دوشنبه , 2 خرداد 1401 - 4:03 بعد از ظهر

7 فیلم برتر و 7 فیلم بدتر گودزیلا

امسال ، 65 سال پس از اولین ورود هیولای بزرگ به سواحل ژاپن ، شاهد انتشار Godzilla: King of the Monsters ، دنباله فیلم Godzilla 2014 و سومین فیلم هالیوود با بازی کایجو افسانه ای بودیم. این سری فیلم امیدوار بود که با آوردن چندین هیولا از مشهورترین متحدان و دشمنان گودزیلا از جمله موترا ، رودان و گیدورا ، مقیاس و فضای هالیوود فیلم 2014 را با دهه های اسطوره سازی ساخته شده توسط کمپانی اصلی تولید گودزیلا ، توهو ، ادغام کند.

فرضیه پادشاه هیولاها از ما می خواهد که به تاریخ گسترده گودزیلا نگاهی بیندازیم ، که اکنون شامل تقریباً دوازده فیلم در چهار دوره مختلف داستان سرایی (دوران شووا ، دوران هیسی ، دوران هزاره و دوران ریوا) است. آنها از تصاویر تاریک ژاپن پس از دوران هسته ای گرفته تا داستان های علمی-تخیلی کمدی گرفته تا حماسه های سفر در زمان و هر آنچه در این میان است ، متغیر بوده اند. با وجود تعداد زیاد فیلم ها برای انتخاب، ممکن است از خود بپرسید که از کجا شروع کنید. بنابراین ، خواه به دنبال بهترین موارد گودزیلا باشید یا بدنام ترین ، از اینجا شروع کنید.

در این مقاله بهترین و بدترین فیلمهای تاریخ گودزیلا را برای شما آماده کرده ایم..

بهترین : گودزیلا (1954)

بله ، اولین فیلم گودزیلا هنوز هم در بین بهترین ها ،بهترین است ، و نه فقط به این دلیل که مارمولک های غول پیکر رادیواکتیوی مورد علاقه ما شکل گرفته اند. وقتی داستان او شروع شد ، گودزیلا همان اضطراب و نگرانی ژاپنی های دوران پسا اتمی نسبت به آینده بود که ژاپنیها را نگران میکرد و ایشیرو هوندا کارگردان توانست به خوبی این اضطراب را در قالب یک فیلم نشان دهد. این فیلم پر از شوخی و مانورهای نوآورانه مبارزه با کایجو نیست. این یک داستان جوی و پر از وحشت در مورد ملتی است که توسط شبح چیزی با پیامدهای عظیم و پتانسیل تخریبی شکار می شوند.

برای اثبات این موضوع ، به لحظات کوچک و انسانی این فیلم نگاه کنید. ورود گودزیلا به فیلم ، تماشای آن بر فراز کوه ، و همچنین خشم و عصبانیتی که در پی دارد ، نمادین است ، اما هوندا وقت ویژه ای صرف کرد تا به پیامدهای نابودی این هیولای غول پیکر بپردازد. نمای نزدیک مادر و کودک هنگام فرار از مسیر گودزیلا در توکیو استعاره های بزرگ و جسورانه ای را که فیلم با آنها کار می کند برجسته می کند و به آنها کمک می کند تا بیش از شش دهه از اکران خود به عنوان یک کلاسیک مطلق باقی بمانند.

بدترین:  (گودزیلا دوباره هجوم می آورد) Godzilla Raids Again

گودزیلا با اکرانش در سال 1954 موفقیت چشمگیری کسب کرد ، بنابراین مطمئناً برای توهو منطقی بود که هرچه سریعتر دنباله فیلم را بسازد. که در سال بعد در قالب Godzilla Raids Again اکران شد ، و همانطور که در مورد بسیاری از دنباله های ساخته شده سریع وجود دارد ، نتایج ناامید کننده ای دربر داشت.

گرچه این اولین فیلمی است که نبرد هیولا در مقابل هیولا را نشان می دهد در حالی که گودزیلا با موجودی شبیه آنوسور ویروس مانند دایناسور شکل می جنگد ، اما این نبردها هنوز آن چیزی نیستند که بعداً خواهند شد. در صحنه ها چیزهای زیادی وجود دارد ، تلاش زیادی برای حیوان گرایی در فیلم وجود دارد ، اما به اندازه مبارزات کاملی که در فیلم های بعدی دنبال می شود ، سرگرم کننده نیست.

