. در پایان، انشنت وان از «قدرت های عارفان» خواست تا دوست قدیمی او را شکست دهند، به طور تصادفی جمعیت کامار تاج را از بین برد و کالوو را مجبور کرد که به بعد دیگری فرار کند. قرن ها بعد، کالوو به دشمن شاگرد انشنت وان، دکتر استیون استرنج تبدیل می شود.

در حالی که او دقیقاً قابل اعتمادترین عضو گالری سرکشان استرنج نیست، کالوو قادر است از انواع قدرت های چشمگیر، از هیپنوتیزم تا نکرومانسی استفاده کند، و حتی راه های «جادوی سیاه» را در «قصه های عجیب» جلد استرنج آموزش می دهد. این واقعیت که او در طول سال‌ها مشکلات واقعی را برای انشنت وان و Strange ایجاد کرده است، نشان می‌دهد که کالوو قدرتمندتر از آن چیزی است که برخی ممکن است تصور کنند.

12 – مورگان لو فی

به عنوان یک عاشق سابق Doctor Doom، دشمن مکرر انتقام جویان، و حتی یکی از مخالفان زن عنکبوتی، می توان حدس زد که Morgan le Fay بسیار بیشتر از یک شخصیت شرور برای دکتر استرنج باشد. با این وجود، او هر از چند گاهی با جادوگر اعظم مقابله می کند. در «انتقام‌جویان» شماره 241، او حتی از خود به عنوان «همه چیز جز در هنرهای جادوگری برتر» یاد می‌کند و بعداً استرنج را «دشمن قسم خورده» خود اعلام میکند.

مورگان لو فی مارول بر اساس شخصیت اسطوره‌ای آرتوریایی به همین نام، ریشه برایتونیک دارد. لی فی که نیمه پری بود، توسط مرلین در مسیر جادوگری آموزش دید و سعی کرد از قدرت های جدید خود برای گرفتن تاج و تخت بریتانیا از پادشاه آرتور استفاده کند. در همین زمان، او کارهای شیطانی خدای بزرگ چتون را گرد هم آورد و آنها را در یک قطعه جادویی موسوم به Darkhold قرار داد – یک مصنوع که برای قهرمانان زمین (و قهرمانان MCU) هیچ مشکلی ایجاد نکرده است. (این داستان در اینجا ترجمه شده است)

در موارد معدودی که استرنج و لی فای با هم برخورد داشته اند، استرنج در صدر قرار گرفته است. برای مثال، در «انتقام‌جویان» شماره 241، استرنج تلاش‌های او برای تصاحب جسد جسیکا درو را خنثی می‌کند و او را در بعد اختری به سنگ تبدیل می‌کند. این یک پایان شگفت‌آور آسان برای Strange است، اگرچه نمی‌توان این احساس را داشت که بدون انتقام‌جویان در کنار او، ممکن است اوضاع به این خوبی پیش برود.

11 – بارون موردو

بارون موردو مسلما بدنام ترین دشمن دکتر استرنج است، و شما می توانید برای او که عنوان آرزوی دشمن بزرگ استرنج بودن را نیز به دست آورده، یک مورد مناسب ایجاد کنید. موردو که اولین بار در سال 1963 در “قصه های عجیب” شماره 111 ظاهر شد، یک جادوگر ماهر و قاتل است که زمانی روش های جادوگری را تحت نظر انشنت وان مطالعه می کرد. در شماره اولش، نقشه موردو برای کشتن انشنت وان و دزدیدن اسرار او توسط استرنج خنثی می‌شود، و جرقه‌ای برانگیخته می‌شود که یک رقابت ویرانگر را ایجاد می‌کند که برای چندین دهه طول می‌کشد.

