یکشنبه , 10 مهر 1401 - 8:54 بعد از ظهر

ناانسان ها Inhuman

 

 

ناانسان ها (به انگلیسی = Inhuman) شخصیت ناانسانها ، مجموعه ای از افراد خیالی ساخته شده توسط شرکت مارول هستند که توسط استن لی و جک کربی ساخته شده اند.

ناانسان ها یکی از نژاد های ساکن زمین هستند که به وجود آمدن آن ها نتیجه ی آزمایش کری ها روی انسان های نئاندرتال بوده است. میلیون ها سال قبل و در طی یکی از جنگ های دو نژاد فضایی معروف مارول یعنی کری ها و اسکرول ها؛ کری ها در سیاره اورانوس برای خود پایگاهی ساختند. مدتی بعد، پس از انجام تحقیقات در مورد سیاره های مجاورشان متوجه شدند که گونه ای از موجودات غیر پیشرفتۀ اولیه روی سیاره ای به نام زمین زندگی می کنند و به علت آزمایشات سلستیال ها دارای ظرفیت ژنی برای پیشرفت هستند؛ آگاهی از این مسأله کری ها را وسوسه به آزمایش روی انسان ها کرد، آزمایش هایی بوسیله غبار ماده ای به نام تریجن ( یا تریژن )  که باعث فعال شدن ژن های جهش یافته در انسان ها و به وجود آمدن ناانسان ها شد. کری ها قصد داشتند تا از این انسان های جهش یافته به عنوان ارتشی قدرتمند در مقابل اسکرول ها استفاده کنند اما به دلایلی که هرگز فاش نشد، آنها ناانسان ها را در زمین رها کردند و رفتند.

پس از اینکه کری ها، ناانسان ها را رها کردند این نژاد به دلیل هوش برتری که نسبت به انسان ها داشت، شروع به ساختن قلمرو و امپراتوری خود کرد؛ در حالی که در آن زمان انسان ها در غار ها پنهان می شدند، آن ها وسایل و تکنولوژی های پیشرفته ای برای خود ساختند و با آزمایشاتی که روی غبار تریجن انجام دادند توانستند قدرت های منحصر به فردی را در هر یک از افراد ناانسان ها به وجود بیاورند. پس از مدتی ناانسان ها متوجه شدند که ترجنسیس (در معرض غبار تریجن قرار گرفتن) در بعضی موارد موجب تأثیرات منفی روی افرادی که در مجاورت تریجن قرار گرفته می شود؛ آگاهی از این تاثیرات منفی باعث شد تا ناانسان ها مراسم های خاص و مراحل ویژه ای را برای افرادی که می خواهند در معرض غبار تریجن قرار بگیرند در نظر بگیرد. این مسأله به این منظور انجام میشد که تعداد تأثیرات منفی تریجن روی افراد ناانسان به حداقل برسد.

لازم به ذکر است که اولین بار، تأثیرات غبار تریجن روی ناانسان ها توسط یکی از ناانسان ها به نام رنداک کشف شد. او پس از این کشف متوجه شد که این مسأله، تضمین کننده بقای ناانسان ها است و آن ها را شایسته زندگی می کند. به همین دلیل بسیاری از جمعیت آن زمان ناانسان ها را در معرض غبار تریجن قرار داد تا به قدرت های مخصوص خودشان دسترسی پیدا کنند. پس از همین مسأله بود که تأثیرات منفی در بعضی موارد مشاهده شد.

 

یکی از موارد جالب فرهنگ ناانسان ها اعتقاد آنها به یک سیستم سفت و سخت و تغییر ناپذیر است. بر اساس این سیستم جایگاه هر یک از ناانسان ها در جامعه از ابتدا مشخص است و این جایگاه به هیچ وجه قابل تغییر نیست؛ حتی اگر فرد مورد نظر قوی ترین یا پر نفوذ ترین فرد جامعه باشد. علاوه بر این اجتماع ناانسان ها به شدت با مسأله ترکیب شدن با دیگر نژاد ها مخالف است و از ازدواج ها یا ارتباط های بین نژاد های دیگر و نژاد ناانسان ها جلوگیری می کند؛ هر چند که بعضی از افراد ناانسان ها از جمله “کریستال” یکی از اعضای خاندان سلطنتی آتیلان این قانون را زیر پا گذاشتند. کریستال حتی با کوئیک سیلور (که در آن زمان هنوز جز افراد ایکس بود) ازدواج کرد و این دو صاحب فرزندی به نام لونا شدند.