اسطوره ها نیز کمی مبهوت کننده هستند، به ویژه هنگامی که می فهمید این گودزیلا در واقع یک مارمولک رادیواکتیوی غول پیکر دیگر از همان گونه است ، زیرا آنها هیولای اصلی را در پایان فیلم اول کشتند. این فیلم از نظر فنی نیز رنج می برد و در مقایسه با فیلم قبلی ، فضا و هنر بصری کمتری دارد.

با اینحال و با همه آنچه گفته شد ، Godzilla Raids Again همچنان قابل تماشا است ، اما این تعریف دنباله ای کمرنگ است.

بهترین : گیدورا ، هیولای سه سر

یک دلیل وجود دارد که در فیلم جدید گودزیلا ، پادشاه هیولاها ، چهار هیولا یعنی : گودزیلا ، موترا ، رودان و پادشاه گیدورا وجود دارند و می توان قسمت عمده آن را در این کلاسیک عظیم که ده سال پس از اولین فیلم گودزیلا منتشر شد ، جستجو کرد.

بیشتر داستان فیلم مربوط به یک شاهزاده خانم است که ظاهراً توسط یک بیگانه از سیاره زهره ربوده شده است و سعی دارد در قالب چندین هیولای عظیم ، به بشریت در مورد هلاکت قریب الوقوع توسط هیولاهائی به نام پادشاه گیدورا هشدار دهد. آنچه او پیش بینی می کند به وقوع می پیوندد ، و پادشاه گیدورا – که ظاهراً قبلاً یک تمدن رو به رشد را در زهره نابود کرده است- به زمین حمله می کند تا با سه سر ، دو دم و نفس برق آسایش زمین را ویران کند. تنها امید بشر تیمی متشکل از گودزیلا ، رودان و موترا است و معلوم می شود که حضور این تیم در وهله اول با حضور موترا آغاز شده است.

در یکی از نمادین ترین صحنه های کل این فیلم، موترا در واقع (به زبان هیولائی ، از طریق کاهنان موترا معروف به Shobijin) با رودان و گودزیلا صحبت می کند تا آنها را متقاعد به کمک کند. هنگامی که آنها نابود می شوند ، او با تلاش ناامیدانه برای نجات بشریت ، خودش برای نبرد علیه گیدورا پرواز می کند و جایگاه خود را به عنوان قلب هیولاهای زمینی تقویت می کند. هنگامی که سرانجام دو هیولای دیگر به او می پیوندند ، قتل عام کایجو یکی از قدرتمندترین ها در این سری فیلم ها اتفاق میفتد.

بدترین: پسر گودزیلا

برای مدت کوتاهی در اواسط دوره Showa در فیلم های گودزیلا ، توهو سعی کرد بر روی کنترل بودجه تمرکز کند و در عین حال خدمه بهتر خود را به فیلم های دیگر اختصاص دهد و متأسفانه این در فیلم ها تاثیرگذار بوده است. این استودیو همچنین با معرفی شخصیت های مختلف جدید ، جذابیت کار را گسترش داد که متأسفانه ما را به نزد پسر گودزیلا ، مینیلا می برد.

ذاتاً هیچ مشکلی با فرزندان گودزیلا وجود ندارد. در حقیقت ، فیلم های بعدی نیز در درجات مختلف موفقیت ،با این ایده بازی کردند. در اینجا ،تعاملات بین گودزیلا و مینیلا با چنان حساسیت کمدی و پدرانه ای اجرا می شود که تقریباً بلافاصله شروع به جلب توجه شما می کند. Minilla به سرعت آزار دهنده می شود و شهرت وی به عنوان یکی از گزینه های سوال برانگیز باقی میماند.

این تنها مشکل فیلم نیست. موجودات این بار – مانتوهای غول پیکر بنام Kamacuras و عنکبوت غول پیکری به نام Kumonga – جالب به نظر می رسند ، اما از آنجا که آنها عروسک هایی به جای مردان لباس پوش هستند ، از نظر شدت صحنه های جنگ بسیار محدود عمل میکنند. به علاوه لباس گودزیلا که برای این فیلم ساخته شده است (عمداً ساخته شده تا او را بیشتر شبیه پدر یا مادر کند) چندان …جالب به نظر نمی رسد..

