سه شنبه , 12 مهر 1401 - 8:04 قبل از ظهر

مشت آهنین Iron Fist

مشت آهنین Iron Fist (Daniel “Danny” Rand-Kai)

یک شخصیت داستانی ، یک ابرقهرمان طنز در دنیای کمیک مارول و یک تمرین کننده هنرهای رزمی است. وی که توسط ری توماس و گیل کین ساخته شده بود ، برای اولین بار در مارول پریمایر شماره 15 (مه 1974) ظاهر شد. این شخصیت در سریال های انفرادی خودش در دهه 1970 بازی کرد و عنوان چند سال را با عنوان مردقدرت و مشت آهنین به اشتراک گذاشت.

Iron Fist و همراه با آن شانگ چی ، استاد کونگ فو ، در طی یک روند فرهنگی در اوایل دهه 1970 برای قهرمانان هنرهای رزمی ، از کمیک های مارول  بوجود آمدند . او اولین بار در داستانی به نویسندگی روی توماس و تصویرگری گیل کین با عنوان چتر مارول پریمایر شماره 15-25 (مه 1974 – اکتبر 1975) ظاهر شد .

روی توماس نویسنده در یک متن در Marvel Premiere شماره 15 نوشت که منشأ و آفرینش Iron Fist بسیار مدیون شخصیت بیل اورت ، دهه 1940 ، شگفت انگیز است. توماس بعدا نوشت که او و خالق گیل کین …

… “مشت آهنین” را آغاز کردم زیرا اولین فیلم کونگ فو را حتی قبل از بیرون آمدن بروس لی دیدم ، و در آن چیزی ،به نام “مراسم مشت آهنین” داشت. فکر کردم این اسم خوبی است ، ما قبلاً استاد کونگ فو را داشتیم ، اما فکر کردم ، “شاید یک ابرقهرمان بنام Iron Fist ، حتی اگر مرد آهنی را هم داشته باشیم ، ایده خوبی خواهد بود.” استن [لی] این نام را دوست داشت ، بنابراین من از گیل خواستم و او تأثیر شگفت انگیز خود را آورد ، و ما شخصیت را با هم طراحی کردیم …

دانیل رند در نیویورک ،”بعنوان فرزند تاجر آمریکایی وندل رند” ، کارآفرین ثروتمند متولد شد .او شهر عرفانی K’un-L’un را به عنوان یک پسر جوان کشف کرد. وندل در مدت اقامت خود در كون لون ، زندگی حاكم شهر ، لرد توان را نجات داد و به عنوان پسر توان پذیرفته شد. اما سرانجام وندل كون لون را ترك كرد و به عنوان كارآفرین ثروتمند به آمریكا آمد. او با هیتر دانکن ازدواج کرد و فرزندی به نام دانیل داشت. هنگامی که دانیل نه ساله شد، وندل یک گروه اعزامی را سازماندهی کرد تا دوباره به جستجوی کون لون بپردازد و همسرش هدر ، شریک تجاری وی هارولد میخوم و دانیل را با خودش برد. در طول سفر به کوه ، دانیل از مسیر رد شد ، تسمه طناب او مادر و پدرش را با خودش کشید. میاخوم ، که عاشق هدر بود ، وندل را وادار کرد که مرگ را درآغوش بگیرد ، اما پیشنهاد داد که هدر و دانیل را نجات دهند. او کمک او را رد کرد و ترجیح داد بدون او سفر کند یا بمیرد.

همانطور که در مارول پریمایر شماره 15 توضیح داده شده است ، هدر و دانیل با یک پل ساخته شده روبرو می شوند که از جایی دیگر به نظر نمی رسد و توسط یک دسته گرگ مورد حمله قرار می گیرند. هدر برای نجات دانیل خود را بسمت گرگها می اندازد و حتی در حالی که کمانداران کون لون برای نجات او تلاش می کنند کشته می شود . کمانداران دانیالِ اندوهگین را به دیدن Yü-Ti ، حاکم Kunun L’un ، می برند. وقتی دانیل تمایل خود را برای انتقام جویی ابراز می کند ، Yü-Ti او را بعنوان شاگرد به لی کونگ ، تندر ، که هنرهای رزمی را به او می آموزد ، می دهد.

دانیل ثابت می کند که از باهوش ترین دانش آموزان لی کونگ است. رند با قرار دادن آنها در سطل های شن ، ماسه و سنگ برای سفت شدن مشت آنها ، روی مشت هایش شرط بندی می کند. در سن 19 سالگی ، دانیل این فرصت را پیدا می کند که با نبرد و شکست دادن اژدهایی به نام شو-لائوس نامیرا ، قدرت قلب آهنین را بدست آورد ، او از قلب مذاب که از بدنش بیرون آمده محافظت می کرد. در طول نبرد ، دانیل خود را بطرف زخم شو-لائوس پرتاب می کند ، که یک خال کوبی اژدها را در سینه خود می سوزاند. او پس از کشته شدن شو-لائوس ، وارد غار آن می شود و مشت هایش را درون یک ظرف برنجی که حاوی قلب مذاب موجود است ، فرو می برد و با قدرت مشت آهنین ظاهر می شود. بعداً فاش می شود كه مشت های آهنین زیادی قبل از دانیل وجود داشته است كه وی را به عنوان عضو مدرن یك صف طولانی از مشت های آهنین تبدیل كرده است.