 

در دنیای کمیک، ناانسان ها در شهری خاص زندگی می کنند که آتیلان نام دارد. هم چنین این شهر توسط اعضای خاندان سلطنتی ناانسان ها اداره می شود که از ابتدای به وجود آمدن ناانسان ها بر آن ها حکمرانی کرده اند؛ اعضای حال حاضر خاندان سلطنتی عبارتند از بلک بولت پادشاه ناانسان ها – مدوسا (=مدوزا) ملکه ناانسان ها و همسر بلک بولت – کریستال خواهر مدوسا – ماکسیموس برادر بلک بولت – کارناک – گورگن – تریتون – لونا دختر کریستال – اهورا پسر بلک بولت و مدوسا – لاکجا سگ خاندان سلطنتی با قدرت های تلپورت.

داستان های اصلی ناانسان ها

آتیلان (ATTILAN)

شهر اصلی ناانسان ها یعنی آتیلان بار ها و بار ها در دنیای کمیک جا به جا شده و در حال حاضر در حومه شهر نیویورک قرار دارد اما این شهر برای مدت زیادی در کره ماه بود.

در طول این داستان در حالی که ناانسان ها به زندگی خود در آتیلان روی ماه ادامه میدادند تا اینکه چند تن از فراریان کری به ماه رفتند پس از اینکه توسط گارد ناانسان ها مورد حمله قرار گرفتند، گفتند که برای جنگیدن به آتیلان نیامده اند بلکه آمده اند تا درخواست پناهندگی کنند؛ البته این دروغی بود که گفتند تا بتوانند پس از مدتی زندگی در کنار ناانسان ها، اعضای خاندان سلطنتی را ترور کنند اما در نهایت پس از اینکه به چند بچه ی ناانسان حمله کردند نقشه آنها فاش شد و ناانسان ها آن ها را از آتیلان بیرون کردند.

 


خدمتکاران کری (SERVANTS OF THE KREE)

زمانی که رونان فرمانروای کری ها بود، امپراتوری آن ها از امپراتوری شی آر شکست خورد. این مسأله رونان را به این فکر انداخت که دوباره ناانسان ها را زیر سلطه خود درآورد و از آنها به عنوان سلاحی در مقابل امپراتوری شی آر استفاده کند؛ به همین منظور رونان با حمله ای غافلگیر کننده کنترل آتیلان را به دست گرفت و از ناانسان ها خواست که از او تبعیت و به او خدمت کنند، چرا که آن ها از ابتدا با این هدف خلق شده اند که سلاح امپراتوری کری در مقابل دشمنانـش باشند؛ بنابراین ناانسان ها از زمین برده شدند و تبدیل به خدمتکاران امپراتوری کری در جنگ با شی آر شدند اما پس از مدتی پادشاه ناانسان ها، بلک بولت، به این فکر افتاد که دوباره ناانسان ها را از زیر سلطه رونان آزاد کند. به همین منظور به او پیشنهاد مبارزه تن به تن داد و این شرط را گذاشت که در صورت پیروزی اش ناانسان ها آزاد شوند؛ رونان شرط را قبول کرد و پس از یک مبارزه سهمگین شکست خورد و به دلیل قولی که داده بود ناانسان ها را آزاد کرد.

تبعید خانواده سلطنتی (EXILE OF THE ROYAL FAMILY)

پس از اینکه ناانسان ها از زیر سلطه رونان آزاد شدند اوضاع آنطور که بلک بولت انتظار داشت پیش نرفت و ناانسان ها حاضر نشدند به زمین بازگردند. در واقع آن ها همگی خواستار آزاد شدن از زیر سلطه کری ها بودند اما حضور در جنگ ها باعث شده بود حس افتخار و باور به اینکه هر یک از آن ها سرنوشت مخصوص به خود را دارند در آن ها تقویت شود؛ به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که خاندان سلطنتی لیاقت حکمرانی بر آن ها را ندارد و آن ها را به کشور لاتوریا که تحت حکمرانی ویلن معروف دنیای مارول دکتر دووم بود فرستادند، اما پس از مدتی آن ها به اشتباه خود پی بردند و خاندان سلطنتی به آتیلان برگشتند.

تهاجم مخفی (SECRET INVASION)

در طی رویداد معروف تهاجم مخفی اعضای گروه ایلومیناتی متوجه شدند که بلک بولت در واقع یک اسکرول است و فهمیدند که این بلک بولتِ اسکرولی، همان کسی است که در جنگ با هالک شکست خورده است. پس از اینکه آیرون من، ناپدید شدنِ بلک بول” را به مدوسا گزارش داد، او اسکرول دستگیر شده را نزد شورا برد و خطر تهاجم اسکرول ها را برای آن ها شرح داد اما در همین زمان اسکرول ها خودشان را نشان دادند و شهر ناانسان ها را غارت کردند و تحت کنترل خود گرفتند؛ از سوی دیگر مدوسا به کمک خاندان سلطنتی موفق شد کشتی فضایی اسکرول ها را بدزدد و با آن راهیِ سیاره کری ها شود تا از آن ها کمک بگیرد.

در همین هنگام بلک بولت در کشتی فضایی دیگری از گُردان اسکرول ها زندانی بود و اسکرول ها قصد داشتند از صدایش در برابر دشمنان خود بهره ببرند؛ از طرفی دیگر مدوسا با رونان متحد شد و برگشت تا بلک بولت را از دست اسکرول ها نجات دهد، از سوی دیگر هم متوجه شد که اسکرول ها علاوه بر بلک بولت پسرشان اهورا را نیز اسیر کرده اند تا از او به عنوان اهرمی برای رسیدن به خواسته های خود از بلک بولت استفاده کنند اما در نهایت اهورا موفق شد با قدرت های کنترل ذهن خود اسکرول ها را مجبور به آزادی پدرش کند و سپس هر دوی آنها به کمک رونان و مدوسا از کشتی فضایی اسکرول ها نجات داده شدند. پس از بازگشت، خاندان سلطنتی اعلام کردند که می خواهند سرنوشت خود به عنوان خدمتکاران کری را بپذیرند و به سیاره کری ها بروند. هم چنین در پایان داستان مشخص شد که رونان به شرط ازدواج با خواهر کوچک تر مدوسا یعنی کریستال حاضر شده به او کمک کند.

جنگ پادشاهان (WAR OF THE KINGS)

پس از ازدواجی که میان خاندان سلطنتی و نژاد کری صورت گرفت، ناانسان ها روابط نزدیک تری با کری ها برقرار کردند و در امپراتوری کری ها با آن ها همکاری می کردند تا این که ولکان، یکی از ویلن های افراد ایکس، امپراتور کشور شی آر شد و به کری ها حمله کرد. در این حمله بلک بولت و ولکان نبرد سختی انجام دادند و اینطور به نظر رسید که هر دوی آن ها در این مبارزه کشته شده اند؛ به همین دلیل مدوسا فرمانروایی ناانسان ها را به عهده گرفت ولی چند ماه بعد مشخص شد که بلک بولت زنده است و برای بار دیگر اما این دفعه به همراه برادرش ماکسیموس به گروه ایلومیناتی ملحق شد.با خواندن این کمیک میتوانید بهتر با این داستان آشنا شوید.


بی نهایت و ناانسان جدید (INFINITY & NEW INHUMAN)

پس از چند ماه ناانسان ها به زمین بازگشتند و با جا به جا کردن شهر آتیلان، این شهر را به حومه شهر نیویورک و بالای رودخانه هادسون انتقال دادند. مدتی از حضور آن ها در زمین نگذشته بود که متوجه شدند تایتان دیوانه، ثانوس، قصد دارد برای پیدا کردن و کشتن پسر ناانسان اش به زمین حمله کند که این باعث درگیری بین ناانسان ها و ثانوس شد.

جنگ داخلی ۲ (CIVIL WAR II)

پیش از رویداد جنگ داخلی ۲، ناانسان های جدید زیادی در اثر پخش غبار تریجن در سراسر دنیا به وجود آمدند؛ یکی از این ناانسان ها به نام یولیسیس توانایی پیش بینی آینده را داشت؛ به دلیل توانایی های خاص این ناانسان، بین قهرمانان دو دستگی پیش آمد. گروهی از قهرمانان به رهبری تونی استارک اعتقاد داشتند که قهرمانان نباید از این قدرت بهره ببرند چرا که احتمال خطا در آن وجود دارد و گروهی دیگر به رهبری کارول دانورز اعتقاد داشتند که استفاده از این ناانسان و قدرت او برای حفظ زمین از خطرات ضروری است در نتیجه این دوگانگی جنگ خونی در گرفت که در پایان آن یولیسیس به جاودان ها ملحق شد و تونی استارک به کما رفت.