بهترین : گودزیلا در برابر شاه گیدورا

دوران Heisei در فیلم های گودزیلا با تلاش برای بازگشت شخصیت او به ریشه های وحشت اتمی و با بازگشت گودزیلا در سال 1984 تا حدودی تفرقه انگیز آغاز شد و همه چیز با گودزیلا و بیولانته در سال 1989 تاریک باقی ماند. هر دوی این فیلم ها دارای سکون هستند اما دوره Heisei با سومین ورود خود واقعاً جان گرفت ، این فیلم توانست لحنی نسبتاً جدی را حفظ کند و در عین حال نسخه خود را با رویکرد “همه چیز را روی صفحه بینداز” از دوره Showa توسعه دهد.

داستان با این مفهوم آغاز می شود که گودزیلا در واقع برای اولین بار در سال 1944 ، هنگامی که گروهی از سربازان جنگ جهانی دوم را نجات داد ، به عنوان نسخه دایناسور کوچکتر و با جهش کمتری از خود ظاهر شد. گروهی از مسافران زمان که در آینده سفر می کنند ، مأموریت خود را برای جلوگیری از تحت تابش قرارگرفتن دایناسور و در نتیجه تبدیل شدن به گودزیلا آغاز می کنند ، اما معلوم می شود که مأموریت واقعی آنها این بوده است که دایناسور را برای یک مجود کوچک سه سر که پس از تابش تحت تابش قرار می گیرند ، آماده کنند. .. شاه گیدورا.

همه چیز از آنجا پیچیده تر می شود ، اما آنچه که اساساً باعث می شود نبرد بین گودزیلا و پادشاه گیدورا سربگیرد، نسخه ای از سه سر هیولا که توسط افراد به طور مکانیکی از آینده اصلاح شده است تا یک سر سایبرنتیک به آن بدهد و انبوهی از ابزارهای دیگر ، می باشد. کل فیلم یک انفجار است ، اما نقطه اوج آن فقط در نبرد نهایی دیده میشود.

بدترین: همه هیولاها حمله می کنند

در فیلم های متنوع و گوناگون گودزیلا هر زمان شاهد وجود یک یا چند هیولا هستیم. گاهی اوقات منجر به داستان سرایی نسبتاً ضعیفی مانند پسر گودزیلا می شود که تا حد زیادی به جزیره هیولا ها سقوط می کند و گاهی اوقات منجر به نبردهای نادرست کایجو و دیگر کاستی ها می شود. این همچنین بدان معنی است که ، در یک برهه از سری گودزیلا ، فیلمی به دست ما رسید که از برخی جهات فقط یک صداگذاری برای فیلم های گودزیلا بود که قبل از آن آمده بودند.

All Monsters Attack (همه هیولاها حمله می کنند) که با نام “انتقام گودزیلا” نیز شناخته می شود ، داستان پسر جوانی به نام ایچیرو است که برای فرار از زندگی تنهای خود ، رویای جزیره هیولاها را در سر می بیند. در خواب او با مینیلا پسر گودزیلا دوست می شود و این دو از طریق قدرت دوستی با زورگویان جهان او مقابله می کنند. این لزوماً مفهوم بدی نیست ، اما فیلم همچنان به شدت به تصویر گودزیلا که از پسران گودزیلا و ابیراه: وحشت از اعماق بازیافت شده ، متکی است. مشکل مینیلا نیز وجود دارد ، که علی رغم تلاش اصیل خود برای غلبه بر قلدری خود ، همچنان آزار دهنده است. پیش فرض لزوماً هیچ مشکلی ندارد ، اما فیلم کاستی های زیادی دارد.

بهترین: Godzilla AND Destoroyah (گودزیلا و تخریب گر)

فیلم آخر گودزیلا در دوره Heisei باید با سر و صدا به نمایش در می آمد و گرچه این فقط می توانست یکی دیگر از فیلم های هیجان انگیز تیم او باشد ، اما آنچه که به دست آمد، یکی از جذاب ترین و بلند پروازانه ترین فیلم های کل این سری است. هنگامی که گودزیلا با نشانه های درخشان در سراسر بدن خود ظاهر می شود ، دانشمندان تشخیص می دهند که قلب او که به عنوان یک راکتور هسته ای عمل می کند ، در واقع ذوب می شود و مرگ قریب الوقوع او می تواند قدرت کافی برای پاک کردن کره زمین را در خود داشته باشد. گویا این مسئله به اندازه کافی دردسر ساز نبود ، آنها همچنین کشف کردند که دستگاه اصلی “اکسیژن ناوشکن” که در اولین فیلم در سال 1954 برای کشته شدن گودزیلا استفاده شد ، گروهی از موجودات دریایی ماقبل تاریخ را نیز به هیولاهایی غول پیکر سخت تبدیل کرده است که پس از آن در یک فیلم فوق العاده با هم ترکیب می شوند – هیولایی که اساساً شبیه خود شیطان است.