وقتی كون لون بعد از 10 سال دوباره ظاهر شد ، دانیل تصمیم می گیرد که آنجا را ترك كند و قاتل پدرش را پیدا كند. دانیل رند با بازگشت به نیویورک ، در لباس مبدل مشت آهنین ، به دنبال هارولد میخوم ، که اکنون رئیس صنایع Meachum است ، می رود. او پس از غلبه بر تعدادی ازمشکلات برای زندگی ، با میچوم در دفتر خودش مقابله می کند ، و مقابله با آن مرد را بی فایده می یابد زیرا پس از رها کردن دانیل و مادرش ، در برف سنگین گرفتار شد و پاهای او سرما زدند.

تحت تأثیر توانایی های مشت آهنین، میچوم، سرنوشت خود را می پذیرد و به مشت آهنین می گوید که او را بکشد ، اما با ترحم برای پوسته حساس یک مرد ، مشت آهنین راه خود را می رود. در آن لحظه میچوم توسط یک نینجای اسرارآمیز به قتل می رسد و دخترش جوی ، مشت آهنین را به خاطر این مرگ سرزنش می کند. سرانجام ، مشت آهنین نام خود را پاک می کند و کار خود را به عنوان یک ابرقهرمان ، با کمک دوستانش کالین وینگ و میستی نایت آغاز می کند و عاشق دومی می شود.  از مخالفان قابل توجه در ابتدای فعالیت وی می توان به اولین حضور شرور سابرتوت (که تا اینجا هنوز مشخص نیست که با ولورین در ارتباط است) ، استاد خان مرموز ( نینجائی که یک بار در خدمت میچوم بود ،و به او خدمت کرد ) ، و مار فولادی ، پسر تبعید شده از لی کونگ ، که به نیروی مشت آهنین تمایل داشت ، نام برد .

قهرمانان استخدام شده

مشت آهنین در اوایل زندگی با قهرمان مرد آهنین ملاقات کرد. خیلی زود پس از آن ، او اولین نبرد خود را با هیلثری انجام داد.

درست قبل از نبرد رند با استیل مار ، میشی نایت مشغول مخفی کاری بود و به سازمان ارباب جنایت جان بوشماستر نفوذ می کرد. هنگامی که بوشماستر خیانت نایت را کشف کرد ، وی کلر معبد و نوح بورستین ، نزدیکترین نزدیکان لوک کیج را که با نام “مردقدرت” شناخته می شد ، ربود و آنها را به گروگان گرفت تا مجبور شود قفس را از بین ببرد. مشت آهنین برای متوقف کردن او آماده بود ، اما پس از نبرد ، حقیقت بیرون آمد. رند سپس به کیج و دختران اژدها (نایت و بال) در نبرد بوشماستر و نجات معبد و بورستاین و همچنین شواهدی مبنی بر بی گناهی کیج به اتهام مواد مخدر قبلی کمک کرد. مشت آهنین و مردقدرت تصمیم گرفتند که همکار شوند و قهرمانانی را برای استخدام ، شرکت تشکیل دهند.

اگرچه ظاهراً مشت آهنین و مردقدرت فقط قهرمانان مزدور بودند ، اما آنها همیشه کار درستی را انجام می دادند که معمولاً آنها با پول کمتر به جای بیشتر می گذراند.مشت آهنین، در هویت مخفی دانیل رند ، کنترل مجدد ثروت والدینش را به عنوان نیمی از شرکت رند-میچوم به دست آورد و در واقع بسیار ثروتمند بود. این امر باعث ایجاد تنش زیادی بین او و کیج ، که در محله محله فقیر نشین اقامت داشت ،شد ، حتی با اینکه رند در واقع کنترل شرکت خود را به سایر مدیران واگذار کرده بود ، اینچنین او یاد گرفت چگونه پس از مدتی طولانی، در دنیای واقعی مقابله کند. به جای تکیه بر پولی که او به ارث برده بود.

در یک لحظه ، این زوج با هم به كون لون رفتند و در آنجا با استاد خان جنگیدند.

همکاری مردقدرت و مشت آهنین با انقباض سرطان رند در اثر مسمومیت با پرتونگاری و مرگ ناخواسته به دست کاپیتان هیرو ، پایان یافت و کیج به عنوان مظنون اصلی در مرگ رند به عنوان یک فراری درآمد.

معاد

در دهه 1990 ، داستان مرگ رند در صفحات نامور برطرف می شود. اگرچه ظاهراً رند از مرگ باز می گردد ، اما در عوض آشکار می شود که سوپر اسکرال است. او اذعان می کند که وی کاپیتان هیرو بوده است و نقشه تخریب زندگی رند و کیج توسط استاد خان طراحی شده است. همچنین آشکار شده است که “مشت آهنین” که درگذشته بود ، در واقع یک ناپدری بود که توسط H’ylthri فوق العاده بعدی ایجاد شده است. در حقیقت ، رند دقیقاً پس از آنكه آخرین بار كون لون را رها كرد ، با كپی نسخه هیلثری ربوده و جایگزین آن شد. در حالی که در رکود با Hylylri ، رند موفق به متمرکز کردن چی خود ، در درمان سرطان است. مشت آهنین بعداً در كون لون زنده پیدا می شود. با نامور و میسی نایت ، بار دیگر با استاد خان در حال نبرد است.