ناانسان ها علیه افراد ایکس (INHUMANS VS X-MEN)

همانطور که پیش از این گفته شد ناانسان ها، غبار تریجن را در سراسر دنیا پخش کردند. این غبار بر روی افرادی که در وجودشان ژن ناانسان داشتند تاثیر میگذاشت و قدرت های جدیدی به آن ها می بخشید ولی روی انسان های معمولی هیچ تاثیری نداشت؛ اما ماجرا به همین جا ختم نشد چرا که غبار تریجن روی جهش یافته ها و افراد ایکس اثر سوئی داشت و باعث مسمومیت و مرگ آنها میشد. به طوری که رهبر افراد ایکس یعنی سایکلاپس در اثر مسمومیت با غبار تریجن جان خود را از دست داد و این مسأله باعث برافروخته شدن جنگی میان ناانسان ها و افراد ایکس شد.

 

افراد خانواده سلطنتی

ناانسان ها دارای پنج قبیله اصلی هستند که چهار قبیله‌ی آنها در فضا ساکن بوده و با نام ناانسان های جهانی شناخته می شوند. یک قبیله‌ی دیگر آنها که قبیله‌ی اصلی این نژاد محسوب می شود بر روی زمین ساکن است. البته لازم به ذکر است که مقر اصلی ناانسان ها تا مدت ها بر روی ماه قرار داشت.

ناانسان های روی زمین توسط یک خاندان سلطنتی اداره می شوند و دارای آداب و رسوم خاص خود هستند. در حال حاضر، رهبر ناانسان های ساکن روی زمین و پادشاه ناانسان ها، بلکاگار بولتاگون ملقب به بلک بولت است. اعضای خاندان سلطنتی در واقع یک خانواده‌ی مشخص از ناانسان ها هستند. تاریخچه به وجود آمدن خاندان سلطنتی به دوران حکومت آگون، پدرِ دو شاهزاده‌ی نژاد ناانسان ها یعنی بلک بولت و ماکسیموس، باز میگردد؛ زمانی که او به عنوان رهبر ناانسان ها منصوب شد، از همسر خود ریندا که در آن زمان باردار بود درخواست کرد تا خود را در معرض غبار تریجن قرار دهد. همین مساله باعث شد تا ژن های ناانسانیِ پسر آنها یعنی بلکاگار بولتاگون فعال شوند و او را تبدیل به قوی ترین ناانسان تمام دنیا کنند؛ بعد از این اتفاق آگون و ریندا برادران و خواهران خود را هم متقاعد کردند که خود و فرزندانشان را در معرض غبار تریجن قرار دهند؛ موضوعی که باعث به وجود آمدن نسل بعدی خاندان سلطنتی شد.

اعضای مهم خاندان سلطنتی

بلک بولت

بلک بولت پادشاه ناانسان هاست، کسی که دارای صدایی بسیار قدرتمند است؛ صدایی که تا ابد او را نفرین کرده است، نفرین به سکوت ابدی، زیرا که خارج شدن یک کلمه از زبان او می تواند شهر ها را به خاک یکسان کند و یک فریاد از طرفش قادر است قدرتمندترین موجودات دنیای مارول را به چالش بکشد.

بلکاگار بولتاگون، فرزند ارشد پادشاه آگون و ملکه ریندا بود. اولین حضور بلک بولت در شماره ۴۵ از سری کمیک های چهار شگفت انگیز و طی داستان “Among us hide the Inhumans” صورت گرفت و بسیاری از اعضای اصلی دیگرِ خاندان ناانسان ها هم در این شماره برای اولین بار حضور یافتند.

او پس از مرگ پدر و مادرش تاج و تخت پادشاهی ناانسان ها را به دست آورد و تاکنون در اغلب مواقع، وظیفه رهبری ناانسان ها را برعهده داشته است. بلک بولت چندین بار برای رهبری ناانسان ها با برادر کوچک تر خود یعنی ماکسیموس درگیر شده است اما با این حال در مهم ترین بخش های تاریخچه‌ی کمیک های ناانسان ها این بلک بولت بوده که فرمانروایی آنان را بر عهده داشته است.

بلک بولت علاوه بر اینکه یکی از شخصیت های اصلی کمیک های ناانسان ها به شمار می رود، در طول تاریخچه‌ی کمیک های مارول وابستگی های متعددی به گروه های متفاوت نیز داشته است. از میان این گروه ها می توان به گروه ایلومیناتی به عنوان مهم ترین گروهی که بلک بولت در آن عضویت داشته اشاره کرد؛ گروهی که نقش بسزایی را در پیشامدِ رویداد هایی مانند تهاجم مخفی (Secret Invasion) و جنگ های مخفی (Secret Wars) ایفا کرده است.