Godzilla vs. Destoroyah همه اینها را دارد: گودزیلا در معرض خطر نهایی ، یک آنتاگونیست هیولائی است که هم شخصیت تلویزیونی مشروع و وحشتناکی دارد و هم شخصیت نسبتاً بزرگی دارد که همدلی واقعی ایجاد می کند ، و حتی به نوعی موفق می شود یک توطئه “گودزیلا جونیور” را که واقعاً زمینی است ،به سمت خود بکشاند. همه اینها در یک فینال واقعاً موثر به اوج می رسند که مرگ و تولد دوباره گودزیلا را به روشی نشان می دهد که هیچ فیلم دیگری در خود نداشته است.

بدترین: گودزیلا و مگالون

در دهه 1970 ، توهو امیدوار بود که قهرمان بزرگ خود را با الگوبرداری از موفقیت شخصیت ژاپنی Ultraman خلق کند و مسابقه ای برگزار کرد و از کودکان خواست تا قهرمان خود را طراحی کنند. شخصیت بدست آمده ، پس از تغییرات فراوان توسط استودیو ، ربات غول پیکر Jet Jaguar بود ، که در ابتدا قرار بود فیلم خود را بدست آورد. در جایی از مسیر فیلم جت جگوار با یک فیلم گودزیلا ادغام شد و نتیجه آن گودزیلا در برابر مگالون است.

گودزیلا و یک مرد رباتی غول پیکر در یک فیلم قطعاً سرگرم کننده به نظر می رسند ، اما خود فیلم بعلت روند سریع تولید یکی از کم نظیرترین طرح های هیولا در قالب مگالون رنج می برد ، و بینندگان خواستار یک طرح که وقت بیشتری را با جت جگوار می گذراند بودند. این فیلم همچنین به دلیل به تصویر کشیدن گودزیلا که یک ضربه ضربتی اجرا می کند و به نظر می رسد سوار بر دم خودش است ، بدنام است و دعواهای هیولائی هم در واقع فراتر از آن پیشرفت نمی کنند.

بهترین : Godzilla ، Mothra و King Ghidorah: Giant Monsters All-Out Attack

اول از همه ، فقط به عنوان نگاه کنید. چند بار عنوان را با صدای بلند بخوانید. این یکی از بهترین معرفی هایی است که می توانید به یک فیلم گودزیلا بدهید ، زیرا دقیقاً همان چیزی را که می خواهید ببینید .

مانند بسیاری از ورودی های دیگر در دوره هزاره گودزیلا ، Giant Monsters All-Out Attack (تمام هیولاهای غول پیکر حمله میکنند) به عنوان دنباله مستقیم فیلم اصلی 1954 عمل می کند ، و تمام قسمت های قبلی را نادیده می گیرد. این بدان معناست که این فیلم بار دیگر گودزیلا را به عنوان شروری نابود می کند که نابود شده است و بار دیگر اولین دیدار گودزیلا و دو تن از بزرگترین همبازیانش را به تصویر می کشد: موترا و پادشاه گیدورا. در این فیلم ، دو هیولای اخیر (همراه با شخصیت نسبتاً جزئی باراگون) به عنوان هیولای “نگهبان” طراحی شده اند که باید بیدار شوند تا جهان را از دست گودزیلا نجات دهند ، و پیچ و خم های ناشی از این افسانه ها حتی فراتر از جنگهای سرگرم کننده کایجو آن به مسیر فیلم کمک می کند . در یک لحظه روحیه موترا با گیدورا ادغام می شود و “King Ghidorah” را خلق می کند ، و اگرچه جلوه های بصری کمی قدیمی هستند ، اما همچنان یک چشم انداز زیبا در وجود خود دارند. این فیلم یک فیلم هیولائی خالص است و اثبات این مسئله است که گاهی اوقات باید برای ساخت یک چیز جدید ،تخته سنگ را پاک کرد.