پس از یک رویداد متقاطع یورش مارول ،شرکت رند و کیج قهرمانان استخدام شده، با یک تیم توسعه یافته ، این بار برای شرکت اوراکل در نامور کار می کنند. عنوان دنباله دار در سری جدید قهرمانان استخدام شده ، این عنوان در نهایت به دلیل فروش پایین لغو می شود و ب انحلال اوراکل و شرکت قهرمانان استخدام شده به پایان می رسد.

مشت آهنین در یک لحظه قدرت خود را به جونزو موتو ، رهبر جوان دست ، داد ، اما متعاقباً آنها را دوباره بدست آورد.

در معادن Iron Fist ، میراندا رند-کای نیز از مرگ برمی گردد. H’ylthri او را زنده می کند و قول بازگرداندن او را در صورت بازیابی مصنوع فوق العاده بعدی به نام زودیاک کلید ،میدهد. برای این منظور ، او هویت “رشته مرگ” را بدست می آورد و او را با مشت آهن و همچنین S.H.I.E.L.D. درگیر می کند. وقتی هیلثری سعی می کند مشت آهنین را بکشد ، میراندا قدرت کلید زودیاک را در برابر آنها می چرخاند ، ظاهرا خودش را در این روند می کشد. با این حال ، قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی موجود در غلافهای هیلتری مانع از مرگ وی شد.

در طول رویداد متقاطع “خانه ای ام” ، میبینیم که رند بخشی از گروه مقاومت لوک کیج است.

جنگ داخلی و Daredevil

رند به Daredevil مبدل میشود تا رسانه ها و مردم را متقاعد کند که مت ماردوک هوشیار نقاب دار نیست. رند معتقد است که وی برای بازی در نقش Daredevil توسط Foggy Nelson استخدام شده است. در واقعیت ، نلسون به قتل رسیده بود و از شهادت محافظت می کرد.

وی در طول جنگ داخلی مخالف قانون ثبت فوق بشری بود و به کاپیتان آمریکا پیوست و در عین حال وانمود می کرد که Daredevil است.رند توسط نیروهای طرفدار ثبت نام دستگیر شد و تونی استارک را “جودا” خواند. وی بعداً از زندان منطقه منفی آزاد شد و به تیم کاپیتان آمریکا برای نبرد نهایی با نیروهای مرد آهنین پیوست.

انتقامجویان جدید

پس از دستگیری كاپیتان آمریكا ، رند به انتقامجویان جدید می پیوندد ، یك گروه زیرزمینی توسط پزشك استریگ تهیه شده و شامل هم تیم سابقش لوك کیج است.  همچنین ، در نگاه عامه مردم ، رند قادر به جلوگیری از دستگیری با نقاط ضعف قانونی است.

در طول داستان Dark Reign ، رند به دلیل انواع مختلف مشکلات جدید انتقامجویان را ترک می کند اما به آنها اجازه می دهد که هروقت به او احتیاج دارند با او تماس بگیرند. وی سپس در جستجوی دختر لوك و دختر جسیكا ، دانیل همکاری كرد ، و با گرفتن عنكبوت هیدرا با زن عنكبوتی تصور كرد كه Skrull Jarvis با شرور زمینی تماس گرفته و به دنبال راهی برای خروج از نیویورك یا زمین است.

رند توسط Thunderbolts نورمن آزبورن به اسارت گرفته شد و به عنوان بخشی از یک پروژه بازپرداخت ذهنی که آزبورن ایجاد کرد و برای انجام مناقصه خود از قهرمانان دیگر استفاده کرد ، شستشوی مغزی شد. با این حال ، رند با استفاده از انرژی متمرکز چی برای تمیز کردن ذهن خود ، توانست شستشوی مغزی را از بین ببرد. بعداً همراه با میستی نایت ، دکتر استرنج ، دکتر وودو ، هلکات ، والکییری ، داردویل و چیزهایی که به انتقامجویان جدید در مکان یابی و نجات قفس آزبورن پس از سکته قلبی منجر شده و به طور خلاصه به عنوان فراری در بازداشت به سر می برد.

مشت آهنین جاودانه

در سال 2006 ، مارول سری جدید در حال اجرا را با نام “Immortal Iron Fist” منتشر کرد ، که توسط Ed Brubaker و Matt Fraction به نویسندگی رسیده است و با تصویرگری دیوید آجا ، تصویرگر اسپانیایی ، انجام شد. “مشت آهنین جاودانه” با یک قوس شش قسمتی شروع شد و با عنوان “آخرین داستان مشت آهنین” ساخته شد. این داستان نشان می دهد که مشت آهنین به عنوان میراثی است که تقریباً یک بار به نسل قهرمان کون لون اعطا می شود. شصت و شش مشت آهنین وجود داشته است. K’un L’un همچنین به عنوان یکی از هفت شهر بهشت ​​نشان داده شده است که هر کدام از آنها قهرمان مشابهی دارند.

