شنبه , 31 اردیبهشت 1401 - 3:21 قبل از ظهر

10 مرگ تکان دهنده برتر در کتاب های کمیک

مرگ و کمیک ها همیشه دوش به دوش هم حرکت کرده اند. ناشران از این موضوع برای فروش بیشتر کتاب هایشان استفاده می کنند و دنیا عطش چنین ماجراهائی را دارد.

غالباً این وضعیت ،شوک و ناباوری را در بین خوانندگان ایجاد می کند و در توانایی جذب مخاطب بی نظیر است. طرفداران به سمت مسائلی سرازیر می شوند تا بتوانند از چه کسی ، کجا ، چگونه ، چه زمانی و چرائی داستان مطلع شوند. و پس از فهمیدن این مطلب ، آنها آنقدر در مورد آن صحبت می کنند تا اینکه شخصیت موردنظر آنها دوباره زنده شود.

مرگ و میرهای بی شماری در کمیک ها رخ داده است و مرور اکثر آنها زمان زیادی نیاز دارد. خوشبختانه ، من لیستی از نمادین ترین مرگ های کتاب های کمیک که تاکنون رخ داده را گردآوری کرده ام.

با گفتن این جمله ، من با افتخار 10 مورد از تکان دهنده ترین مرگ های کتاب های کمیک را که روی کاغذ رسم شده است ، تقدیم شما می کنم.

1. کاپیتان آمریکا

بله … اگر نمی دانید ، کاپیتان آمریکا کسی است که از مرگ در کتابهای کمیک رنج برده است.

در سال 2007 ، اد بروبیکر در نمایشی غیرقابل تصور ، یک نماد ملی را کشت. این مرد ، استیو راجرز ، لحن آنچه را كه آرزو ، شخصیت و اعتقادات آمریكا در آن ایستاده بود ، تعیین میكرد. او به تنهایی بار همه چیزهای بد دنیا را به دوش میکشید و به ما یادآوری میکرد که چیزهای خوبی در جهان وجود دارد.

مرگ او در سراسر جهان خبر ساز شد و اگر بگوییم که چرخه کمیک ها را تغییر داد ، بیراه نگفته ایم.

برای پایان دادن به رویداد جنگ داخلی ، استیو راجرز خود را تسلیم مقامات کرد. او این کار را انجام داد زیرا فهمید که درگیری ها ،بیشتر به جهان آسیب می رساند. همانطور که او از پله های دادگستری بالا می رفت ، توسط دشمنی که به نظر می رسید دشمن دیرینه اش ، کراس بونز است، به ضرب گلوله کشته شد.

البته او کراس بونز نبود …

2. سوپرمن

و نفر بعدی سوپرمن است.

کاپیتان آمریکا را فراموش کنید. مرگ سوپرمن اشک هواداران را در آورد. سوپرمن ادغام همه چیزهای خوب است … و او دیگر از بین رفته بود.

این رویداد ،دنیای مجموعه کتاب های کمیک را تغییر داد. هواداران دسته دسته به فروشگاه های کمیک محلی خود میرفتند تا نسخه ای از این کتاب را بدزدند. همه آنها این کار را انجام دادند به امید روزی که این کتاب ارزش مالی غیر قابل تصوری پیدا کند. البته ، دنیا به این روش کار نمی کند … اما این مانع از همه گیر شدن این مطالبه نشد.

در نبردی که برای WWE’s Royal Rumble (کشتی کج) مناسب بود ، سوپرمن و دومزدی چیزی از صفحات باقی نگذاشتند. این دو همه چیز را در اطراف خود نابود کردند و بدون پشیمانی این کار را کردند. مأموریت سوپرمن این بود که این غول را نابود کند. متأسفانه ، دومزدی اینگونه کار نمی کرد و فقط یکبار می توانست به طریقی خاص بمیرد … سپس او دوباره به زندگی بازمی گشت.

با یک مشت کاملاً به موقع ، این دو رزمنده روی زمین خراب شدند. و زمین عزادار شد.

3. باکی بارنز

هیچ کس به جز عمو بن و باکی در کمیک ها مرده باقی نمی مانند. یا حداقل قبلاً اینگونه بوده است. در همان داستانی که زندگی کاپیتان آمریکا را گرفت ، باکی را با تشریفات از مرگ بازگرداندند.

سالها دنیا تصور می کردند که او به دست آلمان نازی نابود شده است. اما اد بروبکر فکر دیگری داشت. وی به جای اینکه یک مرد مرده را با عنوانی مسالمت آمیز مانند قلمرو مرگ در کتاب های کمیک باقی بگذارد ، داستان باکی را بازنگری کرد تا توضیح دهد که او به جای مرگ ، در آب پیدا شده و توسط شوروی به عنوان یک قاتل مورد استفاده قرار گرفته است.

