چهارشنبه , 13 مهر 1401 - 8:52 قبل از ظهر

والکیری Valkyrie

والکیری (به انگلیسی: Valkyrie) با نام اصلی برون‌ هیلد، یک شخصیت خیالی ابرقهرمان در کتاب‌های کمیک منتشر شده توسط مارول کامیکس است. شخصیت والکری توسط نویسنده روی توماس و طراح جان بوشما بر اساس شخصیت حماسی برون‌ هیلد در اساطیر اسکاندیناوی خلق شده است که برای اولین بار در شمارهٔ ۸۳ انتقام‌جویان (دسامبر ۱۹۷۰) حضور پیدا کرد. او توسط اودین، پادشاه ایزدان قلمرو آزگارد برای رهبری والکریور «برگزیننده کُشتگان» برگزیده شد، گروهی از جنگاوران مؤنث که دلیرترین کسانی که در نبرد جان خود را از دست داده‌اند جستجو می‌کردند و آن‌ها را به تالار والهالا اسکورت می‌نمودند.

خاستگاه والکری با عنوان اصلی برون‌ هیلد همانند رازی باقی مانده است و والدین او ناشناخته هستند. او مدعی است که نه تنها یک آزگاردی محسوب می‌شود بلکه از زمانی حتی گذشته‌تر از آزگارد در حال خدمت بوده است.

همه ما والکری رو دوست داریم، بخصوص بعد از حضور در فیلم Thor: Ragnarok با بازی تسا تامپسون . والکری موجودی قدرتمند است. اما دلیل اصلی محبوبیتش این نیست بلکه شخصیت پردازی خیلی جذاب اوست . توی دنیای کمیک ما شاهد یک نسخه از والکری بودیم که با الهام از والکری MCU طراحی شده بود (کمیک Exiles 2018) اما هیچوقت کمیک اختصاصی خودش رو دریافت نکرد . والکری یک جنگجوی افسانه ای ازگاردی و یکی از اعضای مهم انتقام جویان مخفی هم بوده است . همچنین سلاح او دندان اژدها است و اسب بالدار اون خیلی به بخش اساطیری این شخصیت کمک میکنه .

 

همونطور که میدونیم قراره والکری در فیلم Thor: Love and Thunder حضور داشته باشه و احتمالا نقشش هم پر رنگ تر از قبل بشه و اگه قرار باشه این فیلم برای حضور توی گروه انتقام جویان و داستان های دیگه ای غیر از ثور مقدمه سازی کنه باید برای کسایی که آشنایی کمتری با والکری دارن یک داستان توی دنیای کمیک یا یک مینی سری به چاپ برسه .

همانند بسیاری از کاراکترهای اهلِ آزگاردِ مارول، ریشه‌های شخصیت والکری هم مربوط به اساطیر نروژ می‌شود و اقتباسِ غیروفادارانه‌ای از روی جنگجوی زنی به اسم برون‌ هیلد است. نسخه‌ی مارولی والکری که توسط روی توماس و جان بوشما خلق شده، برای اولین‌بار در شماره‌ی هشتاد و پنجم کامیک‌های «انتقام جویان» ظاهر شد. والکری رهبر والکریور است؛ موجودات قدرتمندی که از سوی اُودین دستور دارند تا جنگجویان کشته شده را برای ورود به تالارِ والهالا انتخاب و اسکورت کنند. برون‌ هیلد تمام قابلیت‌های استانداردی که از یک آزگاردی انتظار می‌رود ، را دارد. از قدرت فرابشری و بدن سرسختش گرفته تا سرعت و چابکی‌اش در مبارزه، همه اینها او را به جنگجوی بامهارت و مرگبار مبدل کرده‌اند. سلاح معروف والکری شمشیری جادویی به اسم «دندان اژدها»ست که با استفاده از شاخ یک اژدهای فرابُعدی ساخته شده است. جالب است بدانید که «دندان اژدها» در ابتدا توسط دکتر استرنج به والکری هدیه داده شد و خود استیون استرنج هم آن را از «فرد کهن» (The Ancient One) به ارث برده بود. بعد از اینکه والکری وظیفه‌اش به عنوان مسئولِ ورودی‌های والهالا را رها کرد، به یکی از اعضای مهم گروه‌های «مدافعین» و «اونجرزِ سری» (The Secret Avangers) تبدیل شد. نقش برون‌ هیلد در فیلم «ثور: راگناروک» برعهده‌ی تسا تامپسون است. در حال حاضر نمی‌دانیم حضور والکری در این فیلم چقدر پررنگ خواهد بود، اما از آنجایی که با شخصیت زنِ خفنی طرفیم که مارول در مقایسه‌ی با کاراکترهای مردش، در این زمینه کمبود دارد، امیدوارم او در فیلم‌های بیشتری حضور داشته باشد.

منشأ پیدایش Brunnhilde the Valkyrie همچنان یک راز است. پدر و مادر او مشخص نیستند . او ادعا کرده است که “فقط یک ازگاردی” نیست و به چیزی قدیمی تر از ازگارد خدمت کرده است ، اما هنوز منظور وی از این گفته مشخص نیست.

برون هیلد توسط اودین ، ​​پادشاه خدایان قلمرو بعد دیگر آزگارد ، برای هدایت والکیریور ، انتخاب کنندگان قاتل ، گروهی از الهه های جنگجو انتخاب شد که در جبهه های نبرد پرستش کنندگان خدایان آزگاردی ظاهر می شوند و بین اشخاص عمل انتخاب را انجام میدهند ؛ مردگانی که شایسته باشند که به والهالا، سرزمین مردگان ارجمند در بعد آزگازد منتقل شوند ، توسط آنها به آن مکان منتقل خواهند شد. برون هیلد قرن ها با این توانایی به طور شایسته به آزگارد خدمت کرده است.

با استفاده از یک چشم مشابه و متفرق که متعلق به اودین بود ، پادشاه آزگارد به پسرش ثور هویت فانی جنگجو، زیگموند را داد. شرایط اکراهانه، اودین را مجبور به صدور این حکم کرد که زیگموند باید کشته شود. برون هیلد ، با درک اینکه اودین برخلاف خواسته های واقعی او عمل می کند ، سعی در محافظت از زیگموند داشت ، اما خود اودین باعث مرگ زیگموند شد. برون هیلد به عاشق باردار زیگموند ، سیگ لیند کمک کرد تا به سلامتی برسد. اودین به عنوان مجازات سرپیچی او ، قدرت خدایی و جاودانگی برون هیلد را از بین برد و او را به یک خلسه انداخت. او سرانجام توسط زیگفرید ، که پسر زیگموند و زیگلند بود و یک تناسخ دوباره فانی از ثور بود ، بیدار شد. برون هیلد و زیگفریلد عاشق هم شدند ، اما زیگفریلد تحت تأثیر جادو قرار گرفت و به او خیانت کرد. زیگفریلد بعداً به قتل رسید و برون هیلد ، که هنوز عاشق او بود ، به درون گلدان آتش خشمگین او پرید. اودین هم زیگفریلد و هم برون هیلد را به زندگی بازگرداند ، نقش های خداگونه ، قدرت ها و تقریباً جاودانگی آنها را به عنوان ثور و والکیری به آنها بازگرداند ، اما خاطرات آنها از زندگی اخیرشان را در زمین از بین برد. مشخص نیست که چقدر حقیقت ، در صورت وجود ، برای این حساب توسط چشم وجود دارد.

برون هیلد و همكاران والكيريش به جمع آوري جنگجويان مرگبار قهرمان براي والهالا ادامه دادند تا زماني كه هزاران سال پيش ، اودين مجبور شد طبق معاهده اي كه خود و دیگر رهبران خدایان زمين با موجودات فرازمینی منعقد کردند ، عملاً هرگونه رابطه با زمين را قطع كند. والکیری ها از آن زمان به بعد ،  فقط می توانستند قهرمانان کشته شده را از میان رزمندگان آزگاردی افتاده انتخاب کنند. برون هیلد از اینکه از انتخاب رزمندگان روی زمین منع شده بود ، ناراحت بود و به دنبال کار باارزشی برای انجام آزگارد پرسه می زد.

در یک میخانه در حومه مارموراگارد، ، برون هیلد با آمورای افسونگر روبرو شد ، که یک زندگی ماجراجویی را به او پیشنهاد کرد. برای چندین هفته برون هیلد در فتوحات خود ، این افسونگر را همراهی میکرد. به زودی برون هیلد تمایلات آمورا به بی اخلاقی را کشف کرد و تلاش کرد تا به مشارکت خود خاتمه دهد. در پاسخ ، آمورا برون هیلد را در یک بلور عرفانی از روح ها به دام انداخت. با وجود اینکه بدن برون هیلد در آنجا معلق باقی ماند ، روح جاودانه او به بازیچه آمورا تبدیل شد. در طول قرن ها افسونگر از ذات معنوی برون هیلد استفاده کرد تا قدرت والکری را به خودش یا به افرادش بدهد. افسونگر معمولاً از جادوی خود برای تغییر شکل استفاده می کرد تا شبیه برون هیلد باشد.