در این داستان ، ارسون رندال ، پیشینیان فوری دانیل رند معرفی می شود، که پس از تحمل آسیب های روانی بی حد و حصر در طول جنگ جهانی اول ، مسئولیت های خود را نسبت به کون لون بر عهده گرفت. رندال در تایلند پیدا می شود ، ظاهراً با روحیه شو-لائوس و در اختیار داشتن تمام اختیارات وی ، اما با زندگی در انزوای خیس از مواد مخدر. رندال توسط ماموران فولاد مار و گروه تروریستی هیدرا تعقیب می شود. رندال که از سالهاى دیرینه خود رنج میبرد ، دانیل رند را در نیویورک جستجو می کند و به او کتاب “مشت آهنین” را می دهد ، یک دفتر مقدس که ظاهراً حاوی همه اسرار كونگ فو مشت های آهنین قبلی است ، كه راندال ادعا می كند در صورت نیاز رند در مسابقات آینده هفت قهرمان با موفقیت رقابت می کند.

مار فولادی ، که قدرت های آن توسط کرین مادر بسیار زیاد شده است ، به سرعت راندال را به تک نبردها اعزام می کند. در آستانه مرگ ، رندال چی خود را به رند تسلیم می کند ، و به او قدرت کافی می دهد تا مار را سرپا نگه دارد. پس از نبرد ، بلافاصله رند توسط استاد خود ، لی کونگ (که او نیز پدر مار فولادی است) فراخوانده می شود تا در تورنمنتی شرکت کند که چرخه ای را تصمیم بگیرد که طبق آن هر یک از هفت شهر بهشت ​​روی زمین ظاهر می شود. با این حال ، رهبران هفت شهر بدون اطلاع از جمعیت ، دروازه هایی را بین زمین و هر شهر بطور مخفیانه برپا کرده بودند. فساد رهبران هفت شهر بهشت ​​، مشت آهنین ، استاد او لی کونگ تندر ، دختر اورسون راندال و جان امان به طرز مخفیانه ای برای یک انقلاب برنامه ریزی کرده اند.مشت آهنین کشف می کند که Crane Mother و Xao ، یک عامل عالی رتبه هیدرا ، قصد دارند با استفاده از یک درگاه ، کون لون را نابود کنند. پس از فهمیدن نقشه ، فولاد مار کمک می کند تا رند  سایر سلاح های جاودانه برای شکست ایسائو را بدست بیاورد.

رند با گسترش دادن چی برای پیدا کردن میدان الکترومغناطیسی قطار ، قطار را برای نابود کردن کون لون تخریب می کند و خود را به “یک گلوله انسانی” تبدیل می کند. در همین حال ، انقلابی که توسط لی کونگ و دختر اورسون انجام شده است ، موفقیت آمیز است ، با Nu-an ، Yu-Ti از Kun Lun در وحشت فرار می کند. وقتی رند با Xao روبرو می شود ، Xao قبل از کشتن خود فاش می کند که ، هشتمین شهر بهشت ​​وجود دارد. رند Lei Kung را به عنوان Yu-Ti جدید معرفی می کند ، و دختر نامشخص اوسون به عنوان تندر جدید مشخص میشود .

پس از وقایعی و فهمیدن این که ثروت رندال “که رند بین المللی را آغاز کرد” از ظلم و ستم به شهرهای بهشت ​​شکل گرفته ، رند تصمیم می گیرد که این شرکت را به یک سازمان غیرانتفاعی تبدیل کند ، که به کمک به فقرا اختصاص یافته است. او همچنین تالد دوژو را در هارلم برای کمک به کودکان درونی شهر برپا می کند ، قهرمانان قدیمی را برای استخدام در ساختمان به عنوان مقر جدید بین المللی رند و خانه جدید خود در حالیکه لوک کیج را در این شرکت استخدام میکند ، پس می گیرد. او همچنین سعی می کند با میستی نایت دوباره ارتباط برقرار کند. رند (در سالروز تولد 33 سالگی خود) خیلی زود واقعیت نگران کننده ای را در مورد مشت های آهنین قبلی میفهمد: همه آنها در 33 سالگی درگذشتند ، به جز اورسون راندل ، که در همان زمان ناپدید شده است.

به زودی پس از آن ، رند توسط یک خادم چل لین مورد حمله قرار می گیرد و رند را به راحتی شکست می دهد. او ادعا می کند که بسیاری از مشت های آهنین را کشته است. با این حال ، لوك ، میستی و كولن درست وقتی آماده قتل رند می شوند ، می رسند. لوک موفق به گرفتن قاتل اسرارآمیز می شود ، اما او ناگهان ناپدید می شود. رند در کتاب “مشت آهنین” به دنبال جواب می باشد تا بفهمد چگونه اورسون راندال قادر به جلوگیری از کشته شدن قاتل چل لین بوده است. با این حال ، یکی از همکاران تجاری جدید رند ، رند را صدا می زند تا به او درمورد قاتل Chl-Lin را که از تندر دوژو بیرون می آید ، هشدار دهد.

رند به سمت دژ می رود ، در آنجا او قاتل را پیدا می کند که نام واقعی او با عنوان ژو چنگ فاش شده است. چنگ نوعی فرمان تلپاتیک را بر دانش آموزان گذاشته است تا در صورت تسلیم شدن رند ، یکدیگر را بکشند. رند در مقابل او تعظیم می کند ، اما این سریعاً آشکار می شود که تنها یک دزد دریایی است ، زیرا لوک ، میستی و سایر سلاح های جاودانه برای کمک به رند می رسند. رند در حالی که هنوز هم در جنگ عالی بود ، به درستی حدس زد که حریفی که برای جنگیدن با مشت آهنین آماده بود ، در برابر سایر سلاح ها مؤثر نخواهد بود. این گروه چنگ را شکست می دهند ، اما او در هوای رقیق از بین می رود.