بدترین: گودزیلا (1998)

بله ، فیلم گودزیلا به کارگردانی رولند امریخ در سال 1998 ، اولین تلاش آمریکایی ها برای راه اندازی مجدد این موجود ، نفرت زیادی را به راه انداخت. مردم طرح موجود را دوست نداشتند، آنها متیو برودریک را دوست ندارند که دانشمندی است که قصد دارد گودزیلا را سرنگون کند ،تصور بچه دار شدن این موجود را دوست ندارند و گاهی اوقات آنها اصلا دهه 1990 را دوست ندارند . پس با این همه دلیل مختلف متنفر بودن از گودزیلا 98 بسیار آسان است.

با وجود همه این دلایل ، بزرگترین مشکل فیلم امریخ ناامیدی ناشی از تماشای آن است ، زیرا اگر واقعاً توجه كنید ، این حس را می یابید كه قبل از اینکه همه چیز اشتباه پیش برود ،تقریباً یك اشاره به یك فیلم خوب وجود داشته است. لحظات واقعاً جالبی در فیلم وجود دارد ، از شخصیت برودریک در زیر یک پای گودزیلا گرفته تا اولین حضور این موجود در شهر نیویورک. متأسفانه ، این برای چنین فیلمی کافی نبود. این فقط یک سری برخورد با یک هیولا است تا قبل از اینکه فیلم شرایط را برای مجموعه بعدی انفجار تنظیم کند ، بتواند برای چند لحظه فیلم را سرپا نگه دارد و سپس پایان یابد.

بهترین : شین گودزیلا (2016)

پس از موفقیت Godzilla افسانه ای در سال 2014 ، Toho تصمیم گرفت که حق امتیاز Godzilla خود را با احتمالاً ترسناک ترین تجسم Godzilla بسازد. این فیلم Shin Godzilla (گودزیلای پیاده) نامیده می شود – همچنین به عنوان Godzilla Resurgence (طغیان مجدد گودزیلا) نیز شناخته می شود – بخشی از دوران Reiwa – این مجموعه سی و یکمین فیلم گودزیلا است. با همکاری کارگردان Neon Genesis Evangelion فیلم Hideaki Anno و حمله به Shinji Higuchi تیتان ، کایجو Shin Godzilla کاملاً جدید است ، گویی نسخه 1954 هرگز وجود نداشته است. این فیلم طنز تیز دولت ژاپن را نشان می دهد زیرا در آن با موجودی برخاسته از دریا و در حال تبدیل شدن به هیولایی عظیم دندان دار با چشمان مهره ای و حمله ویرانگر که از دهان و ستون فقراتش اشعه بیرون می آید ، سروکار دارد. ایالات متحده برای انتقاد وارد می شود و همچنین تهدید به پرتاب بمب اتمی به گودزیلا می کند تا به ژاپن نشان دهد چگونه باید با گودزیلا برخورد کرد.

گودزیلا در اینجا به عنوان استعاره ای برای یک فاجعه جمعی – در این مورد ، زمین لرزه hoku و سونامی 2011 و سپس فروپاشی هسته ای Fukushima Daiichi – به ریشه های خود بازگشت. واکنش های مردم نسبت به گودزیلا واقع بینانه است ، همچنین صحنه های تخریب ناشی از تغییر شکل او از یک شکل شنیع به شکل دیگر واقع بینانه است. باتوجه به روشی که گودزیلا به تصویر کشیده می شود به نظر می رسد وجود او یکی از رنج های سخت است. در حالی که دولت در جلسات بی پایان غرق می شود و دانشمندان برای یافتن راهی برای جلوگیری از گودزیلا تلاش می کنند ، او برای نبرد نهایی به آرامی به توکیو می رود.

فیلم با گودزیلا که در جای خود منجمد شده است ، به طور مبهم به پایان می رسد ، نمادی درخشان که اگر گودزیلا شروع به ذوب شدن کند همه چیز می تواند به سرعت جهنم شود. تصویر ماندگار موجودات کوچکتر و انسان نمائی مانند گودزیلا که از نوک دم گودزیلا بیرون می آیند نیز یادآوری کننده این است که این فاجعه می تواند دوباره رخ دهد … و دوباره و دوباره.

بدترین : Godzilla: The Planet Eater (2018) (گودزیلا : سیاره خوار)

Godzilla: The Planet Eater یک پایان ناامیدکننده برای سه گانه در نظر گرفته شده است که با Godzilla: Planet of the Monsters 2017 شروع شد و با Godzilla: City on the Edge of Battle 2018 ادامه یافت ، اگرچه برخی از افراد وجود دارند که آن را اثبات کننده این سری می دانند.

هارو ، قهرمان اصلی با صداگذاری مامورو میانو ، کینه ای بزرگ نسبت به گودزیلا دارد و دلیل خوبی هم دارد ، زیرا گودزیلا و سایر کایجوها بر روی زمین ظهور کرده و آن را تصاحب کرده اند. همچنین از زمین نه تنها یک ، بلکه دو گونه بیگانه ، Exif و Bilasaludo ، که نمی توانند گودزیلا را شکست دهند ، بازدید کردند و برنامه های خود را برای حمله به زمین شکست خورده دیدند. انسانها و بیگانگان پس از فرار از گودزیلای ناخوشایند در سفینه Aratrum ، دو دهه بعد بازگشتند و دریافتند که نه تنها 20 هزار سال بر روی زمین گذشته است ، بلکه زمین و گودزیلا نیز به طور قابل توجهی تغییر کرده اند و DNA گودزیلا در همه جا وجود دارد.هوتوآی انسان نما ، یک نژاد روحانی که موترا را می پرستند ، نیز در این امر دخیل هستند.

Godzilla: The Planet Eater شامل دشمن اصلی گودزیلا ، شاه گیدورا است که توسط Exif مذهبی به شکل “سایه” احضار می شود. هارو با Bilasaludo که او را مقصر اصلی مخمصه خود می داند و همچنین کشیش Exif Metphies ، با صدای Takahiro Sakurai ، که شور و حرارت مذهبی وی منجر به تخریب Aratrum از طریق گیدورا می شود و هارو را در طول سری دستکاری می کند ، درگیری دارد.

زیربنای فلسفی پایان این سه گانه تا حدودی خوب است. بشریت در صورت بازگشت به سبک زندگی بدوی تر ، می تواند به بهترین شکل زنده بماند و از تکنولوژی فرار کند و تسلیم خواسته خدایان و هیولاها شود ، چه به معنای واقعی و چه غیر از آن. به نظر می رسد این پیام مورد پسند بسیاری قرار نگرفته است و گودزیلا: سیاره خوار را در گروه “بدترین ها” قرار داده است.

بهترین : گودزیلا علیه کونگ (2021)

طبق گفته Rotten Tomatoes ، این فصل از هیولاها علیه افسانه ها نه تنها در باکس آفیس ایالات متحده حاکم جاگرفته، بلکه دارای دومین امتیاز تماشاگران برای یک فیلم گودزیلا در پشت Godzilla vs. Destoroyah است.

گودزیلا در برابر کونگ نوید یک حماسه جنگی بین عناوین کایجو را می دهد و با چندین دوره جنگ وحشیانه به عنوان گودزیلا و کونگ برای کسب عنوان یک پادشاه واقعی کایجو تلاش می کنند. بیش از سه سال که از وقایع گودزیلا می گذرد: پادشاه هیولاها ، تایتان ها ، از جمله گودزیلا ، از چشم دور مانده اند. کونگ در جزیره جمجمه رها شده است و توسط مونارچ کنترل می شود. کشف Hollow Earth و shenanigans در Apex Cybernetics گودزیلا و کونگ را به طور مستقیم درگیر می کند ، زیرا Big G (گودزیلا) از آنچه Apex در حال توسعه است راضی نیست و حتی اگر متوجه شود رقیب باستانی خود کونگ بزرگ شده است ،ناراضی تر هم میشود.

این فیلم برای گرفتن ایده از Stefon Saturday Night Live ، همه چیز را در خود دارد: کشمکش هیولاهای غول پیکر ، هیولای مکانیکی وحشتناک ، فناوری عالی ، جلوه های ویژه زیبا ، انبوه تخم مرغ های عید پاک (ایستراگ) و … عمدتا تعامل انسانی بی ربط. این فیلم هزاران سرگرمی دارد و طبق سنت بسیاری از فیلم های گودزیلا ، کاری که بشر انجام می دهد عموماً جای خود را به تماشای دو هیولای معروف در فرهنگ عامیانه می دهد که یکدیگر را شکار می کنند. تعجبی ندارد که طرفداران این ژانر و به طور کلی طرفداران اکشن پرفروش چنین واکنش مثبتی به آن نشان داده اند.

