جمعه , 28 مرداد 1401 - 7:54 بعد از ظهر

عجیب ترین کمیک های ثور

عجیب ترین داستان های کمیک ثور در تمام دوران

مجموعه «ثور» برخی از سورئال‌ترین لحظات را در دنیای سینمایی مارول ارائه کرده است، از تعقیب و گریز قطع شده توسط پورتال‌های بین‌بعدی گرفته تا فناوری الف‌های تاریک بر پایه ذغال چوبی، از انتخاب لوکی از مت دیمون در نقشش گرفته تا جف گلدبلوم و آرایشگر سایبورگ. اما این فقط خراش دادن سطح بسیاری از ماجراهای عجیب و غریبی است که خدای تندر در کمیک ها با آن مواجه شده است (که به نوبه خود فقط سطح ماجراهای اسطوره ای عجیب او را نمایان میکند).

از زمانی که استن لی و جک کربی برای اولین بار در شصت سال پیش این خدای افسانه‌ای را وارد دنیای مارول کردند، این شخصیت در عجیب‌ترین زوایای زمان و مکان زیگزاگ کرد و با شخصیتی در ضمیر سیارات زنده رنگارنگ ملاقات کرد. مثل گالاکتوس، بلعنده دنیاها؛ فرگشت عالی و انسانهای حیوانی او و یک اسب فضایی که قدرتش را دزدید. و اینها برخی از دشمنان کمتر مبهم او هستند – شما حتی نمی توانید تصور کنید که این داستان ها چقدر برای طرفداران ثور عجیب بود، وقتی که حتی نمی توانستند آن ها را درک کنند. البته شما مجبور نیستید، زیرا ما هزاران صفحه از کمیک ها را جست و جو کرده ایم تا عجیب ترین ماجراهای ثور را برای شما به ارمغان بیاوریم.

زمانی که ثور به چین حمله کرد

استن لی و جک کربی هرگز از پرداختن به مسائل سیاسی در کمیک های خود خجالت نکشیده اند، اما وفاداری آنها در طول اجرای آنها بسیار تغییر کرده است. با گذشت دهه 60، آنها کمیک ها را با شخصیت هایی مانند پلنگ سیاه ادغام کردند و مرد عنکبوتی را در جنبش اعتراضی دانشجویی مشارکت دادند. ماجراجویی های اولیه ثور در «سفر به راز» (1952) او را به عنوان یک جنگجوی سرد واقعی به تصویر می کشد. او به جای تهدیدات کیهانی و اسطوره‌ای که بعداً با آن مبارزه می‌کرد، هر موضوع دیگری را صرف سرنگونی رژیم کمونیستی یا رژیم های دیگر اینچنینی می‌کرد.

تعداد کمی از حوادث بین المللی که ثور ایجاد کرد را می توان با کمیک “سفر” شماره 93 مقایسه کرد که خوانندگان را با مرد رادیواکتیو آشنا کرد – نه ابرقهرمان مورد علاقه بارت سیمپسون، بلکه چن لو -، دانشمند چینی که عمداً خود را در معرض مقادیر مرگبار تشعشعات قرار می دهد. کمیک ها کمیک هستند، پس به جای ابتلا به سرطان، او همه این تشعشعات را در بدن خود جذب می کند و این به او امکان می دهد گلوله ها را در هوا ذوب کند و رعد و برق ثور را منحرف کند.

این مطلب همچنین به نحوی، به او قدرت های روانی داد که ثور را وادار می کند چکش خود را به داخل هادسون پرتاب کند و او را به تغییر نفس انسانی خود، دکتر دان بلیک، برگرداند. وقتی بلیک چکش را بازیابی می‌کند، از آن برای ایجاد گردبادی استفاده می‌کند که انسان رادیواکتیوی را تا سرتاسر راه به چین می‌برد، درست زمانی که می‌خواهد به نیویورک حمله کند. این یعنی یک ابر قارچ گونه بزرگ درست در مقابل بالکن رئیس مائو نمایان میشود. به نوعی، واکنش او به جای دویدن به سمت تپه ها قبل از اینکه ریزش پکن را با خاک یکسان کند، اردک وار است. و به همان اندازه گیج کننده، تیتر صبح روز بعد این بود: «ثور ریدز شهر انسان فعال رادیویی» است و نه «ثور در دادگاه لاهه برای جنایات جنگی».