سلاح های جاودانه شروع به شکار چنگ می کنند ، در حالی که رند تلاش می کند تا درباره دشمن جدید خود بیاموزد. او به زودی می آموزد که اورسون راندال تنها با اعتیاد به هروئین توانسته از دست چنگ فرار کند ، در نتیجه چی راه او را سد کرد و چنگ را با این فرض که درگذشته بود ترک کرد. در حالی که در جستجوی راهی برای شکست چنگ در کتاب مشت آهنین است ، رند پس از اینکه قهوه خود را مسموم کرد ، کشف کرد که دستیار وی ، نادین ، ​​همدست چنگ است. در حالی که چی رند از کشتن سم جلوگیری می کند ، برای تضعیف او به اندازه کافی قوی است. ناگهان چنگ وارد دفتر رند می شود ، به لطف نادین (که اگرچه “عزیز چنگ” به نظر می رسید که یک همدست نسبتاً تمایلی نبود) ، و آماده می شود تا کاری را که او و رند شروع کرده اند به پایان برساند. درست پس از آن ، نادین قدم می زند و تلاش می کند چنگ را متوقف کند و به او فاش می کند که فرزند او را باردار است و آرزو نمی کند که کودک آنها فرزند یک قاتل باشد. برای چنگ ، ​​فاش شده است ، به دنبال بازیابی قلب مشت آهنین است تا بتواند وارد كون لون شود و تخم مرغی را كه نسل بعدی Shou-Lao the Undying را به دنیا آورد ، بلعید ، بنابراین میراث Fist Iron K’un Lun از بین می برد. چنگ با وجود اینکه قبلاً مشت آهنین قبلی را که در غیر این صورت درگیر جنگ نشده یا قدرت خود را رها نکرده بود (به استثنای اورسون راندال) قصور کرد ، چنگ برای همیشه نتوانست به تخم مرغ برسد.

چنگ ، ​​که نشان داد به آرامی از Rand Int خریداری کرده است. طی 20 سال گذشته ، نادین را از سر راه بیرون می کشد و حمله خود را ادامه می دهد. شانه رند در حین جنگ درمیرود ، اما او حتی می تواند چنگ را در وضعیت ضعیف خود شکست دهد. به دنبال این دوئل ، اسلحه های جاویدان ، لوک ، کولین و میسی وارد می شوند و به رند فاش می کنند که نقشه ای را در آپارتمان چنگ کشف کرده اند که منتهی به هشتمین شهر بهشت ​​می شود ، که وجود آن توسط شائو در مسابقات هفت نفره ذکر شده است. شهرها رند و دیگران می فهمند که او همان جایی است که چل لین سرچشمه گرفته و به هشتمین شهر عزیمت می کند.

قبل از عزیمت آنها ، داووس به دستور لي كونگ وارد مي شود تا به رند اطلاع دهد كه شهر هشتم در واقع زندان ساخته شده براي نگه داشتن موجودات شيطاني است كه روزگاري كون لون و ساير شهرهاي بهشت ​​را تهديد كرده بود و دروازه آن فقط ورود را اجازه مي دهد. برای عبور اما نه خارج شدن ، و آن را به طور مؤثر با جهنم مترادف می کند. با این حال ، داووس همچنین به رند اطلاع می دهد که Yu-Ti قبلی ، هرکسی را که تلاش می کرد علیه حکومت خود شورش کند ، در شهر هشتم قرار داده ، و لی کونگ کمیسیون های رند و سلاح های جاویدان برای نجات زندانیان به راه اشتباه میروند، و به آنها اطلاع می دهد که غیر از مسیر قانون ، همه شش مورد از اسلحه های جاویدان را می توان دور زد.

به محض ورود به دروازه های شهر ، رند و سایرین به معنای واقعی کلمه در اعماق شهر مکیده میشوند و از این طریق توسط زندانیان شهر هشتم که توسط چنگینگ نادرست اداره می شود مورد حمله قرار می گیرند و مجبور به جنگ با شیاطین می شوند. شهر یکی یکی ، هر بار تقریباً به ضرب و شتم کشته شد (چی آنها،با رفتن به داخل شهر تضعیف شده است) و بارها دور خود میچرخند ، در حالی که اجازه بهبودی کافی داشتند تا بتوانند دوباره جنگ کنند. در حالی که رند بعد از درگیری در سلول خود است ، او با شنیدن این پیام که “شما یک مشت آهنی هستید. دقیقاً مثل من” می شنود که بر روی دیواره سلولی خود ضربه می زند و می داند که این کار به زبان چینی انجام می شود. فاش میشود كه داووس نسبت به مأموریت خود با رند و اسلحه جاودانه صادق نبوده است ، زیرا وی جاسوسی را در خارج از دروازه شهر هشتم قرار داده است كه گزارش می دهد “هیچ نشانی از زندگی” نیست ، اما “چیزی به وضوح اتفاق می افتد ، “و داووس مشخص می کند که این امر او را مجبور می کند بار دیگر با رند نبرد کند.