بارون موردو در تلاش‌های فراوان خود برای از بین بردن دکتر استرنج، انواع اعمال شیطانی را مرتکب شده است، به ویژه با شرورانی مانند دورمامو، مفیستو و Hydra Supreme متحد شده است. موردو همچنین دقیقاً نوع توانایی‌هایی را که از یکی از بااستعدادترین دانش‌آموزان انشنت وان انتظار دارید را نشان داده است. او می تواند نیروهای اختری پرتاب کند، پرتابه های انرژی پرتاب کند، از راه دور جا به جا شود و توهم ایجاد کند. در «مارول پریمیر» شماره 12-13، او حتی برای مدت کوتاهی کتاب کاگلیوسترو را در اختیار دارد، مجموعه‌ای از دانش عرفانی بسیار قدرتمند که از جادوگری که نام خود را به کتاب داده منتقل شده است.

پس به اندازه کافی واضح است که موردو یک جادوگر معمولی نیست. و اگرچه استرنج بارها و بارها او را شکست داده و نقشه هایش را خنثی کرده است، وسواس ابدی بارون موردو نسبت به جادوگر اعظم- و استعداد ذاتی او برای جادوگر تاریک شدن – او را به یک دشمن حیله گر تبدیل کرده است.

10 – لوکی

به لطف موفقیت چشمگیر MCU ، لوکی فرزند لوفی به یکی از نمادین ترین شخصیت های شرور مارول تبدیل شده است. البته او بیشتر به عنوان دشمن سرسخت ثور اودینسان شناخته می‌شود، اما این خدای شرارت نیز سابقه طولانی، پیچیده و بحث برانگیزی هم با دکتر استرنج داشته است.

در اولین ملاقات خود در “قصه های عجیب” شماره 123، لوکی تلاش می کند تا استرنج را فریب دهد تا میونیر را بدزدد و ادعا کند که ثور او را در زنجیر قرار داده است. استرنج، ناآگاهی بسیار خیره‌کننده‌ای از افسانه اسکاندیناوی را به نمایش می‌گذارد. او به خدای حیله‌گر ایمان می‌آورد و یک دست فلزی پرنده را تجسم می‌کند که لوکی از آن برای سرقت چکش ثور استفاده می‌کند. خوشبختانه، استرنج در نهایت متوجه می شود که چه اتفاقی در حال رخ دادن است و درگیر نبرد با دشمن جدید خود می شود. پس از اینکه لوکی دست بالا را به دست آورد، استرنج اعلام کرد که “با وجود تسلط من در هنرهای عرفانی، من هنوز یک فانی هستم – در حالی که او – او بسیار بسیار بیشتر است!” استرنج تنها زمانی که ثور می رسد تلاش خود را از دست می دهد و لوکی را وادار می کند تا به آزگارد برگردد. استرنج، مأیوس، ناله می کند که هرگز «اینقدر به شکست نزدیک نشده است».

این دو در سال‌های آینده بارها و بارها با یکدیگر روبرو می‌شوند ،گاهی به عنوان دشمن، گاهی به عنوان متحدان بسیار بی‌میل. در «دکتر استرنج» شماره 381، لوکی حتی عنوان جادوگر اعظم را برای خود می‌دزدد، که منجر به یک مسابقه می‌شود که از آن استرنج (تقریباً) پیروز بیرون می‌آید. ممکن است یک صحنه خاص در «ثور: راگناروک» طرفداران زیادی داشته باشد که فکر می کنند دکتر استرنج در یک مبارزه مربعی زمین را از وجود لوکی پاک می کند، اما حداقل در کمیک ها، حقیقت به وضوح بسیار پیچیده تر است.

9 – ساکن در تاریکی

احتمالاً می توانید از نام او بفهمید که ساکن تاریکی، خوب ترین مرد جهان نیست. این غول فوق‌بعدی که یکی از اعضای گروه اهریمنی معروف به اربابان ترس است، منشأ مبهم و قدرت‌های وحشتناکی دارد.

نقشه های هنوز دیده نشده ساکن در تاریکی برای اولین بار در “ثور” شماره 229-30 احساس می شود، داستانی که در آن او تلاش می کند تا با فریب دادن انسان های بی گناه برای گرفتن جان خود، “Shade-Thralls” ایجاد کند. تنها تلاش های ترکیبی ثور و هرکول برای نجات زمین کافی است. سپس The Dweller شخصاً در “Doctor Strange” Vol. 2 #30، ساکن به امید تغذیه از ترس آنها و فرار از طلسم انشنت وان که او را در ابعادی اسرارآمیز محبوس می کند. او از یک آواتار وحشتناک استفاده می‌کند تا استرنج را ربوده و محبوبش به نام سلیا را به فاضلاب های نیویورک بکشاند. اگرچه آنها موفق به فرار می شوند، اما ساکن آزاد می شود و سوگند یاد می کند که بزرگترین تهدید خود را از بین ببرد.

او نیز تقریباً موفق می شود. از آن نقطه به بعد، ساکن تعدادی مامور را برای حمله و نابودی استرنج می فرستد و در این راه، بذر ترس و تردید را در ذهنش می کارد و ساکن را به اعلام پیروزی بر استرنج در “Doctor Strange” Vol. 2 #37 نزدیک میکند. اگرچه بیشتر حضور در کتاب های کمیک او از آن زمان به بعد او را در حال سیاست زدگی با و علیه دیگر اربابان ترس به جای استرنج نشان داده است، این نبردهای اولیه نشان می دهد که بازی طولانی Dweller-in-Darkness ممکن است برای دکتر استرنج کمی بیش از حد سخت باشد.

8 – کابوس

شاید بدنام ترین همه اربابان ترس، کابوس باشد، البته فقط به این دلیل که او در اولین داستان کمیک دکتر استرنج حضور دارد.

در سال 1963، «قصه‌های عجیب» شماره 110 استرنج، «استاد جادوی سیاه» را پیدا کرد که در حال تحقیق درباره مردی بود که ادعا می‌کرد گرفتار کابوس‌های وحشتناکی شده است. استرنج وارد رویاهای مرد می شود و یک چهره عجیب و کلاه دار – که خود را “نماد شر” می خواند در آنجا می یابد که روان درون او را عذاب می دهد. ناگهان “کابوس” ظاهر می شود و استرنج او را به عنوان “دشمن انشنت وان” می شناسد. کابوس روح استرنج را در ابعاد رویایی به دام می‌اندازد، زیرا مرد، بیدار شده و اکنون می‌ترسد که استرنج متوجه شده باشد که او فاسد است، و تلاش می‌کند تا جان او را بگیرد. البته استرنج از چنگال Nightmare می گریزد و به موقع به واقعیت باز می گردد، اما مطمئناً این آخرین باری نیست که او با به اصطلاح Lord of Dreams (ارباب رویاها) روبرو می شود.

کابوس که از بالای اسب سیاه خود، Dreamstalker، بر بعد رویا حکومت می کند، در قلمرو خود در قوی ترین حالت خود قرار دارد و از اینجاست که او ترس ها و عذاب های فانی های خفته را به دام می اندازد. او از همان داستان اول بارها با دکتر استرنج روبرو شده است و استرنج نیز اغلب در صدر قرار گرفته است. اما تا زمانی که مردم خواب می بینند، کابوس زنده می ماند… و هیچ چیز عجیب و غریبی که احتمالاً بتواند جمع آوری کند هرگز او را برای همیشه نابود نخواهد کرد.

7 – اومار

اومار یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های شرور در گالری سرکشان دکتر استرنج است، و اگرچه نسبت به برادرش دورمامو کمتر شناخته شده است و مسلماً قدرت کمتری دارد، با این وجود سال‌ها خاری در چشم جادوگر اعظم بوده است.

هم اومار و هم برادرش موجوداتی با قدرت جادویی عظیم هستند که به نام فالتینیان شناخته می شوند. آنها که از واقعیت خانه خود به دلیل نابود کردن پدرشان تبعید شدند، به بعد تاریک رسیدند، آنجا را فتح کردند و آن مکان را مال خود کردند. دورمامو سپس ادعای اقتدار کامل بر قلمرو را کرد و از جاه طلبی های خواهرش آشفته شد، پس اومار را به یک بعد جیبی تبعید کرد.

خود اومار در «قصه های عجیب» شماره 150 معرفی شده است. از آنجایی که دورمامو قبلاً توسط موجود کیهانی به نام ابدیت مغلوب شده بود، طلسمی که اومار را به زندان او متصل می کند کنار گذاشته می شود. او مدعی تاج و تخت بعد تاریکی است و مسیر انتقام شدیدی از دشمن برادرش، دکتر استرنج، را آغاز می کند. او ثابت می کند که بیش از یک همتای او است. در «قصه‌های عجیب» شماره 152، استرنج برای مدت کوتاهی با اومار تک به تک می‌جنگد، اما به سختی از زندگی‌اش فرار می‌کند، و در «قصه‌های عجیب» شماره 156، تنها می‌تواند تهاجم او به زمین را با انجام حمله‌های بسیار سخت شکست دهد.

اومار از آن دوره اولیه برای داستان های زیادی بازگشته است، که اغلب با دخترش، سلیا، و همچنین دورمامو و استرنج درگیر شده است. او ممکن است نسبت به برادر بزرگتر نامقدسش برتری نداشته باشد، اما همچنان به همان اندازه حیله گر، قدرتمند و خطرناک است که شرورهای مارول عرفانی هستند.

6 – ساتانیش

در کنار شیاطین دیگری مانند مفیستو، هلا، بلزبول، لوسیفر، و Thog the Nether-Spawn، “ساتانیش اعظم” (به معنای شیطان پرست) یکی از اربابان جهنمی قدرتمند است که به مفهوم رایج بشری به “شیطان” کمک کرده است. این جانور سبز کم رنگ و هیولا، به گفته “Hellcat” شماره 2، توسط دورمامو به عنوان وسیله ای برای نفوذ به اربابان جهنم و ادعای قلمرو آنها برای خود ساخته شده است.

در اولین حضورش در «دکتر استرنج» شماره 174، ساتانیش نشان می‌دهد که ارباب پنهان لرد نکرون، جادوگر قدرتمندی است که روح خود را برای توانایی‌های بیشتر معامله کرده است. نکرون متعاقباً سعی می کند استرنج را فریب دهد تا جای او را به عنوان خدمتکار ابدی این دیو بگیرد. قابل توجه است که استرنج در این شماره فقط نکرون را شکست می دهد، در حالی که خود ساتانیش بسیار قدرتمندتر از آن است که در مبارزات تکی با او روبرو شوید.

اگر این شخصیت شبیه به یک شرور دیگر مارول است که معامله شیطانی می کند، دلیل بسیار خوبی برای آن وجود دارد. همانطور که در “Doctor Strange: Sorcerer Supreme” شماره 8 نشان داده شد، ساتانیش و مفیستو زمانی بخشی از یک موجود شیطانی بودند. از زمان جدایی، آنها درگیر یک رقابت تلخ با هم شده اند. رقابتی که به نظر می رسد در “X-Factor” شماره 254 به پایان می رسد، زمانی که مفیستو به او ضربه می زند و ظاهراً ساتانیش را در قلمرو خود زندانی می کند. او از آن زمان ، ساتانیش دیگر دیده نشده است.

5 – مفیستو

مفیستو یکی از بدترین شرورهای مارول است. این دیو فاوستی با لذت بردن از تاریخی که به اواخر دهه 1960 برمی‌گردد، و از همان زمان به دشمن قسم خورده‌ای برای انواع قهرمانان از جمله گوست رایدر، مرد عنکبوتی، ثور، چهار شگفت‌انگیز و البته دکتر استرنج تبدیل شده است.

مفیستو در طول تلاش به ظاهر ابدی خود برای به بردگی گرفتن هر چه بیشتر روح‌های انسانی در قلمرویی که او آن را «جهنم» می‌نامد، اغلب با جادوگر اعظم روبرو شده است. رویارویی های اولیه آنها سخت و وحشیانه بوده است. برای مثال، در «دکتر استرنج» جلد. 2 شماره 16، استرنج یک شرور شیطان‌مانند بی‌نام را بیرون می‌آورد – احتمالاً مفیستو – «هر چند بی شباهت به حباب نیست». با این حال، بعداً، برخوردهای آنها کمی متمدنانه تر می شود. در «دکتر استرنج: لعنت» شماره 1 (که در اینجا ترجمه شده)، مفیستو و استرنج یک بازی بلک جک را بر سر روح مردم لاس وگاس انجام می دهند. بعداً در خط داستانی «جنگ شوم» در «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» جلد. 5، دو دشمن قدیمی، یک بازی سرنوشت‌ساز دیگر را انجام می‌دهند، بازی که با آزاد شدن روح هری آزبورن به پایان می‌رسد.

اما این بدان معنا نیست که مفیستو نمی تواند استرنج را در یک مبارزه تمام عیار شکست دهد. این به سادگی به این معنی است که، به دلایلی، استرنج نیاز به ملاقات با دشمن خود در زمین خانه خود احساس کرده است، یعنی قمار برای روح ابدی انسان ها. این واقعیت که استرنج می‌تواند با روح خود و حتی جان فانی‌های دیگرش دست نخورده فرار کند، واقعاً قابل توجه است.

4 – دورمامو

دورمامو که توسط مارول به عنوان “یکی از بزرگترین نیروهای شیطانی در جهان” توصیف شده است، یکی از معدود تبهکارانی است که می تواند ادعا کند که دشمن اصلی دکتر استرنج است. طبق گفته «500 شرور کتاب های کمیک» اثر مایک کانروی، حاکم بعد تاریک ، که توسط استن لی و استیو دیتکو ساخته شده بود، چیزی بیش از یک جهان ساز بوده است، نامی که دکتر استرنج هنگام طلسم عجیب می توانست از آن استفاده کند. با این حال، خیلی زود، خوانندگان خواستار دانستن بیشتر در مورد او بودند. لی به یاد می آورد: «می دانستم که در مشکل بزرگی قرار دارم. “من این نام را ساخته بودم، حالا باید رویای شخصیتی را می دیدم که با این نام همراه شود.”

لی و دیتکو کاملاً رویای این شخصیت را داشتند. دورمامو مانند هر شرور مارول به شر خالص نزدیک است و به عنوان تجسم کامل هرج و مرج، تاریکی و ناامیدی وجود دارد. او همچنین فوق العاده قدرتمند است. استرنج در اولین حضور کامل خود در «قصه‌های عجیب» شماره 126-7 به سرعت تحت تأثیر قدرت دورمامو قرار می‌گیرد و تنها زمانی از آن در امان می‌ماند که تهدید بی‌ذهن‌های خشمگین آن دو را مجبور به پیوستن به نیروها می‌کنند.

اما قدرت دورمامو را می توان با چیزی فراتر از استرنج سنجید. او به‌عنوان خالق و دستکاری‌کننده ساتانیش، مسلماً از نظر قدرت مطلق، ارباب جهنم را حقیر می‌کند. او همچنین در برابر آگاموتو، در «دکتر استرنج: جادوگر عالی» شماره ۴۳، مقابل گالاکتوس ایستادگی می‌کند. علاوه بر این، در “مدافعان” جلد. 3 #3، دورمامو بر قدرت جهانی معروف به ابدیت غلبه می کند و او را شکست می دهد.

3 – جنون (چتون)

مدتها پیش، نیروی حیات اسرارآمیز که به نام دمیورژ شناخته میشد، زمین را با تکه هایی از ذات خود بکار گرفت و خدایان بزرگ را به دنیا آورد. این نژاد از موجودات کیهانی فوق العاده قدرتمند شامل Gaea، مادر زمین . مجموعه، ویرانگر بزرگ؛ اشتور; الهه حقیقت؛ و چتون، خفته بودند.

چتون قبلاً اولین استاد جادوی سیاه در زمین بود، اما وقتی همه خدایان بزرگ (به جز Gaea) شروع به انحطاط به سمت شیاطین کردند، اوضاع بدتر شد. گایا با به دنیا آوردن قاتل خدا، آتوم، به این امر پاسخ داد، در حالی که چتون همه چیزهایی را که می دانست ،روی کاغذهایی نوشت که بعداً به Darkhold تبدیل شدند. با انجام این کار، او جهان و ساکنان آن را در مسیر بسیار بدی قرار داد.

خط داستانی Chthon بیشترین ارتباط با واندا ماکسیموف دارد، که در «انتقام‌جویان» شماره 185-7، سعی می‌کند از آن به‌عنوان بستری استفاده کند که از طریق آن بتواند به زمین احضار شود. اما او به نوعی با استرنج نیز مبارزه کرده است. نبردهای آنها همیشه شامل تلاش استرنج برای جلوگیری از ظهور مجدد چتون برای شکستن مالکیت او بر فانی ها بوده است، همانند کمیک “دکتر استرنج: جادوگر اعطم” شماره 90، زمانی که ویکتوریا مونتسی را از به دنیا آوردن Cthon نجات می دهد، یا در “Secret Empire” شماره 7، که در آن او کنترل شیطان را بر واندا می شکند. اگرچه این دعواهای کاملی نبودند اما در واقع، در «دارک هولد امگا» شماره 1،(که در اینجا ترجمه شده) اسکارلت ویچ تنها موجودی است که تا به حال با شکل واقعی Chthon روبرو شده و در صدر قرار گرفته است. آیا استرنج نیز می تواند موضع خود را در برابر او نگه دارد؟ گفتنش سخت است – اما مشکوک به نظر نمی رسد.

2 – شوماگوراث

در «انتقام‌جویان توانا» فصل 2 شماره 2، دکتر استرنج توسط آبنوس ماو مجبور می شود تا یک قطعه کوچک از موجودی که به نام شوما-گوراث شناخته می شود را به منهتن احضار کند. مخلوق می گوید: “پیش از همه چیز، من بودم. قبل از گذشت زمان، منتظر بودم. از جان های فریاد جهان ها تغذیه کردم. شیر فاسد ستارگان مرده را نوشیدم. من تهی بودن خارج از هر فهمی هستم. من شوما گوراث هستم…. و دنیا مال من است.”

یک مقدمه، و ol’ Shoomy-Gory هم اغراق آمیز نیست. یکی از به اصطلاح “قدیمی های بزرگ” که میلیون ها سال پیش بر زمین حکومت می کردند، شوما-گوراث موجودی وحشتناک و غیرقابل تصور است. اگرچه توسط جادوگر سفر زمان معروف به Sise-Neg به بعد دیگری تبعید شد، اما این شیطان از آن زمان تلاش کرده است تا به محل قدیمی خود بازگردد و از انبوهی از خدمتکاران هیولا برای انجام این کار کمک گرفته است. اولین حضور او را می‌توان در «مارول پریمیر» شماره 10 یافت، داستانی که مسیر استرنج به کشتن انشنت وان ختم می‌شود تا شوما-گوراث را از استفاده از ذهنش به عنوان یک پورتال فرا بعدی باز دارد.

سخت است که در مورد قدرت شوما-گوراث اغراق کنیم. در «قصه های عجیب» جلد. 2 #14، حتی پیشنهاد می شود که این دیو “بی نهایت”، “حاکم صدها بعد”، این توانایی را دارد که با موجی از شاخک های خود، کل دنیاها – و بیشتر – دنیاها را نابود کند. در همان شماره او به استرنج می‌گوید: «من چیزی جز قدرتم نیستم».

1 – زوم

صبر کن چی؟ زوم کیه؟ و چگونه او احتمالاً می تواند قدرتمندترین دشمن دکتر استرنج باشد؟

خوب، اگرچه او فقط چند بار در کمیک های مارول ظاهر شده است و فقط یک بار در فرم اصلی کامل خود ظاهر شده است، اما حقیقت این است که او موجودی با قدرتی غیرقابل تصور است.

کمیک “قصه های عجیب” شماره 156-7 بیشتر شامل تلاش استرنج برای شکست دادن اومار تازه ظهور کرده و جلوگیری از حمله او به زمین است. برای این منظور، استرنج و انشنت وان، زوم را احضار می‌کنند، موجودی عجیب که ظاهراً زمانی در «آمفورای بی‌زمان» توسط قدرت ترکیبی ابدیت و دورمامو، که قادر به نابود کردن او نبودند، زندانی شده بود. زوم به اندازه‌ای ترسناک است که اومار را تقریباً بلافاصله به بعد تاریک بازمیگرداند، اما این پایان داستان نیست .

زوم که اعتراف می کند “برای نابود کردن آفریده شده است” با هدف کشتن استرنج و انشنت وان، و نابود کردن بشر، و حرکت سریع به دنیاهای دیگر، دست به حمله ای تمام عیار می زند. تنها با ورود دادگاه زندگی، یکی از قدرتمندترین موجودات در دنیای مارول، زوم یک بار دیگر تبعید می‌شود و حتی در آن زمان هم برای جلوگیری از نابودی زمین توسط دادگاه برای از بین بردن آلودگی، این عمل کمی قانع‌کننده است. از حضور زوم از آن زمان تنها قطعاتی از Zom که با نام “Zomlings” شناخته می‌شوند پدیدار شده‌اند، و این هم چیز خوبی است – منطقی است که بازگشت زوم می‌تواند ساختار واقعیت را تهدید کند.

 

وردهای جالبی که دکتر استرنج استفاده میکند
دانلود کمیک سالانه دکتر استرنج 2016
دانلود کمیک دکتر استرنج -نوری که هرگز نبود
دانلود کمیک switch witch – تعویض ساحره
مجموعه کمیک دکتر استرنج – بخش اول
مجموعه کمیک دکتر استرنج – بخش دوم
داستان های دکتر استرنج که هرگز در صفحه نمایش سینما نخواهید دید
کمیک دکتر استرنج و دکتر دووم – فتح و عذاب
رویداد دکتر استرنج – لعنت
کمیک دکتر استرنج – پرواز استخوان ها
کمیک دکتر استرنج – جن بطری
کمیک مرگ دکتر استرنج
کمیک دکتر استرنج – الکترا سوگوار میشود
کمیک دکتر استرنج – یک لحظه آرامش
حقایق ناگفته از بارون موردو
حقایق ناگفته از انشنت وان
حقایق ناگفته از مفیستو

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

توضیح تاریخچه خون آشام های مارول

در فهرست قهرمانان و شروران مارول هیچ کمبودی از قهرمانان و افراد بد وجود ندارد …

4 دیدگاه

  1. بسیار عالی خسته نباشید.
    فقط ای کاش اون مورد رو نخونده بودم بدجوری اسپویل شدم😐😂💔
    ممنون بابت مقاله.

  2. ممنون واقعا مقاله عالی بود . مخصوصا با نزدیک شدن به تاریخ اکران فیلم دکتر استرنج احساس نیاز بیشتری به این جور مقاله به وجود میاد.

دیدگاهتان را بنویسید