و این موضوع خوب بود. .. به دلایل واضح کاپیتان آمریکا بازگشت و باکی را به عنوان سرباز ایالات متحده به جایگاه واقعی خود بازگرداند.

رفتار اد بروباکر با این شخصیت بیشتر اثبات می کند که او استاد ژانر کمیک جاسوسی است. اگر این داستان را نخوانده اید ، بروید و آن را بخوانید.

4. وین ها (توماس و مارتا وین)

آیا مرگی در کمیک بوک ها وجود دارد که به اندازه مرگ خانواده وین بر کمیک ها تأثیر بگذارد؟

مرگ توماس و مارتا وین واکنشی زنجیره ای ایجاد کرد که هیچ کس نمی توانست پیش بینی کند.

پس از مشاهده این واقعه ، بروس وین جوان راهی مسیری شد و پاکسازی جهان از هر گونه شرور شناخته شده برای انسان را آغاز کرد. و او این کار را با باشکوه ترین و بزرگترین شیوه های خشونت آمیز انجام داد. او بیش از 70 سال است که جنگ شخصی خود را در شهر گاتهام انجام داده و هیچ نشانه ای از توقف ندارد.

یک شب هنگام بازگشت از تئاتر به خانه ، یک جنایتکار کم ارزش که خواسته های معمولی یک مجرم را مطرح میکرد ، به وین ها نزدیک شد. او هیچ بدون تردیدی اسلحه خود را بیرون کشید و به پدر و مادر بروس در جایی که ایستاده بودند، شلیک کرد. تقریباً بلافاصله ، بروس قول داد انتقام خود را بگیرد … و انتقام خود را گرفت.

این صحنه به کمیک ، تلویزیون ، سینما و تقریباً در هر شکل دیگر از رسانه ها راه پیدا کرده است و هیچ نشانه ای از توقف هم ندارد.

5. الکترا

در حالی که فرانک میلر مشغول احیای مجدد و تغییر همه چیز جهان درباره مت مورداک بود ، یکی از محبوب ترین شخصیت های تاریخ کمیک را به دنیا آورد.

هواداران فوراً عاشق الکترا شدند و دقیقاً به همین دلیل مرگ او را بسیار دردناک می بینند. جالب توجه است چون قرار نبود که او چیزی بیش از یک شخصیت تک قسمتی باشد.

فرانک میلر الکترا را کشته و کسی دیگر شاهد آمدن او نبوده است. با دیدن الکترا در جایگاه شایسته خود به عنوان قاتل کینگ پین، بولز آی احساس حسادت و ناامیدی کرد. به همین دلیل ، وقتی او فرصتی پیدا کرد که خود را بهتر نشان دهد ، این کار را کرد. او لحظه ای از ضعف خود استفاده کرد و در یکی از چندش ترین صفحات کمیک ، سای خود را (اسلحه بولزآی) در شکم الکترا فرو برد.

مرگ او مت مورداک و بقیه جهان را یک چرخه به عقب انداخت. و البته که حق هم همین بود .

6. جیسون تاد

آیا در هرکدام از مرگ های کمیک بوکی مرگ وحشتناک تری از مرگ جیسون تاد وجود ندارد.

در تلاش برای بالا بردن میزان فروش و امتحان کردن یک چیز جدید ، مدیران DC ساختن یک خط تلفن ویژه را که طرفداران می توانستند از طریق آن استفاده کنند ، در اختیار علاقمندان گذاشتند. و چرا طرفداران مایل به تماس تلفنی باشند؟ ساده است. این هواداران بودند که سرنوشت جیسون تاد را تعیین می کردند.  …  و آنها می خواستند که او مرده باقی بماند.

بنابراین ، در یکی از خشن ترین مرگ های ثبت شده در صفحات یک کتاب کمیک، جوکر زندگی او را با جنجالی از جیسون تاد و به ضرب کتک از او گرفت. و اگر این کافی نبود ، او انباری را منفجر کرد که او و مادری که اخیراً او را پیدا کرده بودند، در آنجا بودند.

بتمن به محل حادثه هجوم آورد اما فقط قادر به تماشای آن بود و همراهش خشم کامل طرفداران از سراسر جهان را احساس کرد. در یکی از نمادین ترین صفحات کمیک ، بتمن نشان داده شده است که جیسون تاد خون آلود و مورد ضرب و شتم قرار گرفته را از زیر آوار بیرون آورده است.

7. گوئن استیسی

در یک کلمه؟ دلخراش

دهه 1970 برای ایالات متحده تحول زمانی بود. پشت سر آن زمانهای ساده تر و جلوتر از آن آشفتگی های سیاسی نهفته است. موضوعاتی که با ایالات متحده روبرو شدند به فرهنگ اصلی جریان اصلی منتقل شدند. کمیک های مارول اقدام به خلاف اقتدار کردند. تلاش های آنها زمانی آغاز شد كه آنها مهر تأیید Comics Code Authority (قوانین کد کمیک ها) را از كتاب های کمیک خود حذف كردند. آن علامتی بود که نشان می داد این کتاب هیچگونه خشونت آشکار ، مواد مخدر ، رابطه جنسی یا زشتی را در خود جای نداده است. در این مدت ، کمیک ها کمتر به داستان های کودکانه و بیشتر به داستان های افراد بالغ می پرداختند.اما ما شروع به دیدن مواردی کردیم که از آن بحث شد: نژادپرستی ، مواد مخدر ، فقر ، جنسیت و غیره …

همانطور که داستان پیش می رود ، استن لی (خالق کمیک های مارول) در حال آماده شدن بود تا برای یک سفر کاری راهی اروپا شود. نویسنده گری کانوی ، سردبیر روی توماس و اینکر جان رومیتا پدر با ایده کشتن گوئن استیسی به او نزدیک می شوند. با عجله ، لی به آنها چراغ سبز نشان میدهد . او که از کاری که انجام داده غافل بود ، راهی اروپا شد.

به دنبال آن ، مرگ گوئن استیسی، ناگهان خوانندگان را به این فکر انداخت که شاید همیشه در اوج نباشیم. مرد عنکبوتی آنجا بود ، پسر خوب روزمره . او با شرایطی روبرو شد که نمی توانست از پس آن برآید. گوین ، هر اتفاقی که می افتاد ، قرار بود بمیرد. اگر او برای نجات او از آن جا می پرید ، دیگر با او برخورد نمی کرد و وقتی تار را شلیک کرد ، ضربه آن گردن او را شکست. …. و دنیا گریست.

8. Supergirl

“ما با یادآوری و تکریم گذشته زندگی می کنیم ، اما همیشه به آینده نگاه می کنیم. خداحافظ ، کارا ، لیندا لی ، سوپرگرل. دلم همیشه برای او تنگ خواهد شد. ” – سوپرمن

بحران در زمین بینهایت… 1985

فقط به جلد این کمیک نگاه کنید سوپرمن کتک خورده ، فرسوده و درمانده ای که بدن دختر عموی مرده خود را حمل می کند. اگر می خواهید یک کتاب کمیک بفروشید ، این روشی برای انجام این کار است. این کتاب در آن زمان ، مشهورترین چهره مرگی بود که در کمیک ها رخ داده بود.

DC نیاز به تنظیم مجدد سوپرمن داشت. آنها باید بیش از 50 سال ، مشکلات مداوم و تاریخ را دور می انداختند. آنها می خواستند که سوپرمن به تنها بازمانده کریپتون بازگردد و برای این کار ، کارا زور-ال باید گلوله را گاز می گرفت. … و او آن را گاز گرفت.

داستانی که قبل از فیلمنامه نویسی و در صف مقدم سوپرگرل بود ، بر خلاف هر چیزی، در تلاش برای شکست دادن یا حداقل کم کردن سرعت آن ، کاهش سرعت ضد مانیتور سوپرگرل است که به نبرد می شتابد. آنچه او پیش بینی نمیکند نتیجه نبرد و کشته شدن با انرژی کشنده بیش از حد مسموم بود.

قهرمان خودخواه ، دکتر لایت آنچه را که اتفاق می افتد میبیند و با تمایل به جان دادن به زندگی او روبرو میشود. هنگامی که او از سوپرمن میخواهد تا دختر عموی شکست خورده خود را برکنار کند ، ضد مانیتور باز شدن او را می بیند و یک ضربه کشنده به او وارد میکند.

آخرین سخنان وی صرف این شد که از هیچ چیز پشیمان نیست. تا آنجا که مرگ یک کتاب کمیک پیش می رود ، این یکی از برترین مرگ های کمیک است.

9. دیگر جهش یافته ای نباشد

مارول به یک روش برای تنظیم مجدد جمعیت جهش یافته گان خود نیاز داشت. آنها به خالقین، اجازه خلاقیت بی نظیری داده بودند و در نتیجه ، حجم عظیم Homo Superior (ابرانسانها) به تعداد غیرقابل شمارشی رسیده بود.

آنها به جای ایجاد رویدادی که در آن نبردی بزرگ درگرفته باشد ، تصمیم گرفتند که اسکارلت ویچ این کلمات جاودانه را بگوید ، “دیگر جهش یافته ای نباشد”. و با این چند کلمه ، جمعیت جهش یافته ها به جایگاهی بازگشت که 50 سال پیش در آن بود.

آنچه این داستان را از بسیاری داستان های دیگر جدا می کند این است که جهان با وقوع آن تصور می کند که مگنیتو مسئول آنچه اتفاق می افتد، است. اجازه دهید دوباره آن را بازگو کنیم. انتقام جویان و مردان ایکس دقیقاً در حال مشورت بودند که با جادوگر بسیار قدرتمند اسکارلت ویچ چه کنند. قدرت او به حد غیر قابل تصوری رسیده بود ، و در واقع ، در این مرحله ، محدودیتی برای آنچه او می توانست انجام دهد وجود نداشت.

Quicksilver (کوئیک سیلور) در تلاش برای نجات خواهرش ، وی را وادار به ایجاد واقعیتی می کند که در آن پدرشان ، مگنیتو حکومت می کند. داستان هم جذاب و هم به نوعی مضحک است اما کارساز است. و به همین دلیل ، شایسته این است که بخشی از لیست مرگ های کمیک باشد.

10. لوری گریمز

و من مثل یک کودک گریه کردم …

لوری گریمز شخصیت داستانی مجموعه محبوب و موفق Walking Dead است. او همسر ریک گریمز ، مادر کارل گریمز و سرانجام مادر جودیت گریمز است. در حالی که نمایش کمیک و تلویزیونی هر دو مرگ را به شیوه خود اداره می کنند ، اما این نسخه کمیک است که واقعاً غم انگیز است.

او و بهترین دوستش ، شین ، که فکر می کردند شوهرش از بین رفته است ، با هم رابطه دارند. اندکی بعد ریک برمی گردد و مشخص می شود لوری باردار است. متأسفانه ، در این مرحله ، هیچ کس دقیقاً نمی داند پدر کیست و سرانجام ، او نوزادی به نام جودیت به دنیا می آورد.

این کتاب با ادامه یافتن قبیله ای از انسانها در داخل یک زندان ادامه یافت. این ، مانند اکثر چیزهای دیگر کتاب ، دوام ندارد و گروهی رقیب از انسان ها می آیند که به دنبال تسخیر حریم مقدس هستند. در حالی که آنها فرار می کنند ،به لوری از پشت با گلوله تفنگ شلیک می شود و او به زمین بر روی جودیت می افتد … . او و جودیت هر دو می میرند و جهان کاملاً در شوک این مرگ مانده است.

از بین تمام مرگ هایی که در طول سال ها اتفاق افتاده است ، هیچ چیز به اندازه لوری گریمز بد و وحشتناک نبوده است.
و …

این تمام آنچه است که من دارم. این نسخه من از 10 مرگ کتاب های کمیک است که روی کاغذ رسم شده است.

حالا من آن را به شما تقدیم می کنم. آیا این لیست را قبول دارید؟

معرفی 10 خون‌آشام برتر مارول و دی سی
10 ماسک نمادین کاراکترهای کمیک بوکی
تمام شرورهای MCU از ریز تا درشت
ابرشرورهای MCU که فراموش کرده اید هنوز زنده هستند
8 نفر از بارزترین ابرقهرمانان مارول که مذهبی هستند
10 ابرشرور و ابرقهرمان که ارتباط خویشاوندی دارند
10 چیزی که مارول میتواند از دی سی بیاموزد
تایم لاین و معرفی فیلم های مردان ایکس
همه چیز در مورد کمیک استریپ
10 ابرقهرمان که شنل می پوشند
همه چیز در مورد کمیک استریپ
آشنائی با واژه های کتاب های کمیک

درباره ی Mehrdad

مطلب پیشنهادی

توضیح تاریخچه خون آشام های مارول

در فهرست قهرمانان و شروران مارول هیچ کمبودی از قهرمانان و افراد بد وجود ندارد …

4 دیدگاه

  1. سلام و خسته نباشید
    مقاله خوب و غم انگیزی بود
    من خودم تا حالا توی کمیکی مرگ ندیده بودم
    ولی برای عزیزانی که می خوان توی یه فیلم شاهد مردن تقریباً تمام ابرقهرمانان و نابود شدنشون باشن،پیشنهاد می کنم انیمیشن “لیگ عدالت تاریک:جنگ آپوکالیپس” رو ببینن
    انیمیشن فوق العاده نفس گیریه

  2. سلام، مقاله فوق العاده ای بود
    مورد سه بند اول جمله اول، نمی‌دونم چرا سه تا نقطه گذاشتید.
    مورد چهار خط سه باید مینوشتید، بدون هیچ . . . .
    مورد هفت سه خط آخر کمی از لحاظ جمله بندی مشکل دارن، گوئن هم با ی نوشتید.
    مورد نه بند آخر خط سوم دو تا است گذاشتید، ولی فک کنم یکیش کافی بود.
    مقاله واقعا دراماتیک بود، من مرگ گوئن استیسی رو از بقیه بهتر میدونم، مرگی که با تمام کلیشه های زمان خودش فاصله داشت، این مرگ اونقد تاثیر گذار بود که خداروشکر هنوز دست خوش تغییرانی نشده. خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید