سه شنبه , 12 مهر 1401 - 7:26 قبل از ظهر

کیتی پراید Katherine Anne Pryde

کاترین آن «کیتی» پراید (به انگلیسی: Katherine Anne Pryde) با اسم رمز شَدوکت (سایه گربه)، یک شخصیت خیالی ابرقهرمان در کتاب‌های کمیک منتشر شده توسط مارول کامیکس است، که اغلب با مجموعه مردان ایکس در ارتباط است. شخصیت کیتی پراید توسط کریس کلیرمونت و جان بیرن خلق شده‌است؛ که برای اولین بار در مجموعه مردان-ایکس غیرطبیعی در ژانویه ۱۹۸۰ حضور پیدا کرد. شَدوکت یک جهش‌یافته با توانایی حرکت در فاز مواد جامد از طریق تغییر اتم‌های خود در بین فضای اتم‌های اجسامی که از بین آن‌ها عبور می‌کند است. اما او دریافته بود که توقف تدریجی در میان اجسام الکترونیکی، سیستم وجودیش را دچار اختلال می‌کند. او همچنین قابلیت انتقال توانایی خود به افراد دیگری که با او تماس فیزیکی برقرار می‌کردند را داشت. او با کلاسوس ازدواج کرد و ولوورین برای او به مانند استاد می‌ماند.

کاترین “کیتی” پراید یک دختر 13 ساله یهودی بود که سطح نبوغ او اجازه می داد با وجود سن کم در دوره های دانشگاهی شرکت کند. کیتی زندگی نسبتاً عادی داشت تا اینکه دچار سردردهایی به شدت مداوم در حال افزایش شد ، که این نتیجه قدرت جهش یافته گی او بود.

خود کیتی از جهش یافته بودن خود غافل بود تا اینکه یک بعد از ظهر اما فراست ،که آن زمان ملکه سفید باشگاه جهنم بود، وارد خانه او شد تا با والدینش در مورد ثبت نام کیتی در آکادمی ماساچوست صحبت کند. در طول بازدید ، کیتی بدترین سردرد خود را متحمل شد و به طبقه بالا در اتاق خود رفت. هنگامی که سردرد متوقف شد ، کیتی با دیدن اینکه در کف اتاق نشیمن خود است متعجب شد. او ناخودآگاه برای اولین بار از قدرت خود برای عبور از مواد جامد و عبور از تخت و کف اتاق خود به اتاق طبقه پائین استفاده کرده بود.

پس از رفتن فراست ، پروفسور چارلز اگزاویر با سه نفر از افراد ایکس تیم خود از دانشجویان جهش یافته ، که برای همزیستی مسالمت آمیز بین انسان ها و جهش یافته ها می جنگیدند ، وارد منزل او شد. به دنبال حمله ای از سوی باشگاه آتش جهنمی که طی آن کیتی به تیم کمک کرد ، نیروی ققنوس مردان ایکس پدر و مادر کیتی را مجبور کرد که اجازه دهند او به مدرسه اگزاویر بپیوندد و او جدیدترین و جوانترین عضو مردان X شد. کیتی در ابتدا خود را Sprite (شبح) می نامید ، اما بعداً اسم رمز Ariel (آریل) را به خود گرفت. همچنین اگزاویر ترتیب ثبت نام كیتی را در كلاسهای رقص در استودیوی مربی استیوی هانتر داد.

کیتی به سرعت به عضوی با ارزش در مردان ایکس تبدیل شد و ثابت کرد که ارزش بالائی دارد و با شکست دادن یکی از اهریمنان، N’Garai قدرت خود را نمایان کرد. کیتی با استورم (طوفان) در X-Man و ایلیانا راسپوتین جهش یافته دوستی نزدیکی برقرار کرد. پیوند بین کیتی و ایلیانا چنان قوی شد که کیتی سرانجام توانست شمشیر روح را که بیانگر نهایت طبیعت جادویی ایلیانا است ، نشان دهد.

کیتی همچنین با هم تیمی خود پیوتر راسپوتین (کلاسوس) رابطه عاشقانه ای رقم زد و در یک ماجراجویی در فضا با قالب یک موجود کوچک اژدها مانند بیگانه که لاکهید نام داشت ، یک همدم ثابت پیدا کرد. کیتی با ملاقات با داگ رمزی ، دانشجوی همکار در کلاس رقص استیوی هانتر که علاقه زیادی به رایانه داشت ، دوست صمیمی دیگری پیدا کرد. مرگ داگ در یک مأموریت با جهش یافته های جدید ثابت می کند که او اولین کسی است که کیتی را متحمل عذاب و ناراحتی کرد.

کیتی پس از دیدار از پدرش که اخیراً طلاق گرفته بود، فهمید که او با یاکوزای ژاپنی درگیر شده و او را تا ژاپن دنبال کرد و در آنجا اسیر شد و تحت کنترل ذهنی اوگان ، استاد هنرهای رزمی که قبلاً هم تیمی او بود ، قرار گرفت ، یعنی معلم ولوورین. با استفاده از بدن کیتی ، اوگان اقدام به کشتن ولوورین کرد اما موفق نشد. سپس ولوورین به كیتی آموخت تا در هنرهای رزمی مهارت كافی برای مبارزه با اوگان داشته باشد و با همدیگر توانستند روح اوگان را از بین ببرند. در طی این ماجراجویی ، کیتی خودش را Shadowcat (سایه گربه) نامید.

در حالی که کلاسوس در جریان جنگهای مخفی در Battleworld بود ، شیفته یک درمانگر بیگانه به نام Zsaji شد. پس از بازگشت به زمین ، او به بی وفائی خود را نسبت به كیتی اعتراف كرد و رابطه عاشقانه خود را قطع كرد.

در طی قتل عام جامعه زیرزمینی جهش یافته موسوم به مورلاک ها توسط تیم قاتلان جهش یافته فوق بشری غارتگران ، کیتی توسط نیزه انرژی پرتاب شده توسط غارتگری به نام هارپون مجروح شد که بر قدرت او تأثیر منفی گذاشت. کیتی که نتوانست ثبات دوباره خود را به دست آورد ، با تلاشهای مشترک دکتر دووم دیکتاتور اروپایی و رقیب سرسخت وی ، رید ریچاردز ، از تیم ماجراجویان فوق بشری معروف به چهار شگفت انگیز نجات یافت. با این حال ، او اکنون فقط از طریق تمرکز می تواند یک فرم جامد را حفظ کند.

کیتی پس از مشاهده مرگ آشکار مردان ایکس ، به تشکیل تیم فوق العاده اکسکالیبور مستقر در انگلیس کمک کرد. در طی یک ماجراجویی بین بعدی ، کیتی از هم تیمی های خود جدا شد و با بازگشت به زمین خود ، تصمیم گرفت زندگی ماجراجوئی را کنار بگذارد و در دانشگاه ثبت نام کند. با این حال ، کیتی که عادت به سیستم آموزشی انگلیس نداشت ، مجبور شد در مدرسه دخترانه سنت سرل ثبت نام کند. پس از کمک به نجات مدرسه از تعطیلی ، کیتی به هم تیمی های گذشته خود پیوست.

ماه ها بعد ، کیتی فهمید که ایلیانا بخاطر یک ویروس مرگبار جهنده کشنده ارثی در حال مرگ است ، بیماری که جهش یافته ها را مورد هدف قرار می داد. کیتی آنجا حضور داشت که سرانجام ایلیانا به این بیماری تسلیم شد ، غافل از اینکه مرگ این جهش یافته جوان Soulsword (شمشیر روح) را به او پیوند میدهد. سرانجام سحر و جادوی شمشیر شروع به فاسد کردن کیتی کرد ، و او سلاح را به هم تیمی خود Daytripper تسلیم کرد و او هم آن را به مادرش ، جادوگر کولی مارگالی Szardos داد.

اندکی بعد ، سازمان مخفی معروف به بلک ایر برای کمک در انجام مأموریتی به کشور جزیره ای جنوشا ، به اکسکالیبور مراجعه کرد. به آنها رابطی به نام پیت ویزدوم ، (جهش یافته ناخوشایند انگلیسی که به طور منظم با کیتی درگیر می شد) ، اختصاص داده شد. این زوج سرانجام بر برداشت های اولیه خود از یکدیگر غلبه کردند و عاشق یکدیگر شدند. ویزدوم حتی از بلک ایر استعفا داد و به اکسکالیبور پیوست تا در کنار کیتی باشد.

بعداً ، كیتی توسط آژانس اجرای قانون بین المللی S.H.I.E.L.D برای تعمیر سیستم رایانه ای ستاد پرواز خود استخدام شد. کیتی دریافت که این مشکل به دلیل نفوذ اوگان در سیستم رایانه ای بوده است و با کمک ولوورین ، او موفق به پاکسازی حضور اوگان شد. در این مدت ، کیتی به یک مامور S.H.I.E.L.D جذب شد. آن مامور خودش را کارآموز می کند و این باعث می شود که در این رابطه به عقل او شک کند. اندکی بعد او رابطه بین خودشان را قطع کرد.

کیتی به عنوان عضوی از اکسکالیبور باقی ماند تا اینکه این گروه منحل شد و پس از آن دوباره به مردان ایکس پیوست. اندکی پس از آن ، حادثه ای در جنوشا باعث گرایش طغیانگرانه کیتی شد ، که با نمایان شدن توسط کوتاه کردن موهای خود ، تکنیک جنگی وحشیانه تر او ، و به دست آوردن یکی از پنجه های شکسته استخوان ولوورین در نبرد ، منعکس شد.

هنگامی که کلاسوس جان خود را فدا کرد تا دارویی برای ویروس لگسیس آزاد کند ، ظاهرا بدن او سوزانده شد و کیتی خاکستر او را بر روی خانه های کشاورزی روسیه اش پراکنده کرد. در غم از دست دادن دوست قدیمی خود ، و در تلاش برای داشتن یک زندگی عادی ، کیتی مردان ایکس را ترک کرد. او با بورس تحصیلی کامل در مدرسه مهندسی و اخترفیزیک رابرت ا. هایلین در شیکاگو ثبت نام کرد ، او زندگی در دانشگاه را انتخاب کرد و به عنوان متصدی بار برای همسایه خود ، بلز شروع به کار کرد. کیتی خود را قادر به فرار از تعصب همیشه رایج انسان ها نمی دانست و خیلی زود با اعضای یک سازمان دانشجویی ضد جهش یافته ها به نام خلوص درگیر شد. کیتی به شرط آزمایش ملزم شد و مجبور شد در مشاوره اجباری شرکت کند. در این مدت ، کیتی با فهمیدن مرگ پدرش در میان کشته شدگان حمله به جنوشا ، با سخت ترین غم فقدان خود روبرو شد.

نبرد کیتی علیه خلوص بعد از اینکه سازمان تلاش کرد او را برای خرابکاری در یک آزمایش تحقیقاتی مقصر جلوه کند ، ادامه یافت. او به یک جلسه دانشجویی فراخوانده شد تا در مورد ممنوعیت خلوص یا جهش یافته ها در دانشگاه بحث کند ، اما بحث با حمله نژاد جدید Sentinels (قراولان) رباتیک شکار جهش یافته ها که توسط کیتی با کمک جهش یافته جدید کارما و Genoshan نابود شد ، کوتاه شد.

کیتی بعداً توسط مامور استریکر نفرت انگیز برای رها کردن تهدید تکنولوژیکی جهش یافته ها معروف به Mount Haven و رهبر مرموز آن ، کشیش پال ربوده شد. استریکر و کیتی با هم کشف کردند که پال یک هوش مصنوعی بوده است که مردم شهر را به قتل رسانده بود و با استفاده از دستگاه های میکروبی به نام نانیت ، ذهن ساکنان جهش یافته را از مواد آلی به رایانه های سایبرنتیک مرتبط با شعور مرکزی تبدیل می کرده است. هنگامی که مامور مردان ایکس، استورم برای یافتن كیتی وارد شد ، پال به دنبال تغییر شکل آنها نیز بود. استریکر تلاش کرد تا از قدرت کیتی برای از بین بردن وسایل الکترونیکی برای از بین بردن پال استفاده کند ، اما او نتوانست و پال با انتقال هوشیاری خود به یک شبکه جهانی به او پاسخ داد. در تلاش برای محافظت از نوع خود در برابر تهدیدات پل ، استریکر در تلاش برای آموزش انسانیت با او ادغام شد و شهر هاون با فوران آتشفشان به خاک سپرده شد.

اندکی بعد ، کیتی به تیم استورم در برابر تهدید شکارچی جهش یافته الیاس بوگان کمک کرد. پس از شکست بوگان ، کیتی تیم را به عمارت برگرداند و از او خواسته شد به عنوان عضوی از X-Men بازسازی شده سایکلوپس در آنجا بماند. کشف شد که پیتر راسپوتین زنده است ، بدن او مخفیانه دزدیده و توسط احمد ، بیگانه ای که فهمیده بود جهش زمین مسئول نابودی دنیای او است ، دزدیده و احیا شده بود. کیتی کمی قبل از نبرد نهایی مردان ایکس با او ، پیتر را پیدا کرد و پس از آن دوباره به مردان ایکس پیوست. پس از سالها دوری ، کیتی و پیتر عاشقانه خود را دوباره احیا کردند. (شایان ذکر است که اولین حضور کیتی پراید که با اولین حضور اِما فراست در یک نشریه صورت گرفته ، تحت نام اوریجین اما فراست در اینجا ترجمه شده و میتوانید مطالعه بفرمائید).

 

اما حال بد نیست اندکی به تاریخچه این شخصیت در میان مردم

و خوانندگان کمیک بپردازیم .

 

آنچه مارول و شخصیت های آنها را بزرگ می کند این است که ریشه در دنیای واقعی دارند. مارول و شخصیت های آن به جای اینکه وانمود کنند که جهان عالی است ، تصدیق می کنند که چنین نیست. همین ویژگی کوچک چیزی است که مارول را از DC متفاوت می کند.

این دو شرکت بیش از آنچه که من برای شمردن آنها احتیاج دارم ، پا به پای هم جلو رفته اند. در مدتی که آنها حضور داشته اند ، دی سی شخصیت هایی مانند سوپرمن ، زن شگفت انگیز و بتمن را برای ساخت در اطراف خود داشته است. هر یک از آنها زیبایی خاصی را برای شرکت به ارمغان می آورد که به راحتی قابل تکرار نیست. مشکل اینست، و باور کنید وقتی می گویم من خیلی راحت از این اصطلاح استفاده می کنم این است که ایستاده DC به همان روشی که افراد روزمره دارند ،دارای نقص نیست. سوپرمن یک بیگانه کامل از کریپتون است که قادر به انجام هر کاری است. زن شگفت انگیز یک الهه است که شیئی را که برای گفتن حقیقت طراحی شده است حمل می کند. و بتمن هم شخصی فراتر از ثروتمند است و همچنین باهوش است.

جایی که DC شکست خورده است ، و من دوباره این کلمه را خیلی آزاد استفاده می کنم ، شخصیت های هستند که برای خواننده روزمره قابل مقایسه نیستند. بگذارید بگوییم وقتی به شخصیت های مردان ایکس نگاه می کنیم ، اکثر شخصیت های DC با همان مشکلات مختلف روزمره روبرو نیستند. مشکلاتی همانند تبعیض ،تعصب ،نژاد پرستی، تبعیض جنسیتی و نفرت.

بدانید که من DC را به خاطر خلق و استفاده از شخصیت های اصلی آنها به روشی که انجام می دهند محکوم نمی کنم. در حقیقت کاملاً خوب است که هر از گاهی از دنیای واقعی دور شوید. کمیک برای علتی بوجود آمده ،بر این مفهوم بنا شده است که به کودکان اجازه می دهد دنیای واقعی را از طریق کمیک پشت سر بگذارند. من حتی شما را به بررسی آن تشویق می کنم.

مردان ایکس یک گروه قهرمان بسیار محبوب در جهان مارول هستند. آنها انسانهایی هستند که در طی سالهای نوجوانی متوجه می شوند که دارای یک قدرت واحد یا یک گروه از قدرتهای فوق العاده هستند. با کشف این ، آنها جهش پیدا می کنند. برای برخی ، جهش کاملاً درونی است و قابل توجه نیست. با این حال ، برای دیگران ، این جهش ،باعث تغییر فیزیکی می شود. بعنوان مثال به دنبال خزنده شب یا هیولا نباشید.

مردان ایکس در سپتامبر سال 1963 به سختی به صحنه آمدند ، سالها بعد به دلیل عدم فروش تقریباً فروپاشیدند و با انتشار شماره 1 مردان غول پیکر دوباره زنده شدند.

چیزی که مردان ایکس را از سایر تیم ها و شخصیت های کمیک بوک بسیار متفاوت می کند این است که داستان های آنها اغلب ریشه در مشکلات دنیای واقعی دارد که قبلاً ذکر شد. کسانی که آنقدر خوش شانس هستند که با ژن “X” متولد شوند ، بلافاصله مورد نفرت کسانی قرار می گیرند که… همان تعصبی را نداشته باشند که در جهان ما وجود دارد. روزی نمی گذرد که هیچ کدام از رنگ ها ، نژادها ، مذهب و جنسیت مورد تبعیض قرار نگیرند.

منشا و تاریخچه اولیه کیتی پراید به راحتی هضم می شود. کیتی پراید اولین بار در سال 1980 در کنار چند شخصیت برجسته دیگر (اما فراست ، سباستین شاو و کلوپ آتش جهنم) در کمیک X-Men Uncanny شماره 129 (از اینجا مطالعه کنید) ظاهر شد. تقریباً بلافاصله او به یک شخصیت محبوب برای طرفداران تبدیل شد. شماره 129 تلاش برای جذب کیتی پراید توسط هر دو باشگاه آتش جهنمین و X-Men را نشان میدهد. با پایان داستان ها ، ملکه سفید (اما فراست) مردان ایکس را دستگیر کرد و کیتی پراید در کشتی ای که آنها را به آنجا منتقل کرده بود ، پنهان شده بود. تا آنجا که داستان های پیشگامانه پیش می روند ، 129 کاملا خوب بود. اما بیایید کمی بیشتر در مورد تاریخچه کیتی پراید صحبت کنیم.

وقتی 129 منتشر شد ، کیتی پراید تنها سیزده و نیم ساله بود. حرکت به جلو این انتخاب جالب از نظر سنی بود. و چرا؟

کیتی جوان بود … خیلی جوان بود. در واقع ، او سالها از اکثر مردان ایکس دیگر کوچکتر بود. آنها بزرگسالان آزمایش شده نبرد بودند که قادر به ایستادن برای خود بودند. اما کیتی چنین نبود. بنا به همه اهداف ، او یک کودک بود و کودکان قرار نبود که درگیر جنگ شوند.

تاریخچه کیتی پراید و دین یهود

در بیشتر زندگی او ، تاریخچه کیتی پراید به عنوان یک بازیکن مهم و در عین حال ذره ذره در دنیای مردان ایکس دیده میشود. سالهای اولیه زندگی او را به عنوان یک نوجوان نابالغ نقاشی می کند و قادر به اشتباهات نابالغ نوجوانان است. به همین دلیل و در ترکیب ظاهر طبیعی او، شخصیت دمدمی مزاج و روحیه آزاد اندیش او ، پسران در سراسر جهان عاشق او شدند. او فرزند پوستر وسواس پسران شد. این باعث شد اتفاقی برای این شخصیت بیفتد که فقط برای شخصیت های کتاب کمیک اتفاق نیفتاده است. او نادیده گرفته شد. ایرادات ، ناهماهنگی ها و اشتباهات او اغلب توسط خوانندگان نادیده گرفته می شد.

همانطور که بزرگتر میشدیم ، یاد میگرفتیم که درک کنیم که او کامل نیست و بهترین سالهای او سالهای اولیه او نیستند. هر چه بیشتر می خواندیم ، بیشتر فهمیدیم که کیتی پس از سالهای شکل گیری اش به شخصیتی خوب تبدیل شده است. وقتی ما برای اولین بار با این شخصیت آشنا شدیم ، او کودکی در مدرسه کودکان بود. اما با بزرگ شدنش ، او به زنی تبدیل شد که کودکان را در مدرسه کودکانه اش هدایت می کرد. به همین دلیل ، او خودش را با بیشتر شخصیت های کتاب های کمیک متفاوت کرد.

کیتی از کودکی به زندگی در موسسه اگزاویر وارد شد و بعداً به عنوان معلم به موسسه جین گری پیوست. برای رسانه ای که شخصیت های آن به ندرت در دنیا پیر می شوند ،این مطلب طعنه آمیز است.

کیتی با بیشتر جهش های دیگر متفاوت است. قدرت کیتی ، برخلاف بسیاری از جهش های دیگر ، قدرت ، دوام ، سرعت ، استقامت یا موارد دیگر را برای وی فراهم نمی کند. این توانایی ، توانایی شفابخشی ، تأمین انرژی از بدن وی یا محصور کردن در مواد غیر قابل تخریب را ندارد. و به او اجازه پرواز ، استفاده از جادوها ، یا کنترل دیگران را نمی دهد. قدرت کیتی به او اجازه می دهد از دیگران قدرت بگیرد. یعنی او هر کس دیگری را که لمس کند ، قدرتش را در اختیار میگیرد.

همراه با بزرگ شدنش، این مطلب او را از بیشتر شخصیت های دیگر جدا کرد. در حالی که اکثر افراد دارای قدرتی مبتنی بر حمله بودند ، کیتی دارای قدرتی مبتنی بر دفاع بود. و همانطور که پل برایانت گفته ، “دفاع قهرمان می شود.”

بعلاوه ، به عنوان یک محصول جانبی مرحله ای ، اگر از طریق تجهیزات الکتریکی حرکت کند ، جریان الکترون را مختل می کند و در نتیجه باعث سوء عملکرد تجهیزات می شود.

اگر قدرت او واقعاً ساده به نظر می رسد ، از شما می خواهم درک کنید که بهترین چیزهای زندگی اغلب ساده ترین چیزها هستند. شخصیت هایی این چنینی، ،مثل ولوورین یک آشفتگی پیچیده دارند زیرا قدرت ، داستان ها و کارهایی که می توانند انجام دهند اغلب به اندازه آب و هوا تغییر می کند. کیتی سبک و جلف نیست. مطمئناً مواردی از تغییر جزئی داشته است ، اما به طور کلی ، او در توانایی های خود کاملا ثابت مانده است.

اگر تاریخچه کیتی پراید تابحال به او ضربه ای زده باشد ، روابط اولیه او با کلاسوس است. از همان اولین باری که چشم آنها به هم افتاد ،آنها می خواستند با هم باشند. اگر او سیزده و نیم ساله نبود و حداقل هجده ساله داشت، این خوب بود. اما هرجور حساب کنیم، کلاسوس باید به خاطر روابطش با کیتی دستگیر می شد. او بزرگسال بود و کیتی یک خردسال. این نوع رابطه در دنیای غرب تائید نمی شود.

درک رابطه آنها هرچقدر هم که سخت بوده باشد، در Uncanny X-Men # 141 همه چیز کمی راحت تر شد. این مسئله که در درجه اول به عنوان مقدمه ای بر روزهای آینده گذشته شناخته می شود ، این دو را نه تنها یک زوج ، بلکه یک زن و شوهر معرفی می کند. این نکته کوچک به سهولت هضم روابط آنها کمک کرد. قبل از آن ، فکر یک بزرگسال و یک خردسال با هم ، غیرقابل تصور بود. بعد از آن ، به نظر می رسید اوضاع کمی درست شده باشد.

همانطور که تاریخچه کیتی پراید نشان داده است ، در طول سالها و در عنوانی پر از ناسازگاری ، روابط آنها یکی از معدود قواماتی بوده که مردان ایکس در واقع داشتند. کیتی و پیوتر و پیوتر و کیتی. فقط کمی جواب داد.

و سپس موضوع مذهب پیش میاید.

دین ، ​​فارغ از هر رسانه ای ، یک موضوع دشوار است که باید درباره آن صحبت کرد. اما این به معنای غیرممکن بودن آن در کمیک ها نیست. جیم استارلین این کار را با وارلاک انجام داد. نویسندگان زیادی این کار را با داردویل انجام داده اند. و جوهر خزنده شب توسط دین احاطه شده است.

اما در مورد مگنیتو ، این شخصیت مانند ژورنالی از آشویتس (اردوگاه زندان نازی ها برای یهود) شناخته میشود. او را برای آنچه که بوده مورد ضرب و شتم ، شکنجه ، نقص عضو و وحشیگری قرار داده اند. نه به این دلیل که او کار اشتباهی انجام داده است و نه به دلیل اینکه شخص بدی بوده است. صرفاً به خاطر یهودی بودن او. مگنیتو از کودکی تحت وحشتی ناگفتنی قرار گرفته است و این روند در زندگی بزرگسالی او ادامه یافته است. مگنیتو به دنبال انتقام از همه کسانی است که او را بیگناه مورد آزار قرار داده اند. شخصیت او مترادف با ضربه ، تراژدی و بدترین چیزی است که بشریت به عنوان وحشیگری ارائه می دهد. بدون هیچ نوع اغراقی بیش از حد در مورد او ظلم شده و اگر شرایط متفاوتی به او داده شود و / یا واکنش متفاوتی نسبت به آن شرایط روبرو شود ، مگنیتو می توانست قهرمان باشد.

اما برخلاف او ، کیتی اینطور نیست.

کیتی پراید یهودی است و به آن افتخار می کند. دیدن چنین چیزی آسان است. از ستاره داوودی که دور گردن خود می اندازد تا شمع مذهبی که هنگام جنگ به کلاسوس میدهد، هیچ گونه اشتباهی در دین او وجود ندارد. این به چند دلیل مهم است. اول ، بر خلاف هم تیمی های او، سوای خزنده شب ، کیتی بسیار مذهبی است. دوم ، در طول سالها نویسندگان توانسته اند از او به عنوان صدای دین استفاده کنند. سوم ، کیتی یکی از شخصیتهای اصلی جریان اصلی کتاب های کمیک است که به هر نوع مذهب سازمان یافته ای تعلق دارد. و چهارم ، سوابق یهودی او چیزی است که وی با مگنیتو فوق الذکر مشترک است. تفاوت این دو البته این است که آنچه برای مگنیتو اتفاق افتاده به دلیل مذهبش بوده اما کیتی چنین اتفاقاتی را از سر نگذرانده است.

عواقب و وفاداری آنها به معنای نفرت کامل آنها از یکدیگر نیست. مگنیتو برای لحظه ای توانست نفرت خود را کنار بگذارد و در یادبود ملی هولوکاست واشنگتن به کیتی بپیوندد. این دو با هم، مگنیتو به عنوان بازمانده هولوکاست و کیتی به عنوان یک نسل از بازماندگان ، نیروی تخریبی نفرت را منعکس کردند. این دو به روش زیبای خود به یک نتیجه مشابه می رسند … که جهان به قهرمانان نیاز دارد و قهرمانان ذاتاً استعداد و خاص بودنی ندارند.

متأسفانه ، این نوع مبادله باعث ایجاد یک کتاب کمیک بسیار کسل کننده شد ، بنابراین در پایان آن ، همه چیز سریعاً به حالت عادی بازگشت. آنقدر عادی که مگنیتو فکر کرد او را کشته است.

در یکی از شگفت انگیزترین اتفاقات تاریخ … در حالی که کیتی در آغوش او در حال مرگ بود ، مگنیتو گفت که او می خواسته جهانی را بسازد که جهش یافته ها بتوانند بدون نفرت و آزار و شکنجه در آن زندگی کنند. او می خواست جهانی بسازد که جهش یافته ها بتوانند بدون ترس از خشونت در میان انسانها راه بروند. از قضا ، او در تلاش برای انجام این کارها ، افرادی را که می توانستند از چنین آرمانی محافظت کنند ، به قتل رساند.

“من قسم خوردم كه آرام نخواهم گرفت … تا آن كه جهاني را به وجود آورم كه ​​ذهنم … بتواند آزادانه و امن و بدون ترس زندگي كند ، جائیکه شاید همانند تو كوچک باشد. به همین دلیل ، من تو را میکشم. ”

این تبادل کوچک اما زیبا یادآوری برای همه است که چرا مگنیتو چنین شرور خوبی است. او با درگیری زندگی می کند. درگیری با خودش. با عقایدی که با او تضاد دارد. و درگیری با دین خودش.

اما ما در مورد مگنیتو صحبت نمی کنیم. صحبت از مگنیتو شد ، چون وقایع مشترکش با کیتی پراید در دنیای کیتی تاثیر گذار بوده و همچنین باعث میشود شخصیت کیتی را بهتر بشناسیم.

تاریخچه کیتی پراید ، تاریخی که وجود او را شکل داده متفاوت است. او اجازه نمی دهد درگیری باعث آسیب رساندن به او یا آسیب به شخص دیگری شود. یکی از بزرگترین ویژگی های او این است که او یک شخصیت خوش شانس است که تمایل دارد فقط نکات مثبت زندگی را ببیند. اما این بدان معنا نیست که او از تنفر و منفی بافی مصون است. کاملاً برعکس .

در یکی از پانل های مورد بحث در تاریخ کمیک مردان ایکس ، کیتی نقطه کانونی نژادپرستی و تبعیض بود. این مسئله در شماره X-Men Gold شماره 1 و سال 2017 بود. در این شماره ویژه ، هنرمند Adrian Syaf (آدریان سیاف) موضوع ضد یهود را در داستان خود منعکس کرد. به طور خاص ، او اعداد ضد یهود را در آثار هنری خود فرو برد. 212 و 51.

212 و 51؟

اکثر مردم ، از جمله خودم ، به این اعداد نگاه می کنند و چیزی از آن به ذهنشان نمیرسد. آنها به نظر مانند اعداد معمولی میرسند که به دلایل عادی انتخاب شده اند. با این حال ، برای سیاف ، معنای آنها خیلی بیشتر از آن چیزی است که به نظر می رسد.

در اندونزی ، کشوری که سیاف اهل آن است ، 212 نماینده اعتراض به دولت مسیحی جاکارتا بودند. شماره 51 ، به آیه ای از کتاب مقدس مسلمانان اشاره دارد. این آیه بیان می کند که مسلمانان نباید مردم مسیحی یا یهودی را به عنوان رهبر خود منصوب کنند.

اگر از خود می پرسید که این اعداد کجا به کار رفته اند … شماره 51 در پیراهن کلاسوس دیده می شود … مکان جالبی با توجه به سابقه این دو نفر و شماره 212 در صفحه پشت کیتی و گروهی از معترضین ظاهر می شود. (به تصویر نگاه کنید)

اما فقط اعداد نیستند که باعث ناامیدی خوانندگان در سراسر جهان شدند. کلمه جواهرات در همان صفحه 212 پنهان شده است. در حالی که کلمه جواهر به معنای هیچ چیز نیست ، جواهراتی که در کنار کیتی با بیشتر کلمات پوشانده شده است. در نتیجه جای گذاری راهبردی سیاف بصورت نمادین است، منظور از جواهرات در واقع یهودی ها هستند.

حتی بااینکه مارول بلافاصله بیانیه عذرخواهی را منتشر کرد و این شماره ها را در نسخه های بعدی حذف کرد ، خسارت وارد شده بود. کیتی نقطه مرکزی یک حمله نژادپرستانه و تبعیض آمیز بود. آنچه در این مورد جالبتر است این است که افرادی که مردان ایکس را تشکیل می دهند ، استن لی بعنوان مثال ، دقیقاً مانند ذات یهودی کیتی بودند.

تا زمانی که ددپول نباشد ، شخصیت های کمیک نمی دانند در خارج از صفحات خود در جهان چه می گذرد. آنها نمی دانند که هدف برنامه های نژادپرستانه و تبعیض آمیز هستند. و آنها نمی دانند که چقدر روی کسانی که آنها را می خوانند ، تأثیر می گذارند. آنها به سادگی شخصیت هایی هستند که برای سرگرمی هر کسی که آنها را بخواند ایجاد شده اند. اما X-Men Gold # 1 خلاف این را ثابت کرد.

سیاف از کیتی برای نشان دادن منظور خودش استفاده کرد و در این کار اشتباه کرد.

افزودن لایه های معنی دار به شخصیت های کتاب های کمیک بسیار دشوار است. سوپرمن ، زن شگفت انگیز و بتمن هرکدام این را ثابت می کنند. این موضوع ، اثبات می کند که می توان آن را انجام داد. اگرچه آنها از مردان ایکس بهتر نیست ، اما همان کسی هستند که نویسندگان و خوانندگان به آنها چسبیده اند.

تاریخچه کیتی پراید از همان کودکی آغاز شد و او نمی دانست که جهان برای او چه چیزی در چنته دارد. او از طریق برخی نوشته های خوب و نه چندان خوب به زنی تبدیل شده است که قادر به هدایت نسل جدیدی از افراد و جهش یافته ها است. در نتیجه ، او قوی ، مستقل و یکی از بهترین افرادی است که مردان ایکس ارائه می دهند.

کمیک عقده مسیحا X-Men: Messiah Complex با شرکت مردان ایکس را از اینجا مطالعه بفرمائید
مجموعه کتابهای اوریجین مردان ایکس را از اینجا بخوانید
کمیک مردان ایکس گالگوتا را از اینجا بخوانید
کمیک مردان ایکس – عشق سه گانه از روی هوس را از اینجا بخوانید
کمیک Extermination – تمام شماره ها
کمیک X-23 معصومیت گمشده (اوریجین)
دانلود کمیک تهاجم مخفی
تایم لاین و معرفی فیلم های مردان ایکس
کمیک مردان ایکس – نژاد در معرض خطر
کمیک جنگ های آپوکالیپس
کمیک X-Men vs. Hulk را از اینجا مطالعه بفرمائید
تعارضات و دروغ هائی که مارول در مورد انتقامجویان گفته است
10 ابرشرور و ابرقهرمان که ارتباط خویشاوندی دارند
10 ابرقهرمان قدرتمند امروز مارول
توضیح کل جدول زمانی MCU
نژادهای بیگانه که می خواهیم در MCU ببینیم

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

گروت Groot

  گروت (به انگلیسی: Groot) یک شخصیت خیالی ابرقهرمان در کتاب‌های کمیک منتشر شده توسط …

دیدگاهتان را بنویسید