بدترین: Ebirah، Horror of the Deep (1966) (ابیراه ، هیولای اعماق)

ابیراه ، هیولای اعماق، همچنین به عنوان Godzilla vs. the Monster Sea (گودزیلا علیه هیولای دریا) و Godzilla – Ebirah – Mothra: Duel Big in the Seas South (گودزیلا – ابیراه – موترا : دوئل بزرگ در دریاهای جنوب)، مرحله دوره Showa را شروع می کند .گودزیلا دوباره دچار چهره ای احمقانه می شود و توهو هزینه ها را کاهش می دهد. این فیلم شامل یک گودزیلا با ظاهری دوستانه تر است که با آنچه در واقع یک خرچنگ غول پیکر است ، می جنگد. این فیلم در ابتدا به عنوان همراهی برای کینگ کونگ تصور می شد ، زمانی که Toho و Rankin / Bass ، که یک کارتون کینگ کونگ را تولید می کردند ، نتوانستند در مورد استفاده از کونگ کنار بیایند ، این پروژه دوباره مورد استفاده قرار گرفت. خوب ، در واقع این فیلم “تولید مجدد” نیست اما به چسباندن گودزیلا در جایی که کونگ ظاهر می شود، کمک میکند.

این فیلم درهم و برهم تلفیقی از شیطان پرستان جاسوس ، تروریست هایی که جزیره نشین های بردگ بامبو قرمز نامیده می شوند ، دختری در مضیقه و مجرمی است که پس از ماجراهای بد، خود را اصلاح می کند. گودزیلا فقط با ابیراه نمی جنگد ، بلکه موترا نیز ، هنگامی که برای نجات مردمش وارد می شود ،با او میجنگد. همه چیز قبل از اینکه جزیره از بین برود ، از بین می رود. این فیلم کند است و مدتها طول می کشد تا گودزیلا ظاهر شود ، حتی طبق استانداردهای فیلم های گودزیلا.

ایچیرو هوندا این خرابکاری را کارگردانی نکرد. بلکه این قرعه به جون فوکودا افتاد ، که برای کارگردانی گودزیلا و مگالون به کارش ادامه داد. تکیه گاه اصلی گودزیلا ، آکیرا تاکارادا در نقش یوسیمورا سارق بانک است که در قایقی پنهان می شود که توسط مردی و دوستانش به جستجوی برادر گمشده مرد دزدیده می شود. قایق مورد حمله ابیراه قرار می گیرد و گروه در پایگاه Red Bamboo (بامبوی سرخ) شستشوی مغزی می شوند. آنها روی گودزیلا تصادف می کنند و تصمیم می گیرند او را به عنوان حواس پرتی برای کمک به فرار مردم موترا بیدار کنند. بعداً ، گودزیلا و ابیراه با یک سنگ پینگ پنگ بازی می کنند. این فیلم واقعا خوب نیست.

همه چیز درمورد کمیک های گودزیلا در مارول
کمیک گودزیلا در جهنم
دانلود کمیک تهاجم مخفی
معرفی 10 دانشمند برتر کمیک‌های مارول بهمراه حوزه مطالعه آنها
معرفی 10 خون‌آشام برتر مارول و دی سی
10 ماسک نمادین کاراکترهای کمیک بوکی
حقایق ناگفته از شانگ چی
دانلود کمیک ultimatum
کمیک The Daughter Of Wolverine
دانلود کمیک شیطان خاکستری گاتهام
کمیک Batman Noël
کمیک بیگانه ها
کمیک کلاسیک اسرار بشقاب های پرنده
کمیک کلاسیک بیست هزار فرسنگ زیر دریا
کمیک کلاسیک تارامیس قهرمان
کمیک کلاسیک بینوایان
کمیک جنگ های آپوکالیپس
مجموعه کمیک دکتر استرنج

 

درباره ی hadi

مطلب پیشنهادی

توضیح تاریخچه خون آشام های مارول

در فهرست قهرمانان و شروران مارول هیچ کمبودی از قهرمانان و افراد بد وجود ندارد …

3 دیدگاه

  1. سلام و خسته نباشید
    اگه اشتباه نکنم، فیلم گودزیلا: پادشاه هیولاها رو جا انداختین

  2. سلام
    مرسی بابت مقاله، فیلم گودزیلا پادشاه هیولاها هم بنظر من خوب بود، ولی منتقدا اون رو یه فیلم متوسط میدونن، راستش از این فیلما، چهارتاشون رو بیشتر ندیدم، گودزیلا هم شخصیت باحالیه
    خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید