یکشنبه , 13 آذر 1401 - 11:07 قبل از ظهر

رده بندی بهترین اوریجین های کمیک در تاریخ

آنها با تراژدی و از خود گذشتگی مشخص شده اند.

این مقاله خواستگاه های کتاب های کمیک بهترین های این دسته هستند.

آنها می گویند که مردم نه با آنچه در آن متولد شده اند، بلکه با آنچه که به آن تبدیل می شوند ، تعریف می شوند. این یک احساس دوست داشتنی است که بسیاری از مردم بهتر است آن را در ذهن داشته باشند. به هر حال، داستان‌های منشأ (اوریجین) همیشه با تولد کسی شروع نمی‌شوند. بیشتر اوقات، منشأ یک شخص یا شخصیت را می توان به مجموعه ای از لحظات ردیابی کرد که آنها را وادار کرده تا با اینکه چه کسی هستند و چه کسی خواهند بود کنار بیایند. تا حدی، داستان‌های منشأ شخصیت‌های کتاب‌های کمیک همانند همان دلیلی که داستان هر شخص دیگری است، قانع‌کننده است. آنها لحظاتی هستند که ما را تعریف می کنند. با این حال، در مورد کتاب‌های کمیک، داستان‌های مبدا جایگاه ویژه‌ای در قلب طرفداران دارند، زیرا آنها اغلب بزرگترین فصل در قوس یک شخصیت هستند.

در حالی که همه ما از فیلمنامه نویسانی که هنگام اقتباس از یک شخصیت محبوب کتاب های کمیک به داستان اصلی تکیه می کنند ،خسته شده ایم، منشاء ابرقهرمانان و ابرشرورها جذاب هستند زیرا معمولاً داستان هایی هستند که مردم عادی را به چهره های اسطوره ای تبدیل می کنند. بهترین داستان‌های مبدا باعث می‌شوند غیرممکن‌ها را بپذیرید، زیرا می‌خواهید باور کنید که چنین چیزهای باورنکردنی می‌توانند حقیقت داشته باشند. اینها 15 داستان بزرگ کتاب های کمیک در تمام دوران هستند.

15 – اسپاون

 

آیا تا به حال شده که ابرقهرمان ها کنار هم در یک ناهار خوری روی یک فنجان قهوه بنشینند و بپرسند، “خب، چگونه قدرت خود را به دست آوردی؟” اگر چنین است، پس داستان اسپاون مطمئناً اکثر این گفتگوهای معمولی را در خود داشته است. آل سیمونز قبل از اینکه اسپاون شود، فقط یک سرهنگ ساده تفنگداران دریایی بود که بعداً به سرویس مخفی و سیا پیوست. سیمونز علیرغم اینکه یکی از نیروهای ویژه نخبه در جهان بود، در طی ماموریتی در بوتسوانا جان خود را از دست داد. سیمونز در حالی که برای گناهان مرگبارش به جهنم فرستاده شد، توانست با مالبولژیا معامله کند و به عنوان یک جهنمی به زمین بازگردد. چیزی که منشا اسپاون را بسیار درخشان می کند، این است که می تواند به همین راحتی داستان منشا یک ابرشرور بزرگ باشد. همین امر را می توان در مورد شخصیت هایی مانند پانیشر گفت، اما یک خودخواهی واقعی در داستان سیمونز وجود دارد که سایه ای ابدی از شک بر نیات او می اندازد. اسپاون روح خود را فروخت تا دوباره با همسر و دخترش باشد. این معضل اخلاقی جذاب، فصل اول قانع‌کننده‌ای را ایجاد می‌کند.

14 – فراری ها

فراری ها ، تنها گروه ابرقهرمانی است که در این لیست قرار دارند. در حالی که مسلماً جمع کردن چندین قهرمان کمی تقلب است، تاریخچه این شخصیت ها برای همیشه توسط رویدادهای خاص، به هم گره خورده است. الکس، چیس، مولی، نیکو، کارولینا و گرت ، شش کودک تا حدی عادی بودند که روزی شاهد انجام مراسمی از سوی والدین خود بودند که شامل قربانی شدن یک دختر جوان بود. آنها به زودی متوجه می شوند که والدین آنها همه اعضای یک گروه شرور به نام The Pride (افتخار) هستند. بچه‌ها که از این افشاگری شوکه شده‌اند، از خانه‌های خود فرار می‌کنند و یک گروه «قهرمانی» به نام فراری ها را تشکیل می‌دهند. این «قهرمانانه» در نقل قول ها آورده شده است، زیرا ماهیت بسیار پیچیده داستان اصلی فراری ها آنها را به طور کامل به عنوان نیروهای خیر نشان نمی دهد . در عوض، آنها نوجوانانی با توانایی های خاصی هستند که به تازگی به دلیل شرایط غیرعادی مجبور به بزرگسالی شده اند. تشابهات بین موقعیت آنها و موقعیت بسیاری از نوجوانان عادی آشکار است، اما از آنها به گونه ای استفاده می شود که هرگز احساس غلبه نمی کنند. مبارزات اولیه فراری ها به راحتی در زمره بزرگترین آرک های مبدا در تاریخ کتاب های کمیک قرار می گیرد.

13 – دکتر استرنج

اگر نسخه‌ای سریع از داستان اصلی دکتر استرنج را می‌خواهید، احتمالاً بهتر است با تصادف رانندگی شروع کنید که زندگی او را برای همیشه تغییر داد. آن حادثه باعث شد استرنج، یک جراح باهوش و مورد احترام، با آسیب دائمی عصبی مواجه شود و نتواند به درستی از دستانش استفاده کند. استرنج که ویران شده بود ،در حالت گیجی گرفتار شد که در نهایت جستجوی او منجر به یافتن موجودی به نام انشنت وان شد. در ابتدا با این باور که انشنت وان می تواند جراحات او را ترمیم کند، شرایط به استرنج الهام بخشید تا در عوض شاگرد انشنت وان شود تا توانایی های جادوئی او را بیاموزد که ممکن است به نجات جهان کمک کند. البته، این فقط نسخه کوتاهی از او است. توالی کامل وقایع که منجر به “تولد” قهرمان معروف به دکتر استرنج شد، ترکیبی کاملاً جذاب از عناصر اسطوره ای و انسانی او است. استرنج به دنبال راه حلی سریع برای مشکلی بود که معتقد بود زندگی او را نابود کرده است. در این روند، او توانست خلأ بزرگتری را در وجودش پر کند که از زمان قدرت گرفتن او ، برخی از روابط نزدیک او را آزار می دهد.

12 – دکتر دووم

وقتی نوبت به بازگویی ریشه های دکتر دووم می رسد، جای شک و تردید زیادی وجود دارد. چیزی که به یقین می دانیم این است که دکتر دووم ،ویکتور فون دووم در کشوری خیالی به نام لاتوریا به دنیا آمد. مهارت های علمی و پزشکی قابل توجه ویکتور جوان باعث شد که وی بورسیه تحصیلی دانشگاه امپایر استیت را دریافت کند. در آنجا، دووم به توانایی های هم اتاقی خود، رید ریچاردز، حسادت کرد. پس از تصادفی که او را زخمی کرد، دووم یک زره را تهیه کرد، روش‌های باستانی گروهی از راهبان تبتی را آموخت و برای نابودی ریچاردز به خاطر نقش احتمالی‌اش در تصادف قسم خورد. با این حال، چیزی که منشا دووم را بسیار متقاعدکننده می کند، ناملموس ها هستند. در طول سال‌ها، نویسندگان مارول داستان اصلی دووم را با پیشنهاد مواردی مانند بن گریم که واقعاً مسئول تغییر شکل دووم است و همچنین احتمال اینکه تغییر شکل اولیه او آنقدرها هم شدید نبوده است، گسترش داده‌اند. با این حال، همه اینها به یک داستان پایه خارق العاده مربوط می شود که شامل یک مرد جوان فوق العاده با استعداد است، که بغض و کینه عمیقش نسبت به بشریت، جهان را از یک ناجی بالقوه ربوده است، و در عوض یک ابرشرور از کلاس اصلی را به دنیا آورده است.

11 – روگ

مانند بسیاری از جهش‌یافته‌ها، روگ قدرت‌های خود را به شیوه‌ای تاسف باری کشف کرد. پس از بوسیدن پسر جوانی به نام کودی رابینز، ذهن روگ با خاطرات رابینز آلوده شد. کمی بعد پسر به کما رفت. روگ با درک اینکه او یک تهدید بالقوه است، تحت رهبری/حمایت مادر رضاعی خود، جنبه عرفانی قرار گرفت و در نهایت به انجمن برادری جهش یافته ها پیوست. با این حال، در اولین ماموریت خود، روگ قدرت های خانم مارول را جذب کرد و حتی بیشتر نگران آسیبی که می توانست وارد کند، شد. در نهایت او برای راهنمایی به X-Men مراجعه کرد. از آن زمان، روگ اغلب با اثبات اینکه عضوی ارزشمند، اگر چه گاهی خطرناک ، به نام خود عمل کرده است. مشابه سرنوشت دکتر دووم، سرنوشت او هم توسط شخصی که واقعاً بیشتر از شرایطی که در آن بوده برای او رقم می خورد، بر او دیکته شده، روگ نیز موقعیت خود را به عنوان یک قهرمان به روشی غیرعادی به دست آورد. در واقع، این واقعیت که روگ زندگی یک ابرشرور را تجربه کرد و به جای آن تصمیم گرفت به نیروهای خیر بپیوندد، واقعاً از قدرت شخصیت او به عنوان یک قهرمان واقعی و در عین حال پیچیده صحبت می کند.

10 – گالاکتوس

معمولاً نام مستعاری مانند «بلعنده دنیاها» به دست نمی‌آورید مگر اینکه یک سری رویدادهای باورنکردنی را پشت سر گذاشته باشید. گالاکتوس به عنوان یک انسان نما به نام گالان به دنیا آمد و متوجه شد همه افرادش در نتیجه انفجار بزرگ قریب الوقوع خواهند مرد. در طول تلاش برای جلوگیری از این فاجعه، گالان با انرژی باورنکردنی مواجه شد که او را در یک تخم کیهانی حبس کرد. گالان سرانجام آزاد شد و از گرسنگی وصف ناپذیری رنج می برد که فقط با مصرف سیارات کامل می توانست سیر شود. در ابتدا، گالان بر روی سیارات خالی از سکنه تمرکز کرد. با این حال، به زودی او مجبور شد جهان های مسکونی را نیز مصرف کند. در آن لحظه بود که گالان واقعاً تبدیل به شرور معروف به گالاکتوس شد. همه چیز تا آن زمان باعث شده بود که گالان نجیبانه تلاش کند تا با یک سری شرایط ناگوار مقابله کند. تا زمانی که او شروع به فداکاری دسته جمعی برای کاهش درد خود کرد، واقعاً به یکی از بدهای بزرگ در دنیای مارول تبدیل شد. گالاکتوس بدون شک یک شخصیت تراژیک و بدون شک یک شرور است.

9 – مرد آهنی

در زمانی که داستان منشأ ابرقهرمانی متوسط ​​شامل یک جوان نجیب بود که با کمک قدرت‌هایی که اخیراً به دست آورده‌ است، به دنبال یک تعقیب بزرگ خودخواهانه می‌رفت، مرد آهنی آمد و برداشت متفاوتی از چگونگی تبدیل شدن یک فرد به یک ابرقهرمان ارائه کرد. تونی استارک فقط یک بازیکن میلیونر متوسط بود که به مهمانی ها، خانم ها و نوشیدن بیش از حد علاقه داشت. در حالی که استارک توسط شیاطین گذشته و حال عذاب می‌شد، از زندگی افراطی خود به عنوان زرهی استفاده کرد که درد خود را در آن پنهان می‌کرد. زمانی که استارک ربوده شد و مجبور شد برای یک جنگ سالار سلاح بسازد، لباس زره کاملاً واقعی شد. در عوض، او اولین نسخه از لباس مرد آهنی را ساخت. تا به امروز، نگاه کردن به داستان منشأ مرد آهنی و تعیین لحظه ای که تونی استارک به یک قهرمان واقعی تبدیل می شود، دشوار است. حتی ایجاد زره او در پاسخ به شرایطی که برای او پیش آمده بود، انجام شد. علیرغم اینکه آشکارا تحت تأثیر خواستگاه شخصیت‌های کمیک دیگر قرار داشت، داستان منشأ مرد آهنی همچنان با ارائه یک برداشت کمی پیچیده از مردی که به یک شخصیت فوق‌العاده تبدیل شد و سپس باید یاد گرفت که قهرمان شود، به شکستن قالب او کمک کرد.

8 – پسر جهنمی

یک شب، جادوگری به نام گریگوری راسپوتین تصمیم گرفت موجودی را احضار کند که باعث آخرالزمان شود. این رویداد به دور از اقدامی که از روی هوی و هوس انجام شده بود، بخشی از یک برنامه طولانی مدت بود که راسپوتین سال ها پیش ساخته بود و توانست با کمک سرمایه گذاران نازی به انجام برساند. با کمال تعجب، راسپوتین توانست ماموریت مفصل خود را به پایان برساند و در واقع شیطانی را احضار کند. متأسفانه برای او، نیروهای متفقین تصمیم گرفتند دقیقاً در آن لحظه ظاهر شوند و این موجود را برای خود دستگیر کنند. گروهی که در آن شب موجودی را پیدا کردند، انتخاب کردند که این موجود را به ایالات متحده بازگردانند و او را به یک مامور تبدیل کنند. این موجود، همانطور که شما بدون شک استنباط کرده اید، شخصیتی است که ما عاشقانه از آن به عنوان پسر جهنمی یاد می کنیم. خوب، این فقط یک مقدمه عالی است، اینطور نیست؟ خط داستانی قدیمی «نازی های مخفی» در طول سال ها بارها در کمیک ها مورد بازبینی قرار گرفته است، اما این نمونه نادر از جاه طلبی های افسانه ای اسطوره ای نازی ها است که برای چارچوب دادن به منشأ یک قهرمان استفاده می شود. این رویداد نه تنها شخصیت پسر جهنمی را به دنیا آورد، بلکه ریشه های هر ویژگی شخصیتی را که او را به یک قهرمان باورنکردنی تبدیل می کند، ایجاد کرد.

7 – سوامپ تینگ

در نگاه اول، سوامپ تینگ باید کاندیدای تاریکی برای این لیست به نظر برسد و به این دلیل است که داستان اصلی برای سوامپ تینگ  دقیقاً باورنکردنی نیست. اولین نسخه سوامپ تینگ  نشان می داد که این شخصیت قبلاً یک دانشمند انسانی به نام الکس اولسن بوده است. پس از اینکه یک همکار تلاش می کند اولسن را بکشد، مواد شیمیایی موجود در آزمایشگاه او اولسن را به موجودی به نام سوامپ تینگ تبدیل می کند. با این حال این آلن مور بود که چرخشی تکان دهنده را در این داستان ساده نوشت. در نسخه مور، اولسن در حین تصادف آزمایشگاهی درگذشت. در عوض، سوامپ تینگ از زندگی گیاهی متولد شد که مواد شیمیایی آزمایشگاه و همچنین درد حافظه اولسن را جذب کرد. این موجود گياهي به سختي قبول كرد كه در واقع اولسن نيست، حتي با وجود اينكه ميل به انسان شدن دوباره را داشت. در حالی که بسیاری از ریشه های ابرقهرمانی با قهرمانی سروکار دارند که با شخصیت خود کنار می آید، تعداد کمی از آنها به اندازه داستان سوامپ تینگ غم انگیز هستند.

6 – ولوورین

داستان منشأ ولوورین در طول سال‌های پس از اولین حضور او در سال 1974 به آرامی آشکار شد. با این حال، سرانجام مشخص شد که لوگان در واقع جیمز هاولت است. پسر نامشروع یک خانواده کشاورز برجسته.

توماس لوگان، نگهبان زمین هاولت، در واقع پدر واقعی جیمز است. پس از حادثه ای که توماس لوگان ،جان هاولت را در حالت عصبانیت به قتل رساند، جیمز از پنجه های استخوانی بیرون زده خود برای قتل لوگان استفاده می کند. این شروع نسخه ای از داستان ولوورین است که بسیاری از طرفداران با آن آشنا هستند. او در طبیعت بزرگ شد، به سیرک پیوست و به یک شرکت کننده ناخواسته در برنامه Weapon X تبدیل شد که اسکلت آدامانتیوم خود را به او داد. (این داستان در اینجا ترجمه شده است).

نکته مهم در مورد پس‌زمینه ولوورین این است که برای درک کامل انگیزه‌های شخصیت ولوورین، فقط یک بار باید آن را بشنوید. ولوورین همیشه به عنوان یک بازمانده نهایی و یک تنهای طبیعی به تصویر کشیده شده است، زمانی که بفهمید زندگی او مجموعه ای از تراژدی ها بوده است که او را مجبور کرده است به هر کسی اعتماد کند، واقعا به حال او افسوس خواهید خورد. با این حال، عملی که زندگی او را تغییر داد – قتل پدر واقعی اش – از روی احساس عشق انجام شد. ولوورین خوبی دارد. فقط زیر لایه های درد مدفون شده است.

5 – مردعنکبوتی

عظمت داستان منشأ مرد عنکبوتی بستگی به این دارد که کدام قسمت از روزهای اولیه این شخصیت را انتخاب کنید. صادقانه بگویم، هیچ چیز قانع‌کننده‌ای در مورد مرد جوانی که توسط یک عنکبوت رادیواکتیوی، گاز گرفته می‌شود و قدرت‌هایی شبیه به عنکبوت پیدا می‌کند، وجود ندارد. این ماجرای متداول کتاب های کمیک است. با این حال، این چیزی است که بعداً اتفاق می‌افتد، چون این واقعاً شخصیت مرد عنکبوتی که امروز می‌شناسید و دوستش دارید، است. پیتر پارکر تصمیم می گیرد از توانایی های باورنکردنی خود برای به دست آوردن پول نقد بی دردسر استفاده کند، که به نوبه خود منجر به شکست او در جلوگیری از یک جنایت می شود، زیرا او بیش از حد مشغول است که به دنبال خودش باشد. وقتی آن جنایتکار عمویش بن را می کشد، پیتر پارکر رابطه بین قدرت بزرگ و مسئولیت بزرگ را می آموزد. منشأ مرد عنکبوتی شامل بخش‌های زیادی از عناصر کمیک است، اما واقعاً یکی از دلخراش‌ترین نگاه‌ها به بار قهرمان بودن و فداکاری مداومی است که همراه با این مسئولیت است. علاوه بر این، حتی عناصر کمیکی جذابیت کلاسیک خاصی را به روزهای اولیه این شخصیت می بخشند.

4 – جان کنستانتین

مسلماً یادآوری داستان منشأ جان کنستانتین تا حدی ناامیدکننده است، فقط به این دلیل که نویسندگان سال‌ها صرف ساختن روزهای اولیه کنستانتین کرده‌اند. داستان پیچیده است، اما نسخه محبوب مربوط به تولد پر دردسر جان کنستانتین است، که او را نشان میدهد که دوقلو خود را در رحم و جوانی سرگردان بعدی خود را کشت. در طول راه، او با دختری به نام آسترا قاطی شد که دیوی را احضار کرد تا عده‌ای را که او را آزار می‌دادند بکشد. کنستانتین، یک غیب‌ساز آماتور در آن زمان، سعی کرد دیو دیگری را احضار کند تا از شر استرا خلاص شود، اما این روند منجر به نفرین استرا شد. جان بعداً با شیطانی که احضار کرده بود روبرو می شود و با او معامله می کند که قدرت کنستانتین را افزایش دهد. البته این فقط یک نسخه از داستان است. چندین نویسنده در طول سال‌ها نسخه‌های متعددی از داستان منشا کنستانتین ارائه کرده‌اند. او به نوعی شبیه جوکر است، به این معنا که جزئیات کامل منشأ واقعی او کمی مرموز است. این روایت پیچ‌خورده تنها به تقویت جذابیت این شخصیت کمک می‌کند، زیرا هر نسخه از داستان تصویر یکسانی را ترسیم می‌کند، اما برای رسیدن به آن از ضربات قلم مو کمی متفاوت استفاده می‌شود.

3 – سوپرمن

تعداد کمی از داستان های کمیک به شهرت داستان سوپرمن وجود دارد. همه ما می دانیم که کلارک کنت، گزارشگر به ظاهر ملایم، با نام واقعی کال ال در سیاره کریپتون به دنیا آمد. پدر کال ال با احساس اینکه نابودی سیاره اش نزدیک است، تنها پسرش را برای نجات جانش به فضا فرستاد. کال ال در کانزاس فرود آمد و به عنوان فرزندخوانده یک کشاورز و همسرش بزرگ شد. در نهایت کال ال به کلارک تبدیل شد و کلارک قدرتمندترین قهرمان زمین شد. با وجود اینکه این داستان در طول سال ها تکامل یافته است، کاملاً باورنکردنی است که در نظر بگیریم که اساس داستان اصلی در سال 1938 ایجاد شد. حتی اگر لژیونی از ابرقهرمانان پس از سوپرمن دنبال شوند، تعداد کمی از داستان های اصلی آنها با این داستان مطابقت دارند. درخشش ساده مرد فولادی. این یک پیش‌فرض به اندازه کافی ساده است که حتی جوان‌ترین خوانندگان می‌توانند آن را درک کنند و از آن الهام بگیرند، اما این سال‌های اسطوره‌شناسی متقاعدکننده است که بر اساس همین فرض ساده ساخته شده است که آن را به عنوان یکی از بزرگان همه دوران تثبیت می‌کند.

2 – مگنیتو

وانمود کنید که هرگز نام شخصیت معروف به مگنیتو را نشنیده اید. ما قدردان این هستیم که چقدر سخت است، اما یک لحظه با هم بازی کنیم. اگر کمک می کند، فقط کودکی به نام ماکس آیزنهارت را تصور کنید که قبل از ظهور حزب نازی در یک خانواده آلمانی-یهودی به دنیا آمده است. هنگامی که نازی ها قدرت را به دست گرفتند، مکس و خانواده اش تلاش کردند تا فرار کنند. اما متأسفانه دستگیر شدند و قرار شد اعدام شوند. شاید به دلیل توانایی های خاص در حال ظهور خود، مکس توانست از اعدام بگریزد. متأسفانه، او هنوز هم در نهایت یک زندانی اردوگاه کار اجباری است. حتی پس از جنگ، تلاش مکس برای یک زندگی مسالمت آمیز با حادثه ای خنثی می شود که با قتل اوباشی که قصد کشتن همسر و فرزندش را داشتند به پایان می رسد.

اغلب اوقات، چنین شخصیتی در نهایت تبدیل به یک قهرمان کتاب های کمیک می شود. چیزی که مگنیتو را به یک شرور قانع کننده تبدیل می کند، این است که چگونه او تصمیم گرفت به شرایط زندگی خود نگاه کند. وقتی دید که انسان ها با برادران جهش یافته اش چگونه رفتار می کنند، بلافاصله به این فکر کرد که نازی ها با یهودیان چگونه رفتار می کنند. او که تمایلی به تماشای تکرار تاریخ نداشت، بلافاصله انسان ها را به عنوان دشمن و جهش یافته ها را به عنوان افراد خوب طبقه بندی کرد. با توجه به زندگی او تا آن زمان، بحث در مورد دیدگاه او دشوار است. داستان کمیک اوریجین مگنیتو ، یکی از بهترین کتاب های کمیک اوریجین شناخته شده است .(همانطور که می دانید این کمیک قبلا در اینجا ترجمه شده است).

1 – بتمن

مانند بسیاری از ابرقهرمانان اولیه، پیدایش بتمن را می‌توان به وسواس صنعت کتاب‌های کمیک برای خلق سوپرمن بعدی ردیابی کرد. باب کین و بیل فینگر از سوپرمن به عنوان الگویی برای طراحی اولیه بتمن استفاده کردند، اما معروف‌ترین ابرقهرمان جهان را از چند جهت کلیدی تغییر دادند. در کنار تفاوت‌های آشکار طراحی بصری، کین و فینگر به شخصیت‌هایی مانند زورو، فانتوم و مجموعه‌ای از کارآگاهان در هنگام تعیین ویژگی‌های شخصیتی نیز توجه کردند. همه اینها منجر به یک داستان ساده در مورد پسری به نام بروس وین شد که والدینش به طرز وحشیانه ای توسط اراذل خیابانی به قتل می رسند. به خاطر این حادثه، او تصمیم می گیرد که یک جنایتکار شود.

این داستان برای مدتی قابل استفاده بود، اما تا سال اول ، این فرانک میلر بود که مسلماً به داستان قطعی مبدا کتاب های کمیک تبدیل شد. این سریال بود که واقعاً جزئیات روزهای اولیه بتمن را به هم گره زد و او را به عنوان یک قهرمان آسیب دیده روانی معرفی کرد که آینه تاریکی شیطانی است که با او می جنگید. بروس وین پسر توماس و مارتا وین به دنیا آمد، اما قتل آنها بود که بتمن را به دنیا آورد.

منبع : screenrant

مترجم : امیرحسین طاهری

مجموعه والپیپر از بتمن
دفعاتی که بتمن قوانین اصلی خودش را شکست
مجموعه کتابهای اوریجین مردان ایکس
حقایق ناگفته از بروس وین
حقایق ناگفته از بتمن
کمیک کلاسیک سوپرمن
کمیک دکتر استرنج و دکتر دووم – فتح و عذاب
کمیک اسپاون – حماسه جنگ های ساتان
کمیک کنستانتین – خیزش و سقوط
کمیک سوپرمن – بالا در آسمان
مجموعه wallpaper از مردعنکبوتی
توضیح کل داستان مرد عنکبوتی در MCU
کمیک دختر ولوورین
تمام فرزندان ولوورین
کمیک پسرجهنمی – باستر اوکلی به آرزویش میرسد
کمیک پسر جهنمی در مکزیک
چیزهایی که در هر فیلم مرد آهنی اتفاق می افتد

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رتبه بندی بهترین لحظات “واکاندا برای همیشه”

این مقاله حاوی اسپویل از فیلم “Black Panther: Wakanda Forever” می باشد. برای یک دنباله …

4 دیدگاه

  1. ولی مرد عنکبوتی ارجین خوبی نداره همه این ها یک جوری میشه پیچوند که مثلن میشه توی دنیای خدومن اتفاق بیفته اما مرد عنکبوتی نمیشه تازه من یکدفه با ید دیسی فن حرف میزدیم گفت بوروس مثل پیتر پارکر خفاش گازش نگرته بعد چرا پانیشر توی این لیست نیست

  2. با تشکر از استاد علیزاده عزیز
    که مقاله بنده رو در سایت قرار دادند

    دوستان لطفا نظرات خودتون رو بدهید

    ببخشید استاد الان که دیگه واتساپ تقربیا کار نمیکنه
    مقاله ها رو کجا براتون ارسال کنم؟؟؟!

دیدگاهتان را بنویسید