زندانی همکار رند خود را کوان یاوزو ، اولین مشت آهنین معرفی میکند. کوان فاش می کند که در اوایل تاریخ کون لون ، چانگمینگ در زمان انحطاط اخلاقی در شهر به قدرت رسیده بود. چانگمینگ کسی بود که در ابتدا همه موجودات شیطانی که زمانی کون لون را به شهر ریخته بود از جمله Shou-Lao the Undying را فراخوانده بود و از آنها برای فتح شهر استفاده می کرد. با این حال ، یک روز ، یک مبارز تنها برای وارد شدن به غار اژدها وارد شده بود تا آن را به چالش بکشد.

قبل از اینکه کوان تمام شود ، او و رند از سلولهای خود خارج شده و برای جنگ به صحنه می آیند. در این زمان ، چان مینگ آموخته است که رند و اسلحه جاویدان در حال تدوین برنامه ای برای نجات زندانیان شهر هشتم و فرار آنها هستند ، با ترک پیام های کد مورس بعد از هر جنگ. چانگمینگ اعلام می کند که رند و کوان تا آخر عمر می جنگند. رند از “جنگیدن با پیرمرد” امتناع می ورزد ، اما کوآن که اکنون در لباس مشت آهنین است ، پاسخ می دهد: “ببخشید ، مشت جوان. من منتظر این فرصت برای آزادی طولانی مذت خود هستم”.

با این حال ، پس از شروع مبارزه ، رند بلافاصله احساس می کند که حریف وی فاقد هرگونه مهارت قابل درک برای هنرهای رزمی است و می فهمد که او کوان یاوز واقعی نیست. چون اسلحه جاویدان موفق به فرار و شکست دادن نگهبانان در حین مبارزه می شوند ، چانگمینگ فاش می کند که او در واقع کوان یاوز واقعی است. او توضیح می دهد كه داوطلبانه در شهر هشتم مانده تا شیاطین كون لون فرار نکنند. با این حال ، با دیدن عشق گمشده خود به شهر هشتم پرتاب شد ، کوآن سرخورده شد و اعتقاد داشت که کون لون ارزش نجات ندارد ، سرانجام قیام کرد تا به عنوان شهر چانگمینگ بر شهر هشتم حکومت کند. رند و فت کبرا موفق می شوند که کوان را در نبرد شکست دهند ، و آماده شوند تا از ماهیت واقعی شهر هشتم و دلیل اعزام آنها به آنجا سؤال کنند.

با این حال ، رند به زودی کشف می کند که اسلحه های جاویدان در طرحی که Quan از آن پیاده می کند ، پیاده می شوند. از آنجا که درب شهر هشتم فقط می تواند از داخل توسط سلاح های جاویدان باز شود ، برنامه وی این بود که با اسلحه جاودانه اقدام به فرار کند ، از این طریق دروازه را باز می کند و کوان و ارتش خود را رها می کنند تا انتقام خود را از هفت شهر بگیرند. بخاطر محکوم کردن وی و بسیاری از شهروندانشان در ابدیت در شهر هشتم.

کوآنها رند را مجبور می کنند تا او را از شهر هشتم و به سمت کون لون هدایت کند ، اما پس از بیرون کشیدن او به خارج از دروازه ، دو برخورد داووس که با اسلحه تیرانداز در انتظار دروازه است پیش میاید. او به رند می گوید که وی توسط لی-کونگ برای قتل کوان به آنجا فرستاده شده است ، زیرا او و لی-کونگ معتقدند که رند فاقد توانایی زندگی است. در نبرد متعاقب ، رند موفق به شکست داووس و کوان می شود ، تا آنجا که می خواهد یک گلوله در دست دوم بگیرد. اقدامات رند ، کوآن را تحت تأثیر قرار می دهد ، تا آنجا که تصمیم می گیرد که رند ممکن است اثبات زنده بودن این باشد که کون لون آن شهر فاسدی نیست که قبلاً بوده است. رند و داووس موافقت می كنند كه كوان را به كون لون راهنمایی كنند و جلسه‌ای بین او و لی كونگ ترتیب دهند تا كوان با یك انجمن برای نارضایتی های خود بپردازد.

با این حال ، هنگامی که رند به نیویورک باز می گردد ، یک سلول هایدرا در انتظار اوست که در Rand International منتظر او باشد ، و به دنبال قصاص برای مرگ Xao ، مهمانی را گروگان میگیرد. در نبرد متعاقب ، Rand Int. نابود می شود ، اما رند و میسی بی صدمه فرار می کنند. با شرکت رند. رند و میستی تنها یک بخش از ارزش خالص سابق خود را از بین بردند و یک راهنمای جدید را در هارلم خریداری کردند و رند تصمیم می گیرد تمام توجه و منابع خود را در تندر دوژو متمرکز کند. در حین انتقال به خانه جدیدشان ، رند از میستی خواست تا با او ازدواج کند.او در ابتدا نسبت به این پیشنهاد شک و تردید داشت ، و فکر می کرد که ممکن است فقط یکی از این موارد افتخارآمیز باشد ، میستی می پذیرد و فاش می کند که فرزند رند را باردار است.

رعد و برق

رند روزی متعجب می شود که میفهمد نورمن آزبورن در دفتر او منتظر است و پس از آن در کمین چند تن از رعد و برقها قرار می گیرد و اسیر میشود. آزبورن با استفاده از یک شبیه سازی ذهنی که در آن رند ، وولورین، مردعنکبوتی و کاپیتان آمریکا را می کشد ، از فن آوری جدیدی برای شستشوی مغزی رند استفاده می کند ، اما نمی تواند او اجبار به قتل لوک کیج کند . Ghost پیشنهاد می کند که رند را کاملاً از بین ببرند ، اما آزبورن نمی خواهد که او مهارت های خود را از دست بدهد ، بنابراین او راند را وادار به انجام یک عمل خطرناک می کند که در آنجا ذهن او بیشتر دست و پنجه نرم کند.مشت آهنین به گرفتن لوک کیج ، که بعداً به لطف دست زدن به شبح فرار می کند ، کمک می کند. مشت آهنین به کیج حمله می کند (کسی که در فرار او توسط مورچه ها ، که قبلاً او را بلعیده بود) نیز کمک می کرد ، و رند به نظر می رسد که در قفس به قتل رسیده ، و این دو نفر با تعجب فرار میکنند. بعداً فاش می شود که وقتی رند از چی کو متمرکز خود برای مشت زدن به قفس استفاده می کرده ، ذهنش از بین رفته است.

عصر قهرمانانه

پس از محاصره ، رند دوباره به انتقامجویان جدید اصلاح شده پیوست. در حالی که با تهاجم شیطانی نیویورک که ظاهراً از چشم آگاموتو منشأ گرفته بود ، مبارزه می کرد ، وقتی در تماس با چشم قرار گرفت ، به آواری دیگر منتقل شد و همزمان ایجاد یک شکاف بر روی زمین که دکتر استرنج اظهار داشت به معنای پایان همه چیز است. هنگامی که انتقامجویان با شیاطین دوباره به زمین می جنگند ، مشت آهنین خود را در خلأ سفیدی پیدا می کند که در آنجا با یکی از باستانیان روبرو می شود ، که ادعا می کند به دلیل عصبانیت خود در مورد “ناکامی های اخیر” عجیب ، مسئولیت حمله فعلی را بر عهده دارد. هنگامی که مشت آهنین به زمین باز می گردد – اکنون با لباس جدید سفید و طلایی پوشیده شده است – او ادعا می کند که باستانی به او گفته است که استرنج به جای اینکه توسط استادش به او دهد، چشم را از یکی از باستانیان دزدیده و برای اعتراف حقیقت به چالش کشیده میشود . اگرچه متعاقباً مشخص می شود که رند در حقیقت توسط آگاموتو به عنوان بخشی از تلاش خود برای از بین بردن این واقعیت دستکاری شده است، او لباس جدید خود را حتی پس از شکست آگاموتو و فداکاری دکتر وودو حفظ می کند. پس از فهمیدن اینکه بارداری میستی نادرست است ، میستی و دنی تصمیم به بیرون رفتن از آپارتمان خود گرفته و جداگانه زندگی می کنند ، اما رابطه خود را ادامه می دهند.

Shadowland

مشت آهنی در میان قهرمانانی است که با داردویل و هند می جنگند. لوک کیج و مشت آهنی از کاپیتان آمریکا ، مرد آهنین و ثور میخواهند تا در مورد قانون نظامی هند که در آشپزخانه جهنم اعمال شده است با داردویل صحبت کنند. همانطور که قهرمانان سابق برای استخدام به Hell’s Kitchen میروند، آنها شاهد قتل وحشیانه بولزآی بدست داردویل میشوند.

دنی بعداً با شخصی که با نام Power Man در حال گذر است ، مواجه میشود. او و لوک کیج کشف می کنند که مرد قدرت ویکتور ،آلوارز است که از ساختمانی که بولزآی منفجر کرده زنده مانده است .روز بعد از قتل،مشت آهنین ، لوک کیج در حال بحث و گفتگو درباره اقدامات مرداک هنگام ملاقات با کینگ پین هستند ، که می آید تا به آنها هشدار دهد که به زودی نیاز دارند مرداک را پایین بیاورند. مشت آهنین بعداً هنگام صحبت با داردویل به لوک کیج و دیگر قهرمانان خیابانی پیوست. وقتی Kingpin Ghost Rider را بر روی Shadowland رونمایی می کند ، داردویل به آنها در حمله ی روح سوار سوء ظن میبرد و به نینجای خود دستور می دهد آنها را شکار کنند.

در نبرد نهایی برای Shadowland ،مشت آهنین از chi خود برای التیام جسم و روح مرداک استفاده می کند و به داردویل قدرت می دهد تا در برابر جانوری که در بدنش ساکن است ، مبارزه کند.

بعد از Shadowland ،مشت آهنین مربی جدید Power Man می شود و این دو تیم به یک تیم تبدیل می شوند.

ترس درون

در طول داستان ترس درون، مشت آهنین و اسلحه جاودانه به پکن چین احضار می شوند تا دروازه های شهر هشتم را که در آستانه بازشدن قرار دارد ببندند. با این حال ، پیش بینی دکتر استرنج مبنی بر اینکه مشکل مشت آهنین است و وقتی که دنی تحت کنترل ذهن قرار می گیرد ، راه حل به حقیقت نمی پیوندد و همین امر باعث ایجاد تداخل عرفانی در توانایی سلاح های جاویدان برای بستن دروازه می شود. وی سپس مجبور می شود با متحدان خود از جمله ماشین جنگی که گروه خود را در این سفر همراهی کرده بودند نبرد کند. با تشکر از ماشین جنگی که او را بیرون میکشد، ماموریت با موفقیت به پایان رسید. با این حال ، دکتر استرنج می فهمد که مشت آهنین اکنون یک سلاح جاودانه آگاموتو است.

قدرت ها و توانایی ها

او مشت های خود را در قلب ذوب شده اژدها شو-لائوس فرو برده و Undying انرژی فوق العاده اژدها را به رند تزریق می کرد. این همراه با آموزش لی کونگ به راند قدرت مشت آهنین را می دهد و به او امکان می دهد تا چی (یا انرژی طبیعی) خود را احضار کرده و متمرکز شود و توانایی های طبیعی خود را تا حد خارق العاده ای بالا ببرد. قدرت ، سرعت ، استقامت ، دوام ، چابکی ، رفلکس ها و حواس او می تواند به شدت تقویت شود و مهارت های رزمی او در حال حاضر بسیار قدرتمندتر شود.

توانایی متمرکز کردن انرژیهای طبیعی بدن در دست وی است که به عنوان یک درخشش ماوراء طبیعی در اطراف مشت محصور شده او جلوه می کند و مشت خود را “مانند چیزی از آهن” می کند. بسیار متمرکز ، این “مشت آهنین” می تواند با سختی و ضربه فوق بشری وارد هدف خود شود ، در حالی که دست او در برابر درد و جراحت غیرقابل نفوذ می شود. با این حال ، شاهکار احضار قدرت موردنیاز ، رند را از نظر جسمی و روحی تخلیه می کند ، قادر به تکرار عمل برای مدتی نیست ، گاهی تا یکروز . چنین تواناییی به عنوان “شبه عرفانی” توصیف شده است.

از دیگر کاربردهای قدرت Iron Fist می توان به امکان تمرکز انرژی چی به سمت داخل برای بهبودی خود یا بیرون برای بهبود دیگران از آسیب دیدگی و همچنین توانایی تله پاتی تلفیق آگاهی وی به طور موقت با شخص دیگر و ذوب شدن در ذهن آن شخص اشاره کرد. در Maximum Carnage ، رند توانست از برنامه ذهنی مشت آهنین برای آرام کردن موقت یک اوباش شورش استفاده کند. وقتی از مرد عنکبوتی در مورد این سوال پرسیده شد ، رند پاسخ داد که همه انسانها ، در اصل یک موجود الهی هستند ، در یک ولع ثابت برای آن . یکسان بودن ، و هنگامی که آن را ارائه می دهند ، نمی توان امتناع کرد. راند در پاسخ به این سوال که چه مدت برای یادگیری این “تکنیک مراقبه” طول میکشد ،گفت “هشت یا ده سال”.

اورسن رندال ،به عنوان مشت آهنین، برنامه هایی از جمله هیپنوتیزم و هدایت انرژی چی را به سلاح های پرتابه نشان داده تا ظرفیت مخرب آنها افزایش یابد. رندال همچنین مقاومت بیشتری در برابر صدمات نشان داده ، از جمله مقاومت در برابر گاز سمی كه بر روی همرزمانش در سنگرهای جنگ جهانی اول ریخته بود و روند پیری را كاهش داد. اگرچه تقریباً صد سال سن داشت که با دانیل رند روبرو شد ، اما وی نشاط جسمی متناسب با یک هنرپیشه رزمی بسیار ماهر و نیمی از سن خود را نشان داد. احتمالاً رند قدرت ها و توانایی هایی را دست کم معادل با ارسون راندال بدست آورده است. هرچند که لزوماً مهارت کنترل آنها نیست – به لطف ترکیب انرژی چی رندال با خودش. او همچنین دارای کتاب مشت آهنین است که مطالعه آن مهارتهای کونگ فو را بسیار گسترش خواهد داد.

رند آنچه را که از اورسون راندال در مورد کاربردهای جایگزین مشت آهنین آموخته بود ، نشان داد وقتی که توانست Chi را از مشت خود به میدان الکترومغناطیسی قطار که قصد نابودی کون لون را داشت ، بکشاند و خودش را به “یک گلوله انسانی تبدیل کند. ” علی رغم اینکه قطار با “مواد منفجره کافی خالی شده است تا هیروشیما را مانند یک جرقه نگاره” بارانداز کند ، رند توانست قطار را نابود کند و از انفجار عظیم جان سالم به در برد. در نبرد با دیگر ابرقهرمانان دیگر ، او به پسر هالک و کایرا اولدسترانگ  نشان داد که نیروی دوم به حداقل رسیده است که اسکار را خیره کند ، علی رغم اینکه دومی قدرت پدرش را به ارث برده است ، بعداً با از بین بردن Ragnarok – یک کلون آندروید از Thor – با مردعنکبوتی او را به سمت راگناروک انداخت.

حتی بدون مشت آهنین ، رند استاد تمام هنرهای رزمی کون لون و بسیاری از زمین است.

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

گروت Groot

  گروت (به انگلیسی: Groot) یک شخصیت خیالی ابرقهرمان در کتاب‌های کمیک منتشر شده توسط …

دیدگاهتان را بنویسید