رباتی که در آن آلتر ایگوی ثور یک ربات فوق العاده ساخت

استن لی جهان مارول را با ابردانشمندان مختلفی پر کرد : مثلا رید ریچاردز، تونی استارک، دکتر دووم، دکتر اختاپوس و غیره. در جهان ما، تسلط بر تنها یک رشته درسی یک عمر طول می کشد اما در دنیای مارول، زیست‌شناسان می‌توانند ماشین‌های زمان بسازند، اخترفیزیک‌دانان می‌توانند کلون بسازند، و رادیولوژیست‌ها می‌توانند روبات بسازند.

هیچ یک از این شخصیت‌ها به اندازه دکتر دونالد بلیک، این باورپذیری را کاهش نمی‌دهند. او هرگز به عنوان یک پزشک معمولی، اگر موفق بود، به غیر از چند استثنا گیج کننده به تصویر کشیده نشد. دکتر بودن او به نوعی به او یاد داد که یک دستگاه اشعه ایکس بسازد که چکش او را در انتهای رودخانه شرقی در مبارزه با مرد رادیواکتیو پیدا کند. اما این چیزی در کنار “سفر” شماره 95 نیست، جایی که ثور در یک رویداد کراوات سیاه به سبک “فرانکنشتاین جوان” ظاهر می شود تا آخرین اختراع خود را معرفی کند.

این فقط یک مرد ماشینی کاملاً کاربردی نیست بلکه به نوعی بلیک همچنین برای ساختن آن یک “بافت پلاستیکی غیرقابل نفوذ” اختراع کرد و به آن یک مغز کامپیوتری فوق العاده نابغه داد. شاید این شما را متعجب کند که چرا او به جای جمع آوری میلیاردها دلار حق امتیاز برای اختراع خود، به فعالیت پزشکی خود ادامه می دهد.

جایی که ثور لوچادور شد

در ثور (1966) شماره 290، ثور از حماسه بلندمدت سلستیال‌های روی توماس نویسنده فاصله می‌گیرد تا یک مسابقه کینه توزی بین لوچادور ابدی ال وامپیرو و حریف منحرفش ال تورو روخو را حل کند. ظاهراً پدیده لوچا لیبره هنوز در ایالات متحده رشد نکرده بود، زیرا توماس در پاورقی توضیح می دهد: “کشتی گیران نقابدار برای چندین دهه در مکزیک و سایر کشورهای آمریکای لاتین بسیار محبوب بوده اند.” قدرت ابدی ال وامپیرو او را به قهرمانی بلامنازع تبدیل کرد تا اینکه ال تورو روخو با قدرت‌های انحرافی حتی بزرگ‌تر خود ظاهر شد و خوشحال بود که جنگ بین مردمان مربوطه را با خارج کردن مبارزه از رینگ و ورود به خانه ال وامپیرو ادامه می‌دهد.

ثور از میزبان ابدی خود دفاع می کند، اما در این فرآیند چکش خود را از دست می دهد و این او را به دونالد بلیک و میونیر را دوباره به چوب دستی تبدیل می کند. ال تورو روخو تصمیم می گیرد چوب را برای او نگه دارد و بلیک او را تا میدان تعقیب می کند، جایی که می خواهد از عصای بلیک برای شکست دادن حریفی به نام El Halcon D’Oro (شاهین طلایی، به زبان اسپانیایی بد) استفاده کند که البته سبز پوشیده است. بلیک قبل از اینکه وارد رینگ شود خود را با یک دستمال ملبس می کند و از نظر فنی از خود یک لوچادور نقابدار (لوچا-ثور؟) می سازد. هنگامی که او عصا و فرم جاودانه اش را بازیابی کرد، ثور ال تورو روخو را در یک نزاع آزادانه بر سر اعتراضات داور به زمین می اندازد. او حتی زمانی که حواس ال تورو را با شنل خود مانند ماتادور پرت می کند، موفق می شود دو ورزش را با هم ترکیب کند.

جایی که کره چشم اودین، ثور را به سفری بی‌سابقه در گذشته آزگارد برد

قابل تشخیص ترین ویژگی هر دو نسخه اسطوره ای و مارولولوژیکی پدر ثور، اودین، تک چشم بودن او است. بنابراین تعجب آور بود که او یک چشم دیگر را تا 16 سال بعد از یک سری از دست نداد، زمانی که در شماره 274 اودین آن را قربانی سر شعله ور عمویش میمیر کرد تا با اطلاعاتش بتواند از راگناروک جلوگیری کند، فاجعه ای که آزگارد را نابود می کند، بدست آمد. ثور بعداً متوجه شد که این اولین باری نیست که آزگارد با نابودی روبرو می‌شود و معلمش، در همه چیز، کره چشم پدرش بود. پس از اینکه اودین چشمش را بیرون آورد، زندگی خود را پس گرفت، همانطور که ثور در شماره 292 یاد می گیرد، هنگامی که آن را در یک تابلوی پراگ-راک در حال شلیک گلوله های آتشین به سمت دهکده ای از کوتوله های آماده کیبلر می یابد.

و داستان همچنان عجیب‌تر می‌شود، زیرا کره چشم اودین (که همیشه “من”، “چشم” را می‌نویسد، بیتی که دقیقاً دو صفحه طول می‌کشد تا قدیمی شود) آزگارد را که می‌دانیم مدل اصلی نبوده نشان می‌دهد. در شماره 293-94، کره چشم هزاره‌های پیش سلف قلمرو خدایی ثور را نشان می‌دهد، که روی توماس و هنرمند کیت پولارد از آن برای تصحیح برخی از مغایرت‌های کمیک‌های قبلی با اسطوره‌ها استفاده می‌کنند و اولین تجسم ثور را به‌عنوان یک مو قرمز ریشو نشان می‌دهند که گذشته را هم شامل می‌شود. خدایان غایب مانند پسران ثور مگنی و مودی و برادرش ویدار هستند. تعدادی از خدایان زنده می مانند که آزگارد ویران شده دوباره در یک عدن سرسبز رشد کند، جایی که در یک سکانس روانگردان، پسران و برادران اودین بازمانده، نیزه جادویی او گوگنیر را پیدا می کنند که همه آنها را در یک اودین جدید ادغام می کند.

جایی که لوکی ثور را به قورباغه تبدیل کرد

نویسنده و هنرمند والتر سیمونسون مسئول برخی از حماسی ترین داستان های ثور است، اما او همچنین می دانست که چگونه داستان را سرگرم کننده کند. در «ثور» شماره 363، پس از مرگ اودین، لوکی برادرش را به عنوان رقیبی برای تاج و تخت در مقابل خود میبیند، او در یک فرآیند معکوس کردن هوشمندانه افسانه، با بوسیدن قورباغه‌ای از سوی زنی ، ثور را به قورباغه تبدیل میکند. این برای اکثر نویسندگان به اندازه کافی عجیب است، اما سیمونسون برای سه شماره بعدی داستان را عجیب تر میکند، زیرا ثور قورباغه برای کنترل پارک مرکزی درگیر جنگ بین موش ها و قورباغه ها می شود. موش‌ها سعی می‌کنند مخزن آب شهر را مسموم کنند، ثور از دریچه‌های فاضلاب افسانه‌ای نیویورک دیدار می‌کند و متوجه می‌شود که آنها توسط مردی با فلوت جادویی کنترل می‌شوند و متوجه می‌شود که دوست قورباغه‌ای او پادل‌گلپ نیز قربانی یک نفرین شده است. به نظر می‌رسد سیمونسون با عناوین فصل‌هایی مانند «ثور کروکس» و جلد شماره 366، «شما به قورباغه دیوانه 6 در 6» چه می‌گویید»، خیلی سرگرم می‌شود؟ (پاسخ: «بله همینطور است!»). هنگامی که ثور چکش خود را به دست می آورد، خدای تندر به یک قورباغه دورگه-ثور تبدیل می شود و به آزگارد باز می گردد. لوکی سعی می کند تغییر شکل ثور را کامل کند و وقتی متوجه می شود که نمی تواند با یک حیوان وحشی بحث کند به سرعت متوجه اشتباه خود می شود و برادرش را بازیابی می کند.

مفهوم قورباغه ثور آنقدر مورد علاقه طرفداران بود که او در نهایت در «Lockjaw and the Pet Avengers» بازگشت، جایی که Puddlegulp شکافی از میونیر را کشف کرد که به او قدرت خدای رعد و برق می‌دهد. شماره اول همچنین نام انسان پادلگلپ را فاش کرد. و آن اسم چیست؟ سایمون والترسون.

 ثور دنیا را تصاحب کرد

ثور پس از بازیابی شکل الهی خود از گرفتن تاج و تخت امتناع می کند. اما در سری «مرگ سوپرمن» نویسنده دن یورگنس، ثور با اشتیاق بیش از حد به تاج و تخت می رسد. در «ثور» (1998) شماره 50، ثور با انتقال آزگارد به آسمان نیویورک، قصد خود را به عنوان حاکم اعلام می‌کند و به تدریج بیشتر شبیه خدای تمام زمین عمل کرده و معجزه می‌کند. او حکومت‌ها را سرنگون می‌کند، و پرستش‌کنندگانش را جذب می‌کند.

به طور طبیعی، این امر رهبران سیاسی و مذهبی زمین را عصبی می کند، و در شماره 66 یک اتحاد بین المللی در غیاب او به آزگارد حمله می کنند و هم آنجا و هم نیویورک را در این روند ویران می کنند. در این هرج و مرج، ثور جنبه انسانی خود را می کشد (در کمیک ها، استعاره ها می توانند تحت اللفظی باشند)، و لیاقت بلند کردن میونیر را از دست میدهد.

و حتی این واقعیت که برادر دل پاکش بالدر، همسرش سیف، و هم تیمی هایش در انتقام جویان همگی به او می پردازند در حالی که لوکی با خوشحالی به او می پیوندد، هیچ کاری نمی کند که او را تحت تاثیر قرار دهد. در شماره 70، او از “Lord of Asgard” به “Lord of Earth” تغییر می کند و ما به جلو می پریم تا تاثیرات سلطنت او را ببینیم. لوکی زمین را به یک دولت پلیسی تبدیل کرده است و ما در شماره 70 می بینیم که پاسخ ثور به جنگ های خاورمیانه صرفاً ترسیم مجدد همه مرزها و غیرقانونی کردن همه ادیان به جز پرستش خود بوده است. در آغاز قرن، همه چیز به موقع بود، زیرا ایالات متحده در طول جنگ علیه تروریسم عضلات بین‌المللی خود را افزایش می‌داد: ثور حتی لوکی را به عنوان رئیس امنیت با اشاره به وزارت امنیت داخلی تازه تأسیس ، منصوب می‌کند.

جایی که ثور و هرکول جای خود را عوض کردند

هرکول، همتای المپیکی ثور، زمانی که نویسندگان گرگ پاک و فرد ون لنته، نویسندگانی چون «هالک باورنکردنی» را پس از «هالک جنگ جهانی» به «هرکول باورنکردنی» تبدیل کردند، بهترین لحظه خود را در کانون توجه قرار داد و یکی از خاطره‌انگیزترین این داستان‌ها ثور و هرک را به روش منحصربه‌فرد خود به هم نزدیک کرد.

در شماره 132، هرکول با بالدر، حاکم فعلی آزگارد ملاقات می کند، که پس از فریب لوکی برای کشتن پدربزرگش، مجبور به تبعید ثور شده است. اما بالدر به ثور نیاز دارد تا از تسخیر ملکه آلفلایز سوارتالفهایم بر قلمروهای دیگر جلوگیری کند، بنابراین او هرکول را به عنوان جانشین خود دعوت می کند و او را در زره ثور می پوشاند. به جز “بالدر” ، ملکیث ملعون پادشاه سابق و آینده سوارتالفهایم است (که خوانندگان باهوش ممکن است از بیست سال پیش لباس او را دیده باشند).

برخلاف ثور واقعی، هرکول نمی‌تواند در برابر لذت‌های دنیوی مقاومت کند، و در نهایت به سراغ خوردن، نوشیدن و ازدواج با آلفلایز می‌رود، و در نهایت انتظار میرود که او تهاجمی را که برای جلوگیری از آن فرستاده شده بود، رهبری کند. خوشبختانه، ثور واقعی ظاهر می‌شود، اما برای اینکه الف‌های تاریک به خاطر فریب هرکول تلافی نکنند، او لباس مبدل خود را به تن می‌کند که منجر به وعده شماره 136 مبنی بر نبرد بین «هرکوتور» و «تورکول» می‌شود.

ثور به عنوان هرکول از طرف هرکول آزگاردی به عنوان ثور به چالش کشیده میشود و می بینیم که آنها از مبارزه کثیف نمی ترسند، همانطور که با جلوه های صوتی مانند “NUHHKKKRACK!” “HWWWEDGIE!” و “NURP!” (البته با بنفش نوشته شده است) در کمیک میبینیم، هرکول در این نبرد می‌بازد، و در این میان اگر مجبور شود کشاله ران خود را یخ بزند، بسیار خوب می شود، زیرا او نه تنها از جنگ جلوگیری کرد، بلکه تا آنجا که به همه تماشاگران مربوط می‌شود، «هرکول» پیروز شد.

جایی که ثور سوار بر یک کوسه فضایی وارد نبرد شد

تعداد کمی از سریال‌های «ثور» به اندازه دوره هفت ساله جیسون آرون مملو از عجایب هستند – بالاخره این مرد یک مینی سری کامل به نام «دنیای عجیب» نوشت – یکی از روش‌های مورد علاقه او برای معرفی غریبه گی، درهم آمیختن جنبه‌های دنیای مارول و/یا پر کردن عشق‌های 12 ساله درونی همه است، از جمله سیرک قتل فرانکنشتاین، الف‌های تفنگدار شیک پوش و البته کوسه‌های فضایی.

اجرای آرون در سال 2012 با هنرمندی اسد ریبیچ در “ثور: خدای تندر” آغاز شد، که شخصیت شرور “عشق و تندر” گور قصاب خدایان را در داستانی شامل ثور از گذشته، حال و آینده معرفی کرد و او را با تهدیدی به قدری وحشتناک معرفی کرد که ثور را تهدید میکرد و در این میان هر سه نسخه از ثور را برای شکست در نظر گرفت. شماره 8 نشان داد که کوسه‌های ستاره‌ای در اطراف کشتارگاه الهی گور ازدحام می‌کنند و از بقایای خدایان مرده‌ای که گور به مدار پرتاب می‌کند تغذیه می‌کنند. خوب، به تعبیر آنتون چخوف، نویسنده بزرگ روسی، اگر در یک صفحه کوسه‌هایی را در حال چرخش یک سیاره قرار داده‌اید، یک خدای تندر جوان باید با یکی در صفحه‌ی دیگر به صورت آینده‌اش سیلی بزند زیرا این دقیقاً همان چیزی است که اتفاق می‌افتد. ثور جوان از گور به سفینه دراز پرنده دیگر ثورها فرار می کند.

ثور جوان با ماهی آسمانی تمام نشد. هنگامی که گور از سلاح تغییر شکل خود Allblack the Necrosword استفاده می کند تا اژدهایی را برای قورت دادن ثورهای حال و آینده به تصویر بکشد، ثور جوان با تلاش برای مبارزه با کوسه ستاره ای و سوار شدن بر آن به نبرد با گور قصاب، آنها را نجات می دهد. بدیهی است که هیچ اقتباسی بدون این تصویر فوق‌العاده کامل نمی‌شود، و تایکا وایتیتی، کارگردان «عشق و رعد» به سرعت به طرفداران اطمینان داد که این مخلوقات در جدیدترین فیلم او حضور خواهند داشت.

جایی که ثور با دختر سنجابی برای مبارزه با هیولای سنجاب همکاری کرد

مطمئناً هر داستانی با شخصیتی به نام دختر سنجابی، با نام مستعار دورین گرین، یک داستان عجیب خواهد بود و رایان نورث نویسنده و هنرمند اریکا هندرسون وقتی ثورهای مرد و زن را آوردند، مطمئن شدند که این عجیب بودن را حفظ کنند. در مجموعه “دختر سنجاب شکست ناپذیر” جلد. 1 #6-8. زمانی که غرور شیر فراری به باغ وحش برانکس حمله می‌کند، خط داستانی با صدای بلند شروع می‌شود، اما قبل از اینکه دختر سنجابی بتواند مداخله کند، یک قهرمان جدید از راه می‌رسد – دختر موش خرمائی!

با این تفاوت که جونده ای که لباس شیک پوشیده اصلاً قهرمان نیست. او Ratatoskr، خدای اختلاف آزگاردی است که با چند زمزمه خوب، کل شهر نیویورک را بر علیه یکدیگر تبدیل می کند. با قدرت ویکی‌پدیا، نانسی دشمن خود را شناسایی می‌کند و برای کمک به ثورها می‌رود و آن‌ها را در وسط دعوای غذاخوری بر سر پنکیک در مقابل وافل پیدا می‌کند.

در حالی که دختر موش خرمائی پشت سر می ماند تا با Ratatoskr مبارزه کند، نانسی به دنبال ثورها به آزگارد می رود تا قفسی را که هیولا از آن فرار کرده بود بازسازی کند و در طول راه، قلمرو طلایی را به بلوتوث معرفی کند. او همچنین خدایان را با کمیک های Cat Thor خود آشنا می کند. لوکی (که البته مسئول کل این آشفتگی است) آنقدر آنها را دوست دارد که خودش را به مخلوق نانسی تبدیل می کند. هرچند ثور، چندان مایل نیست.

لوکی سرانجام جهان را نجات می دهد و راتاتوسکر را به زندان آزگاردی های خود می فرستد، اما او برای کراس اوور “جنگ قلمروها” در “دختر سنجابی شکست ناپذیر” جلد 2 بازمی گردد. جایی که او به دورین کمک می کند تا با یک تهاجم غول پیکر در کانادا مبارزه کند و نام مستعار انسانی “راشل تی اسکار” را برای خود بگیرد.

جایی که ثور با کامیون هیولای مکس دیوانه به عروسی دنیای زیرین رفت

در کتاب خود ثور، جنگ ملکیث، ملکیث به تهاجم متحدانش به جهان اموات در قلمرو آتش Muspelheim در “Thor” (2018) 1-4 رفته و هجوم خود را گسترش میدهد. ثور و لوکی می‌رسند تا بالدر را پشت فرمان کامیون هیولایی که ایمورتان جو به راه انداخته است، با چرخ‌های میخ‌دار بزرگ و کوره‌ای تزئین شده با جمجمه انسان و شاخ حیوانات پیدا کنند. و تنها حمل و نقل غیرمتعارف در این داستان وجود ندارد، بلکه همچنین این داستان شامل یک کشتی دزدان دریایی پر از توپ های لیزری، برادر ثور، تایر سوار بر تی رکس، ملکه آتش سیندر سوار بر کرگدن ساخته شده از گدازه، و قطاری که سلاح مخفی ملکیث را حمل می کند، است. و راننده‌اش با گوسفند سیاه هم‌ آهنگ می‌خواند، حتی وقتی به رودخانه می‌رسد.

معلوم می شود که آن سلاح مخفی، ملکه اصلی هل، هلا است، و ثور برای متحد کردن جهان اموات علیه ملکیث، عروسی بین او و بالدر غاصب را ترتیب می دهد. به طور پیش‌بینی‌شده، اجنه‌های آتشین مهاجم به هرج و مرج فرو می‌روند، لوکی ثور را می‌کشد تا بتواند جنگجویان مرده والهالا را بیابد، و تانوس ظاهراً برای اعتراض به این اتحادیه می‌آید. آنهم پس از اینکه هارون رابطه‌اش را با هلا در «ثور نالایق» برقرار کرد. ولی ” درعوض از او جدا می شود و آرام می گیرد” . همه اینها، به علاوه هلهوند ثوری، حیوان خانگی خوشحال از قتل ثور که خود را «بهترین دختر گل در هل» معرفی می‌کند و لوکی که می‌گوید که ثور به بزش اعتماد کرده تا کامیون را به جای او رانندگی کند، همه به زیبایی با هنر روان‌گردان مایک دل موندو ارائه شده است. هلا از ازدواج با بالدر امتناع می کند و در نهایت معشوقه او کارنیلا ملکه نورن با ازدواج با خود هلا دایره را به مربع تبدیل می کند.

سفری که ثور به آینده انجام میدهد

اجرای عجیب و حماسی جیسون آرون نتیجه‌گیری عجیب و حماسی را می‌طلبید، و این چیزی است که او با بیش از دوجین هنرمند در «شاه ثور» شماره 4 ارائه کرد. هارون پس از پایان داستان خود در مورد ثور در آینده ای دور که با خدای قصاب بازگشت و مرگ قریب الوقوع همه هستی را به ارمغان آورد، به زمان حال در کتابخانه خدایان در شهر مطلقه بازمی گردد، جایی که شادراک، یکی از اسیران ثور، ثور را از گور نجات می دهد و او در حال بررسی ماجراهای گذشته و آینده ناجی خود است.

اول، ما می بینیم که “زمانی که خانه های مقدس بزرگ کیهان ، قراردادی برای پایان دادن به دوران جنگ های پانتئونیکی منعقد کرده اند” ، ثور پلیس خدا می شود، او خدایان سرکش را به دلیل سرقت بزرگ رسولان و استفاده غیرقانونی از طاعون دستگیر می کند و طاعون را ویران می کند. در این بین گاری کوسه ای از دو اسب دریایی به نام های ایکی و ویکی، خدایان قاچاق تشکیل شده است.

حتی بعدها، پس از 1000 شب راگناروک، شیاطین به اندازه‌ای قدرتمند شدند که می‌توانستند کهکشان‌های کامل را در اختیار داشته باشند، و ثور با زمانه سازگار شده و تبدیل به “Thor the Thunder World” شده است، سیاره‌ای حساس که به جای چکش به سمت او “قمرهای روان” پرتاب می‌کند. بعداً، ثور به اندازه انسان بازگردانده می‌شود و در جنگل‌های یخی جوتونهایم گم می‌شود و به «ارباب میمون‌های یخی» تبدیل می‌شود، همه این‌ها در حالی که از نظر آناتومیک رابطه عشقی غیرمحتمل با یک غول فراست دارد، انجام میشود.

رئیس کتابدار به شادراک می‌گوید که در جای دیگری در کتابخانه به کار خود بازگردد، اما او در زیر قفسه‌ای مرتفع از کتاب‌های داستان‌های کلاسیک در حالی که آرون مشعل را به جانشین خود، دانی کیتس می‌دهد ،به خود دلداری می‌دهد که «همیشه داستان‌های ثور بیشتری وجود خواهد داشت».

جایی که دونالد بلیک سعی کرد همه ثورها را نابود کند

ضریب عجیب و غریب بودن «ثور» تنها زمانی که دانی کیتس زمام امور را در دست گرفت، و خط داستانی «شکار» او با هنرمندی نیک کلاین در «ثور» (2020) شماره 9–14، را منتشر کرد، ضربه اندکی خورد. دکتر دونالد بلیک را از ابتدای این فهرست به یاد خواهید آورد – در آن زمان، “ثور” (1966) شماره 254 فاش کرده بود که او هرگز واقعا وجود نداشته است- ، اما این توهمی بود که توسط اودین برای آموزش فروتنی به ثور ایجاد شد و در «شکار»، این دانش او را «به‌طور باشکوهی دیوانه می‌کند».

او با نابود کردن برزخ حومه‌ای که اودین برای او ساخته بود، شروع می‌کند، اژدهای نگهبانش را می‌کشد و پوستش را به زره تبدیل می‌کند. ثور همه اینها را زمانی که به دان نگاه می کند در برابر یک چشم انداز کوچک انجام می دهد، او اکنون که یک بار دیگر تاج گذاری کرده است، به عنوان پادشاه آزگارد، به بلیک اجازه می دهد تا او را در برزخ به دام بیاندازد، سپس کل جمعیت آزگارد را به “دورترین مکان از مناطقی که می شناسیم” منتقل کند و در اینجا به یک ولگردی وحشیانه کشنده ثور می رویم. این به معنای بازگشت قورباغه ثور است که اکنون بدجنس‌تر از همیشه است و وقتی می‌خواهد کل دوزیستان را ببلعد از دهان دان فرار می‌کند. این به طرز خنده‌داری ناهماهنگ‌تر است، زیرا کلاین او را نوازش‌گرتر و کارتونی‌تر از همیشه کرده است و او را با بولداگ بین‌بعدی به همان اندازه نوازشگر Lockjaw متحد کرده است.

اما بلیک این اشتباه مهلک را مرتکب می‌شود که خشم خود را بر روی درخت جهان فرو بریزد و به ثور اجازه می‌دهد از برزخ فرار کند و او را کلافه کند. ثور در نبرد پیروز شد، ثور بلیک را به لوکی می‌سپارد و او را در همان زندانی قرار می‌دهد که زمانی اودین خود لوکی را ترک کرده بود، در حالی که مار برای ابدیت در صورتش زهر می‌چکید.

جایی که مادر ثور با اسلحه های گاتلینگ سوار بر گربه ظاهر شد

ثور در طول دوندگی کیتس تلاش می‌کند تا بفهمد چرا چکش‌اش علیه او چرخیده است، و در شماره 16، فکر می‌کند کمکی به شکل احضاریه‌ای از مادرش فریجا به جنگل‌های آوازخوان Vanaheim پیدا کرده است. هنگامی که او به آنجا می‌رسد، پدرش را پیدا می‌کند، اما قبل از اینکه آنها بتوانند به خاطر اختلافات زیادشان، اوضاع را حل و فصل کنند، یک هیولای هشت چشم و چیزی شبیه کرگدن مو سفید از جنگل بیرون می‌آید.

خوشبختانه فریجا از راه می رسد و سر جانور را با شمشیری تقریباً دو یا سه برابر اندازه خود از تن جدا می کند. اما این چیزی نیست در کنار تصویری که میشل باندینی در شماره بعدی معرفی می‌کند، وقتی بقیه گله می‌رسند و فریجا گربه سیاه‌رنگی را به اندازه فیل را با قیطان‌هایی در موهایش و تفنگ‌های گاتلینگ روی هر شانه‌اش زین می‌کند. او توضیح می دهد که اگرچه زمانی الهه ازدواج بوده است، اما با ازدواج خود با اودین روی صخره ها، باید نقش جدیدی به عنوان خدای شکار پیدا کند. ما فکر می کنیم اگر به دنبال چنین کاری هستید، می توانید خیلی بدتر از شکار یک گربه خانگی با سلاح سنگین انجام دهید.

 

کمیک رویداد جنگ قلمروها
توضیح تمام داستان ثور در MCU
کمیک خشم ثور
تمام ثورهای مارول
شرور فیلم ثور – عشق و تندر – کیست
حقایق ناگفته در مورد “آزگاردِ” مارول
کمیک رویداد ترس درون
کمیک ثور 2015
مجموعه تاروت را از اینجا مطالعه کنید
مجموعه لعنت را از اینجا مطالعه کنید
تمام شرورهای MCU از ریز تا درشت
نژادهای بیگانه که می خواهیم در MCU ببینیم
توضیحی در مورد تاریخچه و وقایع هایدرا
8 نفر از بارزترین ابرقهرمانان مارول که مذهبی هستند
معرفی 10 دانشمند برتر کمیک‌های مارول بهمراه حوزه مطالعه آنها
10 ابرقهرمان که دستیار ندارند
توضیح داستان ولوورین در MCU

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

رده بندی 10 صداپیشه برتر جوکر

برخی از بازیگران بزرگ از برنت اسپینر گرفته تا مارک همیل، صدایی به جوکر نمادین …

یک دیدگاه

  1. مادر ثور ققنوس میدونم که میدونی فقط میگم چرا آخری گفتی مادر ثور

دیدگاهتان را بنویسید