مدوسا (مدوزا)

مدوسا در واقع دختر دایی بلک بولت است که به خاطر وقایع دوران فرمانروایی آگون جز خاندان سلطنتی محسوب میشد. او در سنین جوانی در معرض غبار تریجن قرار گرفت که باعث شد تا او به موهایی بلند و سرخ رنگ دست پیدا کند که توانایی کنترل آن ها را دارد. او همسر بلک بولت است و ملکه‌ی ناانسان ها به شمار می رود. علاوه بر این مدوسا، مترجم سخنان بلک بولت نیز هست.این کاراکتر به دست استن لی و جک کربی خلق شده و در چهار شگفت‌انگیز شماره ۳۶ام (مارس ۱۹۶۵) معرفی شد.

رابطه‌ی عاشقانه‌ی میان مدوسا و بلک بولت یکی از معروف ترین روابط عاشقانه دنیای کمیک است. در واقع مدوسا اولین بار هنگامی بلک بولت را ملاقات کرد که او درون یک محفظه‌ی قرنطینه شده نگهداری میشد تا نتواند با صدایش به کسی آسیب بزند. در همین زمان بود که مدوسا و بلک بولت یاد گرفتند با یک زبان اشاره‌ی ویژه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و پس از آن هم با یکدیگر ازدواج کردند.

مدوسا همواره در مسائل مختلفی که برای ناانسان ها اتفاق افتاده پا به پای بلک بولت برای حفاظت از ناانسان ها مبارزه کرده است و حتی پس از وقایع کمیک “War of Kings“ که باعث مرگ بلک بولت شد، مدوسا برای مدتی رهبری ناانسان ها را بر عهده گرفت.

گفتن این مطلب ضروری است که کلمه “مدوزا” از یکی از اسطوره های یونان گرفته شده است . مدوزا زنی زیبا بود، او دوشیزه‌ای بسیار زیبا با گیسوانی دلفریب بوده‌است، به‌طوری‌که این زیبایی غره‌اش کرده بود. وی با پوزئیدون خدای دریا در معبد آتنا همبستر شد و به این ترتیب عبادتگاه آتنا را ملوث کرد، آتنا هم برای تنبیه وی، موهایش را تبدیل به مارهایی کریه و چندش‌آور کرد تا او به زشت‌ترین و منفورترین موجود، یعنی یک گورگون تبدیل شود. هرکسی که به مدوزاا نگاه میکرد به سنگ تبدیل میشد. درواقع به همین دلیل است که توانائی مدوزا در موهایش است.

ماکسیموس

ماکسیموس ملقب به ماکسیموس دیوانه، برادر کوچک تر پادشاه ناانسان ها یعنی بلک بولت است و یکی از اعضای اصلی خاندان سلطنتی ناانسان ها به شمار می رود. او هنگامی که خردسال بود در معرض غبار تریجن قرار گرفت اما در ظاهر چیزی به قدرت های او اضافه نشد. اما با گذشت زمان، قدرت های او خود را نشان دادند و او به یکی از قدرتمند ترین ناانسان های جهان تبدیل شد. قدرت ماورایی ماکسیموس در واقع هوش بسیار بالا و البته قدرت تله پاتی او است.

ماکسیموس هرگز موضع مشخصی نسبت به هم نژادان خود ندارد، اما اغلب اوقات به عنوان شخصیتی جامعه ستیز به تصویر کشیده می شود که به مبارزه با برادر خود و خاندان سلطنتی می پردازد. هر چند تعدادی داستان هم وجود داشته اند که در آن ها، ماکسیموس زیر نظر خاندان سلطنتی به همکاری پرداخت و با توجه به هوش بسیار بالای خود توانست موجب پشرفت های زیادی در بخش تکنولوژیِ شهر آتیلان شود.


کریستال

کریستال خواهر ملکه‌ی ناانسان ها یعنی مدوسا است. توانایی ویژه‌ی او این است که می تواند برای مدت محدودی کنترل چهار عنصر کلاسیک تشکیل دهنده‌ی طبیعت یعنی آب، خاک، آتش و باد را برعهده بگیرد. کریستال در سال های ابتدایی زندگی خود، به دلیل جنگ بوجود آمده در آتیلان، مجبور به ترک این شهر شد. او سال ها بعد هنگامی که بزرگ تر شد تصمیم گرفت به دنبال خواهر خود مدوسا بگردد؛ در پیِ این جستجو، در نهایت او به نیویورک رسید و متوجه شد که خواهرش در تمام این مدت به فراموشی دچار شده و چیزی از گذشته بخاطر نمی آورد. به همین دلیل، به یک گروه متشکل از چند ابرخبیث پیوسته است. اما به کمک کریستال، مدوسا توانست حافظه خود را بازیابد و به همراه او به آتیلان بازگردد؛ بازگشتی که پایه گذار سری جدیدی از داستان های ناانسان ها شد.