موارد خاصی از بهره برداری آمورا از والکیری قبل از سالهای اخیر ،مشخص نیست. اولین باری که آمورا جنبه فیزیکی والکیری را در سالهای اخیر به دست گرفت ، در نقشه ای برای هدایت تعداد انگشت شماری از خانم های انتقامجو در برابر انتقام جویان مرد بود. هویت واقعی او کشف شد ، و نقشه او خنثی شد. ماه ها ، افسونگر ،قدرت والکیر را به یک فرد اجتماعی به نام سامانتا پارینگتون در تلاش برای انتقام از هالک اعطا کرد.

سرانجام ،باربارا نوریس، زنی که با گرفتار شدن در یک بعد عرفانی دیگر ، دیوانه شده بود ، توسط آمورا قدرت و شعور والکیر را به دست آورد تا به افسونگر و متحدان سابق خود ، یعنی گروه فوق بشری به نام مدافعان ، کمک کند تا از چنگال جادوگر کاسیولنا فرار کنند. آمورا پس از شکست کاسیولنا ، طلسم خود را بر نوریس واگذار نکرد. در نتیجه ، بدن نوریس اکنون از آگاهی ، ظاهر و قدرت برونهیلد برخوردار بود ، در حالی که ذات ذهنی خود نوریس در بدن واقعی برون هیلد در آزگارد محبوس بود. با این حال ، به لطف فراموشی جزئی ناشی از افسون ، برونهیلد از اینکه بدن واقعی و حافظه کامل خود را در اختیار ندارد ، بی خبر بود. در واقع ، شخصیت برون هیلد در حالی که در بدن نوریس گیر افتاده بود ، از قدرت معمول اراده خود برخوردار نبود.

برای اولین بار بود که دو جنبه مخلوط والکیری با یکدیگر روبرو شدند ، یک جنگجوی خردسال ازگاردی به نام اولروس برای تصاحب والهالا تلاش کرد. جوهر ذهنی برونهیلد ،بدن دگرگون شده نوریس را به دام انداخت ، با ذات ذهنی نوریس که در جسم واقعی برونهیلد گرفتار شده بود مبارزه کرد. در پایان این برخورد ، بدن والكیری ، كه هنوز ذهن نوریس را در اختیار داشت ، به نیفیلهلم ، قلمرو ساكن ارواح برای مردگان غیر قهرمان آزگارد ، تحویل داده شد ، در حالی كه ذهن برون هیلد در بدن تغییر یافته نوریس، مدافعان را همراهی می كرد ، سفر بعدی دیگر او ، بازگشت به زمین بود.

به دلایلی که هنوز ناشناخته است ، برون هیلد در آن زمان نگران اتحاد دوباره ذهن خود با بدن واقعی خود نبود. تا زمانی که بدن باربارا نوریس به قتل رسید ، روح و روان والکری ناخواسته از دست میزبان فانی آزاد شد. با کمک جادوی دکتر استرنج ، برون هیلد بدن واقعی خود را بدست آورد ، که توسط افسونگر از نیفلهایم نجات یافت. برون هیلد به بدن واقعی خود بازگشت و حافظه کامل خود و شخصیت طبیعی رزمندگان را نیز بدست آورد. سپس برون هیلد با آمورا جنگید و او را به بلور روحانی که در آن گرفتار شده بود تبعید کرد.

برون هیلد که احساس می کرد به طور کلی از آزگارد و بویژه اودین به دلیل غفلت از وضعیت چند صد ساله خود ، دور شده است ، ترجیح داد به جای اینکه در آزگارد بماند ، با دوستان فانی خود ، مدافعان به زمین برگردد. او پس از نبرد با کاسیولنا به مدافعان پیوست و به طور مداوم در کنار آنها بود تا اینکه سرانجام این گروه به پایان راه خود رسید.

اودین ، الهه خودخوانده قدرتمند و خطرناک ، “اژدهای ماه” را متهم به قتل برون هیلد کرده بود. قرار بود برون هیلد فروتنانه اژدهای ماه را آموزش دهد . اینگونه اژدهای ماه در كنار برون هیلد در مدافعان خدمت كرد. برون هیلد قصد داشت اگر او دوباره به تهدید تبدیل شود ،علیه اژدهای ماه اقدامی انجام دهد. سرانجام اژدهای ماه اصلاحاتی انجام داد ، اما بعداً او بار دیگر تحت تأثیر شرور بیگانه ای قرار گرفت. اژدهای ماه به مدافعین حمله كرد ، اما برون هیلد كه از طرف اودین به این مناسبت اختیارات اضافی موقت گرفته بود – از جمله قدرت رشد به قامتی عظیم – با او مخالفت كرد. برون هیلد، والکیری های دیگر را برای کمک به خود احضار کرد و به همراه دو مدافع دیگر ، آنجل و ابر ، با او جنگ کردند و به ویژه به لطف کلود ، اژدهای ماه را شکست دادند. اما اژدهای ماه فرار کرد.

ماه ها پس از آن اژدهای ماه برای حمله به مدافعین بازگشت و در طی این برخورد ، قدرت وی توسط بیوندر بیگانه بسیار افزایش یافت. برای شکست اژدها ، برون هیلد و یک ابدی به نام اینترلوپر نیروهای زندگی جاودان خود را در برابر او قرار دادند. مدافعین آندرومدا و “من اسلاتر” دشمن سابق مدافعین ،به ​​آنها پیوستند ، زیرا لازم بود که نیروهای زندگی برون هیلد و اینترلوپر از “ابزارهای فانی” عبور کنند تا اژدهای ماه شکست بخورد. با پیوستن به یکدیگر ، چهار متحد قدرت شگرف زندگی مشترک خود را به اژدها ، موندراگون و گارگویل که اکنون بدن آنها تحت کنترل اژدها بود ، پرتاب کردند. سه مدافع دیگر برای نجات بی گناهان در معرض خطر افتادند و هنگام بازگشت ، برون هیلد ، اینترلوپر ، آندرومدا، من اسلاتر، اژدهای ماه و گارگویل ظاهراً همه به مجسمه های خاکستر و خاک تبدیل شده بودند و اژدهای ماه ظاهراً از بین رفته بود.

اخیراً هنگامی که دکتر استرنج در آستانه مرگ بود ، شکل اختری او به سمت یک قلمرو زندگی پس از مرگ کشیده شد. شکل اختری او برون هیلد را دید که برای همراهی او به آخرت آمده بود. عجیب اینکه، او از این همراهی امتناع ورزید ، و پس از تلاش قابل توجه ، به زندگی در دنیای فانی بازگشت. مشخص نیست که آیا خود برون هیلد مرده است و به ظاهر عجیب خود در شکل اختری خود ظاهر شده است ، یا اینکه او هنوز هم در فرم بدنی خود زندگی می کند. با این حال ، واضح است که او یک بار دیگر در خدمت اسکورت روح قهرمانان مرده به آخرت است.

سطح مقاومت: برون هیلد والکیر، دارای قدرت فوق بشری است و می تواند 45 تن را بلند کند. (هر شخص آزگاردی به طور متوسط ​​می تواند حدود 25 تن را بلند کند. برون هیلد قوی ترین والکری شناخته شده است.)

قدرت های فوق بشری شناخته شده: برون هیلد والکیری دارای صفات متعارف یک زن آزگاردی (“الهه”) است. او مانند تمام افراد آزگارد، عمر بسیار طولانی دارد (اگرچه مانند المپین ها جاودانه نیست) ،نیروی فوق العاده قوی ، او در برابر همه بیماری های زمینی مصون است و در برابر آسیب های معمول مقاوم است. (گوشت و استخوان آزگاردی ها تقریباً سه برابر بافت انسان ها، فشرده است و به تمام قدرت و وزن فوق انسانی آزگاردی کمک می کند) متابولیسم آزگاردی برون هیلد به او قدرت بیشتری نسبت به نیروی تحمل انسان ها در تمام فعالیت های بدنی می دهد: او می تواند یک ساعت قبل از خستگی اوج قدرت خود را اعمال کند . هرچند اینکار سطح توانایی او را مختل می کند.

 

مانند همه والکیری ها ، برون هیلد می تواند آینده مرگ را درک و حس کند. او می تواند “درخشش مرگ” را در اطراف شخصی ببیند که در معرض خطر جدی مرگ است ، گرچه اکثر ازگاردی ها و انسان ها نمی توانند این درخشش را ببینند.

 

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

گروت Groot

  گروت (به انگلیسی: Groot) یک شخصیت خیالی ابرقهرمان در کتاب‌های کمیک منتشر شده توسط …

دیدگاهتان را بنویسید