کریستال در دنیای کمیک مدتی با شخصیت های معروفی همچون مشعل انسانی (جانی استورم) و کوئیک سیلور رابطه‌ی عاشقانه داشته است و حتی برای مدتی با کوئیک سیلور ازدواج کرده بود؛ حتی او و کوئیک سیلور دختری به نام لونا دارند که از جدیدترین اعضای خاندان سلطنتی به شمار می رود. البته لازم به ذکر است که در طی رویداد تهاجم مخفی به عقد یکی از معروف ترین اعضای نژاد کری ها یعنی رونان در آمد.

 

کارناک

کارناک یکی دیگر از اعضای اصلی خاندان سلطنتی ناانسان هاست که معمولاً در میان ناانسان ها به عنوان ارباب برج دانایی شناخته می شود. او در واقع یک فیلسوف است که توانایی های رزمی را به خوبی فرا گرفته و قادر است تا ضعف های افراد را در جنبه های جسمی و روانی پیدا کند و از طریق این ضعف ها، دشمنان و رقیبان خود را شکست دهد.

کارناک، برادر یکی دیگر از اعضای خاندان سلطنتی به نام تریتون است که تحت تاثیر غبار تریجن در زمان کودکی دارای فلس های سبز رنگ شد. همین موضوع باعث شد تا خانواده‌ی کارناک، او را از عمل تریجنسیس یا همان در معرض غبار تریجن قرار گرفتن باز دارند. بنابراین شاید تعجب کنید اگر بفهمید که کارناک هیچگاه به طور کامل در معرض غبار تریجن قرار نگرفته است.

تریتون

تریتون، برادر بزرگ تر کارناک است که در یک سالگی در معرض غبار تریجن قرار گرفت اما علاوه بر فعال شدن ژن های ناانسانی خود، تعدادی جهش همراه را نیز تجربه کرد که باعث شد او دیگر قادر نباشد بیرون از آب تنفس کند. هر چند که بعدها، ماکسیموس برای او ماسکی کوچک ساخت که به تریتون اجازه می داد برای مدتی بتواند به نیاز خود به تنفس آبزی غلبه کند.

تریتون در اوایلِ خلق کمیک های ناانسان ها توسط انسان ها به دام افتاد که همین مساله باعث نگرانی بلک بولت مبنی بر آشکار شدن محل زندگی ناانسان ها برای انسان ها شد. تریتون هم چنین یکی از مسئولین اصلی بازگرداندن مدوسا (هنگامی که حافظه اش را از دست داده بود) به آتیلان بود.

 

گورگن ( گورگون )

گورگن در واقع پسر عموی ماکسیموس و بلک بولت است که با قرار گرفتن در معرض غبار تریجن در کودکی، دارای پایین تنه ای دو پا و بسیار قدرتمند مانند موجودات یونان باستان یعنی سانتور ها (موجوداتی نیمه انسان و نیمه اسب) شد؛ به طوری که او می تواند با کوبیدن پاهایش بروی زمین امواج لرزه ای ایجاد کند. یک شخصیت تخیلی و ابرتبهکارانه در کتاب‌های کامیک می‌باشد. این کاراکتر به دست استن لی و جک کربی خلق شده و در چهارشگفت‌انگیز شماره ۴۴ام (نوامبر ۱۹۶۵) معرفی شد. وی جزوی از خانوادهٔ سلطنتی غیرانسان‌ها است

هنگامی که گورگن بزرگ تر شد به عنوان بادیگارد شخصی بلک بولت انتخاب شد. او هم چنین از طرف بلک بولت به عنوان مسئول آموزش ناانسان های جدید منسوب گردید و از او خواسته شد که این ناانسان های بی تجربه را تا جای ممکن بیشتر و بهتر به سمت درک درستی از قدرت های ماورائی شان هدایت کند.

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

گروت Groot

  گروت (به انگلیسی: Groot) یک شخصیت خیالی ابرقهرمان در کتاب‌های کمیک منتشر شده توسط …

دیدگاهتان را بنویسید